درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم
(جلسه شصت و دوم 28 . 10 . 1404)
موضوع: ايمان حضرت ابوطالب (عليه السلام) - تبیین مبانی ولایت فقیه در عصر غیبت
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصير
رفع شبهات درباره ایمان حضرت ابوطالب (عليه السلام)
در رابطه با حضرت ابوطالب (سلاماللهعلیه)، ادعاهایی که مطرح میشود مبنی بر اینکه ایشان -نستجير بالله- کافر از دنیا رفتهاست سخنانی کاملاً بیاساس و بیپایه و جعلي است.
بررسیهای تاریخی نشان میدهد که این جریانسازیها ریشه در اقدامات بنیامیه دارد؛ آنها وقتی دیدند پدران برخی از شخصیتها مانند ابوبکر و عمر و دیگران در حال کفر از دنیا رفتهاند، تلاش کردند با نسبت دادن کفر به پدر بزرگوار حضرت امیرالمؤمنین (عليه السلام)، نوعی تعادل کاذب ایجاد کنند تا از شأن آن حضرت بکاهند.
حقیقت این است که پس از حضرت امیرالمؤمنین (عليه السلام)، شاید افضل صحابه حضرت ابوطالب باشد؛ چرا که اگر حمایتهای بیدریغ ایشان نبود، سرنوشت اسلام در همان ابتدا مشخص نبود. سختترین دوران زندگی رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) در «شعب ابوطالب» رقم خورد که سه سال تمام در انزوای کامل و بدون ارتباط با خارج گذشت. حضرت ابوطالب برای حفظ جان پیامبر از خطر ترور، هر شب جای خواب ایشان را تغییر میداد و فرزند عزیز خود، حضرت علی (عليه السلام) را در بستر ایشان میخواباند تا فدایی رسولالله شود.
شواهد بسیاری بر ایمان ایشان وجود دارد؛ از جمله بیش از ۳۰ مورد از اشعار ایشان که صراحتاً دال بر ایمان و توحید است و همچنین وقایعی نظیر اقامه نماز استسقاء به برکت وجود ایشان در زمان قحطی که خداوند متعال باران رحمت خود را نازل کرد. با این حال، متأسفانه اعتقاد به کفر ابوطالب از عقاید مسلّم اهل سنت شده است؛ زیرا روایاتی در کتب آنها وجود دارد که با توصیفاتی دردناک و اهانتآمیز، مدعی عذاب ایشان در جهنم هستند؛ روایاتی که هر انسان آزادهای را به درد میآورد.
عن أبي سعيد الخدري رضي الله عنه انه سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم وذكر عنده عمه أبو طالب فقال لعله تنفعه شفاعتي يوم القيامة فيجعل في ضحضاح من النار يبلغ كعبيه يغلي منه أم دماغه
تداوم ولایت الهی و ضرورت نیابت در عصر غیبت
بر اساس حدیثی که حضرت امیرالمؤمنین (عليه السلام) در عصر عثمان و در جمع بیش از ۲۰۰ نفر از بزرگان مطرح فرمودند، ولایت و امامت امری مقطعی و منقطع نیست. پیامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) صراحتاً به جانشینی دوازده امام از نسل امام حسین (عليه السلام) تا روز قیامت تصریح کردهاند. این نشان میدهد که وظیفه امام تنها بیان احکام شرعی نیست، بلکه امام مرجع دینی، حاکم علیالاطلاق و حافظ نظم دین و دنیای بشریت است.
ثُمَّ خَطَبَ النَّاسَ فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مَوْلَايَ وَ أَنَا مَوْلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنَا أَوْلَى بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ قُمْ يَا عَلِيُّ فَقُمْتُ فَقَالَ مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ فَقَامَ سَلْمَانُ الْفَارِسِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَلَاؤُهُ كَمَا ذَا فَقَالَ ع وَلَاؤُهُ كَوَلَائِي مَنْ كُنْتُ أَوْلَى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ فَعَلِيٌّ أَوْلَى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِينا فَكَبَّرَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ قَالَ اللَّهُ أَكْبَرُ بِتَمَامِ النِّعْمَةِ وَ كَمَالِ نُبُوَّتِي وَ دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَلَايَةِ عَلِيٍّ بَعْدِي فَقَامَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ فَقَالا يَا رَسُولَ اللَّهِ هَذِهِ الْآيَاتُ خَاصَّةٌ لِعَلِيٍّ قَالَ بَلَى فِيهِ وَ فِي أَوْصِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ قَالا يَا رَسُولَ اللَّهِ بَيِّنْهُمْ لَنَا قَالَ عَلِيٌّ أَخِي وَ وَزِيرِي وَ وَارِثِي وَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي فِي أُمَّتِي وَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي ثُمَّ ابْنِيَ الْحَسَنُ ثُمَّ ابْنِيَ الْحُسَيْنُ ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ الْقُرْآنُ مَعَهُمْ وَ هُمْ مَعَ الْقُرْآنِ لَا يُفَارِقُونَهُ وَ لَا يُفَارِقُهُمْ حَتَّى يَرِدُوا عَلَيَّ حَوْضِي...
