درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم
(جلسه سی و سوم 21 . 08 . 1404)
موضوع: حکم منکر خلافت ابوبکر از نظر علمای اهل سنت- ویژگی های یاران امام عصر ارواحنا فداه
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصير
معیار اهل سنت برای پذیرش روایت راوی شیعی
ما در صدد بررسی این مسئله هستیم که آیا روایت یک راوی که از دیدگاه اهل سنت متهم به شیعه یا رافضی بودن است، معتبر شمرده میشود یا خیر؟ روی این جهت، اقوال علمای اهل سنت را در کتب رجال و تراجم آنها بررسی میکنیم.
تعریف «شیعه»:
در اصطلاحات کتب اهل سنت، شیعه کسی است که حضرت علی (علیه السلام) را بر عثمان مقدم میداند یا حبّ حضرت علی (علیه السلام) را بر حب ابوبکر و عمر مقدم میشمارد.
تعریف «رافضی»:
رافضی کسی است که نه تنها حضرت علی (علیه السلام) را امام بداند، بلکه نسبت به شیخین (ابوبکر و عمر) لعن بکند و خلافت ابوبکر و عمر را قبول نکند، رافضی شمرده میشود.
اگر آنها را ناسزا بگوید، بدعتگذار است و اگر دیگران را به این بدعت دعوت کند، به «الداعی الی البدعة» مشهور میشود. اینها اصطلاحاتی است که ذهبی و ابن حجر که از استوانه های علمی اهل سنت هستند، مطرح کردهاند.
اگر این معیارها ملاک قرار بگیرد، باید حداقل نصف «صحیحین» یعنی صحیح بخاری و صحیح مسلم را کنار بگذارند؛ زیرا در اسانید و سلسله اساتید آنها، افرادی وجود دارند که به عنوان " رافضی خبیث" یا "رافضی کذاب" و... مورد اشاره قرار گرفتهاند.
حکم انکار خلافت در نظر فقهای بزرگ اهل سنت
فقهای بزرگ اهل سنت بر این مبنا هستند که «من أنکر خلافة الشیخین فقط کَفَر» هر کس خلافت ابوبکر و عمر را انکار کند، کافر است. ابن نُجَیم (از فقهای بزرگ مصر)، ابن حجر عسقلانی، و نووی از جمله این فقها هستند که میگویند:
وَإِنْ أَنْكَرَ خِلَافَةَ الصِّدِّيقِ فَهُوَ كَافِرٌ»
البحر الرائق شرح كنز الدقائق؛ اسم المؤلف: زين الدين ابن نجيم الحنفي الوفاة: 970هـ، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، الطبعة: الثانية، ج1، ص370
«من أنكر خلافة الصديق أو عمر فهو كافر»
حاشية رد المختار على الدر المختار شرح تنوير الأبصار فقه أبو حنيفة؛ ابن عابدين، محمد أمين بن عمر (متوفاي1252هـ)، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر. - بيروت. - 1421هـ - 2000، ج1، ص 561
«من قال ان أبا بكر وعمر ليسا بامامي هدى يقتل يقتل»
لسان الميزان؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852، دار النشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت - 1406 - 1986، الطبعة: الثالثة، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند -، ج5، ص101
با این حال، به دلیل شرایط اجتماعی، این افراد در جامعه امروز امکان عملی کردن این مبنا را ندارند. اگر بخواهند این فتاوا را اجرا کنند، شیعه نیز عکسالعمل نشان خواهد داد.
مجازات توهینکنندگان به صحابه
برخی معتقد هستند که تخطئه صحابه (انتقاد از آنها) کفر محسوب میشود. این دیدگاه را از قول ابوذر نیز نقل کردهاند که اگر کسی یکی از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را تخطئه کند، او زندیق است! برخی بزرگان اهل سنت، مجازاتهای شدیدی برای مخالفین قائل شدهاند: ابو زُرعه و ابونعیم اصفهانی از مالک نقل میکنند:
إِذَا رَأَيْتَ الرَّجُلَ يَنْتَقِصُ أَحَدًا مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَّ فَاعْلَمْ أَنَّهُ زِنْدِيقٌ , وَذَلِكَ أَنَّ الرَّسُولَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَّ عِنْدَنَا حَقٌّ , وَالْقُرْآنَ حَقٌّ , وَإِنَّمَا أَدَّى إِلَيْنَا هَذَا الْقُرْآنَ وَالسُّنَنَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَّ , وَإِنَّمَا يُرِيدُونَ أَنْ يُجَرِّحُوا شُهُودَنَا لِيُبْطِلُوا الْكِتَابَ وَالسُّنَّةَ , وَالْجَرْحُ بِهِمْ أَوْلَى وَهُمْ زَنَادِقَةٌ
اگر مردی را دیدی که به یکی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم طعنه میزند، بدان که او زندیق است. زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از نظر ما حق است و قرآن حق است. این اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند که این قرآن و سنت را به ما رساندند. آنها فقط میخواهند شاهدان ما را بیاعتبار کنند تا کتاب و سنت را باطل کنند. آنها سزاوارترند که مورد انتقاد قرار گیرند، زیرا آنها زندیق هستند.
خطیب بغداد، احمد بن علی، الکفایة فی علم الروایة، ج۱، ص۴۹، شماره ۱۴۰
سفیان ثوری -از اعاظم فقهای اهل سنت- میگوید:
ان قوما یقولون لا نقول لابی بکر و عمر الا خیرا ولکن علیّ اولی بالخلافه فمن قال ذلک فقد خف ابابکر و عمر و علیا و المهاجرین و الانصار و لا ترتفع مع هذا اعمالهم الی السماء!!
قومی می گویند ما جز خیر، درباره ابوبکر و عمر چیزی نمیگوییم، اما علی (علیه السلام) برای خلافت اولی و شایسته تر بود، هر کس چنین سخنی بگوید و معتقد باشد، در حقیقت ابوبکر، عمر، مهاجرین و انصار را تخطئه کردهاند و اعمالشان به آسمان نمیرود و باطل است.
سرخسی می گوید:
من طعن فيهم فهو ملحد ، منابذ للاسلام ، دواؤه السيف ، إن لم يتب!
هر كس در باره خلفا سخنى بگويد كه در آن طعن و اعتراض باشد ، ملحد و بىدين است و از مسلمانى خارج شده است ، و دواى درد چنين شخصى اگر توبه نكند ، شمشير است .
أصول السرخي ، ج2 ، ص134 .
عبدالله بن قدامه مقدسی در کتاب المغنی به نقل از فاریابی مینویسد:
وَقَالَ الْفِرْيَابِيُّ: مَنْ شَتَمَ أَبَا بَكْرٍ فَهُوَ كَافِرٌ، لَا يُصَلَّى عَلَيْهِ. قِيلَ لَهُ: فَكَيْفَ نَصْنَعُ بِهِ، وَهُوَ يَقُولُ: لَا إلَهَ إلَّا اللَّهُ؟ قَالَ: لَا تَمَسُّوهُ بِأَيْدِيكُمْ، ارْفَعُوهُ بِالْخَشَبِ حَتَّى تُوَارُوهُ فِي حُفْرَتِهِ.
کسی که ابوبکر را سبّ و شتم کند کافر است و من بر جنازه او نماز نمیخوانم. سؤال شد: چنین شخصی گوینده «لا اله الّا اللّه» است، پس با جنازه او چه کنیم؟ پاسخ داده شد: دست به بدنش نزنید، بلکه به وسیله چوب او را بردارید و در میان خاک پنهان کنید
ابنقدامه مقدسی، عبدالله بن احمد، المغنی، ج۲، ص۴۱۶
فتوای قتل شیعیان
در طول تاریخ، عدهای قلیل از افراطیون در جنگهایی (مانند جنگهای ایران و عثمانی/ترکیه) این مبانی را به کار بستهاند. مفتی آنها فتوا داده بود«من قتل واحداً من الرافضه فله الجنة و وجبت له الجنة» ! هر کس یک رافضی را بکشد، بهشت بر او واجب میشود. گفته میشود در یک روز، تعداد زیادی، شاید ۷۰ هزار شیعه به قتل رسیدند.
آنها حتی اسیر کردن زنان شیعه و گرفتن آنها به عنوان کنیز را جایز میدانند. این رویه در تاریخ و حتی در افغانستان نیز دیده شده است، جایی که بچههای شیعه را قیمتگذاری کردهاند مثلاً زیر ده سال یک قیمت، بین ۱۰ تا ۲۰ سال قیمت دیگر و در معرض فروش قرار دادهاند.
تاریخ جنایات وهابیت و ویرانی آثار اسلامی
این گروهها هرگاه قدرت پیدا کنند، این فتاوا را اجرا میکنند؛ مانند عملکرد آنها در افغانستان یا در زمان عثمانیه در ترکیه. بن باز مفتی وهابی، فتوایی داد که گنبد خضرا (حرم رسولالله) بتخانه است. او گفت حاکم سعودی که مدعی توحید است، باید آنجا را ویران کند.
حدود یک قرن پیش وهابیها تصمیم گرفتند حرم پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را ویران کنند. تمام دولتهای وقت، از جمله دولت ایران، اعلام کرد که اگر به حرم تعرض کنند، عربستان را از بین خواهند برد. وهابیت قبلاً توسط عثمانیها به شدت ضربه خورده بودند و مرکزشان در درعیه (اطراف ریاض) ویران شده بود. عبدالعزیز(پدر ملک سلمان) که از آنجا فرار کرده بود، به کویت پناهنده شد و در سفارت انگلیس پناه گرفت و ماهیانه حقوق دریافت میکرد. او به عربستان بازگشت و با فراهم کردن لشکر و نیرو، با دولت وقت جنگید آن دولت را ساقط کرد و وارد مکه شد. آن ها پس از به دست گرفتن قدرت، تمام آثار اسلامی را از بین بردند. نزدیک به ۷۰ تا ۸۰ هزار کتاب خطی، از جمله قرآنهایی به خط حضرت علی (علیه السلام) و صحابه که در کتابخانه مکه بود آتش زدند. خانه حضرت خدیجه (سلام الله علیها) این مکان که به مدت ۱۰ تا ۱۱ سال محل نزول وحی بود را -نستجیر بالله- به توالت تبدیل کردند. حرم ائمه بقیع را ویران کردند و اهل حرم احد را نیز ویران کردند.
به کربلا آمدند و ضریح مطهر امام حسین (علیه السلام) را تکه تکه کردند و جواهرات و اشیای قیمتی ضریح را دزدیدند. گفته شده است که جنازه شیعیان در خیابانهای کربلا رها شده بود. سه مرتبه تلاش کردند وارد نجف شوند، اما با مقاومت شیعیان (که در پشت بامها سنگر گرفته بودند) شکست خوردند و برگشتند.
ویژگیهای یاران حضرت ولیعصر (ارواحنا فداه) و اهمیت توبه
ما قبلاً (در روزهای چهار شنبه) نکاتی را در رابطه با ویژگیهای یاران حضرت ولیعصر (ارواحنا فداه) که در کتاب «إلزام الناصب»جلد دوم، صفحه ۲۰ آمده است، بیان کردیم. امیدواریم کسانی که این ویژگیها را دارند، شاکر باشند و کسانی که ندارند، تلاش کنند این ویژگیها را در خود ایجاد کنند.
توحید حقیقی و مبارزه با توهمات ذهنی
اولین ویژگی یاران حضرت«الذین وَحَّدوا الله تعالی حقَّ توحیده» کسانی که خداوند متعال را آنچنان که سزاوار توحید است، به یگانگی شناختهاند. بسیاری از مردم به جای پرستش خدا، توهمات ذهنی خود را میپرستند. آنها چیزی در ذهن خود از خدا ساختهاند و آن را میپرستند. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: توحید آن است که انسان از توهّم (خیالات) بیاید بیرون. امام باقر علیه السلام می فرمایند:
" كلّما ميّزتموه بأوهامكم في أدق معانيه مخلوق مصنوع مثلكم مردود إليكم "
المجلسي، محمد باقر _متوفاى1111ق_، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج66، صص292-293، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403هـ - 1983م.
(هر آنچه از خدا با دقیقترین معانی در ذهنتان مشخص کنید، مخلوق ذهن شماست و به خودتان بازگردانده میشود).
خداوند عالم«لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ» و«لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ» است.
خداوند عالم به بندگان خود لطف کرده و با اسمای خودش (علم، قدرت، رحمت، غفران، حیّ، قیوم، علیم، بصیر) با آنها مأنوس شده است. ما باید علم خدا را نسبت به خودمان تصور کنیم. او از گذشته، حال و آینده ما، کیفیت وجودمان، لحظه مرگ، وضعیت قبر و برزخ، و قیامت آگاه است. امام خمینی (ره) تأکید بسیاری بر این بخش از نماز داشتند و میفرمودند: اهدنا الصراط المستقیم یعنی خدایا ما را هدایت کن تا به لقای تو برسیم.
ناله و گریه شبانه (عبادت در شب)
دومین ویژگی یاران حضرت ولیعصر (ارواحنا فداه) این است که«لَهُم باللَّیلِ أَصواتٌ» آنها در شب نالههایی دارند. این نالهها همانند«ثَواکل» است؛ یعنی مانند نالههای مادری که تنها فرزندش را از دست داده است. آنها«حُزْناً مِنْ خشیةِ الله» از غم و ترس خدا ضجه میزنند و گریه میکنند. پس از نعمت ولایت، بالاترین نعمت، نعمت گریه در دل شب است.
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
«ما مِن شیءٍ إلّا و لَهُ کَیْلٌ و وَزْنٌ إلّا الدُّموع»
الكلينی الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، ج2، ص481، تحقيق: غفاري، علی اكبر ناشر: اسلاميه، تهران، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.
هر چیزی در دنیا وزن و پیمانهای دارد، مگر اشک.
یک قطره اشک از ترس خدا، دریایی از آتش جهنم را خاموش میکند. حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «طوبی لِصُورَةٍ نَظَرَ اللهُ إلَیْها تَبکی مِنْ خَشیَةِ الله»
(خوشا به حال صورتی که خداوند به آن نظر کند، در حالی که از خوف گناهی که فقط بین خودش و خدا بوده است، گریه میکند).
اگر یک انسان در میان یک امت گریه کند، خدا به همه آن امت رحم میکند. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: اگر گریهات نمیآید، خود را به حالت گریه بزن (تباکی). اگر به اندازه پَر مگسی اشک جاری شد، خوشا به حال تو. بسیاری از بزرگان شیعه الگوی تهجد و اشک بودند. سید محمد باقر شَفتی چشمان او از کثرت گریه در مقام تهجد مجروح شده بود. هنگام نماز شب، از شدت خوف الهی اعضای بدنش میلرزید.
سید أسدالله شَفتی(فرزند مرحوم شَفتی) می گفت پدر من: هر شب از نصف شب تا صبح به دعا، مناجات، گریه و نماز اشتغال داشت و در گریستن از خوف خدا بینظیر بود. آخوند ملا محمد کاشی هر نیمه شب با سوز و گداز نماز میخواند و بدنش به لرزه میافتاد. یک بار طلبهای در سحر شنید که در و دیوار با او همذکر شده اند.
شهید ثالث محمّد تقى برغانى درباره شیخ جعفر کاشف الغطاء مى گوید: روزى مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء وارد قزوین شد، وقت خواب فرا رسید و همه خوابیدند و من هم در گوشه آن باغ خوابیدم. چون پاسى از شب گذشت، شنیدم شیخ مرا صدا مى زند و مى گوید: «برخیز و نماز شب به جاى آر. عرض کردم: بلى برمى خیزیم. شیخ رد شد و من دوباره خوابیدم. ناگهان صدایى به گوشم خورد به دنبال آن روانه شدم. وقتى به نزدیک جایى که سر و صدا مى آمد، رسیدم، دیدم جناب شیخ به تضرّع و گریه و مناجات مشغول است و صداى ایشان چنان در من اثر گذاشت که از آن شب تا کنون که 25 سال مى گذرد، هر شب برمى خیزم و به مناجات مشغول مى شوم. همسر شهید مطهری میگوید ایشان شب ساعت ۱۰ میخوابید و ساعت ۲:۳۰ بیدار میشد. باید بدانیم که محرومیت از اشک چشم در اثر گناه زیاد است. برای کسب این نعمت باید استغفار کرد. امام سجاد (علیه السلام) میفرمایند: «إلهی أعنّی علی نفسی»
ابن طاووس، مهج الدعوات، ص323، انتشارات اعلمی، بیروت
(خدایا مرا بر نفسم یاری کن).
ما باید از خدا بخواهیم که توفیق گریه کردن را به ما عنایت کند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته



ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين