اين در حالي است كه اين اقدام به كتابخانه هاي عربستان نيز تسري پيدا كرده است و ارسال كتاب از لبنان و ديگر كشورهاي عربي به اين كشور با موضوع تاريخ اسلام، به شدت زير نظر مأموران مميزي عربستان است.
در يك اقدام جديد از سوي دولت و روحانيون عربستان سعودي، بخش گسترده اي از نقش حضور پررنگ حضرت علي (ع) در تاريخ اسلام در كتب تاريخي و مرجع عربستان، حذف شد.
به گزارش تابناك، اين كار كه از پانزده سال پيش آغاز شده بود، هم اكنون به مرحله اي رسيده است كه حتي مستندات برادران اهل تسنن درباره نقش مؤثر حضرت علي (ع) نيز حذف شده و هم اكنون نسل هاي جوان عربستان، حتي سايه اي از نام آن حضرت را نمي توانند در كتابي مرجع يا تاريخي پيدا كنند.
اين گزارش مي افزايد، در كتاب فروشي هاي عربستان، همه كتاب هايي كه نامي از آن حضرت و نقش ماندگار ايشان در تاريخ اسلام است، جمع آوري شده است و احاديث جعلي جايگزين آنها شده است.
علي ستيزي روحانيون وهابي كه از آغاز شكل گيري حكومت كنوني عربستان با كارهاي مرموزانه انگليس آغاز شده بود، هم اكنون به تحريف واقعي رخدادهاي تاريخي و حقايق انكارناپذير رسيده است.
بنا بر اين گزارش، كتاب هايي همچون تفسير طبري نيز كه به نقش مولاي متقيان اشاره داشته اند، جمع آوري و نسخه هاي جديدي كه نام آن حضرت در آن سانسور شده، جايگزين شده است.
اين در حالي است كه اين اقدام به كتابخانه هاي عربستان نيز تسري پيدا كرده است و ارسال كتاب از لبنان و ديگر كشورهاي عربي به اين كشور با موضوع تاريخ اسلام، به شدت زير نظر مأموران مميزي عربستان است.
آنها همچنين لو ح هاي فشرده در اين زمينه را جمع آوري كرده و لوح هاي فشرده جديدي كه نقش حضرت در آنها سانسور شده است، به بازار عرضه مي كنند.
همچنين به تازگي دولت عربستان، برخي از سايت هاي شيعي را نيز با همكاري برخي شركت هاي مجازي آمريكايي فيلتر مي كند.
گفتني است اين كارها در حالي انجام مي گيرد كه روز گذشته و در هفته جاري، بالاترين و مفصل ترين جشن هاي ميلاد علي ابن ابيطالب توسط شيعيان علي (ع) برگزار شده است.



ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين
أعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم=پناه ميبرم به خداي شنواي آگاه، از شيطان رانده شده بسم الله الرحمن الرحيم=بنام خداي بخشنده ي مهربان 1- يريدون ليطفئوا نور الله بأفواههم و الله متم نوره ولو كره الكفرون=آنان ميخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند؛ ولي خدا نور خود را كامل مي كند هرچند كافران خوش نداشته باشند! [الصف 8 ترجمه آية الله مكارم] 2- يريدون أن يطفئوا نور الله بأفواههم و يأبي الله إلا أن يتم نوره ولو كره الكفرون=آنها مي خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند ولي خدا جز اين نمي خواهد كه نور خود را كامل كند، هرچند كافران ناخشنود باشند! [التوبة 32 ترجمه آية الله مكارم] 3- ألم تر إلي الذين أوتوا نصيباً من الكتاب يشترون الضللة و يريدون أن تضلوا السبيل=آيا نديدي كساني را كه بهره اي از كتاب (خدا) به آنها داده شده بود، (به جاي اينكه از آن، براي هدايت خود و ديگران استفاده كنند، براي خويش) گمراهي مي خرند و مي خواهند شما نيز گمراه شويد؟ [النساء 44 ترجمه آية الله مكارم] 4- أم يريدون كيداً فالذين كفروا هم المكيدون=آيا مي خواهند نيرنگي بزنند؟ و[لي] آنان كه كافر شده اند، خود دچار نيرنگ شده اند. [الطور 42 ترجمه فولادوند] 5- لَقَدِ ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ=در حقيقت، پيش از اين [نيز] در صدد فتنه جويي برآمدند و كارها را بر تو وارونه ساختند، تا حق آمد و امر خدا آشكار شد، در حالي كه آنان ناخشنود بودند. [التوبة 48 ترجمه فولادوند] 6- ذلك بأنهم كرهوا ما أنزل الله فأحبط أعمالهم=اين بخاطر آن است كه از آنچه خداوند نازل كرده كراهت داشتند؛ از اين رو خدا اعمالشان را حبط و نابود كرد! [محمد 9 ترجمه آية الله مكارم] 7- و يحق الله الحق بكلماته ولو كره المجرمون=و خدا با كلمات خود، حق را ثابت مي گرداند، هرچند بزهكاران را خوش نيايد. [يونس 82 ترجمه فولادوند] * چراغي را كه ايزد بر فروزد * هر آنكس پُف كند ريشش بسوزد * اينها نوادگان همان مشركين معاندي هستند كه در اوائل بعثت پيامبراسلام (صلي الله عليه وآله=درود خدا بر او و خاندانش باد) مردم را مجبور ميكردند در گوششان پنبه بگذارند تا كلام الله (جل جلاله=شوكتش افزون باد) را از زبان پيامبرش نشنوند، چون سانسورچي هاي بدكردار نمي خواهند دستهاي آلوده شان براي مردم رو شود. أجداد اينها هيچگاه اسلام را نپذيرفتند بلكه تسليم مسلمانان فاتح مكه شدند! و پيامبر اسلام هم آنها را طلاق داد! و طلاق(=رهاكردن) آخرين مرحله ي قطع علاقه بين دو نفر است. معناي «طلقاء» را يا نفهميده اند و يا خودشان را به نفهمي ميزنند و يا بخيال باطلشان، ديگران را نفهم فرض كرده اند؛ در هر صورت هيچ تاثيري بر اين حقيقت تاريخي ندارد كه طلقاء، رانده شدگان پيامبر از جرگه ي مسلمين اند، نه به اسلام دعوت شدگان! * اينها با اين كارهايشان -كه البته تازگي نداشته و در طول تاريخ اسلام، همواره خط مشي پدرانشان بوده است- كوشيده اند مانند گربه، كثافت خود را با خاك بپوشانند غافل از اينكه ننگ با نيرنگ پاك نميشود! * اينها خيال ميكنند فضايل خاندان پيامبر با محو و مصادره كردن، بر أولوا الألباب=خردمندان پوشيده ميماند، غافل از اينكه ايمان نعمتي است خدادادي كه از قلب به بيرون ميجوشد؛ گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض * ورنه هر سنگ و گِلي لؤلؤ و مرجان نشود. * اينها خيال ميكنند كه مسلمين راستين، با وجود علي(عليه السلام=درود بر او) غاصبين خلافتش را ناحق مي دانند؛ لذا ميخواهند با مفقودالأثر كردنش جائي براي حقانيت جبت و طاغوت و أمثالهم باز شود. غافل از اينكه حتي در فرض عدم وجود تاريخي حضرت علي(عليه السلام) بازهم آنها لياقت جانشيني پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله) را نداشته اند. يعني بي لياقتي آنها ناشي از مقايسه آنان با لايقترين مؤمن نيست كه با حذف أميرالمؤمنين، خردمندي اشتباهاً بسراغ آنها برود؛ بلكه اين بي لياقتي، ذاتي آنهاست كه در مقايسه با گمنام ترين و ساده ترين فرد أمت إسلامي، عيان است. رفتار آنها ثابت كرد كه حتي لياقت أميري بر نفس خودشان را نداشته اند تا چه رسد به حاكميت أمت إسلام را! * اي مگس عرصه ي سيمرغ نه جولانگه توست * عِرض خود مي بَري و زحمت ما ميداري 8- ... أ فمن يهدي إلي الحق أحق أن يُتبع أمن لا يهدي إلا أن ُيهدي فما لكم كيف تحكمون=آيا كسي كه هدايت به سوي حق مي كند براي پيروي شايسته تر است، يا آن كس كه خود هدايت نمي شود مگر هدايتش كنند؟ شما را چه مي شود، چگونه داوري مي كنيد؟! [يونس 35 ترجمه آية الله مكارم] صدق الله العلي العظيم=راست گفت خداي بلندمرتبه و بزرگ