کمال الدین و تمام النعمة ج1ص276 ناشر: اسلاميه
سپس خطاب به مردم فرمود: «ای مردم، آیا میدانید که خداوند متعال مولای من است و من مولای مؤمنان هستم و من از خودشان به آنها سزاوارترم؟» گفتند: «بله، ای رسول خدا.» فرمود: «برخیز ای علی.» پس من برخاستم. فرمود: «هر که من مولای او هستم، علی مولای اوست. خدایا، هر که او را دوست دارد، دوست بدار و هر که با او دشمن است، دشمن باش.» سپس سلمان فارسی، رضی الله عنه، برخاست و گفت: «ای رسول خدا... ولایت ایشان چگونه است؟ فرمود: «ولایت او مانند ولایت من است. هر که من از خودش به او اولی و سزاوار تر هستم، حضرت علی از خودش به او اولی و سراوارتر است.» سپس خداوند تبارک و تعالی این آیه را نازل فرمود: «امروز دین شما را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم.» ... سپس ابوبکر و عمر برخاستند و گفتند: «ای رسول خدا، آیا این آیات مخصوص علی است؟» فرمود: «بله، برای او و جانشینان من تا روز قیامت است.» گفتند: «ای رسول خدا، آنها را برای ما توضیح بده.» فرمود: «علی برادر من، وزیر من، وارث من، جانشین من، خلیفه من در میان امت من و سرپرست هر مؤمنی پس از من است. سپس پسرم حسن، سپس پسرم حسین، سپس نه نفر دیگر از فرزندان حسین» یکی پس از دیگری. قرآن با آنهاست و آنها با قرآن هستند، از آن جدا نمیشوند و قرآن از آنها جدا نمیشود تا اینکه در حوض من نزد من آیند...
از عبارت پیامبراسلام که فرمودند (فِي أَوْصِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ) در عصر غیبت امام معصوم، سه مطلب به دست می آید که جامعه با آن فرضيه ها روبرو است:
اول: تعطیلی ولایت: که به معنای نقض نص صریح پیامبر (صلي الله عليه و اله) در حدیث فوق مبنی بر تداوم ولایت تا قیامت است لذا این تعطیلی پذیرفتنی نیست.
دوم: ولایت عرفی (غیرمعصوم): که با نصب الهی و ضرورت مشروعیت خدایی که فرمود
(وَلَاؤُهُ كَوَلَائِي مَنْ كُنْتُ أَوْلَى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ فَعَلِيٌّ أَوْلَى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ)
در تضاد است.
سوم: نیابت فقیه از ولایت معصوم: که تنها نتیجه مطلوب و مطابق با احادیث شریف و عقلانیت دینی است.
ویژگیها و شرایط اساسی فقیه جامعالشرایط
برای تصدی مقام نیابت، فقیه باید واجد شرایط علمی، اعتقادی و تقوایی خاصی باشد که در روایات معتبر به آنها اشاره شده است:
شرایط علمی و اجتهادی
طبق روایت مقبوله عمر بن حنظله امام صادق(عليه السلام) میفرماید:
... من کان منکم ممن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکماً فانی قد جعلته علیکم حاکماً فاذا حکم بحکمنا فلم یقبل منه فانما استخف بحکمنا و علینا رد و الرادعلینا کالراد علی الله وهو علی حد الشرک بالله
...هر کدام از شما حدیث ما را روایت کرده، حلال و حرام ما را شناخته و احکام ما را می داند، باید به این حکم راضی باشند، زیرا من او را بر شما حاکم قرار داده ام. پس اگر به حکم ما حکم کند و از او پذیرفته نشود، تنها حکم ما را کوچک شمرده است، و ما را رد کرده است، و آنکه ما را رد کند، مانند این است که خدا را رد کرده است، که این بر حد شرک است.
اول: آگاهی عمیق به شریعت: فقیه باید به خوبی حلال و حرام الهی را بشناسد(نظر فی حلالنا و حرامنا).
دوم: صاحبنظر بودن (قوه استنباط): مجرد مطالعه کافی نیست؛ فقیه باید قدرت استخراج احکام از منابع اصلی (کتاب و سنت) را داشته باشد(عرف احکامنا).
سوم: توانایی انتقال علم: باید بتواند این دانش را از طریق رساله عملیه یا سایر ابزارهای ارتباطی به مردم منتقل کرده و راه را برای کسانی که قدرت استنباط ندارند، روشن کند.
چهارم: شرایط اعتقادی
فقیه باید «عالم بالله» باشد؛ یعنی نه تنها در احکام فرعی، بلکه در مبانی اعتقادی نظیر توحید، نبوت، امامت و معاد نیز سرآمد جامعه باشد و بتواند در برابر شبهات اعتقادی، از مرزهای فکری اسلام دفاع کند.
پنجم: شرایط تقوایی
بر اساس روایت امام عسکری علیهالسلام که فرمودند:
فأما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدينه مخالفا على هواه، مطيعا لأمر مولاه، فللعوام أن يقلدوه، وذلك لا يكون إلا بعض فقهاء الشيعة لا كلهم
وسائل الشیعة ج18ص95 دار احياء التراث العربي بيروت - لبنان
اما آن دسته از فقهایی که خویشتندار، حافظ دین، مخالف هوای نفس و مطیع فرمان پروردگارشان هستند، مردم میتوانند از آنها پیروی کنند. این فقط شامل برخی از فقهای شیعه میشود، نه همه آنها.
صیانت از نفس (خویشتنداری) : فقیه باید دارای ملکه تقوا باشد و در برابر وسوسههای درونی، سدّی پولادین پیرامون روح خود بنا کند تا لغزشهای اخلاقی او را از مسیر حق منحرف نکند.
حفاظت از دین: او باید مرزبان عقیده باشد و در برابر بدعتها و انحرافات بیرونی بایستد و اجازه ندهد کیان اسلام به خطر بیفتد.
مخالفت با هوای نفس: این دشوارترین شرط است؛ فقیه نباید تشنه قدرت، ثروت یا شهرت باشد و باید در دو راهی مصلحت شخصی و حق الهی، همواره بر تمایلات نفسانی خود پا بگذارد.
اطاعت محض از مولا: تسلیم در برابر فرامین معصومین و حرکت دقیق در چارچوب وحی و سنت، بدون آنکه اجتهادش او را از مدار اراده الهی خارج کند.
مقایسه الگوی رهبری اسلامی با تئوریهای مدرن
در علوم سیاسی مدرن بر ویژگیهایی چون تخصص، هوش و صداقت تأکید میشود، اما الگوی اسلامی طبق حدیث امام حسن عسکری علیه السلام تفاوتهای بنیادینی دارد:
از تخصص تا صیانت نفس: در نظامهای مدرن تخصص کافی است، اما در اسلام رهبر باید قدرت نظارت بر خود (ملکه قدسی) داشته باشد تا در برابر فساد مصون بماند.
حقمداری در برابر محبوبیت کاذب: در دموکراسیها، رهبران گاه برای کسب رأی، تابع تمایلات تودهها میشوند، اما فقیه نباید برای خوشایند مردم از حق عدول کند.
بالاترین سطح پاسخگویی: در حالی که در نظامهای مدرن پاسخگویی به پارلمان مطرح است، در ولایت فقیه بالاترین ضمانت ضد دیکتاتوری وجود دارد؛ چرا که رهبر خود را هر لحظه در محضر خدا و امام زمان (ارواحنا فداه) میبیند.
تقابل با اندیشههای تکفیری درباره ولایت فقیه
تجربه دیدارهای مستقیم بنده با مفتیان بزرگ عربستان نظیر بنباز، آلشیخ و صالح الفوزان نشاندهنده تفاوت رویکردها در جهان اسلام است. در حالی که برخی از آنها با تندی و بدون هیچ دلیل منطقی شیعه را تکفیر میکنند و در مناظرات از ارائه حتی یک دلیل عاجزند، برخی دیگر برخورد متینتری دارند. با این حال، وجه مشترک بسیاری از این جریانها این است که در آثار خود، عقیده به ولایت فقیه را کفر، شرک و بدعت میدانند. بررسی و نقد دقیق این آراء برای تبیین حقانیت مسیر ولایت ضروری است.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين