2026 August 6 - پنج شنبه 15 مرداد 1405
بررسی یکی از احادیث مناشده حضرت امیر سلام الله علیه
کد مطلب: ١٦٤٩٤ تاریخ انتشار: ٢٦ بهمن ١٤٠٤ - ١٦:٠٦ تعداد بازدید: 191
خارج فقه الحکومه » فقه
بررسی یکی از احادیث مناشده حضرت امیر سلام الله علیه

(جلسه پنجاه و هفتم 20 . 10. 1404)

لينک دانلود
درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم

(جلسه پنجاه و هفتم 20 . 10. 1404)

‏ موضوع: بررسی یکی از احادیث مناشده حضرت امیر سلام الله علیه

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

امام حسین که جای خود دارد در روایت داریم بعضی از افرادی که مثلا برادر دینی شان به آنها خدمت کرده اند ، فردای قیامت دنبال این هست که از آنها شفاعت کند. در قیامت آنها را پیدا نمی کند می فهمند که وارد جهنم شده اند. آنها را از آتش جهنم نجات می دهند.

{يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ } [آل عمران: 129]

{وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِ} [المائدة: 64]

خدای تعالی می تواند هر کس را بخواهد ببخشد و هر کس را عذاب کند. در روایات هم درباره حق الناس داریم تا طرف مقابل راضی نشود امکان بخشش نیست. در رابطه با شهدا روایتی را آیت الله شاه آبادی نقل می کردند که البته خود من ندیدم روایت را . ایشان می گفتند: شهدا قطعا اهل بهشت هستند بعضی از شهدا را دم در بهشت نگاه می دارند و می گویند شما نسبت به فلانی بدهکاری. او بر گردن شما حقی دارد. آن شخص را می آورند یا می بخشد یا بجای حق خودش از کمالات شهید برمی دارند به او می دهند. تقلیل درجه این شهید می شود و بعد به بهشت می رود. درباره امام حسین علیه السلام هم هست آن حضرت کسانی که برای ایشان گریه کرده باشند حتی اگر وارد جهنم شده باشند، نجات می دهند. حتی اگر حق الناسی بر گردن آنها باشد و در جهنم باشند، سید الشهداء واسطه می شوند بین ذی الحق و طرف مقابل رضایت می گیرند و شیعه را وارد بهشت می کنند. دو شیعه با هم اختلاف دارند و هر دو بخاطر حق الناس وارد جهنم شده اند . سید الشهدا بین این دو آشتی بر قرار می کنند و هر دو را وارد بهشت می کنند. ان الله یغفر لمن یشاء و یعذب من یشاء. این دیگر حد و حدودی ندارد. حضرت سید الشهداء سلام الله علیه هرچه داشتت در راه خدا داد خدا هم هرچه دارد به حضرت سید الشهداء داده است. البته کسانی که با شرک از دنیا رفته اند در جهنم خالدین فیها ابدا هستند. ولی بعضی از مجرمین بخاطر گناهشان ان الله لیعذّب بذنب من ذنوبه مأة عام. چه بسا بخاطر یک گناه صد سال خدا انسان را در جهنم نگه دارد. دقت کنند دوستان چند روایت در کافی هست که سند برخی صحیح هم هست از جمله اینکه می فرماید:

يا جابر والله ما يتقرب إلى الله تبارك وتعالى إلا بالطاعة وما معنا براءة من النار ولا على الله لاحد من حجة ، من كان لله مطيعا فهو لنا ولي ومن كان لله عاصيا فهو لنا عدو ، وما تنال ولايتنا إلا بالعمل والورع .

الكلينی الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، ج2، ص75، تحقيق: غفاري، علی اكبر ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

ما برائت از آتش در اختیار نداریم و کسی طلبکار خدا نیست.

نمی شود کسی که در طول عمرش یک رکعت نماز هم نخوانده یا روزه نگرفته است فقط با یک عزاداری برای امام حسین علیه السلام همینطوری برود بهشت. روایت دوم:

يا جابر لا تذهبن بك المذاهب حسب الرجل أن يقول : أحب عليا وأتولاه ثم لا يكون مع ذلك فعالا ؟ فلو قال : إني أحب رسول الله فرسول الله (صلى الله عليه وآله) خير من علي (عليه السلام) ثم لا يتبع سيرته ولا يعمل بسنته ما نفعه حبه إياه شيئا ، فاتقوا الله واعملوا لما عند الله ، ليس بين الله وبين أحد قرابة ، أحب العباد إلى الله عز وجل [ وأكرمهم عليه ] أتقاهم وأعملهم بطاعته ، يا جابر والله ما يتقرب إلى الله تبارك وتعالى إلا بالطاعة وما معنا براءة من النار ولا على الله لاحد من حجة ، من كان لله مطيعا فهو لنا ولي ومن كان لله عاصيا فهو لنا عدو ، وما تنال ولايتنا إلا بالعمل والورع .

الكلينی الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، ج2، ص74، تحقيق: غفاري، علی اكبر ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

ما از این روایات زیاد داریم که ولایت ما به درد کسی می خورد که اهل عمل (به احکام و دستورات ما اهل بیت) باشد. بله حالا استثناءا یک روز سهل انگاری کرده نماز نخوانده یا نمازش قضا شده عین همین دانش آموزی که درسخوان است ولی کوتاهی کرده در امتحان یک دو نمره کم آورده است. به این شخص ارفاق می کنند و نمره او را به حد نصاب می رسانند. اما کسی که اساسا اهل تنبلی و بی نظمی بوده و اصلا درس نخوانده نمره اش شده مثلا -4- ارفاق به این فرد فائده ای ندارد.

این گناهان ممکن است گناهان کبیره باشد. باز هم اگر انسان توبه کند خدا می بخشد. هفته گذشته در جلسه درس اخلاق عرض کردم در دعای حزین آقا امام سجاد سلام الله علیه به خدا عرض می کنند:

ان کنت رحمت مثلی فارحمنی .... یا قابل السحره اقبلنی

الطوسي، محمد بن الحسن (متوفاى460هـ)، مصباح المتهجد، ص164، ناشر : مؤسسة فقه الشيعة - بيروت – لبنان، چاپ : الأولى، سال چاپ : 1411 - 1991 م

ای خدایی که توبه ساحران فرعون را قبول کردی. ساحران یک لحظه برگشتند ولی خوب برگشتند. فرعون گفت: دست و پاهای شما را قطع می کنم و شما را به صلیب می کشم گفتند ما به سوی پروردگارمان برگشتیم.

{لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ قَالُوا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ}

[الأعراف: 124، 125]

آیا شما بالاتر از این گناه، گناهی تصور می کنید که برای شکستن پیامبر خدا بساط مخالفت پهن کرده است. البته توبه شرائط دارد:

{حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ } [النساء: 18]

قرآن خیلی واضح بیان می فرماید.

این حادثه ای که در این دو سه روز پیش آمد قلب هر مسلمان بلکه قلب هر انسانی را به درد آورد. قطعا قلب مقدس حضرت بقیة الله ارواحنا فداه هم جریحه دار شد. البته سختی های زیادی بود شهادت نیروهای زیادی بود و مغازه های فراوان، مساجد و امامزاده های متعدد را آتش زدند، ولی ماهیت این خبیث ها را برای مردم مشخص و آشکار کرد. الحمدلله مسئله جمع شد. در خود قم بسیج ورود پیدا کرد و همه اینها را جمع کرد. علی ای حال فقط این جمله را به عزیزان عرض کنم: این کشور صاحب دارد. سختی ها زیاد داریم شاید این سختی ها در مقابل سخی هایی که در آینده داریم چیزی نباشد. ولی همه برای این است که مومنین آبدیده بشوند با این مشکلات مواجه بشوند که در زمان ظهور قطعا مشکلات دو چندان خواهد شد. آماده باشیم برای آن زمان. این جمله را هم من به کرّات از بزرگان شنیده ام که خدمت حضرت بقیة الله مشرف می شوند که فرموده اند: این نظام انشاء الله می ماند تا زمان ظهور ما. این نظام ماندنی است تا روزی که حضرت ولی عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء تشریف بیاورد و این نظام را هسته مرکزی برای حکومت جهانی خود انتخاب کند. هیچ شبهه ای در این مسئله ندارم. فقط دعا کنید که حضرت ولی عصر انشاء الله زودتر تشریف بیاورند. انشاء الله دوستان فراموش نکنند سوره یاسین هدیه به حضرت نرجس خاتون و زیارت آل یاسین هم درد دل عاشقانه با حضرت ولی عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء.

آغاز بحث:

بحث ما در رابطه با این روایت کمال الدین بود که امیر المومنین سلام الله علیه در عصر عثمان بن عفوان در مسجد نشسته اند و بیش از 200 نفر از مهاجرین و انصار حضور داشته و هر کدام مطلبی می گویند. بعد حضرت امیر المومنین شروع به صحبت می فرمایند درباره حقانیت خود و ولایت خود. آیاتی را مطرح می فرماید:

{يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ } [النساء: 59]

{إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}

[المائدة: 55]

{أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَا رَسُولِهِ وَلَا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ } [التوبة: 16]

در اینجا چند نکته هست:

حضرت امیر المومنین اولا با یک مناشده شروع می فرماید: انشدکم الله ... آیا می دانید آیه اولی الامر کجا نازل شده ؟ آیه انما ولیکم الله یا آیه ولیجه کجا نازل شده؟ بعد از خواندن این سه آیه که رسول اکرم صلی الله علیه و آله تلاوت فرمودند مردم گفتند:

يا رسول الله أهذه خاصة في بعض المؤمنين أم عامة لجميعهم ؟ فأمر الله عز وجل نبيه صلى الله عليه وآله أن يعلمهم ولاة أمرهم وأن يفسر لهم من الولاية ما فسر لهم من صلاتهم وزكاتهم وصومهم وحجهم فنصبني للناس بغدير خم ، ثم خطب فقال : " أيها الناس إن الله عز وجل أرسلني برسالة ضاق بها صدري وظننت أن الناس مكذبي ، فأوعدني لأبلغنها أو ليعذبني " ثم أمر فنودي الصلاة جامعة ، ثم خطب الناس فقال : أيها الناس أتعلمون أن الله عز وجل مولاي وأنا مولى المؤمنين وأنا أولى بهم من أنفسهم ؟ قالوا : بلى يا رسول الله ، قال : قم يا علي فقمت ، فقال : من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه ، فقام سلمان الفارسي رضي الله عنه فقال : يا رسول الله ولاؤه كما ذا ؟ فقال عليه السلام ولاؤه كولائي من كنت أولى به من نفسه فعلي أولى به من نفسه ، فأنزل الله تبارك وتعالى " اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الاسلام دينا " فكبر رسول الله صلى الله عليه وآله وقال : الله أكبر بتمام النعمة وكمال نبوتي ودين الله عز وجل وولاية علي بعدي ، فقام أبو بكر وعمر فقالا : يا رسول الله هذه الآيات خاصة لعليّ؟ قال : بلى فيه وفي أوصيائي إلى يوم القيامة ، قالا : يا رسول الله بينهم لنا ، قال : علي أخي ووزيري ووارثي ووصيي وخليفتي في أمتي وولي كل مؤمن بعدي ، ثم ابني الحسن ، ثم ابني الحسين ، ثم تسعة من ولد الحسين واحد بعد واحد ...

صدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسين (متوفاى381هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، صص274-279، تحقيق : تصحيح وتعليق : علی أكبر الغفاري، ناشر: قم، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسين ، محرم الحرام 1405 - 1363 ش

می خواهم دوستان دقت کنند بعد از همه این قضایا ابوبکر و عمر سوال می کنند. انگیزه این دو نفر از این سوال چیست؟ از ابتدا بررسی می کنیم:

مناشده حضرت امیر سلام الله علیه، سوال مردم از پیغمبر، معرفّی ولاة امر، خطبه رسول الله صلی الله علیه و آله، خطبه دوم رسول الله صلی الله علیه و آله، سوال حضرت سلمان درباره اللهم وال من والاه : ولائه کماذا؟ حضرت علی علیه السلام چه ولایتی دارد؟ که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: ولائه کولائی. من کنت اولی بنفسه فعلیّ مولاه. تکبیر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که تکبیر نشانه پیروزی است. پس از همه اینها:

فقام أبو بكر وعمر فقالا : يا رسول الله هذه الآيات خاصة لعلي ؟!

ببینید! بعد از همه این فضائل اختصاصی حضرت علی علیه السلام و بعد از تکبیر پیامبر صلی الله علیه و آله تازه سوال می کنند که هذه الایات خاصة لعلیّ؟! رسول اکرم پاسخ می دهند: بلى فيه وفي أوصيائي إلى يوم القيامة. که ما از این الی یوم القیامه می خواهیم استفاده کنیم برای ولایت فقیه در زمان غیبت. اگر ولایتشان تا قیامت هست در زمان غیبت این ولایت یا هست یا باید تعطیل شود. بعد از این سوال این دو نفر (ابوبکر و عمر) قانع نشدند دوباره سوال کردند: یا رسول الله بیّنهم لنا! این اوصیاء حضرت علی چه کسانی هستند؟ آیا ما هم نصیب و بهره ای در این وصایت داریم؟ حضرت رسول فرمودند:

علي أخي ووزيري ووارثي ووصيي وخليفتي في أمتي ووليّ كل مؤمن بعدي ، ثم ابني الحسن، ثم ابني الحسين ، ثم تسعة من ولد الحسين

من در اینجا چند نکته ای دارم که عزیزان دقت کنند:

سوال ابوبکر و عمر چه زمانی مطرح شده است؟ و چه چیزی را می خواهند محدود کنند؟ چه چیزی را عمدا نمی پرسند؟ این سوال بعد از نزول آیه ولایت و بعد از اعلام عمومی و تبیین پیامبر است؛ عبارت «خاصّة لعلیّ» کارکرد مشخصی دارد. یعنی غیر قابل تعمیم، غیر قابل استمرار بعد از ایشان، غیر قابل انتقال یعنی به اوصیاء دیگر منتقل نمی شود؟

آنگاه از نظر حقوق دینی، آیا با رحلت حضرت علی، نصب تمام می شود و راه برای انتخاب و شورا باز می شود؟ پس عبارت «خاصّة لعلیّ» یک عبارت خنثی نیست. بلکه کلید آینده حاکمیت دینی است. چون ولایت حضرت علی علیه السلام چند بار تکرار شده است و باز هم ابوبکر و عمر سوال می کنند، معلوم می شود که دنبال این هستند که آیا بعد از حضرت علی این ها هم بهره ای دارند؟ آیات ولایت قبلا ابلاغ شده، مصادیق روشن شده، مسئله فقط فهم حکم نیست. محدوده قدرت و آینده امّت است. این سوال تحلیلی است و استفتائی نیست. ظاهرا مراد واقعی این است:

یک: آیا می توان این آیات را در حد یک فضیلت شخصی برای حضرت علی نگه داشت تا به نظام سیاسی و رهبری آینده امت سرایت نکند؟

دو: اگر خاصّ حضرت علی است بعد از ایشان مسئله تمام می شود؟ اگر جریان دار و ممتدّ است در حدی است که معادله قدرت بسته می شود؟ آیا راهی برای جلوگیری از این ولایت وجود دارد یا خیر؟ این را عزیزان دقت کنند. رسول اکرم آیات را خوانده اند مصداق آیات را معین و امیر المومنین سلام الله علیه را نصب فرموده اند ولی باز هم سوال می کنند أهی خاصة لعلیّ؟! سوال کاملا مشکوک است دنبال چیز دیگری هستند. نپرسیدند این آیات درباره خلافت است یا خیر. نپرسیدند بعد از تو یا رسول الله هم کسی ولیّ هست یا خیر؟ بلکه پرسیدند أهی خاصة لعلی؟ پیامبر فرمودند بله فقط برای علی است. آیا بعد از علی امت مختار است کسی را انتخاب کند؟ آیا حضرت علی را می شود به بهانه جوانی و فقدان تجربه کنار زد؟! شما ببینید به نظر من حساس ترین فرازهای سقیفه دو فراز است. یکی استدلال اهل سقیفه برای شایستگی خودشان برای خلافت و دوم: استدلال اهل سقیفه به عدم شایستگی حضرت علی علیه السلام برای خلافت. این دو فراز باید خیلی زیبا از دل سقیفه بیرون بیاید. این ها برای اینکه خودشان مستحق خلافت هستند به چه چیزهایی استناد کرده اند . الائمه فی القریش، ما سابقون در اسلام هستیم؟ ما یار غار پیامبر هستیم؟ این ها باید در اولین سخنرانی ابوبکر در سقیفه ، بعد عبدالرحمن بن عوف، بعد خلیفه دوم مطرح می شد. این ها برای اینکه خودشان مستحق باشند و حضرت علی را کنار بزنند چه می گویند ؟ حضرت علی سنّش کم است !!

خلیفه دوم به ابن عباس می گوید: من در مسئله خلافت علی (علیه السلام) را مظلوم می بینم. ابن عباس گفت: اگر اینطور است خلافت را به او برگردان! عمر گفت: ابن عباس! علی در آن وقت برای خلافت کوچک بود! سنّش کم بود! ابن عباس جواب خیلی محکمی به او داد: گفت: وقتی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حضرت علی را برای ابلاغ آیات اول سوره برائت فرستاد تا او بجای ابوبکر آن ها را ابلاغ کند، آن وقت، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله علی (علیه السلام) را کوچک نشمرد.

عن ابن عباس قال بينا أنا مع عمر بن الخطاب في بعض طرق المدينة يده في يدي إذ قال لي يا ابن عباس ما أحسب صاحبك إلا مظلوما فقلت فرد إليه ظلامته يا أمير المؤمنين قال فانتزع يده من يدي ونفر مني يهمهم ثم وقف حتى لحقته فقال لي يا ابن عباس ما أحسب القوم إلا استصغروا صاحبك قال قلت والله ما استصغره رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) حين أرسله وأمره أن يأخذ براءة من أبي بكر فيقرأها على الناس فسكت.

ابن عساكر الدمشقی، أبی القاسم علی بن الحسن،(متوفاى571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج42، ص349، تحقيق: شيری ، علی ، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1415ه-.

ابوبکر برگشت نزد پیامبر و گفت: أأنزل فیّ شیء؟ آیا در (مذمّت ) من آیه ای نازل شده است؟ پیامبر فرمودند: جبرئیل نزد من آمد و گفت: این آیه را یا خود باید ابلاغ کنی یا کسی که از تو و نفس توست. حالا در اینجا سخن فخر رازی با آن همه علم خیلی قابل تأمل است. سخن متعصابه و کورکورانه فخر رازی را ببینید! می گوید: بله! پیغمبر علی را فرستاد به بیت الله الحرام و ابوبکر هم بود ابوبکر ایستاد به نماز و علی هم آنجا به ابوبکر اقتدا کرد!! حالا فخر رازی این (دروغ) را از کجا در آورده نمی دانیم! تمام منابع اهل سنت می گویند ابوبکر از همان وسط راه برگشت به مدینه. ولی فخر رازی می گوید: نه! پیامبر خواست تثبیت کند خلافت برای ابوبکر است!! علی پشت سر ابوبکر نماز خواند در کنار بیت الله!! (ما می گوییم) اگر صلاحیت خلافت داشت پس چرا پیامبر به او نفرمود آیات را تو در کنار بیت الله برای مردم بخوان؟

واقعا خیلی جای تعجب دارد فخر رازی هم فقیه است هم مفسّر است و هم متکلّم و هم در فن مناظره ید طولایی دارد. از عضد الدین ایجی و تفتازانی خیلی بالاتر است.

خود حضرت امیر سلام الله علیه در شورای شش نفره فرمودند: شما را به خدا آیا غیر از من کسی صلاحیت داشت که رسول اکرم او را بفرستد سوره برائت را از ابوبکر بگیرد و برای مردم تلاوت کند؟ قالوا : لا والله! گفتند نه بخدا قسم! طلحه ، زبیر، عثمان، سعد بن ابی وقاص و عبد الرحمن بن عوف همه هستند حضرت اینها را قسم می دهند و این ها هم قسم می خورند که غیر از تو یا علی کسی چنین صلاحیتی نداشت. یکی از ادله عقلی و نقلی خلافت همین استدلال حضرت امیر سلام الله علیه در شورای شش نفره است. تفتازانی می گوید: این روایت با سند صحیح وارد شده است که در شورای شش نفره امیر المومنین سلام الله علیه فضائل و مناقب خود را بیان فرمود. مناقب ابن مردویه هم دو روایت آورده که روایت دوم آن (طبق مبانی اهل سنت) صد درصد صحیح است. امیر المومنین سلام الله علیه حدود 50 مورد از فضائل و مناقب خود را در این شورای شش نفره بیان فرموده است. یکی از مطالبات ما از اهل سنت این است : این همه فضائلی که صحیح بخاری و مسلم از خلفا نقل کرده اند آیا این خلفا در دوران خلافت 25 ساله خود یک مورد از این ها را مطرح کرده اند؟ مثلا بنشینند روی منبر بگویند : پیغمبر اکرم فرمود:

لو لم ابعث لبعث عمر بن الخطاب!!

السبكی، عبد الوهاب بن علی (متوفاى 771هـ)، طبقات الشافعية الكبرى، ج6، ص341، تحقيق: د. محمود محمد الطناحی د.عبد الفتاح محمد الحلو، ناشر: هجر للطباعة والنشر والتوزيع، الطبعة: الثانية، 1413هـ.

اگر عمر بن خطاب از کوچه ای برود شیطان جرأت نمی کند از آن کوچه عبور کند !

کنار عرش نوشته شده لااله الا الله محمد رسول الله ابوبکر الصدیق!! عمر فاروق!!

عن النبي صلى الله عليه وسلم : [ لما عرج بي إلى السماء رأيت على ساق العرش مكتوب لا إله إلا الله محمد رسول الله أبو بكر الصديق وعمر الفاروق وعثمان ذا النورين ]

الجرجاني، عبدالله بن عدی (متوفاي365 هـ)، الكامل فی ضعفاء الرجال، ج5، ص33، تحقيق: يحيى مختار غزاوي، دار النشر: دار الفكر – بيروت، الطبعة: الثالثة1409 - 1988

یک مورد از این احادیث را در این 25 سال نگفته اند (که به دلیل این احادیث ما خلیفه شدیم) اگر گفته اند به ما بدهید. یک روایت ضعیف به ما بدهید که خود ابوبکر یا عمر چنین استدلالی برای خلافت خود کرده اند.

درحالیکه امیر المومنین سلام الله علیه از همان ابتدای رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله تشریف آورده در مسجد، فضائل خود را برای خلافت بیان فرموده است، روز سوم بیان فرموده در جمع بیش از 200 نفر مطرح فرموده در شورای 6 نفره مطرح فرموده است. بعد از خلافت خود هم الی ماشاء الله بیان فرموده در هر فرصت مناسبی امیر المومنین فضائل خود را بیان فرموده است. راوی می گوید منبری نبود که حضرت علی علیه السلام از مظلومیت خود در آن سخن نگفته باشد.

والسلام علیکم و رحمة الله


ابن عباس خیلی پاسخ دقیق و جالبی داده است به عمر بن خطاب!



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها