نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
آیات قرآنی مورد بحث در ولایت فقیه – معنای کلمه مولی
کد مطلب: 16440 تاریخ انتشار: 02 بهمن 1404 - 17:03 تعداد بازدید: 161
خارج فقه الحکومه » فقه
آیات قرآنی مورد بحث در ولایت فقیه – معنای کلمه مولی

(جلسه سی و دوم 20 . 08 . 1404)

لينک دانلود

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم

(جلسه سی و دوم 20 . 08 . 1404)

موضوع: آیات قرآنی مورد بحث در ولایت فقیه – معنای کلمه مولی

‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

توصیه‌های معنوی و روش بزرگان

بزرگان علم و معنویت، نظیر علامه امینی، میرحامد حسین، و مرحوم شوشتری صاحب کتاب شریف احقاق ‌الحق، با برنامه‌ریزی حوزه به مراتب عالی نرسیدند. بلکه هرکدام خودشان احساس تکلیف کردند، آمدند و اضافات زندگی را حذف نمودند. رمز موفقیت در سه اصل خلاصه می‌شود: کم‌حرفی، کم‌خوری و کم‌خوابی .

به مناسبت ایام فاطمیه دقت بفرمایید که مقام معظم رهبری فرموده‌اند: «من خرج یک سال جمهوری اسلامی را در ایام فاطمیه از دست حضرت زهرا سلام‌الله علیها می‌گیرم» توصیه می‌شود که دوستان در این ایام، توسل جانانه‌ای داشته باشند و پیش از غروب آفتاب، نماز حضرت زهرا سلام‌الله علیها را با ذکر410 مرتبه «یا فاطمه» یا 510مرتبه «یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی» بخوانند. حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بسیار رئوف و مهربان هستند و پیش حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) که همه امور ما در دست ایشان است، آبروی فراوانی دارند.

قضیه ای از آیت الله اشتهاردی

مرحوم اشتهاردی چند سال قبل از فوتشان مطلبی بیان کردند که صحیح نبود و مناسب با مقامشان نبود و برخی هم به ایشان بی احترامی کردند. آیت الله بوشهری از من درخواست کردند برای جلوگیری از این حرمت شکنی ها در این ایام چاره‌ اندیشی کنم. ما زمانی در خدمت مرحوم اشتهاردی کتاب لمعه دمشقیه را می خواندیم. به هر حال من خدمت ایشان رسیدم و البته بعد از دو جلسه بحث ایشان اشتباه خود را قبول کردند و گفتند: من این مطالبی که شما گفتید را اطلاع نداشتم. ایشان به صورت کتبی اعلام کردند که از مسئله اطلاعی نداشتند و از نظر قبلی خود بازگشته‌اند. این متن نوشته شد و برای جلوگیری از غوغا علیه ایشان، در دارالشفاء و مدارس حوزه نصب گردید و آن جوّ علیه ایشان بطور کلی از بین رفت.

نقد جریان‌های معاند داخلی و خارجی

برخی افراد لجاجت دارند و زیر بار حق نمی‌روند. به عنوان مثال، در مناظره‌ای ۶ ساعته با عابدینی، با اینکه او حرفی برای گفتن نداشت، حاضر به پذیرش حق نبود. اما تعداد زیادی از شاگردانش از اطرافش پراکنده شدند. امروزه در فضای مجازی، برخی افراد داخلی مانند آقای صفری فروشانی یک سری مزخرفات می‌گویند و مطالب خلاف نظر مراجع، امام، رهبری و تمامی بزرگان شیعه (از شیخ مفید تا عصر حاضر) مطرح می‌کنند. همچنین، افرادی نظیر سلیمانی اردستانی که با شبکه معاند «کلمه» مصاحبه کرده و ائمه و تمامی مقدسات شیعه را به باد استهزاء گرفته است، هستند. من معتقد هستم که ما باید شبهات وهابیت را کنار بگذاریم و به فکر شبهاتی باشیم که این آقایان مطرح می‌کنند! این افراد نه سواد دارند، نه دین و نه وجدان! و احتمالاً مال حرام یا نطفه ناپاک بر روی آن‌ها اثر گذاشته است یا در پی هوای نفس هستند. جامعه شیعه (نزدیک به ۹۰ درصد) از این افراد متنفر است.

بررسی ولایت فقیه: مستندات قرآنی و روایی

آیات مورد استناد: در بحث کلمه «ولی» که قبلاً مفصل مورد بررسی قرار گرفته بود، به دلیل شبهات مطرح‌ شده، لازم است که مستندات ولایت فقیه نیز مطرح شود. برخی بزرگان برای اثبات ولایت فقیه مجموعاً به پنج آیه استدلال کرده‌اند:

{يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}

[النساء: 59]

{إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا }

[المائدة: 55]

{لَوْلَا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ }

[المائدة: 63]

{أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ}

[النساء: 60]

{وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا}

[سبأ: 28]

برخی بزرگان، از جمله مرحوم آقا مصطفی خمینی (فرزند امام)، با الغای خصوصیت از این آیات با در نظر گرفتن حدیث توقیع شریف که حضرت فرمودند:

فإنهم حجتي عليكم وأنا حجة الله عليهم

صدوق، ابوجعفر محمد بن علی (متوفاى381هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ص484، تحقيق : تصحيح وتعليق : علی أكبر الغفاري، ناشر: قم، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسين ، محرم الحرام 1405 - 1363 ش

قائلند می توان از این آیات برای این بحث استفاده کرد.

روایات مورد استناد در باب ولایت فقیه

مرحوم نراقی اولین کسی بود که احادیث ولایت فقیه را جمع‌آوری کرد و حدود ۱۹ روایت در کتاب عوائد الایام خود آورده است. امام خمینی (ره) درکتاب مکاسب (بیع) ۱۱ یا ۱۲ روایت از این روایات را انتخاب کرده‌است. مرحوم صدر درکتاب ماوراء الفقه ۹ تا ۱۰ روایت آورده است. مجموع احادیثی که برای ولایت فقیه استدلال شده است ۳۵ روایت است. به نظر من ۷ روایت از این ۳۵ روایت قابل بحث و سرمایه‌گذاری هستند.

اول: مقبوله یا صحیحه عمر بن حنظله

عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلَيْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا يَكُونُ بَيْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِي دَيْنٍ أَوْ مِيرَاثٍ... فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ يَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُكْمِ اللَّهِ قَدِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَيْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَيْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّهِ.

الكافي- ط الاسلامية الشيخ الكليني، جلد 7، ص412، الناشر: دار الكتب الإسلامية

دوم: مشهوره ابی خدیجه

عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‌ إِيَّاكُمْ أَنْ يُحَاكِمَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً إِلَى أَهْلِ الْجَوْرِ وَ لَكِنِ انْظُرُوا إِلَى رَجُلٍ مِنْكُمْ يَعْلَمُ شَيْئاً مِنْ قَضَائِنَا فَاجْعَلُوهُ بَيْنَكُمْ فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ قَاضِياً فَتَحَاكَمُوا إِلَيْهِ

الكافي- ط الاسلامية الشيخ الكلينی، جلد 7، ص412، الناشر: دار الكتب الإسلامية

سوم: توقیع شریف حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه)

وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ

صدوق، ابوجعفر محمد بن علی (متوفاى381هـ)، كمال الدين و تمام النعمة، ص484، تحقيق : تصحيح وتعليق : علی أكبر الغفاري، ناشر: قم، مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسين ، محرم الحرام 1405 - 1363 ش

چهارم: حدیث امام عسکری (علیه السلام)

فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِينِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِ‏ أَنْ‏ يُقَلِّدُوه‏

التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص: 301/ نشر موسسه الامام المهدی (علیه السلام)

پنجم: روایت امام حسین (علیه السلام) :

بِأَنَّ مَجَارِيَ‏ الْأُمُورِ وَ الْأَحْكَامِ عَلَى أَيْدِي الْعُلَمَاءِ بِاللَّهِ‏ الْأُمَنَاءِ عَلَى حَلَالِهِ وَ حَرَامِه‏

تحف العقول، ج ۱، ص ۲۳۷/ نشر جامعه مدرسین

ششم: حدیث نبوی:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ‏ اللَّهُمَ‏ ارْحَمْ‏ خُلَفَائِي‏ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُكَ قَالَ الَّذِينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدِي يَرْوُونَ حَدِيثِي وَ سُنَّتِي‏

من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۴۲۰/دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‏

هفتم:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ وَ ذَاكَ أَنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُورِثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِينَاراً وَ إِنَّمَا أَوْرَثُوا أَحَادِيثَ مِنْ أَحَادِيثِهِمْ فَمَنْ أَخَذَ بِشَيْ‏ءٍ مِنْهَا فَقَدْ أَخَذَ حَظّاً وَافِراً فَانْظُرُوا عِلْمَكُمْ هَذَا عَمَّنْ تَأْخُذُونَهُ فَإِنَّ فِينَا أَهْلَ الْبَيْتِ فِي كُلِّ خَلَفٍ عُدُولًا يَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَأْوِيلَ الْجَاهِلِينَ.

الكافي ج‏1، ص: 33/ ناشر: دار الكتب الإسلامية

من پس از مطالعه حدود ۲۰ کتاب در زمینه ولایت فقیه، به این نتیجه رسیدم که جلد سوم کتاب آیت‌الله محمد مؤمن با عنوان الولایة الإلهیة قوی‌ترین کتابی است که اخیراً در ولایت فقیه نگاشته شده است. این کتاب مجتهد ‌پرور است و بسیار دقیق کار کرده است. همچنین، برای یادگیری الفبای اجتهاد و ورزیده شدن در آن، مطالعه کتاب مختلف الشیعه علامه حلی را توصیه می کنم. این کتاب، اقوال و ادله مختلف را می‌آورد و سپس نظر خود را با دلیل بیان می‌کند.

آیت‌الله مؤمن از میان همه روایات (۳۵ یا ۳۶ روایت) چهار روایت را انتخاب کرده است:

اول: مجاری الامور علی أیدی العلماء.

دوم: الفقهاء حصون الاسلام(این روایتی است که امام بر آن تأکید دارد)

سوم: توقیع شریف حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه): اما الحوادث الواقعه...

چهارم: خطبه شقشقیه (که این مورد در مقایسه با سه روایت دیگر، کمی قابل تأمل‌تر است)

بزرگان قدیم ما، مانند سید مرتضی و شیخ طوسی، اگرچه عبارت «ولایت فقیه» را به کار نبرده‌اند، اما در مجموع، در مباحث مربوط به حدود، قضا، زکات و وجوهات، استدلال‌هایی کرده‌اند که از شؤونات ولی فقیه است. این علما به دلیل موقعیت و شرایط زمانی، نمی‌توانستند صراحتاً بحث ولایت فقیه را مطرح کنند، اما مشخص است که اگر فرصت داشتند، از روایات برای اثبات ولایت فقیه استفاده می‌کردند.

مناقشه اهل سنت

بحث دیگری که ضروری است، تبیین کلمه «مولی» است. اهل سنت تقریباً اتفاق نظر دارند که کلمه «مولی» در «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ» به معنای دوست یا ناصر است و به هیچ وجهی از آن معنای ولایت یا اولویت را استفاده نمی‌کنند. آن‌ها اشکال می‌کنند که اگر معنای «مولی» همان «اولی» بود (اولی به نفس مؤمنین)، پیامبر (صلی الله علیه و آله) باید می‌فرمود: «من کنت اولی به فعلیّ اولی به».

پاسخ از منابع اهل سنت

«مولی» به معنای «اولی» آمده است، به کتب اهل لغت و تفسیر اهل سنت باید استناد ‌کنیم. پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیش از گفتن «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ...« پرسیدند: «أَلَسْتُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» آیا من از خود مؤمنین بر آن‌ها اولویت ندارم؟ پس از تأیید مردم، فرمودند: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ» این روایت در مسند احمد و البدایة و النهایه ابن کثیر با سند صحیح آمده است و البانی نیز آن را صحیح می‌داند.

وأخذ بيد على رضى الله تعالى عنه فقال ألستم تعلمون انى أولى بالمؤمنين من أنفسهم قالوا بلى قال ألستم تعلمون انى أولى بكل مؤمن من نفسه قالوا بلى قال فأخذ بيد على فقال من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه قال فلقيه عمر بعد ذلك فقال له هنيئا يا ابن أبي طالب أصبحت وأمسيت مولى كل مؤمن ومؤمنة

الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج4، ص281، ناشر: دار صادر - بيروت.

اعتراف لغت‌شناسان و مفسران اهل سنت

برخی از اهل سنت مانند فخر رازی می‌گویند کلمه مَفعَل (مانند مولی) به معنای أفْعَل (مانند اولی) نیامده و احدی از ائمه لغت عرب نگفته‌اند مولی به معنای اولی است. اما شواهد متعددی از منابع خودشان این ادعا را رد می‌کند:

اول: ابوعبیده مَعْمَر بن مُثَنَّی (متوفی ۲۰۹ هجری، معاصر ائمه) در تفسیر آیه ۱۵ سوره حدید(مَأْوَاکُمُ النَّارُ هِیَ مَوْلَاکُمْ) می‌گوید: مَوْلَاکُمْ یعنی اَوْلَی بِکُمْ (شایسته‌تر به شما).

«هِيَ مَوْلاكُمْ» أولى بكم

مجاز القرآن معمر بن المثنى، أبو عبيدة ، ج2، ص254، الناشر: مكتبة الخانجى - القاهرة

دوم: فَرّاء (که در موردش گفته شده است اگر فرّاء نبود، زبان عربی نبود) و همچنین زجّاج از بنیانگذاران لغت عرب، مولا را به معنای اولی آورده‌ است.

سوم: فخر رازی در تفسیر خود (ج ۲۹، ذیل آیه شریفه ۶۶:۲) می‌گوید:

ثُمَّ قَالَ تَعَالَى: مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ... قَالَ الْكَلْبِيُّ: يَعْنِي أَوْلَى بِكُمْ، وَهُوَ قَوْلُ الزَّجَّاجِ وَالْفِرَّاءِ وَأَبِي عُبَيْدَةَ

تفسير الرازي ، مفاتيح الغيب أو التفسير الكبير الرازي، فخر الدين ، ج29، ص460، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت

چهارم: در قرآن، کلمه «مولی» در حداقل ۶ یا ۷ آیه آمده و مفسران نامدار اهل سنت، هر جا که کلمه «مولی» (در مورد خداوند یا آتش جهنم) آمده، آن را به معنای اَوْلی تفسیر کرده‌اند. با توجه به اینکه مفسران نامدار اهل سنت در قرآن «مولی» را به معنای «اولی» آورده‌اند، قول رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در غدیر که فرمودند: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ» هیچ تفاوتی با «من کنت اولی به فعلیّ اولی به» ندارد. احتمالاً پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به جای واژه «اولی» (که برای همه مأنوس نبود)، از واژه رایج در عرف آن زمان، یعنی «مولی»، استفاده کرده‌اند تا همان معنای اولویت و ولایت را اعلام فرمایند.



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :