درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم
(جلسه شصت و يكم 24 . 10 . 1404)
موضوع: ویژگی های یاران امام زمان علیه السلام
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصير
ضرورت بررسی اسناد و مقابله با احادیث جعلی
تا زمانی که سند یک روایت به دقت بررسی نشود، نمیتوان مضمونی را به معصوم یا غیرمعصوم نسبت داد؛ زیرا شرط اولِ انتساب یک روایت، اعتماد به راویان آن است. ما در منابع خود با برخي احادیث جعلی مواجه هستیم که بهویژه در دوران بنیعباس و اواخر عمر بنیامیه ساخته شدهاند. امام رضا (علیه السلام) در روایتی در کتاب «عیون اخبار الرضا» میفرمایند که دشمنان ما برای بدبین کردن مردم، روایاتی در فضایل ما جعل کردهاند که دلالت بر غلو دارد؛ همچنین احادیثی در مذمت دشمنان ما ساختهاند تا آنها نیز در مقابل به ما ناسزا بگویند.
ان مخالفينا وضعوا اخبارا في فضائلنا وجعلوها على ثلاثة أقسام أحدها الغلو وثانيها التقصير في أمرنا وثالثها التصريح بمثالب أعدائنا فإذا سمع الناس الغلو فينا كفروا شيعتنا ونسبوهم إلى القول بربوبيتنا وإذا سمعوا التقصير اعتقدوه فينا وإذا سمعوا مثالب أعداءنا بأسمائهم ثلبونا بأسماءنا وقد قال الله عز وجل : ( ولا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم )
واکاوی واقعه فتح خیبر و فضایل حضرت امیرالمؤمنین (عليه السلام)
در بحث فتح خیبر دو نکته اساسی وجود دارد: نخست اینکه خلفای اول، دوم و سومی که برای فتح رفتند، شکست خوردند و نه تنها خود ترسیدند، بلکه سپاه را نیز ترساندند. پس از این واقعه، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «فردا پرچم را به دست کسی میدهم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول نیز او را دوست دارند».
متقی هندی به نقل از حضرت امیرالمومنین علیه السلام می نویسد:
قال: فإن رسول الله صلى الله عليه وسلم بعث أبا بكر فسار بالناس فانهزم حتى رجع إليه وبعث عمر فانهزم بالناس حتى انتهى إليه، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: لأعطين الراية رجلا يحب الله ورسوله ويحبه الله ورسوله يفتح الله له، ليس بفرار؛ فأرسل إلي فدعاني، فأتيته وأنا أرمد
کنز العمال ج13ص121 الناشر: مؤسسة الرسالة
گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله ابوبکر را فرستاد که با مردم حرکت کرد اما شکست خورد و نزد او بازگشت، سپس عمر را فرستاد که شکست خورد و نزد او بازگشت، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: پرچم را به مردی میدهم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند، خدا او را پیروز خواهد کرد، او اهل فرار نیست، پس به دنبال من فرستاد و مرا فراخواند، و من در حالی که چشم درد داشتم نزد او آمدم.
جالب است که عبدالکریم خطیب، از اساتید دانشگاه الازهر، میگوید درباره ابوبکر هیچ سابقه شناختهشدهای در میدانهای جنگ و برخورد با دشمن ثبت نشده است. حتی ابنتیمیه برای توجیه این مسئله میگوید که جنگیدن میتواند با دعا باشد! لذا مدعی است ابوبکر و عمر در جنگها دعا میکردند و حضرت علی (علیه السلام) به پیروزی میرسید!!
لِأَنَّ الْجِهَادَ يَنْقَسِمُ أَقْسَامًا ثَلَاثَةً: أَحَدُهَا: الدُّعَاءُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى بِاللِّسَانِ. وَالثَّانِي: الْجِهَادُ عِنْدَ الْحَرْبِ بِالرَّأْيِ وَالتَّدْبِيرِ. وَالثَّالِثُ: الْجِهَادُ بِالْيَدِ فِي الطَّعْنِ وَالضَّرْبِ. فَوَجَدْنَا الْجِهَادَ بِاللِّسَانِ لَا يَلْحَقُ فِيهِ أَحَدٌ بَعْدَ النَّبِيِّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - أَبَا بَكْرٍ وَلَا عُمَرَ
منهاج السنة النبویة ج 8ص87 الناشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية
زیرا جهاد به سه دسته تقسیم میشود: اول، دعوت به سوی خداوند متعال با زبان. دوم، جهاد در جنگ با مشورت و تدبیر. دوم، جهاد با دست از طریق ضربه زدن و فرو بردن شمشیر. ما دریافتیم که در جهاد با زبان، هیچ کس پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نتوانست از ابوبکر یا عمر پیشی بگیرد!
این در حالی است که باقلانی، از علمای بزرگ اهل سنت، ادعا میکند کسانی که با دعای ابوبکر مسلمان شدند، از کسانی که با شمشیر علی (علیه السلام) اسلام آوردند، بیشتر هستند!
من آمن بِدُعَاء أبي بكر أَكثر مِمَّن آمن بِالسَّيْفِ
تمهيد الأوائل وتلخيص الدلائل ج1ص483 الناشر: مؤسسة الكتب الثقافية - لبنان
این ادعایی است که به گفته کارشناسان، شبیه به هذیانگویی است.
گواهی تاریخ بر شجاعت امام علی (عليه السلام) و فرار دیگران
اسکافی، از بزرگان علم کلام، تصریح میکند که ابوبکر حتی یک تیر به سمت دشمن پرتاب نکرد، شمشیری نکشید و خونی را از دماغ مشرکی نریخت. در شرح نهجالبلاغه آیت الله مکارم شیرازی نیز آمده است که در سراسر تاریخ، به جز ترس و فرار، مطلبی دال بر رشادت خاص برای برخی مدعیان نمییابیم. در مقابل، فداکاریهای امام علی (علیه السلام) در مقاطعی نظیر لیلةالمبیت، جنگ خندق، جنگ خیبر و جنگ احد امری کتمانناپذیر و مورد گواهی قرآن و تاریخ است.
حاکم نیشابوری از قول ابوبکر نقل میکند که ابوبكر اولین کسی بود که در روز احد از منطقه جنگی فرار کرد. او اولین کسی بود که بعد از فرار به سمت پیامبر آمد.
عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا قَالَتْ: حَدَّثَنِي أَبُو بَكْرٍ قَالَ: كُنْتُ فِي أَوَّلِ مَنْ فَاءَ يَوْمَ أُحُدٍ وَبَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ رَجُلٌ يُقَاتِلُ عَنْهُ
المستدرك على الصحيحين ج3ص298 الناشر: دار الكتب العلمية - بيروت
از عایشه روایت است که گفت: ابوبکر به من گفت: من از اولین کسانی بودم که در روز احد برگشتم
همچنین در منابع معتبر اهل سنت مانند «مصنف ابن ابیشیبه» و «المستدرک» آمده است که رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) ابوبکر و سپس عمر را به سوی خیبر فرستاد، اما آنها شکست خورده و در حالی که خود ترسیده بودند و همراهانشان را نیز میترساندند، بازگشتند. خلیفه دوم خود در خطبهای اعتراف کرده است که در روز جنگ احُد، همانند بز کوهی از کوه بالا میرفته تا فرار کند!
خَطَبَ عُمَرُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، فَقَرَأَ آلَ عِمْرَانَ، وَكَانَ يُعْجِبُهُ إِذَا خَطَبَ أَنْ يَقْرَأْهَا، فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى قَوْلِهِ: {إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ [آل عمران قَالَ: " لَمَّا كَانَ يَوْمُ أُحُدٍ هَزَمْنَاهُمْ، فَفَرَرْتُ حَتَّى صَعِدْتُ الْجَبَلَ، فَلَقَدْ رَأَيْتُنِي أَنْزُو كَأَنَّنِي أَرْوَى، وَالنَّاسُ يَقُولُونَ: قُتِلَ مُحَمَّدٌ، فَقُلْتُ: لَا أَجِدُ أَحَدًا يَقُولُ قُتِلَ مُحَمَّدٌ إِلَّا قَتَلْتُهُ.
تفسير الطبري ج6ص172الناشر: دار هجر للطباعة والنشر والتوزيع والإعلان
عمر روز جمعه خطبه خواند و سوره آل عمران را تلاوت کرد و همیشه هنگام تلاوت این آیه تعجب می کرد. وقتی به این آیه رسید: {إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْا مِنْکُمْ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ } [آل عمران]، گفت: «وقتی روز احد شد، ما آنها را شکست دادیم و من فرار کردم تا اینکه از کوه بالا رفتم. دیدم که مثل بُز کوهی بالا میپرم و مردم میگفتند: محمد کشته شده است.» پس گفتم: کسی را که بگوید محمد کشته شده است، پیدا نمیکنم، مگر اینکه او را خواهم کشت».
این در حالی است که پیامبر (صلي الله عليه وآله ) تعبیر «یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله» را تنها درباره حضرت علی (علیه السلام) به کار بردند که محکمترین دلیل بر افضلیت و شایستگی ایشان برای خلافت است. یعنی آن دو نفر در جنگ ها یا فرار می کردند و اگر جلو می افتادند شکست می خوردند و پیامبر هیچ گاه در مورد آن دو نفر نفرمود: «یحّب اللهَ و رسولَه و یحبّه اللهُ و رسولهُ».
توحید و عبادت از صفات یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه)
یکی از ویژگیهای بارز یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، داشتن توحید حقیقی است؛ آنان خدا را آنگونه که شایسته است، میشناسند. عزیزان دقت بکنیم که پرونده اعمال ما پیش از ظهور بسته میشود و هر کاری را باید پیش از آن انجام بدهیم.
عبارت امام صادق (سلام الله علیه): «عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه» بود
«رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِه»
مردان مومنی هستند که خداوند را آنگونه که هست می شناسند.
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرمایند که یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه) در شبها نالههایی مانند مادران داغدیده دارند. آنان از خشیت خدا هراسانند، آرزوی شهادت در راه خدا را دارند و شبها را به عبادت ایستاده و روزها را به سان شیران میگذرانند.
لهم بالليل أصوات كأصوات الثواكل حزنا من خشية اللّه تعالى. «کاصوات الثواکل» مثل مادر داغ دیده «الذین وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده» است.
وهم من خشية الله مشفقون ، يدعون بالشهادة ، ويتمنّون أن يقتلوا في سبيل الله ...
مستدرک الوسائل ج11 ص114 مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ـ قم
آنها از خدا میترسند، آرزوی شهادت میکنند و آرزوی کشته شدن در راه خدا را دارند. شعارشان این است: ای خونخواهان حسین (علیه السلام). اگر حرکت کنند، وحشت به اندازه یک ماه راه، پیشاپیش آنها حرکت میکند.
علامه مجلسی نیز روایتی در این باب از امام صادق علیه السلام نقل می کند و می گوید:
رجال لاينامون الليل ، لهم دوي في صلاتهم كدوي النحل ، يبيتون قياما على أطرافهم ، ويصبحون على خيولهم ، رهبان بالليل ليوث بالنهار...
بحار الانوار ج 52ص308 الناشر: مؤسسة الوفاء
مردانی که شبها نمیخوابند، نیایشهایشان همچون صدای زنبورها طولانی است، کسانی که شب را بر روی پاهایشان ایستاده به صبح میرسانند و صبحها سوار بر اسبهایشان بیدار میشوند، راهبان شب، شیران روز...
قرآن کریم در سوره مزمّل بر شبزندهداری تأکید دارد. پیامبر (صلي الله عليه و آله) و یارانش بخش بزرگی از شب را به عبادت میپرداختند. ما باید خود را با این آیات و روایات بسنجیم؛ آیا كسي که تا نیمهشب مشغول تماشاي فيلم هست و نماز صبحش قضا میشود، میتواند ادعای همراهی با امام زمان(علیه السلام) را داشته باشد؟!
آمادگی برای ابدیّت و حقیقت بندگی
علامه طباطبایی گاهی در میان درس سکوت میکردند و میگفتند حواسمان باشد که ابدیتی در پیش است. نقل شده است که برخی در بهشت تقاضای ملاقات با خدا را دارند، اما به آنها گفته میشود به دلیل کمبود اعمال در دنیا، در آن درجه نیستند.
در توصیف یاران امام زمان (ارواحنا فداه) روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که آنان چنان غرق در حضور حق هستند که گویا پرندهای بر سرشان نشسته و تکان نمیخورند؛ این نشانه سکینه و آرامش مطلق در حضور محبوب است. آنان به مرحلهای از انقطاع رسیدهاند که دیگر به اسباب مادی تکیه ندارند و خود را «عین فقر» به خدا میبینند.
عن أبي عبد الله قال : كأني أنظر إلى القائم وأصحابه في نجف الكوفة كأن على رؤسهم الطير قد فنيت أزوادهم وخلقت ثيابهم ، قد أثر السجود بجباههم ليوث بالنهار ، رهبان بالليل كأن قلوبهم زبر الحديد ، يعطى الرجل منهم قوة أربعين رجلا لا يقتل أحدا منهم إلا كافر أو منافق وقد وصفهم الله تعالى بالتوسم في كتابه العزيز بقوله « إن ذلك لايات للمتوسمين»
امام صادق علیه السلام فرمود: «گویا قائم و یارانش را در نجف کوفه میبینم، گویی پرندگان بر سرشان نشستهاند. آذوقهشان تمام شده و لباسهایشان کهنه شده است. آثار سجده بر پیشانیهایشان نمایان است. در روز شیر و در شب راهب هستند، گویی دلهایشان پارههای آهن است. به هر یک از آنها قدرت چهل مرد داده شده است. هیچ یک از آنها جز کافر یا منافق کسی را نمیکشد. خداوند متعال در کتاب خود آنها را به بصیرت توصیف کرده و فرموده است « إن ذلك لايات للمتوسّمين»
توحید عملی و حضور قلب در نماز
ما باید به این درک برسیم که نسبت به خداوند، «عین ربط» هستیم. همانطور که تصاویر ذهنی ما وابسته به اراده ما هستند، وجود ما نیز لحظه به لحظه به اراده خداوند وابسته است و اگر آنی نظر از ما برگیرد، هیچ نخواهیم بود.
امام سجاد (علیه السلام) میفرمایند: «خدایا کسی که کارهای خوبش، بد است (چون با بیادبی و عدم حضور قلب همراه است)، پس کارهای بدش چگونه خواهد بود»؟! ما باید از نمازهایمان استغفار کنیم، زیرا عبادات ما شایسته مقام خداوند نیست. اگر دستور خودِ خدا نبود، ما لایق ذکر گفتن برای او نبودیم.
باید در دعاها، بهویژه دعای کمیل، بر فرازهایی که قلب را تکان میدهد تمرکز کنیم. باید از خدا بخواهیم که ما را از اهلبیت (علیهم السلام) جدا نکند، زیرا تحمل شماتت دشمنان در قیامت بسیار سختتر از آتش دوزخ است.
در تکرار اذکار نماز آثاری است که باید به آنها توجه کرد تا پردهها کنار برود. طبق روایات، وقتی مؤمنی با اخلاص ذکر میگوید، تمام در و دیوار و اشیاء اطراف با او همصدا میشوند. تمام هستی مشغول تسبیح خداوند است، هرچند ما آن را نمیفهمیم. از خداوند بخواهیم که این درهای توحید را به روی ما باز کند و ما را از کسانی قرار دهد که حقیقت تسبیح موجودات را درک میکنند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين