نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
ضرب و شتم حضرت زهرا (سلام الله علیها) توسط اصحاب سقیفه و شهادت آن حضرت
کد مطلب: 16448 تاریخ انتشار: 06 بهمن 1404 - 15:52 تعداد بازدید: 160
خارج فقه الحکومه » فقه
ضرب و شتم حضرت زهرا (سلام الله علیها) توسط اصحاب سقیفه و شهادت آن حضرت

(جلسه سی و هفتم 11 . 09 . 1404)

لينک دانلود

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم

(جلسه سی و هفتم 11 . 09 . 1404)

موضوع: ضرب و شتم حضرت زهرا (سلام الله علیها) توسط اصحاب سقیفه و شهادت آن حضرت

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

گزارش‌های تاریخی پیرامون هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

روایت ضرب و شتم حضرت زهرا (سلام الله علیها) و شهادت حضرت محسن (علیه السلام) در منابع شیعه آمده است. روایتی از زبان خود حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) درباره ضرب و شتم ایشان نقل شده است. این تعبیر وجود دارد که ضربه شدیدی با لگد به حضرت وارد شد. حضرت در حالی که باردار بودند، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و با صورت بر زمین افتادند. سید بن طاووس از قول حضرت چنین نقل می کند:

قول الزهراء عليها‌السلام وهي تحكي ما حلّ بها :

فجمعوا الحطب الجزل على بابنا ، وأتوا بالنار ليحرقوه ويحرقونا ، فوقفت بعضادة الباب ، وناشدتهم بالله وبأبي أن يكفّوا عنّا وينصرونا ، فأخذ عمر السوط ـ من يد قنفذ ؛ مولى أبي بكر ـ فضرب به عضدي حتّى صار كالدملج ، و ركل الباب برجله فردّه عليّ وأنا حامل ، فسقطت لوجهي ، والنار تسعر وتسفع وجهي ، فضربني بيده حتّى انتثر قرطي من أذني ، وجاءني المخاض ، فأسقطت محسنا قتيلا بغير جرم.

فاطمه زهرا سلام الله علیها آنچه را که برایش اتفاق افتاده بود، چنین نقل کرد: «آنها هیزم‌های انبوهی را در کنار در خانه ما جمع کردند و آتش آوردند تا ما را بسوزانند. من کنار در ایستاده بودم و از آنها به خدا و پدرم قسم دادم که ما را به حال خود بگذارند و به ما کمک کنند. عمر تازیانه را از قنفذ، غلام ابوبکر، گرفت و با آن به بازوی من زد که مانند دستبند شد. سپس در حالی که باردار بودم، در را به روی من کوبید و من به صورت افتادم و آتش شعله‌ور شد و صورتم را سوزاند. او با دستش به من ضربه زد که گوشواره از گوشم افتاد. درد زایمان به من رسید و محسن را سقط کردم و او بدون هیچ گناهی کشته شد».

طرف من الأنباء والمناقب السيد بن طاووس، ج1، ص394، الناشر: انتشارات تاسوعاء

خصیبی نقل کرده است:

أَدْخَلَ قُنْفُذٌ لَعَنَهُ اللَّهُ يَدَهُ يَرُومُ فَتْحَ الْبَابِ وَ ضَرْبِ عُمَرَ لَهَا بِسَوْطِ أَبِي بَكْرٍ عَلَى عَضُدِهَا حَتَّى صَارَ كَالدُّمْلُجِ الْأَسْوَدِ الْمُحْتَرِقِ وَ أَنِينِهَا مِنْ ذَلِكَ وَ بُكَاهَا وَ رَكَلَ عُمَرُ الْبَابَ بِرِجْلِهِ حَتَّى أَصَابَ بَطْنَهَا وَ هِيَ حَامِلَةٌ بِمُحَسِّنٍ لِسِتَّةِ أَشْهُرٍ وَ إِسْقَاطِهَا وَ صَرْخَتِهَا عِنْدَ رُجُوعِ الْبَابِ وَ هُجُومِ عُمَرَ وَ قُنْفُذٍ وَ خَالِدٍ وَ صَفْقَةِ عُمَرَ عَلَى خَدِّهَا حَتَّى أَبْرَى قُرْطَهَا تَحْتَ خِمَارِهَا فَانْتَثَرَ وَ هِيَ تَجْهَرُ بِالْبُكَاءِ تَقُولُ يَا أَبَتَاهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ ابْنَتُكَ فَاطِمَةُ تُضْرَبُ وَ يُقْتَلُ جَنِينٌ فِي بَطْنِهَا وَ تُصْفَقُ يَا أَبَتَاهُ

قنفذ که خدا او را لعنت کند، دستش را داخل در برد تا در را باز کند، و عمر با تازیانه ابوبکر به بازویش زد تا اینکه مانند دستبند سیاه و سوخته شد، و او از این کار ناله و فریاد کرد، و عمر با پایش به در لگد زد تا اینکه به شکمش خورد، و او شش ماهه حامله محسن بود، و سقط جنین کرد، و وقتی در بسته شد و عمر حمله کرد، فریاد زد. قنفذ و خالد و عمر سیلی به گونه‌اش زدند تا اینکه گوشواره‌اش را از زیر چادرش شکست، پس گوشواره‌اش پخش شد، و او فریاد می‌زد و می‌گفت: «ای پدرم، ای رسول خدا، دخترت فاطمه را می‌زنند، و جنینی را در رحمش می‌کشند، و او را سیلی می‌زنند، ای پدرم».

الهداية الكبرى : الخصيبي، حسين بن حمدان، ج1، ص407، الناشر : البلاغ‌

علامه مجلسی می نویسد:

وإدخال قنفذ يده لعنه الله يروم فتح الباب ، وضرب عمر لها بالسوط على عضدها ، حتى صار كالدملج الاسود ، وركل الباب برجله ، حتى اصاب بطنها و هي حاملة بالمحسن ، لستة أشهر وإسقاطها إياه.

و قنفذ، که خدا او را لعنت کند، دستش را داخل کرد تا در را باز کند، و عمر با تازیانه به بازوی او زد، به طوری که مانند دستبند سیاه شد، و با پایش به در لگد زد، تا اینکه در حالی که او محسن را شش ماه باردار بود، به شکم او خورد و باعث سقط جنین او شد.

بحار الأنوار: العلامة المجلسي، ج53، ص19، الناشر: مؤسسة الوفاء

مرحوم شیخ مفید نیز در ماجرای کوچه چنین می نویسد:

قَالَ فَدَعَا بِكِتَابٍ فَكَتَبَهُ لَهَا بِرَدِّ فَدَكَ فَقَالَ فَخَرَجَتْ وَ الْكِتَابُ مَعَهَا فَلَقِيَهَا عُمَرُ فَقَالَ يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ مَا هَذَا الْكِتَابُ الَّذِي مَعَكَ فَقَالَتْ كِتَابٌ كَتَبَ لِي أَبُو بَكْرٍ بِرَدِّ فَدَكَ فَقَالَ هَلُمِّيهِ إِلَيَّ فَأَبَتْ أَنْ تَدْفَعَهُ إِلَيْهِ فَرَفَسَهَا بِرِجْلِهِ وَ كَانَتْ حَامِلَةً بِابْنٍ اسْمُهُ الْمُحَسِّنُ فَأَسْقَطَتِ الْمُحَسِّنَ مِنْ بَطْنِهَا ثُمَّ لَطَمَهَا

گفت: «سپس نامه‌ای خواست و برای او نوشت که فدک را پس می‌دهد.» او با نامه بیرون رفت و عمر با او ملاقات کرد و گفت: «ای دختر محمد، این نامه‌ای که با خود داری چیست؟» او گفت: «این نامه‌ای است که ابوبکر برای من نوشته و فدک را پس می‌دهد.» عمر گفت: «آن را به من بده.» اما او از دادن آن به عمر خودداری کرد، پس عمر او را لگد زد. او حامله بود و پسری به نام محسن داشت و محسن را سقط کرد. سپس به او سیلی زد.

الإختصاص الشيخ المفيد، ج1، ص185، ناشر: الموتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد

بررسی زمان‌بندی واقعه هجوم و شهادت

مرحوم محمد تقی مجلسی (پدر علامه مجلسی) معتقد است که شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) تنها سه روز پس از ضربه کاری که به ایشان وارد شد، رخ داد. نظریه دیگر این است که این شهادت پس از مدت بیشتر (حدود 90 روز) پس از ضرب و شتم ایشان صورت گرفت. اما این نظریه با گزارش‌هایی که نشان می‌دهد که حضرت پس از واقعه، تا ۴۰ شب به همراه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و حسنین (علیه السلام) به درِ خانه اصحاب می‌رفتند و اتمام حجت می‌کردند، مغایرت دارد. از نظر عقلی نیز، خانمی که پهلویش شکسته و استخوان سینه‌اش شکسته شده باشد، توانایی سخنرانی در جمع مهاجرین و انصار و یا رفتن‌های مکرر به خانه‌های مردم را ندارد؛ چنین فردی معمولاً بستری خواهد بود. برخی محققان، مانند آقای دکتر جباری، معتقدند که این اتفاقات حدوداً ۵۰ روز پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و بعد از برگشتن اسامه از جنگ رخ داده است.

یعنی اولین تظاهرات مسلمان ها بعد از برگشتن از جنگ با روم بود که شعار می دادند مادامی که حضرت علی بیعت نکند ما بیعت نمی کنیم. در کوچه های مدینه شعار دادند: «لا نبایع الا بعد بیعة علي»

اصحاب سقیفه چون دیدند کار به جاهای باریک می کشد به خانه حضرت هجوم بردند و ریسمان به گردن حضرت امیرالمومنین علیه السلام انداختند و ایشان را کشان کشان به مسجد بردند. کتاب «الهجوم علی بیت فاطمة» تألیف آقای عبدالزهراء مهدی مفصل ترین کتاب درباره هجوم به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها و شهادت ایشان است و کار خوبی که ایشان انجام داده است این است که تعداد هجوم ها را بیان کرده است. می گوید سه مرتبه هجوم بردند و شهادت نیز بعد از هجوم سوم بود.

دلالت آیه «اولی الامر» بر ولایت فقیه

در گذشته علما و بزرگان ما، از جمله مرحوم نراقی، مرحوم نائینی و امام خمینی، برای اثبات ولایت فقیه به طور انحصاری به آیات استناد نکرده اند. به نظر می‌رسد برای استفاده از آیه

{يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ} [النساء: 59]

باید از روایاتی مانند این کمک گرفت: «فإنّهم حجّتي عليكم وأنا حجّة الله عليهم»

صدوق، ابوجعفر محمد بن علی (متوفاى381هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ص484، تحقيق : تصحيح وتعليق : علی أكبر الغفاري، ناشر: قم، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسين ، محرم الحرام 1405 - 1363 ش

(من حجت خدا بر ایشان هستم و ایشان حجت من بر شما)

اشکالی که در این نوع استناد به این آیه وجود دارد این است که در منابع روایی، مصداق آن منحصراً در رابطه با ائمه اطهار (علیه السلام) آمده است. دلیل این امر آن است که ائمه (علیهم السلام) معصوم و مطهر هستند و اطاعت از ایشان مطلقاً واجب است، چرا که به معصیت دستور نمی‌دهند.

«حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِي عَيَّاشٍ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ الْهِلَالِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيّاً عليه السلام يَقُول‏:... إِنَّمَا الطَّاعَةُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ صلي الله عليه وآله وَلِوُلَاةِ الْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ اللَّهُ بِطَاعَةِ الرَّسُولِ صلي الله عليه وآله لِأَنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ لَا يَأْمُرُ بِمَعْصِيَتِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَتِهِ.»

خصال شیخ صدوق، ص139؛ علل الشرائع، ج1 ص123؛ سليم بن قيس (متوفاى80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص 405

... امیرمومنان علی علیه السلام فرمود: تنها بايد از خداوند و پيغمبر و جانشينان او فرمان برد و اين‌كه خداوند دستور فرموده است‌ فقط از دستورات پيغمبر اطاعت شود براى اين است كه پيغمبر معصوم است و پاك و به نافرمانى خداوند دستور نمي دهد و اين‌كه فقط به اطاعت جانشينان پيغمبر امر فرموده است براى اين است كه آنان نيز معصومند و پاك و امر بگناه نمى‌كنند.

اگر عبارت

فأما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه ، حافظا لدينه ، مخالفا على هواه ، مطيعا لأمر مولاه فللعوام أن يقلدوه

الطبرسي، أبی منصور أحمد بن علی _متوفاى 548 ق_، الاحتجاج، ج2، ص263، تحقيق: تعليق وملاحظات: السيد محمد باقر الخرسان، ناشر: دار النعمان للطباعة والنشر - النجف الأشرف، 1386 - 1966 م.

را به صورت مطلق در نظر بگیریم، اطاعت مطلق (۱۰۰ درصدی) از امر مولا و مخالفت مطلق با هوی، شبیه عصمت می‌شود. برخی بزرگان، مانند مرحوم مقدس اردبیلی، به مقامات بالایی رسیده‌اند که نه تنها گناه نمی‌کردند، بلکه فکر گناه را نیز به ذهن خود راه نمی‌دادند. این‌ها می‌توانند به عنوان شواهد و قرائنی برای توجیه این مفهوم باشند، هرچند به تنهایی دلیل مستقلی برای اثبات عصمت نیستند.

هشدارهای پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره انحرافات دینی

بر اساس روایتی از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) که در کتاب "الروضه" شاذان بن جبرئیل آمده است، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) امر کردند که بر دین خود از سه دسته بترسید:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) : احْذَرُوا عَلَى دِينِكُمْ مِنْ ثَلَاثَةِ رِجَالٍ:

رَجُلٍ قَرَأَ الْقُرْآنَ، حَتَّى إِذَا أَدَارَ عَلَيْهِ بِمُهْجَتِهِ كَارَهَ الْإِيمَانَ عَلَى غَيْرِهِ إِلَى مَا يَشَاءُ، اخْتَرَطَ عَلَى أَخِيهِ الْمُسْلِمِ، وَ رَمَاهُ بِالشِّرْكِ، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَيُّهُمَا أَوْلَى بِالشِّرْكِ؟ فَقَالَ: الراجي (الرَّامِي بِهِ مِنْهُمَا) وَ رَجُلٍ متحقته اسْتَخَفَّتْهُ الْأَحَادِيثُ كُلَّمَا انْقَطَعَتْ أحدثوه كدت (أُحْدُوثَةُ كَذِبٍ مَدَّهَا أَطْوَلَ مِنْهَا إِنْ يُدْرِكُ الرجل )الدَّجَّالَ يَتْبَعُهُ. وَ رَجُلٍ أَتَاهُ سُلْطَانٌ، فَزَعَمَ أَنَّ طَاعَتَهُ طَاعَةُ اللَّهِ، وَ مَعْصِيَتَهُ مَعْصِيَةُ اللَّهِ كَذَبَ لَا طَاعَةَ المخلوق [لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ، لَا طَاعَةَ لِمَنْ عَصَى اللَّهَ إِنَّمَا الطَّاعَةُ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أُولِي الْأَمْرِ الَّذِينَ قَرَنَهُمُ اللَّهُ بِطَاعَتِهِ وَ طَاعَةِ نَبِيِّهِ، فَقَالَ: أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ‌ لِأَنَّ اللَّهَ أَمَرَ بِطَاعَةِ أُولِي الْأَمْرِ، لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا يَأْمُرُونَ بِمَعْصِيَةِ اللَّهِ، فَهُمْ أُولُو الْأَمْرِ، الطَّاعَةُ لَهُمْ مَفْرُوضَةٌ مِنَ اللَّهِ، وَ مِنْ رَسُولِهِ، لَا طَاعَةَ لِأَحَدٍ سِوَاهُمْ، وَ لَا مَحَبَّةَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) إِلَّا لَهُمْ‌

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: در دین خود از سه دسته مردان برحذر باشید: (اول) مردی که قرآن می‌خواند حتی با قرآن و ایمان عجین شود. ایمان دیگران را قبول نکند و برادر مسلمان خود را به شرک متهم می‌کند. گفتم: ای رسول خدا، کدام یک از آنها سزاوارتر است که مشرک نامیده شود؟ فرمود: کسی که دیگران را به شرک متهم می کند. و(دوم) مردی که حرف های جدیدِ بی اساس بگوید و هر زمان که یکی تمام ‌بشود، دیگری را اختراع می‌کرد. (حدیثی ساختگی که بیشتر گسترش بدهد) اگر آن مرد به دجال برسد، از او پیروی می‌کند. و (سوم) مردی که به او قدرت داده شود و ادعا ‌کند که اطاعت از او اطاعت از خداست و نافرمانی از او نافرمانی از خداست، دروغ گفت. در نافرمانی خالق، اطاعت مخلوق از مخلوق دیگر جایز نیست. اطاعت کسی که از خدا نافرمانی می‌کند، جایز نیست. اطاعت فقط از خدا، رسولش و اولی الامری است که خدا آنها را تعیین کرده است و اطاعت از او را قرین اطاعت از خود و پیامبرش قرار داده است. سپس گفت: از خدا و رسول و اولی الامر خود اطاعت کنید، زیرا خدا به اطاعت از اولی الامر امر کرده است، زیرا آنها معصوم و پاک هستند و به نافرمانی خدا امر نمی‌کنند. آنها اولی الامر هستند و اطاعت از آنها از جانب خدا و رسولش واجب است. اطاعت از کسی غیر از آنها جایز نیست و محبت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) جز برای آنها واجب نیست.

الروضة في فضائل أمير المؤمنين علي بن أبي طالب علیه السلام / القمي، شاذان بن جبرئيل، ج1، ص147

اول: کسی که قرآن می‌خواند و دیگران را متهم به شرک می‌کند

این فرد به قدری با قرآن مأنوس است که قرآن در تمام وجودش (رگ و پوست و استخوانش) رسوخ کرده است . او دچار عُجب (خودبزرگ‌بینی) شده و تنها خود را مؤمن می‌داند و ایمان دیگران را می‌سنجد؛ اگر مطابق نظر او نباشد، آن‌ها را به شرک متهم می‌کند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: این کسی که دیگران را متهم به شرک می‌کند، خودش سزاوارتر به شرک است. کسی که تحت تأثیر مطالب جدید قرار می‌گیرد. مراد از احادیث در اینجا روایات نیست، بلکه مطلب جدید و سخنان نویی است که از دانشمندان یا عالمان مختلف می‌شنود. او این مطالب نو را بال و پر می‌دهد و از یک کلام، صد کلام درست می‌کند و با طرح دیدگاه‌های جدید، خلاف مشهور و حقیقت عمل می‌کند. (مانند صفری فروشانی که منکر نصب امام حسن (علیه السلام) برای امامت توسط حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، هستند).

حضرت می‌فرمایند: اگر این افراد دجال را درک کنند، تابع او خواهند شد.

سوم: کسی که به قدرت (سلطان) می‌رسد سلطان در اینجا به معنای کسی است که به سلطه، قدرت، یا مقام می‌رسد (مانند فرماندار، عالم، یا فقیه). به محض کسب قدرت، ادعا می‌کند که اطاعت از او، اطاعت از خدا و معصیت او، معصیت خداست!

تذکر: در پاسخ به این انحراف، تأکید می‌شود: "لا طاعةَ لمخلوقٍ فی معصیةِ الخالقِ" هیچ اطاعتی برای مخلوق در معصیت خالق نیست.

دقت در مناظرات

در مناظرات، باید حواسمان جمع باشد که بحث منحرف نشود، زیرا برخی افراد خبیث در لایه‌های بحث، شبهاتی را مطرح می‌کنند تا ذهن جوانان را آلوده سازند. برخی مدعیان تنها عقل را قبول دارند، در حالی که عقل در صورتی می‌تواند راهگشا باشد که در چارچوب کتاب و سنت حرکت کند.

اهل کتاب و آیه کلم «سواء» قرآن در چندین مورد تصریح دارد که یهود و نصارا کافر و مشرک هستند. آیه «تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ» بیایید به سوی سخنی که بین ما و شما یکسان است. به این معنا نیست که اهل کتاب مؤمن یا موحد هستند. بلکه مفهوم آیه این است که با وجود اینکه اهل کتاب قائل به تثلیث هستند و فقط شعار توحید می‌دهند (مدعی توحید هستند)، ما می‌توانیم بر مبنای همین شعار توحید بنشینیم و اتفاق نظر داشته باشیم تا «لا نعبد الا الله».

طهارت اهل کتاب و قاعده عسر و حرج طهارت ظاهری اهل کتاب مورد قبول برخی مراجع است. در شرایط عسر و حرج (سختی و مشقت)، حکم نجاست می‌تواند تغییر کند. به عنوان مثال، آیت‌الله العظمی حکیم (ره) که قائل به نجاست اهل کتاب بودند، پس از سفر به لندن و مشاهده عسر و حرج، فتوای خود را تغییر دادند. در مواردی که شک در نجاست وجود دارد، اصالة الطهاره جاری است و شارع مقدس حکم به طهارت داده است.

مصداق اصلی اولی الامر

بر اساس روایتی صحیح در "کمال‌الدین" شیخ صدوق _که همه روات آن ثقه هستند _از امام باقر (علیه السلام)، مصداق اصلی «اولی الامر» در آیه مذکور، ائمه از فرزندان حضرت امیر (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) تا قیام قیامت هستند.

حَدَّثَنَا أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَجَّالِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع‌ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‌ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ‌ قَالَ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ ع إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ.

از ابو بصیر، از ابو جعفر علیه السلام، درباره فرموده خداوند عز و جل: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا اطاعت کنید و از پیامبر و اولیای امر خود اطاعت کنید.» امامان از نسل علی و فاطمه علیهما السلام هستند تا قیامت.

كمال الدين و تمام النعمة، الشيخ الصدوق ، ج1، ص122، ناشر: اسلاميه‌

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :