2026 August 6 - پنج شنبه 15 مرداد 1405
تسلیم و اطاعت محض از ائمه معصومین علیهم السلام
کد مطلب: ١٦٤٧٦ تاریخ انتشار: ١٦ بهمن ١٤٠٤ - ١٦:٣٨ تعداد بازدید: 212
سخنراني ها » اخلاق علوی
تسلیم و اطاعت محض از ائمه معصومین علیهم السلام

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی – 09 11 1404 (قسمت صد و سي ونهم)

لينک دانلود

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی – 09 11 1404 (قسمت صد و سي ونهم)

عنوان برنامه: تسلیم و اطاعت محض از ائمه معصومین علیهم السلام

کلیدواژه:

اخلاق علوی سیره مهدوی؛ مهدویت؛ اخلاص؛ مراتب اخلاص؛ تقوا؛ مناجات شعبانیه؛ تسلیم؛ بندگی؛ اطاعت؛ ابن ابی یعفور!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: حجت الاسلام والمسلمین مرعشی

مجری:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، الْحَمْدُلِلَّه رَبّ العَالَمِینْ، وَصَلی الله عَلیٰ مُحَمّدٍ وَآلِه الطَاهِرین؛

عرض سلام، ادب و احترام دارم خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)؛ الحمد لله این توفیق را داریم باز در شب جمعه ای دیگر آن هم در این ماه عزیز شعبان در خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی باشیم. برنامه ای که این توفیق را داریم در محضر حضرت استاد حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم. ان شاء الله امشب هم بتوانیم نهایت بهره و استفاده را از محضرشان ببری

م. همان طور هم که مطلع هستید در ابتدای این برنامه ها دل ها و جان خودمان را عرضه می داریم ذکری از حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) روح و جان مان را تازه می کند ان شاء الله آماده می شویم برای این مباحثی که با جان و ما گره خورده است.

ان شاء الله بتوانیم از نور حضرت زهرا استفاده بکنیم و این مباحث را با دل و جان مان بپذیریم، حضرت استاد سلام عرض می‌کنم در خدمت تان هستیم!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان خواهانم!

همان طوری که عزیزم اشاره کردند طلیعه عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز کنیم باشد که آن بی بی دو سرا گوشه چشمی به ما و بینندگان عزیز ما داشته باشد.

دل بی سوز و گداز از غم زهرا دل نیست * دل اگر نشکند از ماتم او جز گِل نیست

عمر کوتاه تو ای فاطمه فهرست غم است * قبر پنهان تو را روشنگر اوج ستم است

رفتی اما ز تو منظومه غم بر جا ماند * با دل خسته و بکشسته علی تنها ماند

با علی راز نگفتی تو ز بازوی کبود * با پدر گوی که بعد از تو چه بود و چه نبود

شهر اگر شهر تو و پس حمله به آن خانه چرا * مرگ جانسوز چرا دفن غریبانه چرا

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

طیب الله انفاسکم، شما بینندگان عزیز و ارجمندی که همراه برنامه علوی وسیره مهدوی بودید قطعا از سِیر بحث های که در این برنامه ارائه شده مطلع هستید هم برای عزیزانی که به تازگی همراه ما شدند و این برنامه را مشاهده می کنند هم یک فاصله ای مابین جلسات قبل و این جلسه افتاد بود اگر امکانش هست یک مختصری از جلسات گذشته بفرمایید تا ان شاء الله وارد مباحث این جلسه بشویم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

بحث ما در رابطه با اخلاص و مراحل اخلاص بود، عرض کردیم بر این که بالاترین مرتبه ای که یک عبد می تواند برسد اخلاص است. اخلاص هم گفتیم دو مرحله دارد یک مرحله به اسم فاعل یک مرحله به اسم مفعول؛ یا به صورت مخلِص و مخلَصین در می آید

(دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ)

در آن هنگام، خدا را از روی اخلاص می خوانند

سوره یونس (10): آیه 22

یا به صورت مخلَص در می آید یعنی خالص شده هدف همه ماها این است که بتوانیم با کمک از آیات قرآن و احادیث اهل بیت (علیهم السلام) خودمان را برسانیم به آن جایی که مُخلَص بشویم. اگر به درجه مُخلَص رسیدیم اول فایده و نتیجه اش این است که شیطان دیگر سراغ ما نخواهد آمد.

شیطان روز اول قسم خورد:

(قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِينَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ)

گفت به عزتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها!

سوره ص (38): آیات 82 و 83

یعنی کسی که با صاحبخانه آشنا هست سگ دنبالش نمی کند سگ کسی را دنبال می کند که با صاحبخانه آشنا نباشد. نتیجه دیگر این است که فردای قیامت خدای عالم به همه طبق اعمال پاداش می دهد. ولی خدای عالم به مُخلَصین فراتر از اعمال به آن ها پاداش می دهد. مخلَص را عرض کردیم

(سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يصِفُونَ)

منزه است پروردگار تو، پروردگار عزت (و قدرت) از آنچه آنان توصيف می ‌کنند.

سوره صافات (37): آیه 180

(إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ) تمام خلایق از تسبیح خدا عاجز هستند مگر کسانی که به درجه اخلاص، مُخلَص رسیده اند. این ها شایستگی دارند خدای عالم را تسبیح بگویند این ها یک سری مطالبی بود که اشاره کردیم در جلسات گذشته هم گفتیم بر این که اولین مرحله و ابتدائی ترین نتیجه اخلاص این هست که انسان مزین به زینت تقوا باشد.

عرض کردیم تقوا هم در یک جمله اتو کشیده اش اتیان واجبات و ترک محرمات می شود این قدم اول است. عرض کردیم بر این که تقوا دو مرحله دارد یک تقوا

(فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ)

پس تا می ‌توانيد تقوای الهی پيشه کنيد

سوره تغابن (64): آیه 16

تقوا پیشه کنید هر قدری که توان دارید یک جا دیگر هم هست

(اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ)

آن گونه که حق تقوا و پرهيزکاری است، از خدا بپرهيزيد!

سوره آل عمران (3): آیه 102

آن گون که خدا شایسته او هست تقوا داشته باشید. در مرحله اول واجبات را انجام بدهیم محرمات را ترک کنیم. تلاش کنیم سراغ گناه نرویم با شیطان شبانه روز در مبارزه باشیم. این مرحله اول تقوا است در اثر ملازمت با این تقوا انجام واجبات، ترک محرمات، تلاش کنیم مستحبات و نوافل را هم انجام بدهیم از مکروهات هم دور باشیم.

مباحات را هم قربةً إلی الله انجام بدهیم اگر این شد انسان می رسد به یک جایی که تقوای او اجتناب از گناه نیست و اتیان واجب نیست آن جا تقوای او، تماشای جمال یار است رفتن به لقاء الله و (فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) است.

(فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست!

سوره بقره (2): آیه 115

و: «ما رَأَيْتُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»، است آن جا ترک گناه و مکروهات نیست آن جا به جایی می رسد که غیر خدا را در دل راه نمی دهد. این دل، خانه اوست.

«الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّه‏»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج67، ص25

خانه دل، حرم خدا است در حرم خدا، غیر خدا جا ندارد که به آن جا می رسد. این جا دیگر قلب در تماشای جمال یار هست یک لحظه از خدا غافل شوند به تعبیر امام صادق در کتاب «مصباح الشریعة» است:

«قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) الْعَارِفُ شَخْصُهُ مَعَ الْخَلْقِ وَ قَلْبُهُ مَعَ اللَّهِ لَوْ سَهَا قَلْبُهُ عَنِ اللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ لَمَاتَ شَوْقا»

مصباح الشريعة؛ نویسنده: منسوب به جعفربن محمد امام ششم (عليه السلام)، ناشر: اعلمی، محقق/ مصحح: ندارد، ص191

اگر عارف یک لحظه، یک چشم به هم زدن از خدا غافل باشد چون همیشه خود را در محضر حق می بیند خدا را می بیند نه فقط (أَلَمْ يعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يرَى)

(أَلَمْ يعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يرَى)

آيا او ندانست که خداوند (همه اعمالش را) می ‌بيند؟!

سوره علق (96): آیه 14

وقتی به تعبیر آقا امام سجاد (سلام الله علیه) می فرماید

«وَ وَصْلُكَ مُنَى نَفْسِي وَ إِلَيْكَ شَوْقِي وَ فِي مَحَبَّتِكَ وَلَهِي وَ إِلَى هَوَاكَ صَبَابَتِي وَ رِضَاكَ بُغْيَتِي وَ رُؤْيَتُكَ حَاجَتِي‏»

زاد المعاد- مفتاح الجنان‏؛ نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1110 ق‏)، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدين‏، ناشر: موسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بيروت‏ 1423 ق، ص411

خدایا دیدن و زیارت تو حاجت من است متصل شدن و وصل به تو آرزوی دل من است. در مناجات شعبانیه هم ان شاء الله خدا توفیق بدهد عزیزان ما حتماً بخوانند، تأمل و تدبر کنند، مناجات شعبانیه فقط مناجات حضرت امیر مثل دعای کمیل، دعای ابو حمزه ثمالی و دعای امام سجاد و دعای عرفه امام حسین نیست دعای همه ائمه است.

یکی از فرازهای که در مناجات شعبانیه می خوانیم که بالاترین اوج رسیدن به الله است.

«إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخِرَقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِك‏»

إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج2، ص687

خدایا به من کمال انقطاع به خودت را هِبه کن یعنی به جایی برسم متصل به تو باشم همانند اتصال نور خورشید به خورشید. گرچه مثال ناقص است در روایت هم داریم: «وَ إِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصَالًا بِرُوحِ اللَّهِ مِنِ اتِّصَالِ شُعَاعِ الشَّمْسِ بِهَا»

«الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ كَالْجَسَدِ الْوَاحِدِ إِنِ اشْتَكَى شَيْئاً مِنْهُ- وَجَدَ أَلَمَ ذَلِكَ فِي سَائِرِ جَسَدِهِ وَ أَرْوَاحُهُمَا مِنْ رُوحٍ وَاحِدَةٍ وَ إِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصَالًا بِرُوحِ اللَّهِ مِنِ اتِّصَالِ شُعَاعِ الشَّمْسِ بِهَا.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص166

اتصال مؤمن به خدا از اتصال نور خورشید به خورشید خیلی قوی تر است.

«هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْك‏ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ»؛ خدایا چشم دل ما را با نگاه به خودت منور کن چقدر زیباست؟ این مُخْلَص می‌شود.

«وَ انِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها الَيْكَ»، نه إلی نَعمِک نه إلی خلقِک، إلی جنتک و نه إلی الأنبیاء و الملائکة، «وَ انِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها الَيْكَ» به آن جا که می رسد «حَتّى تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ»؛ خدایا دیدهای دل ما را باز کن تا پرده های نورانی را پاره کند.

«فَتَصِلَ الى‏ مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ»؛ خدایا ما را به آن جایی برسان که ما معلق و عین ربط به عزت و قدس تو باشیم. همان مثالی که زدم مثل نور خورشید به خورشید، آن چنان به هم، این دو پیوسته هستند نمی شود شما نور خورشید را بدون خورشید تصور کنید امکان پذیر نیست.

اتصال مؤمن به خدا هم این چنین است. انسان خودش را همواره در محضر او ببیند. عین ربط او و قِوامش به او ببیند نعمت هایش همواره از ناحیه او ببیند. کمالاتش را از او ببیند. اصل وجودش، کمال وجودش از او ببیند اگر به این جا رسید مُخلَص می شود «حَتّى تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ الى‏ مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ»

دوستان این یکی، دو سطر بیشتر نیست این را بتوانید حفظ کنید در قنوت نماز و سجده آخر نمازتان یا به خاطر خدا، قیامت، امام حسین و مصیبت حضرت زهرا گریه تان می گیرد گمانم بالاتر از این دعا «هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْك» نمی شود تصور کرد.

یعنی شما تمام حاجت های دنیوی و اخروی را کنار این عبارت ها بگذارید همه ناچیز است. این ها در حقیقت خلاصه ای از بحث و با یک توضیحاتی بود در خدمت شما هستیم.

مجری:

بزرگوارید، آرزوی تک تک ما هست ان شاء الله به این مراحل بتوانیم برسیم اما چه کنیم که در ابتدای راه هستیم. فرموده بودید در سِیری که ان شاء الله به سمت اخلاص بنا است انجام بشود از مراحل حساس و ابتدایی آن، این هست که ما تسلیم اوامر الهی و تسلیم دستورات اهل بیت (علیهم السلام) باشیم.

در جلسه گذشته هم آن روایاتی که نسبت به «اسحاق ابن عمار» بود حضرت، «اسحاق» را مؤاخذه کردند نشان دادند که از تک تک اعمال ما آگاه هستند. آن بحث مقداری نیاز به تفصیل بیشتری داشت فکر می کنم آن بحث هم نا تمام ماند. اما در اصل تسلیم اوامر الهی بودن و دستورات ائمه را برای شروع رسیدن ان شاء الله به آن مراتب کمالِ انقطاع به آن نیاز داریم. اگر توضیح بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در جلسه گذشته اشاره کردیم بر این که ائمه (علیهم السلام) مظهر اسماء و جمال و جلال الهی هستند. در زیارت رجبیه مأثور از مولای مان حضرت بقیة الله الاعظم (اروحنا لتراب مقدمه الفداء) هم خواندیم:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَانِي جَمِيعِ مَا يَدْعُوكَ بِهِ وُلَاةُ أَمْرِكَ الْمَأْمُونُونَ عَلَى سِرِّكَ الْمُسْتَبْشِرُونَ بِأَمْرِكَ الْوَاصِفُونَ لِقُدْرَتِكَ الْمُعْلِنُونَ لِعَظَمَتِكَ أَسْأَلُكَ بِمَا نَطَقَ فِيهِمْ مِنْ مَشِيَّتِكَ فَجَعَلْتَهُمْ مَعَادِنَ لِكَلِمَاتِكَ وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِكَ وَ آيَاتِكَ وَ مَقَامَاتِكَ الَّتِي لَا تَعْطِيلَ لَهَا فِي كُلِّ مَكَانٍ يَعْرِفُكَ بِهَا مَنْ عَرَفَكَ لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِيَدِكَ بَدْؤُهَا مِنْكَ وَ عَوْدُهَا إِلَيْك‏»

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏ (تاريخ وفات مؤلف: 460 ق)، محقق و مصحیح: ندارد‏ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، ج‏2، ص803

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَانِي جَمِيعِ مَا يَدْعُوكَ بِهِ وُلَاةُ أَمْرِكَ»؛ خدایا تو را به اولیائت قسم می دهیم کدام اولیاء؟ «لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِيَدِكَ بَدْؤُهَا مِنْكَ وَ عَوْدُهَا إِلَيْك‏»؛ محمد و آل محمدی که هیچ فرقی خدایا بین تو و این ها نیست جز این که، این ها بنده تو هستند. تو معبود این ها هستی، این ها مخلوق تو هستند تو خالق این ها هستی.

آیت الله العظمی «خویی (رضوان الله تعالی علیه)»، «آقا میرزا جواد آقای تبریزی» و ... وقتی از ایشان سوال می کنند می گویند بله حقیقت همین است. این ها مظهر اتم تمام صفات الهی هستند و عین ربط به خدا هستند یعنی یک لحظه خودشان را جدا از خدا نمی بینند.

عرض کردیم خدا نیستند ولی از خدا هم جدا نیستند. به تعبیر «شهریار»:

نه خدا توانمش خواند * نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم * شه ملک لا فتی را

ولذا این ها احاطه کامل به همه اعمال ما دارند در توقیع حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) به «شیخ مفید» که مرحوم «مجلسی» در «بحار»، جلد 53، صفحه 175 آورد فرمود:

«فَإِنَّا يُحِيطُ عِلْمُنَا بِأَنْبَائِكُمْ وَ لَا يَعْزُبُ عَنَّا شَيْ‏ءٌ مِنْ أَخْبَارِكُمْ»

ما احاطه علمی بر همه کارهای شما داریم چیزی از شما بر ما پوشیده نیست. اگر این هست پس کارهای خوب ما، مایه سرور قلب ائمه، مایه سرور قلب آقای مان حجة ابن الحسن (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است. گناهی هم که می کنیم مایه آزردگی قلب مقدس این ها می شود.

اگر چنان چه برای قیامت، برای آتش جهنم هم خیلی زیاد به فکر نیستیم حداقل به فکر رنجاندن قلب یوسفِ فاطمه هم باشیم!

روایتی خیلی عجیبی را از «کافی شریف» خواندیم از «سماعة ابن مهران» می گوید از امام صادق (سلام الله علیه) شنیدم فرمود: «مَا لَكُمْ تَسُوءُونَ رَسُولَ اللَّهِ...»

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ مَا لَكُمْ تَسُوءُونَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) فَقَالَ رَجُلٌ كَيْفَ نَسُوؤُهُ فَقَالَ أَ مَا تَعْلَمُونَ أَنَّ أَعْمَالَكُمْ تُعْرَضُ عَلَيْهِ فَإِذَا رَأَى فِيهَا مَعْصِيَةً سَاءَهُ ذَلِكَ فَلَا تَسُوءُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ سُرُّوهُ.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص219

چرا قلب مقدس پیغمبر را از خودتان آزرده خاطر می کنید؟ مردی گفت مگر چه کار می کنیم پیغمبر را اذیت می کنیم؟ فرمود «أَ مَا تَعْلَمُونَ أَنَّ أَعْمَالَكُمْ تُعْرَضُ عَلَيْهِ فَإِذَا رَأَى فِيهَا مَعْصِيَةً» نمی دانید رسول اکرم از اعمال شما با خبر است؟ اگر کار بد و گناهی از شما سر بزند «سَاءَهُ ذَلِكَ» نبی مکرم آزرده خاطر می شود و قلبش رنجیده می شود.

«فَلَا تَسُوءُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ سُرُّوهُ.» پیغمبر را اذیت نکنید مایه خوشحالی او را فراهم کنید؛ پس یکی از کارهای که می شود در رسیدن به اخلاص و ترک گناه کمک بگیریم این که ما در محضر خدا و آقا امام زمان (سلام الله علیه) هستیم. از همه اعمال ماها با خبر هستند کاری که ما می کنیم ببینیم واقعاً این ها از این کار ما راضی هستند یا راضی نیستند؟

شب اول قبر از ما سوال کنند شما که دارید بحث می کنید این بحث تان برای خدا، برای رضای حق و رضایت حضرت ولی عصر است یا برای خود خواهی، ریا، عجب و نستجیر بالله چیزهای دیگری است.

غذا می خوریم برای زن و بچه غذا می آوریم شب اول قبر از ما سوال کنند می توانیم جواب بدهیم این ها طبق چه بوده است!

یک روایت خیلی عجیبی است روایت در «رجال کشی» است قبل از این روایت، روایت دیگری در کتاب «کافی»، جلد 6، صفحه 258 «ام خالد» از صحابیات عصر امام صادق هست «ابو بصیر» می گوید خدمت امام صادق بودم «ام خالد» هم وارد شد عرض کرد «جُعِلْتُ فِدَاكَ» ادب، معرفت و زرنگی را نگاه کنید. یک سوال از امام صادق کرد امام صادق جواب داد و بعد به اصحاب گفت ایمان، تقوا و اخلاص یعنی این!

«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ وَضَّاحٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلَتْ أُمُّ خَالِدٍ الْعَبْدِيَّةُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ أَنَا عِنْدَهُ فَقَالَتْ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّهُ يَعْتَرِينِي قَرَاقِرُ فِي بَطْنِي- [فَسَأَلَتْهُ عَنْ أَعْلَالِ النِّسَاءِ وَ قَالَتْ‏] وَ قَدْ وَصَفَ لِي أَطِبَّاءُ الْعِرَاقِ النَّبِيذَ بِالسَّوِيقِ وَ قَدْ وَقَفْتُ وَ عَرَفْتُ كَرَاهَتَكَ لَهُ فَأَحْبَبْتُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ لَهَا وَ مَا يَمْنَعُكِ عَنْ شُرْبِهِ قَالَتْ قَدْ قَلَّدْتُكَ دِينِي فَأَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حِينَ أَلْقَاهُ فَأُخْبِرُهُ أَنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع أَمَرَنِي وَ نَهَانِي فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أَلَا تَسْمَعُ إِلَى هَذِهِ الْمَرْأَةِ وَ هَذِهِ الْمَسَائِلِ لَا وَ اللَّهِ لَا آذَنُ لَكِ فِي قَطْرَةٍ مِنْهُ وَ لَا تَذُوقِي مِنْهُ قَطْرَةً فَإِنَّمَا تَنْدَمِينَ إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُكِ هَاهُنَا وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى حَنْجَرَتِهِ يَقُولُهَا ثَلَاثاً أَ فَهِمْتِ قَالَتْ نَعَمْ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا يَبُلُّ الْمِيلَ يُنَجِّسُ حُبّاً مِنْ مَاءٍ يَقُولُهَا ثَلَاثاً.»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج6، ص413

گفت آقا جان فدایت شوم یک بیماری در شکم دارم پیش اطباء «عراق» رفتم گفتند نبیذ (نوعی شراب) همراه با سویق (سویق در حقیقت آرد را مقداری تفت می دهند سویق می گویند) بخورید ناراحتی معده ات حل می شود. «فَأَحْبَبْتُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ ذَلِكَ» آمدم از شما سوال کنم آیا صلاح هست بخورم یا نه؟

حضرت فرمود «وَمَا يَمْنَعُكِ عَنْ شُرْبِهِ» چرا نخوردی؟ برای چه آمدی از من سوال کنی؟ مطیع امام بودن این است دوستان عزیز در کارهای که شبانه روز انجام می دهیم آیا واقعاً پیش خدای عالم حجت داریم؟ گفت آقا جان «قَالَتْ قَدْ قَلَّدْتُكَ دِينِي» دین من تابع توست «فَأَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حِينَ أَلْقَاهُ فَأُخْبِرُهُ أَنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) أَمَرَنِي وَ نَهَانِي» آمدم از تو سوال کنم شب اول قبر از من سوال کردند چرا خوردی بگویم امام صادق فرمود.

اگر فرمودی نخور، نمی خورم شب اول قبر از من سوال کردند چرا نخوردی؟ می گویم امام صادق فرمود، این را تقوا و اخلاص می گویند. «فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أَلَا تَسْمَعُ إِلَى هَذِهِ الْمَرْأَةِ وَ هَذِهِ الْمَسَائِلِ» امام صادق به «ابو بصیر» رو کرد گفت «ابو بصیر» ادب و معرفت این زن را ببین از این زن یاد بگیرید. کارهای که انجام می دهید فردای قیامت از شما سوال کنند می توانید بگویید این کار را چون امام صادق فرمود انجام بده من انجام دادم؟

مایی که روزی صد تا غیبت می کنیم و صد تا دروغ می گوییم بدبین هستیم حسد و بخل داریم شب اول قبر می توانیم بگوییم این ها را امام زمان فرمود یا نمی توانیم بگوییم؟ قرآن می گوید:

(إِنَّ إِلَينَا إِيابَهُمْ * ثُمَّ إِنَّ عَلَينَا حِسَابَهُمْ)

به يقين بازگشت (همه) آنان به سوی ماست، و مسلما حسابشان (نيز) با ماست!

سوره الغاشیه (88): آیات 25 و 26

برگشت خلائق به سوی ما و حساب شان هم با ما است. در زیارت جامعه کبیره می خوانیم:

«وَ إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُم‏»

من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص612

فردای قیامت حساب خلائق با ائمه است. امام عصر هر زمان، امام زمان هر عصر مسئول رسیدگی به اعمال مردم آن عصر است. امام صادق مسئول رسیدگی به اعمال مردم عصر خودش است. امام کاظم، امام عسکری به همین شکل و آقا حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) هم مسئول رسیدگی به اعمال ما است.

فردا اگر آن جا خدمت حضرت رفتیم بخواهد به پرونده ما رسیدگی کند با این گناهان و معاصی می توانیم بگوییم شما و اجداد بزرگوارتان گفتند؟ یا نه باید از شرمندگی سرمان را پایین بیاندازیم و جرأت نکنیم هیچ حرفی بزنیم.

این خانم گفت آمدم از شما سوال کنم اگر گفتی بخور می خورم، شب اول قبر گفتند چرا خوردی؟ می گویم امام صادق فرمود، اگر فرمودی نخور، نمی خورم اگر کسی بیمار است دکتر رفت دکتر دارو داده می گوید نمی خواهم دارو بخورم با آن مرض از دنیا رفت این یک نوع خودکشی است.

می گوید اگر فرمودی نخور، نمی خورم گفتند چرا نخوردی و مُردی؟ می گویم امام صادق، امام زمانم فرمود. بعد امام صادق فرمود «لَا وَ اللَّهِ لَا آذَنُ لَكِ فِي قَطْرَةٍ مِنْهُ وَ لَا تَذُوقِي مِنْهُ قَطْرَةً»، والله اجازه نمی دهم یک قطره از این شراب بخوری حتی یک قطره در دهانت بگیری و بیرون بریزی.

«فَإِنَّمَا تَنْدَمِينَ إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُكِ هَاهُنَا وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى حَنْجَرَتِهِ» اگر خوردی آن لحظه ای که جان به حلقومت رسید آن زمان پشیمان می شوی که چرا خوردم؟ «يَقُولُهَا ثَلَاثاً أَ فَهِمْتِ»، «ام خالد عبدیه» متوجه شدی چه گفتم؟ سه مرتبه بیان کرد.

چون ظاهراً آن زمان خوردن نبیذ یک چیز عادی بوده، بسیاری از اهل سنت هم قبول داشتند حتی نقل می کنند خلیفه دوم هم عادت به خوردن نبیذ داشت. حتی در آخرین لحظه عمرش که مجروح شد گفت برایم نبیذ بیاورید، نبیذ آوردند خورد از روده هایش بیرون آمد در کتاب های اهل سنت به وفور دیده می شود.

لذا امام صادق سه مرتبه فرمود «أَ فَهِمْتِ» متوجه شدی، فهمیدی چه گفتم؟ «قَالَتْ نَعَمْ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) مَا يَبُلُّ الْمِيلَ يُنَجِّسُ حُبّاً مِنْ مَاءٍ يَقُولُهَا ثَلَاثاً.» خدا و ما دوست نداریم (مضمونش این است) چیزی که خدا نجس قرار داد این چیز نجس به لب یک مؤمن برسد. خدا در اشیاء حرام، شفاء قرار نداده است.

شراب را خدا حرام کرده است، خدای عالم در شراب شفاء قرار نداده است آن های که عادت به خوردن شراب دارند تمام اطباء گفتند به انواع و اقسام بیماری گرفتار می شوند.

ولذا بهره ای که از این روایت می توانیم بگیریم این که در تمام کارهای مان ملاک مان نظر امام زمان مان باشد و امروز ملاک، نظر ولی فقیه و مرجع تقلیدمان باشد.

به دوستان توصیه می کنم مقلید هر مرجعی هستید رساله اش را بگیرید تلاش کنید هر شب سی، چهل صفحه مطالعه کنید واجبات و محرماتی که بر عهده مان هست آشنا بشویم. خیلی وقت ها انسان یک کارهای انجام می دهد بعد از بیست، سی سال متوجه می شود که این حرام بود انجام داده این مایه تأسف است.

می گویند «فخر رازی» به یک مسئله ای معتقد بود بعد از هفتاد سال متوجه شد اشتباه است به شاگردانش اعلام کرد من همچنین عقیده ای داشتم بعد برایم ثابت شد اشتباه است، بعد شروع به گریه کرد گفتند آقای «فخر رازی» چرا گریه می کنی باید خوشحال باشی گفت به خاطر این گریه نمی کنم به خاطر این گریه می کنم شاید عقاید دیگر من هم باطل است و نمی دانم!

ولذا دوستان عزیز مقداری تلاش کنیم حداقل با رساله توضیح المسائل آقایی که مقلدش هستیم در خانه مان باشد. خیلی از آقایان را می بینیم در خانه شان توضیح المسائل مرجع شان نیست مسائلی پیش بیاید می خواهند چه کار کنند؟ فردای قیامت و شب اول قبر چه جوابی دارند؟ حداقل از این روایتی که ما از این خانم نقل کردیم امام صادق می آید و امام صادق هم به رخ صحابه می کشد می گوید این طوری باشید.

ولذا عزیزان یکی از واجبات الهی که ما باید فردای قیامت جواب بدهیم یاد گیری مسائل، محرمات و واجبات ما هست. عزیزان ما در این زمینه ان شاء الله دقت بیشتری داشته باشند.

مجری:

بسیار عالی مطالب، مطالب غنیمت هست این صحبت های که چه بسا خودمان هم در ایام عمرمان جسته و گریخته شنیدیم اما با این استدلال، با شنیدن کلام خود معصوم کما این که دارند با ما صحبت می کنند انسان بیشتر به خودش می آید بیشتر می تواند آن مسیر حقیقیش را که ان شاء الله منتهی به همان «کمال إنقطاع إلی الله» بشود بهتر و بیشتر می تواند پیدا بکند.

شما بینندگان عزیز این فرصت را دارید با شماره تلفن‌های که زیر نویس شده تماس بگیرید و ان شاءالله ما هم در خدمت تان خواهیم بود اگر مطلب، دغدغه و سوالی دارید که پاسخش را در این برنامه از زبان استاد می توانید بشنوید با ما در ارتباط باشید در خدمت تان خواهیم بود. بیرویم یک فاصله بگیریم، بر گردیم در خدمت تان هستیم.

(میان برنامه)

مجری:

با عرض سلام مجدد خدمت همه شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف)، الحمدلله این توفیق را که همچنان با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی در خدمت تان هستیم، و این فرصت را شما بینندگان عزیز و ارجمند هم دارید تا تلفن‌های که زیر نویس می شود و سامانه‌های که در اختیارتان قرار می گیرد با ما تماس بگیرید.

عزیزان همراه ما بودید و ملاحظه کردید برای رسیدن به آن کمال انقطاعی که ان شاء الله همه ما دنبالش هستیم تا بتوانیم به آن اخلاص برسیم نیاز هست از ابتدا گام مان را درست بر داریم و مسیرمان را درست انتخاب بکنیم و مسئولیت خودمان را بدانیم. الگوی ما چه بسا همان خانمی باشد که استاد در آن روایت اشاره فرمودند که الگو و اسوه برای ما شده بود. ایشان یکی از شاگردان حضرت امام صادق (علیه السلام) شده بود از امام صادق (علیه السلام) سوال پرسید و این گونه راه خودش را برای دنیا و آخرتش تضمین کرد.

حضرت استاد نسبت به این خانمی که مطرح شد اما از خود اصحاب آقا امام صادق (علیه السلام)، «ابن ابی یعفور» هم که یکی از اصحاب هست چنین جریانی دارند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، نکته زیبایی فرمودید «ابن ابی یعفور» یکی از اصحاب خیلی با وفا و با صفا است وقتی شرح حال این مرد را می خوانم غبطه می خورم می گویم ای کاش نه مثل او، یک هزارم آن چه که «عبد الله ابن ابی یعفور» پیش امام زمانش داشت ما هم پیش امام زمان مان داشتیم.

روایت در کتاب «رجال کشی» است.

«حَمْدَوَيْهِ، قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ، عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ الثَّقَفِيِّ، قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو حَمْزَةَ مَعْقِلٌ الْعِجْلِيُّ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ، قَالَ‏ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ اللَّهِ لَوْ فَلَقْتَ رُمَّانَةً بِنِصْفَيْنِ‏، فَقُلْتَ هَذَا حَرَامٌ وَ هَذَا حَلَالٌ، لَشَهِدْتُ أَنَّ الَّذِي قُلْتَ حَلَالٌ حَلَالٌ وَ أَنَّ الَّذِي قُلْتَ حَرَامٌ حَرَامٌ، فَقَالَ رَحِمَكَ اللَّهُ رَحِمَكَ اللَّهُ.»

رجال الكشي إختيار معرفة الرجال؛ كشى، محمد بن عمر ناشر: مؤسسة نشر دانشگاه مشهد محقق/ مصحح: طوسى، محمد بن حسن / مصطفوى، حسن‏، ص249

«عبد الله ابن ابی یعفور» می گوید «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)»؛ ایمان یعنی این. در مورد آن خانم خواندیم می گوید آمدم سوال کنم اگر فرمودی بخور، بخورم فردای قیامت سوال کنند چرا خوردی؟ می گویم امام زمانم فرمود. اگر فرمودی نخور، نمی خورم گفتند چرا نخوردی؟ می گویم امام زمانم فرمود.

«ابن ابی یعفور» مقداری فراتر از این می گوید به امام صادق گفتم «وَ اللَّهِ» قسم به خدا «لَوْ فَلَقْتَ رُمَّانَةً بِنِصْفَيْنِ»، اگر این انار را دو نصف کنی «فَقُلْتَ هَذَا حَرَامٌ وَ هَذَا حَلَالٌ» بگویی «عبد الله ابن ابی یعفور» نصف انار حرام و نصف دیگرش حلال است «لَشَهِدْتُ أَنَّ الَّذِي قُلْتَ حَلَالٌ حَلَالٌ وَ أَنَّ الَّذِي قُلْتَ حَرَامٌ حَرَامٌ» خدا را شاهد می گیرم اگر آن قسمتی که گفتی حلال معتقد هستم حلال است از او می خورم. اگر آن قسمتی که گفتی حرام است لب نمی زنم.

این را ایمان و تسلیم در برابر امام زمان می گویند. خوردن انار جایز است می گوید اگر دو نصف کردی گفتی این طرفش حلال و طرف دیگرش حرام است به حرامش لب نمی زنم از حلالش هم می خورم «وَ الْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ...»

«فَالْحَقُّ مَا رَضِيتُمُوهُ وَ الْبَاطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ وَ الْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ وَ الْمُنْكَرُ مَا نَهَيْتُمْ عَنْه‏»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج2، ص494

در زیارت حضرت مهدی (ارواحنا فداه) می خوانیم می گوید حق آنی است که شما راضی هستید باطل آنی است که شما دوست ندارید. معروف آنی است که دستور می دهید. منکر آنی است که نهی می کنید. کاری به هیچ چیز ندارم به لب های شما نگاه می کنم شما دستور می دهی می فهمم این واجب و لازم است باید انجام بدهم. نهی می کنی خودم را ملتزم می کنم اطراف آن نگردم.

این نشان می دهد بر این که یک تابلویی «ابن ابی یعفور» جلوی ما می گذارد مفهوم تعبد و معرفت را در این تابلو برای ما نقشه اش را می کشد. انار یک میوه ای است که دانه هایش در ظاهر یکسان و همجنس است اگر چنان چه پرتقال یا سیب بود مثلاً یک طرفش سم زدند و ... نه وقتی انار را باز می کنید تمام دانه های انار یکنواخت است. از نظر ظاهر هیچ تفاوتی بین دو نیمه انار نیست.

اما «ابن ابی یعفور» می گوید نگاه من به ماهیت انار نیست. یابن رسول الله نگاه من به لب های توست نظرم تابع اراده شما هست تشریع ولی خدا است.

در روایت «ام خالد» امام با هشدار دادن اشاره به گلوگاه او را هدایت کرد گفت خانم آن وقتی که اگر خوردی جان به حلقومت رسید آن وقت پشیمان می شوی.

در این جا وقتی «ابن ابی یعفور» اناری که فرض سید، چهارصد دانه دارد می گوید اگر از دویست دانه انار، صد دانه را این طرف و صد دانه را طرف دیگر بگذاری بگویی این حرام و این حلال است نگاهم به نگاه شما و لب های شما است آن برایم ملاک است. این روایت نشان می دهد تسلیم محض در برابر امام جوهر و اصل بندگی است.

امام صادق وقتی می گوید این، چنین و آن، چنان است دیگر سوال نمی کند چرا گفتی این حلال است و چرا گفتی این حرام است؟ تفاوت این طرف انار با آن طرف انار چه است کار به آن ندارد، حجت خدا است چون حجت خدا است.

(وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)

و هرگز از روي هواي نفس سخن نمي‌گويد! آنچه مي‌گويد چيزي جز وحي که بر او نازل شده نيست!

سوره نجم (53): آیات 3 و 4

امام جز از طریق وحی چیز دیگری بیان نمی کند. ما هم تابع او هستیم کاری نداریم در فلسفه کار هم نیستیم مثلا امام چرا سمت راست را گفت حلال است و نگفت سمت چپ حلال است؟. سمت چپ را گفت حرام است و چرا نگفت سمت راست حرام است؟ ما کاری به این‌ها نداریم.

این نشان می دهد که ما باید در کارهایمان ببینیم ائمه چرا گفتند حلال است و چرا گفتند حرام است، چرا گفتند جایز است و چرا گفتند جایز نیست. چرا گفتند واجب است و چرا گفتند واجب نیست ما ملاک مان گفتار امام است. تلاش کنیم نظر امام را جلب کنیم و تلاش کنیم طبق او هم حرکت کنیم. این بنده خدا شدن می شود، مطیع و مخلص امام زمان بودن می شود. در خدمت شما هستیم!

مجری:

خیلی ممنون، حضرت استاد باز جلسه پیش نسبت به برخی از افراد داشتیم که حضرت نسبت به آن‌ها تعابیر سختی داشتند و نشان دادند و فرمودند مثل این ها نباشید الان ابن ابی یعفور با این درجه و با این جایگاهی که از امام صادق (علیه السلام) کسب کرده و آیا از آن طرف هم چیزی داریم که نشان بدهد حضرت دارد به چنین شیعه ای مباحات می کند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

همین که عرض کردم یک روایتی را مرحوم کشی در کتاب رجال خودش دارد، حدیث 461 این را دوستان در ذهن مبارک شان داشته باشند. من روایت را از روی کتاب می خوانم.

دوستان ببینید ابن ابی یعفور چه جایگاهی نزد امام زمانش دارد، خدا می‌داند آدم وقتی این مخلصین امام و مطیع محض امام را می‌بیند وقتی امام به ایشان می گوید این انار نصفش حلال است و نصفش حرام، این ها حساب و کتاب دارد. مطیع محض است از فلسفه اش سوال نمی کند این که فلسفه ای که گفتی حلال است چه است و فلسفه حرام است چه است.

می گوید من کاری به آن‌ها ندارم، من عبد هستم، عبد باید متعبد باشد. ملاحظه کنید این کتاب رجال کشی است. حدیث شماره 461 من حدیث را ترجمه می کنم بعد در رابطه با این حدیث حرف زیاد دارم.

اگر یک ماه سی جلسه در رابطه با این روایت حرف بزنیم گمان می کنم باز نتوانستیم مطلب را ادا کنیم. من می گویم ای کاش ما یک هزارم آن چه که عبدالله ابن ابی یعفور پیش امام صادق (علیه السلام) آبرو داشت یک هزارمش را پیش حضرت مهدی (ارواحنا فداه) داشتیم.

«حَمْدَوَيْهِ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى، عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ الْوَاسِطِيِّ الْخَزَّازِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ الْعُبَيْدِيُّ، قَالَ كَتَبَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِلَى الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ الْجُعْفِيِّ حِينَ مَضَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي يَعْفُورٍ، يَا مُفَضَّلُ عَهِدْتُ‏ إِلَيْكَ عَهْدِي كَانَ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ، فَمَضَى صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ مُوفِياً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِإِمَامِهِ بِالْعَهْدِ الْمَعْهُودِ لِلَّهِ، وَ قُبِضَ صَلَوَاتُ [اللَّهِ‏] عَلَى رُوحِهِ مَحْمُودَ الْأَثَرِ مَشْكُورَ السَّعْيِ مَغْفُوراً لَهُ مَرْحُوماً بِرِضَا اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِمَامِهِ عَنْهُ، فَوِلَادَتِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) مَا كَانَ فِي عَصْرِنَا أَحَدٌ أَطْوَعَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِإِمَامِهِ مِنْهُ، فَمَا زَالَ كَذَلِكَ حَتَّى قَبَضَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ بِرَحْمَتِهِ وَ صَيَّرَهُ إِلَى جَنَّتِهِ، مُسَاكِناً فِيهَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) أَنْزَلَهُ اللَّهُ بَيْنَ الْمَسْكَنَيْنِ مَسْكَنِ مُحَمَّدٍ وَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا) وَ إِنْ كَانَتِ الْمَسَاكِنُ وَاحِدَةً وَ الدَّرَجَاتُ وَاحِدَةً! فَزَادَهُ اللَّهُ رِضًى مِنْ عِنْدِهِ وَ مَغْفِرَةً مِنْ فَضْلِهِ بِرِضَايَ عَنْهُ.»

رجال الكشي إختيار معرفة الرجال؛ كشى، محمد بن عمر ناشر: مؤسسة نشر دانشگاه مشهد محقق/ مصحح: طوسى، محمد بن حسن / مصطفوى، حسن‏، ص248

«كَتَبَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِلَى الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ الْجُعْفِيِّ» مفضل ابن عمر از اصحاب امام صادق است «حِينَ مَضَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِي يَعْفُورٍ» ان وقتی که عبدالله ابن ابی یعفور از دنیا رفت. نمی گوید مات نمی گوید توفی بلکه مضی می گوید. مضی یعنی از این جا به آن جا رفت، جا بجا شد.

«يَا مُفَضَّلُ عَهِدْتُ‏ إِلَيْكَ عَهْدِي كَانَ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ» همان عهد و پیمانی که من با عبدالله ابن ابی یعفور داشتم مفضل می خواهم با تو هم داشته باشم. «صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ» چه تعبیری! آن ابو یعفوری که صلوات خدا بر او باد. «فَمَضَى صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ» رفت صلوات خدا بر او باد بازهم امام مضی می گوید.

ان شاءالله در مورد مضی توضیح خواهم داد. «مُوفِياً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِإِمَامِهِ بِالْعَهْدِ الْمَعْهُودِ لِلَّهِ» نسبت به خدایش وفا دار بود. نسبت به پیغمبر وفا دار بود. نسبت به امام زمانش وفا دار بود.

باز می گوید «وَ قُبِضَ صَلَوَاتُ [اللَّهِ‏] عَلَى رُوحِهِ» او را عزرائیل قبض کرد صلوات خدا بر روح ابن ابی یعفور!

دوستان عزیز من که گفتم یک هزارم این را اگر پیش امام زمان آبرو داشتیم کلاه مان را به آسمان پرت می کردیم. این‌ها چه کار کردند که این طور آبرو دار شدند؟ فردای قیامت این‌ها پای حساب می آیند ما هم پای حساب می رویم.

«مَحْمُودَ الْأَثَرِ» این «مَحْمُودَ الْأَثَرِ» یعنی چه؟ یعنی کارهای که کرد در جامعه اثر گذار بود. کارهای او مورد استناد دیگران قرار گرفت. «مَشْكُورَ السَّعْيِ» سعی او هم نزد خدای عالم مشکور بوده است یعنی برد دو طرف داشته است هم در آثارش در این جا:«إنّ آثارنا تدل علینا فانظروا بعدنا الی الاثار» و هم نزد خدا.

«مَغْفُوراً لَهُ» خدا او را مورد غفران قرار داد «مَرْحُوماً بِرِضَا اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِمَامِهِ عَنْهُ» مورد غفران و رحمت قرار گرفت چون خدا از او راضی بود، پیغمبر از او راضی بود، امام زمان از او راضی بود.

شما این را بگذار در کنار دیگر مطالبی که نسبت به بعضی از صحابه دارند ببینید واقعا فردا ما هم از دنیا بیرویم امام زمان همچنین تعبیری در مورد ما دارد اگر یک هزارم این را هم داشته باشد ممنونش می شویم. «بِرِضَا اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِمَامِهِ عَنْهُ» جمله امام صادق واقعا فوق العاده است خدا می داند اگر این جمله را شما در یک کفه ترازو بگذارید بهشت نه، هزاران و هزار بهشت را در یک دیگر ترازو قرار بدهید والله، بالله تالله این جمله امام صادق از بهشت شرافتش بیشتر است.

«فَوِلَادَتِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) مَا كَانَ فِي عَصْرِنَا أَحَدٌ أَطْوَعَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِإِمَامِهِ مِنْهُ» قسم به ولادتم از پیغمبر (من این تعبیر را هیچ جا ندیدم، نمی گویم نیست اما این طور قسم خوردن را من ندیدم).

امام صادق می فرماید قسم به ولادتم از پیغمبر در عصر ما مانند ابی یعفور کسی مطیع تر نسبت به خدا و پیغمبر و امام زمانش نبوده است. دوستان عزیز این ها چه بودند؟

«فَمَا زَالَ كَذَلِكَ» ملاحظه کنید بنده بودن هنر نیست، ان شاءالله توضیح می دهم اما بنده ماندن هنر است. انقلابی بودن هنر نیست، انقلابی ماندن هنر است. مطیع بودن خدا هنر نیست مطیع خدا ماندن هنر است.

«فَمَا زَالَ كَذَلِكَ» ابن ابی یعفور تمام عمرش این بود؛ یعنی مطیع خدا، پیغمبر و امام زمان این مطیع بودنش ادامه داشت. «حَتَّى قَبَضَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ بِرَحْمَتِهِ» خدا هم اگر او را قبض روح کرد قبض روح به طرف رحمتش کرد یعنی او را در سایه سار رحمتش قرار داد.

«وَ صَيَّرَهُ إِلَى جَنَّتِهِ» این جا باز یک جمله ای امام صادق دارد فدایش بشوم و فدای لب هات بیروم اقا امام صادق. عبدالله ابن ابی یعفور هنیئا لک، گوارا باد بر تو، گوارا باد بر تو.

«مُسَاكِناً فِيهَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام)» نه تنها بهشت رفته است «وَ صَيَّرَهُ إِلَى جَنَّتِهِ» خدا او را به بهشت برده، بهشتی که در کنار رسول الله و امیر المؤمنین او را جای داده است.

«أَنْزَلَهُ اللَّهُ بَيْنَ الْمَسْكَنَيْنِ مَسْكَنِ مُحَمَّدٍ وَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا)» چقدر تعبیر جالبی است، سمت راستش خانه پیغمبر است و سمت چپش خانه علی است خانه عبدالله ابن یعفور وسط قرار گرفته است. چقدر زیبا است!

من گمان می کنم تمام آیاتی که شما در رابطه با بهشت، حور، طیور و قصور این‌ها را یک طرف بگذار این جمله امام صادق را هم در رابطه با ابن ابی یعفور یک طرف بگذارید می گوید خانه ایشان در وسط است یک طرفش خانه پیغمبر است و یک طرفش هم خانه امیر المؤمنین است.

«وَ إِنْ كَانَتِ الْمَسَاكِنُ وَاحِدَةً» گرچه همه یکی است، «وَ إِنْ كَانَتِ الْمَسَاكِنُ وَاحِدَةً» یک پیام عارفانه دارد می گوید درست است سمت راست خانه رسول الله است و سمت چپ خانه امیر المؤمنین است وسط خانه ابن ابی یعفور است، هرسه خانه یکی است. همان تعبیری که دارد:

«لِأَنَّا كُلَّنَا وَاحِدٌ أَوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ وَ أَوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ كُلُّنَا مُحَمَّد»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج26، ص6

خیلی تعبیر عجیبی است. ظاهر این است که سه تا خانه است ولی هر سه خانه یکی است. یعنی خانه ابن ابی یعفور عین خانه پیغمبر است، عین خانه علی است!

دوستان عزیز! این‌‌ها چه کار کردند، چرا ما این طوری نیستیم؟ «فَزَادَهُ اللَّهُ رِضًى مِنْ عِنْدِهِ وَ مَغْفِرَةً مِنْ فَضْلِهِ بِرِضَايَ عَنْهُ» این دیگر آخرین نمره ای قبولی ابن ابی یعفور است. وقتی یک شاگردی تمام سؤالات را درست پاسخ می دهد، معلم می آید یک نمره بیست می دهد، یک احسنت و بارک الله و یک عبارت‌های که احساس می کند باید از این شاگرد تقدیر کند کنارش می آورد.

این جا هم امام صادق بعد از این که نمره بیست به او داد و در عصر ما چنین و چنان هستی و تا آخرش این و امثال این بود، می گوید خدای عالم رضایتش را از او زیاد کرد و مغفرت و فضلش به خاطر این که من از او راضی هستم.

چون من امام زمان از او راضی هستم خدا هم رضایت فوق العاده به او داد. مغفرتی از فضل خودش به او داد.

دوستان عزیز ان شاءالله اگر ما بتوانیم در رابطه با ابن ابی یعفور همین روایت را تحلیل خوب، عارفانه و عاشقانه داشته باشیم یعنی سطر، سطر این روایت باید زیر ذره بین گذاشته بشود، موشکافی بشود و ببینیم پیام او برای ما چه است. ما چه برداشتی می توانیم داشته باشیم؟

این عبارت امام صادق و عملکرد ابن ابی یعفور برای من و شما بیننده عزیز چه پیامی دارد این مهم است. من از این پیام چه برداشتی می توانم داشته باشم، در زندگی من این روایت چه تأثیری دارد این خیلی مهم است. من در خدمت حضرتعالی هستم اگر مطلبی است بفرمایید.

مجری:

بزرگوار هستید تشکر، بسیار عالی. وقتی حضرت امام صادق (علیه السلام) با این تعابیر رضایت شان جلب می شود و این تعابیر را می فرماید من به یاد روایت حضرت زهرا (سلام الله علیها) افتادم بعد از این که در مناظره به آن کسی که از شیعیانش بود امداد رسانی کردند بعد خود حضرت خوشحال شدند و ملائکه چندین برابر، خداوند هم چندین برابر وقتی به خداوند برسد دیگر به کجاها خواهد رسید کسی که امام صادق (علیه السلام) این قدر از او ابراز رضایت و خشنودی می کنند.

روایات، روایات بسیار تکان دهنده است و انسان را به این سمت پیش می برد که ان شاءالله بتواند در زمره چنین افراد و متمسکین چنین افرادی قرار بگیرد، ظاهرا مُخْلِص و مُخْلَصْ همه عاقبت بخیر به این ها می گویند درست است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید یک مراحلی فراتر از مخلص است که عباد صالح می شود. وقتی اخلاص رفت بازهم یک پله بالاتر است. «فانه من عبادی الصالحین» این‌ ها به یک مرحله ای می رسند که امام صادق (سلام الله علیه) این چنین می فرماید.

من ندیدم نه رسول اکرم نسبت به اصحابش و نه امیر المؤمنین به اصحابش و نه دیگر ائمه نسبت به اصحاب شان این تعابیر را داشته باشند.

مجری:

ما بخواهیم در عاقبت بخیری این افراد بخواهیم بسنجیم نسبت به این نوع اخلاص منتهی به عاقبت بخیری شان شده است رابطه بین این ها را می شود تشریح بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در مورد این قضیه عبارتی که خواندیم، یک تعبیرش هم همین بود. «فَمَا زَالَ كَذَلِكَ حَتَّى قَبَضَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ بِرَحْمَتِهِ» در طول عمرش هم همیشه این چنین بوده است چون بعضی از افراد رنگ و چهره عوض می کنند. یک روزی می آید در اوج اطاعت از پیغمبر و امام زمانش و یک دفعه ورق بر می گردد ما در عصر خودمان از این ها زیاد دیدیم.

مثل کسروی به قول حضرت آیت الله العظمی سبحانی می گوید او شاگرد پدر من بود رفت مرتد به تمام معنا شد.

یا سید ابو الفضل برقعی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم بود نزدیک 32 تا 33 کتاب در دفاع از اهل بیت نوشته بود. بعد منحرف شد کتاب منهاج السنه که بهتر است بگوییم منهاج البدعه ابن تیمیه را ترجمه کرد و 35 تا 36 کتاب بر ضد اهل بیت نوشت!

شیعه بودن، هنر نیست بلکه شیعه ماندن هنر است. دوست اهل بیت بودن هنر نیست، دوست اهل بیت ماندن هنر است. می گویند جوجه را اخر پاییز می شمارند.

شریعت سنگلجی از ائمه جماعات محبوب تهران بود، به مکه رفت وقتی برگشت 180 درجه عوض شد. قلمداران از دبیرهای متدین قم بود 180 درجه عوض شد الان کتاب‌های قلمداران را ریاض چاپ می کند کار به این جا می رسد.

لذا باید دقت کنیم این که امام فرمود: «فَمَا زَالَ كَذَلِكَ» خیلی در آن پیام خوابیده است. یعنی این همواره مطیع امام زمانش بود که مطیع پیغمبر است و مطیع خدا بوده است. خیلی‌ها دم از بندگی و اخلاص زدند در رکاب پیغمبر هم شمشیر زدند ولی در بزنگاهها لغزیدند، در برابر امام معصوم امیر المؤمنین خلیفه به حق ایستادند نتیجه چه شد؟ عاقبت به دست همیارانش کشته شد مثل زبیر و مثل طلحه.

بعد از مناظره ای که امیر المؤمنین با این ها کرد، از سپاه عایشه فاصله گرفتند. مروان داماد عثمان یک تیری از پشت به طلحه زد همان جا از دنیا رفت و گفت انتقام عثمان را گرفتم. یعنی معلوم بود که این ها به جنگ علی آمده بودند ولی هدف دیگری داشتند.

زبیر چه شد؟ خیلی این مطلب عجیب است در کتاب «کنز العمال – متقی هندی» روایتی را دیدم دارد زبیر رفته بود زیر سایه ای نشسته بود از جنگ با علی فاصله گرفته بود پشیمان شد، ولی دیگر فایده ای ندارد.

(إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يتُوبُ اللَّهُ عَلَيهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا)

پذيرش توبه از سوي خدا، تنها براي کساني است که کار بدي را از روي جهالت انجام مي‌دهند، سپس زود توبه مي‌کنند. خداوند، توبه چنين اشخاصي را مي‌پذيرد؛ و خدا دانا و حکيم است.

سوره نساء (4): آیه 17

قرآن می گوید توبه مال کسانی است که گناه می کنند و بلافاصله پشیمان می شوند.

(وَلَيسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يعْمَلُونَ السَّيئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا)

براي کساني که کارهاي بد را انجام مي‌دهند، و هنگامي که مرگ يکي از آنها فرا مي‌رسد مي‌گويد: «الان توبه کردم!» توبه نيست؛ و نه براي کساني که در حال کفر از دنيا مي‌روند؛ اينها کساني هستند که عذاب دردناکي برايشان فراهم کرده‌ايم.

سوره نساء (4): آیه 18

توبه مال آن‌ها نیست که گناه می کند، گناه می کند وقتی می بیند حضرت عزرائیل از در وارد شد آن وقت می گوید استغفر الله، استغفر الله، این استغفر الله گفتن به سرت بخورد. این استغفر الله گفتن فایده ای ندارد.

زبیر از سپاه عایشه فاصله گرفت در یک سایه دیواری استراحت کرده بود یکی از همان سپاهیان عایشه آمد همان جا سرش را برید تمام شد و رفت!

عمار آمد در رکاب علی جنگید شهید شد و افتخار برای او ماند. پیامبر در مورد او فرموده بود:

«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إلى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إلى النَّارِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص172، ح436

ایشان هم یکی از صحابه بود.

لذا ما باید از خدای عالم عاقبت بخیری بخواهیم، وقتی زبیر کشته شد یک نفر شمشیر زبیر را آورد به علی تحویل داد.

«جاء عمرو بن جرموز إلى علي بن أبي طالب بسيف الزبير فأخذه علي فنظر إليه ثم قال أما والله لرب كربة وكربة قد فرجها صاحب هذا السيف عن وجه رسول الله صلى الله عليه وسلم»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج18، ص422

«فأخذه علي فنظر إليه» امیر المؤمنین شمشیر زبیر را گرفت و نگاه کرد، «ثم قال أما والله لرب كربة وكربة قد فرجها صاحب هذا السيف عن وجه رسول الله صلى الله عليه وسلم» فرمود قسم به خدا صاحب این شمشیر با این شمشیر چقدر از رسول خدا دفاع کرد، چقدر گرفتاری پیامبر را بر طرف کرد، چقدر ناراحتی‌های پیامبر را دفع کرد، عاقبت چه شد؟

روایتی اقا امام رضا (سلام الله علیه) از اجداد بزرگوارشان و از امیر المؤمنین دارد مناسب بحث ما هم است.

«حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْوَرَّاقُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَهْرَوَيْهِ الْقَزْوِينِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا دَاوُدُ بْنُ سُلَيْمَانَ الْغَازِي عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: الدُّنْيَا كُلُّهَا جَهْلٌ إِلَّا مَوَاضِعَ الْعِلْمِ وَ الْعِلْمُ كُلُّهُ حُجَّةٌ إِلَّا مَا عُمِلَ بِهِ وَ الْعَمَلُ كُلُّهُ رِيَاءٌ إِلَّا مَا كَانَ مُخْلَصاً وَ الْإِخْلَاصُ عَلَى خَطَرٍ حَتَّى يَنْظُرَ الْعَبْدُ بِمَا يُخْتَمُ لَه‏»

عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج1، ص281

«الدُّنْيَا كُلُّهَا جَهْلٌ إِلَّا مَوَاضِعَ الْعِلْمِ» دنیا همه جهل و تاریک است غیر از آن جاهایی که علم و روشنایی است. «وَ الْعِلْمُ كُلُّهُ حُجَّةٌ إِلَّا مَا عُمِلَ بِهِ» اگر علم هم فرا گرفتید این حجت علیه شما است فردای قیامت بگویند چرا فهمیدی عمل نکردی؟ اگر عمل کردی علم ارزش دارد. «وَ الْعَمَلُ كُلُّهُ رِيَاءٌ إِلَّا مَا كَانَ مُخْلَصاً» عمل هم همه اش بی ارزش است مگر آن عملی که خالص برای خدا باشد «وَ الْإِخْلَاصُ عَلَى خَطَرٍ» مخلصین هم در خطر هستند «حَتَّى يَنْظُرَ الْعَبْدُ بِمَا يُخْتَمُ لَه‏» بنده ببیند عاقبتش به کجا می رسد و عاقبت امر کجا است!

ملاحظه بفرمایید در روز عاشورا تعدادی از افراد بودند که در رکاب امام حسین جنگیدند شمشیر هم خوردند و خون هم از بدن شان جاری شد، ولی طرف یقین کرد امام حسین شهید می شود آمد گفت حسین جان من جنگیدم و مردانه هم جنگیدم ولی یقین دارم شما کشته می شوید اگر اجازه می دهید من بیروم.

حضرت فرمود بفرمایید، این راه و این شما، طرف دم در بهشت آمده از امام حسین اجازه گرفت و بیرون رفت!

سال گذشته در ایام عاشورا همه این مطالب را بحث کردیم، این ها از بحث‌های خیلی حساس است. تعداد از کسانی که در روز عاشورا از سپاه امام حسین فرار کردند نه شب عاشورا. یک دسته هم از سپاه عمر سعد این طرف آمدند، و عاقبت بخیر شدند.

استاد ما آیت الله شاه آبادی خدا رحمت شان کند، این قضیه را خیلی تکرار می کرد، می گفت عمر سعد یکی از غلامان و یا به یکی از سپاهیانش شمشیر داد و گفت در گودی قتلگاه برو سر امام حسین را از تنش جدا کن، این شخص آمد امام حسین هنوز رمق در بدن داشت به این جوان نگاه کرد دید جوان قلب پاکی دارد. حضرت فرمود تو می‌خواهی من را بکشی دامنت را به خون من آغشته کنی؟

نگاه آقا امام حسین، حرف امام حسین با این جوان چه کار کرد، با این شمشیری که آمده بود سر مطهر امام حسین را از تن جدا کند با این شمشیر برگشت با سپاهیان عمر سعد درگیر شد و به شهادت رسید؛ یعنی در لبه لبه جهنم رفت، تا رفتن به جهنم به اندازه چند ثانیه فاصله نداشت.

این شخص هم از دنیا رفت آن‌هایی هم که از امام حسین در عاشورا اجازه گرفتند کربلا را ترک کردند آن‌ها هم مردند، ماندگار که نشدند. ملاحظه بفرمایید عاقبت بخیری خیلی مهم است.

روایتی را در کتاب «مسند احمد ابن حنبل» انس از نبی مکرم نقل می کند حضرت می‌فرماید: «لاَ عَلَيْكُمْ ان لاَ تَعْجَبُوا بِأَحَدٍ...»

«عن أَنَسٍ ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال لاَ عَلَيْكُمْ ان لاَ تَعْجَبُوا بِأَحَدٍ حتى تَنْظُرُوا بِمَ يُخْتَمُ له فان الْعَامِلَ يَعْمَلُ زَمَاناً من عُمْرِهِ أو بُرْهَةً من دَهْرِهِ بِعَمَلٍ صَالِحٍ لو مَاتَ عليه دخل الْجَنَّةَ ثُمَّ يَتَحَوَّلُ فَيَعْمَلُ عَمَلاً سَيِّئاً وان الْعَبْدَ لِيَعْمَلُ الْبُرْهَةَ من دَهْرِهِ بِعَمَلٍ سيء لو مَاتَ عليه دخل النَّارَ ثُمَّ يَتَحَوَّلُ فَيَعْمَلُ عَمَلاً صَالِحاً وإذا أَرَادَ الله بِعَبْدٍ خير اسْتَعْمَلَهُ قبل مَوْتِهِ قالوا يا رَسُولَ اللَّهِ وَكَيْفَ يَسْتَعْمِلُهُ قال يُوَفِّقُهُ لِعَمَلٍ صَالِحٍ ثُمَّ يَقْبِضُهُ عليه»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج3، ص120

مراقب باشید از کارهای خوب بعضی‌ها مغرور نشوید که فلانی چه آدم خوبی است و چه کارهای خوبی انجام می‌دهد، «حتى تَنْظُرُوا بِمَ يُخْتَمُ له» ببینید عاقبت چه می‌شود. امثال مسعود رجوی و غیره چقدر زندان رفتند و شکنجه شدند شلاق خوردند عاقبت شان چه شد؟

مجری:

یک پیامی از یک بیننده ای داریم که مرتبط با همین بحث هم است اشاره دارد می‌گوید با توجه به صحبت‌های برنامه اقای صاحبی نیا عدم عاقبت بخیری طلحه و زبیر نشاندهنده عدم اخلاص آن‌ها در جریان بیعت نکردن با اهل سقیفه است؟ این هم می‌تواند مرتبط با بحث باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

همین روایتی که داریم می‌خوانیم خیلی قضیه را روشن می‌کند، پیغمبر می‌فرماید کارهای افراد شما را مغرور نکند، این که طرف هفتاد – هشتاد ماه در جبهه بوده است، در رکاب پیغمبر جنگیده این‌ها ملاک نیست، «تَنْظُرُوا بِمَ يُخْتَمُ له» نگاه کنید عاقبتش چه می‌شود «فان الْعَامِلَ يَعْمَلُ زَمَاناً من عُمْرِهِ أو بُرْهَةً من دَهْرِهِ بِعَمَلٍ صَالِحٍ» افرادی یک عمری و یک برهه ای از زمان کارهای خوب انجام می‌دهد به ایتام می‌رسد، به مستمندان می‌رسد، مدرسه می‌ سازد، بیمارستان می سازد از این کارها زیاد انجام می‌دهد.

«لو مَاتَ عليه دخل الْجَنَّةَ» اگر با این وضع از دنیا بیرود قطعا وارد بهشت می‌شود، «ثُمَّ يَتَحَوَّلُ» قلم بر می گردد «فَيَعْمَلُ عَمَلاً سَيِّئاً» کارهای بدی انجام می‌دهد.

شما ملاحظه کنید کسانی که در فتنه سال 1388 در برابر ولایت فقیه ایستادند این‌ها چه سوابق درخشانی داشتند، باور نمی کردند یک روز کارشان به این جا برسد که در برابر ولی فقیه زمان بی ایستند، چه فرقی بین این‌ها و طلحه و زبیر است؟

تازه این‌ها بدتر از آن‌ها هستند، می‌شود گفت به مراتب بدتر از آن‌ها هستند. آن‌های که دم از امام (رضوان الله تعالی علیه) می‌زدند، آن‌ها الان جزء وطن فروش‌ها شدند.

کسانی که اصلا مزه انقلاب را نچشیده بودند نمی‌دانستند که انقلاب را با «ق» می‌نویسند و یا با «غ» می‌نویسند در آمریکا و دیگر کشورها صفا سیتی می کردند از آن جا پاشدند این جا آمدند وزارت خانه و این ها را در اختیار گرفتند ما کار با آن‌ها نداریم.

کار ما با کسانی است که یک عمری قبل از انقلاب و بعد از انقلاب تلاش کردند عاقبت شان چه شد؟ رسول اکرم می‌فرماید کسی یک عمری کار خوب می‌کند و یک دفعه قلم بر می‌گردد، عمل ناجور انجام بدهد، به طوری که «لو مَاتَ عليه دخل النَّارَ»؛ اگر با این وضع از دنیا بیرود قطعا وارد جهنم می‌شود.

بعد «ثُمَّ يَتَحَوَّلُ فَيَعْمَلُ عَمَلاً صَالِحاً وإذا أَرَادَ الله بِعَبْدٍ خير اسْتَعْمَلَهُ قبل مَوْتِهِ» اگر خدا به یک بنده ای نظر عنایتی داشته باشد، قبل از مرگش توفیق می‌دهد متحول بشود، بر می‌گردد.

بنده خودم با تعداد زیادی این طور آدم بر خورد کردم که سی، چهل سال مبلغ وهابی بودند بر گشتند. در برنامه گذشته عرض کردم در «ماداگاستا» که بودم یک بنده ای خدایی تقریبا هفتاد – هشتاد سالش بود نزد من آمد و همه اهل محل هم شهادت می دادند نزدیک سی سال مبلغ مسیحی بوده است.

ایشان یک شب تاسوعا می رود روضه قمر بنی هاشم را می شنود خودش شخصا برای من نقل کرد گفت من گریه ام گرفت بی تاب شدم و منزل رفتم همه اش گریه می کردم تا صبح گریه می کردم بعد خوابیدم و خواب دیدم، صبح رفتم در خانه منزل همان روحانی که روضه قمر بنی هاشم را می خواند گفتم دست من به دامنت، من یک عمری عوضی رفته بودم امشب راه را پیدا کردم، اسلام و شیعه را برای من معرفی کنید.

ملاحظه کنید یک مرتبه بعد از این که سی، چهل سال مبلغ مسیحی بوده است این طور ورق بر می‌گردد می‌ گفت بعد از آن من مبلغ شیعه شدم. خیلی عجیب است! آن‌ها همه شهادت می دادند یکی از بهترین مبلغ شیعه در منطقه ما این اقا است.

مجری:

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، عاقبت بخیری خیلی مهم است، ما باید تلاش کنیم از خدای عالم عاقبت بخیری بخواهیم، از میان اصحاب پیامبر هم یک مرتبه یک بنده خدایی نزد رسول اکرم وارد شد، حضرت فرمود هرکس بخواهد یکی از جهنمی ها را ببیند این شخص را ببیند. این مطلب را کتاب صحیح بخاری حدیث 612نقل کرده است دوستان ملاحظه کنند.

«حدثني أبو حَازِمٍ عن سَهْلِ بن سَعْدٍ السَّاعِدِيِّ قال نَظَرَ النبي صلى الله عليه وسلم إلى رَجُلٍ يُقَاتِلُ الْمُشْرِكِينَ وكان من أَعْظَمِ الْمُسْلِمِينَ غَنَاءً عَنْهُمْ فقال من أَحَبَّ أَنْ يَنْظُرَ إلى رَجُلٍ من أَهْلِ النَّارِ فَلْيَنْظُرْ إلى هذا فَتَبِعَهُ رَجُلٌ فلم يَزَلْ على ذلك حتى جُرِحَ فَاسْتَعْجَلَ الْمَوْتَ فقال بِذُبَابَةِ سَيْفِهِ فَوَضَعَهُ بين ثَدْيَيْهِ فَتَحَامَلَ عليه حتى خَرَجَ من بَيْنِ كَتِفَيْهِ فقال النبي صلى الله عليه وسلم إِنَّ الْعَبْدَ لَيَعْمَلُ فِيمَا يَرَى الناس عَمَلَ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَإِنَّهُ لَمِنْ أَهْلِ النَّارِ وَيَعْمَلُ فِيمَا يَرَى الناس عَمَلَ أَهْلِ النَّارِ وهو من أَهْلِ الْجَنَّةِ وَإِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِخَوَاتِيمِهَا»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2381، ح612

بعد همه می گویند این شخص وارد جبهه شد، علیه دشمن یک قدرت نمایی عجیبی کرد شاید به اندازه ده، بیست نفر دیگر در جبهه قدرت نمایی کرد، همه تعجب کردند پیامبر فرمود این اهل آتش است و ایشان این همه در جبهه با مشرکین می جنگد. بعد ایشان در جنگ زخم خورده بود به منزل آوردند دید تحمل زخم را ندارد تیری کشید و روی قلبش گذاشت زد و خودکشی کرد! «حتى جُرِحَ فَاسْتَعْجَلَ الْمَوْتَ»

این مطلب در صحیح بخاری است ایشان صحابه پیغمبر هم است. رسول اکرم می‌ فرماید اگر می‌ خواهید اهل آتش را ببینید این شخص را ببینید.

بعض موقع هم حضرت می‌فرمود اگر می خواهید اهل بهشت را ببینید فلان شخص را ببینید این مطلب را هم داریم.

مجری:

بسیار عالی، خیلی استفاده کردیم و از فرمایشات تان لذت بردیم. همچنین تشکر می کنم از همه شما بینندگان عزیز و ارجمند که تا انتهای برنامه امشب هم همراه ما بودید، ان شاء الله موفق، مؤید و منصور باشید. «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَانا مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ اجْعَلْ وَ مَمَاتِنا مَمَاتَ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد».



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها