نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
مباحثی از مصائب و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
کد مطلب: 16434 تاریخ انتشار: 24 دي 1404 - 19:04 تعداد بازدید: 134
خارج فقه الحکومه » فقه
مباحثی از مصائب و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

(جلسه سی ام 18 . 08 . 1404)

لينک دانلود
درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم

(جلسه سی ام 18 . 08 . 1404)

موضوع: مباحثی از مصائب و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

یاران امام زمان (علیه السلام) و مقام ایشان

تعدادی از یاران خاص حضرت مهدی (علیه السلام) که ۳۱۳ نفر هستند، با طی‌الارض و برخی دیگر با طی‌الهواء به حضرت ملحق می‌شوند. هنگامی که از حضرت سؤال می‌شود مقام کدام‌یک بالاتر است؟ ایشان می‌فرمایند آنهایی که با طی‌الهواء می‌روند مقامشان بالاتر از طی‌الارضی‌ها است.

علاوه بر این ۳۱۳ نفر، کسانی که در رکاب حضرت رجعت می‌کنند، از اصحاب رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)، حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ائمه دیگر هستند. انبوهی از این افراد، حتی تا ۷۰ هزار نفر، سپاه حضرت را در روزهای اول تشکیل می‌دهند. این افراد شامل برخی از شهدا، مؤمنین خالص و حتی برخی فجار خالص هستند که رجعت می‌کنند.

بررسی روایات درباره شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

در خصوص شهادت حضرت محسن (سلام الله علیه) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، روایات متعددی مطرح است، از جمله شهادت در خانه، شهادت به سبب ضربه در کوچه. برخی بزرگان نیز این عوامل مختلف را ذکر کرده‌اند.

ما دو روایت اصلی داریم:

حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) در اثر سیلی که در کوچه به ایشان زده شد، به زمین افتادند و گوشواره‌هایشان تکه‌تکه شد و در اثر آن ضربه، حضرت محسن (علیه السلام) شهید شد.

فلما أتته وقالت له ذلك ، قال : صدقت ، قال : فدعا بكتاب فكتبه لها برد فدك ، فقال : فخرجت والكتاب معها ، فلقيها عمر فقال : يا بنت محمد ما هذا الكتاب الذي معك ، فقالت : كتاب كتب لي أبو بكر برد فدك ، فقال : هلميه إلي ، فأبت أن تدفعه إليه ، فرفسها برجله وكانت حاملة بابن اسمه المحسن فأسقطت المحسن من بطنها ثم لطمها فكأني أنظر إلى قرط في أذنها حين نقفت ثم أخذ الكتاب فخرقه

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان (متوفاى413 هـ)، الاختصاص، ص185، تحقيق: علی أكبر الغفاري، السيد محمود الزرندي، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، الطبعة الثانية 1414 - 1993 م

برخی روایات می‌گویند که فشار بین در و دیوار باعث ضربه و شهادت شد.

ممکن است هر دوی این‌ها صحیح باشد؛ به این صورت که قضیه سیلی و به زمین افتادن، مقدمه‌ای شد که جنین آرامش خود را در رحم از دست بدهد و زمینه سقط فراهم شود، و در پشت در نیز سقط قطعی انجام شده باشد. اما آنچه که مسلم، قطعی و معتبر است، قضیه در خانه و بین در و دیوار است که در مصادر متعدد آمده است.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) در آن هنگام فضه را صدا کردند و فرمودند:

يا أبتاه ! يا رسول الله ! هكذا كان يفعل بحبيبتك وابنتك ، آه يا فضة ! إليك فخذيني فقد والله قتل ما في أحشائي من حمل

المجلسي، محمد باقر _متوفاى1111ق_، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج30، ص294، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403هـ - 1983م.

زمان وقوع شهادت و واقعه خانه حضرت

برخی معتقد هستند همه قضایا در روز سوم (پس از رحلت پیامبر) اتفاق افتاده است، اما تحقیق نشان می‌دهد که قضیه سقط تقریباً ۵۰ روز بعد از رحلت نبی مکرم بود. این زمان مصادف است با بازگشت سپاه اسامه از جنگ روم. اسامه و همراهانش دیدند که ابوبکر انتخاب شده و حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) کنار گذاشته شده و بیعت نکرده است. این موضوع باعث عصبانیت آنها و تظاهرات در کوچه‌های مدینه شد. همین امر موجب شد که عده‌ای آمدند، خانه را آتش زدند و حضرت امیر (علیه السلام) را کشان‌کشان به مسجد بردند.

مرحوم محمد تقی مجلسی در کتاب لوامع صاحبقَرانی(شرح من لا یحضره الفقیه) می‌گوید:

«از آن جمله بخارى در اخبار متفرقه بسيار در صحيح خود روايت كرده است كه حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه تا فاطمه زهرا زنده بود بيعت نكرد و همه صحابه با او اظهار دشمنى مى‌كردند و ليكن رعايت حضرت فاطمة مى‌كردند و بعد از شش ماه كه آن حضرت فوت شد مضطر شد و بيعت كرد كه مى‌دانست كه همه متفق شده‌اند بر قتل او و خالد وليد را مقرر كرده بودند. و ائمه اهل بيت اعرفند بما فى البيت و حضرت فاطمه بعد از حضرت رسول خدا به هفتاد و پنج روز به رتبه شهادت فايز شدند چنانكه احاديث صحيحه بر آن وارد شده است و بدست عمر بن خطاب و قنفذ شهيد شدند و آتش در خانه آن حضرت انداختند يا مى‌خواستند بيندازند و به خانه آن حضرت ريختند و اول شمشير را برداشتند و رداى آن حضرت را در گردنش كرده مى‌كشيدند، و باين نحو با بنى هاشم همگى سر كردند، و با سلمان و ابو ذر و مقداد نيز چنين كردند و حضرت فاطمه در روز دويم يا سيم اين واقعه به جوار رحمت ايزدى پيوستند».

لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه علامه مجلسی ، ج8، ص588، ناشر: مؤسسه اسماعیلیان

ایشان می‌نویسد که قصد داشتند یا تشییع جنازه حضرت را انجام دهند یا بدن حضرت را در خانه بیاندازند. طبق این نقل، حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در روز دوم یا سوم این واقعه (پس از بازگشت اسامه) به جوار رحمت حق پیوستند. مورخین معتبری چون آقایان جباری و دیگران معتقد هستند که واقعه شکستن پهلو و شهادت محسن (علیه السلام) حدود ۵۰ روز بعد از رحلت پیامبر و پس از بازگشت اسامه از جنگ رخ داده است.

مظلومیت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و وصیت به دفن شبانه

در فضای مجازی ادعا می‌شود که مردم از گریه‌های حضرت زهرا (سلام الله علیها) به حاکمان شکایت کرده بودند؛ اما مدرکی سالم و معتبر برای شکایت مردم مدینه از گریه حضرت زهرا (سلام الله علیها) پیدا نکردیم. خانه حضرت، با مساحتی حدود ۲۴۰ متر، وسیع بوده و دیوار داشته است. شاید کسانی که اطراف مسجد بودند، صدای گریه ایشان را می‌شنیدند.

در هر صورت، گریه‌های حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) (بدون بحث آزار دیگران از گریه آن حضرت) در حقیقت نوعی مبارزه علیه هیئت حاکمه بود. وقتی خطبه‌خوانی و تلاش برای رفتن به خانه مهاجرین و انصار نتیجه نداد، حضرت با گریه‌هایشان خواستند مظلومیت حضرت امیر (علیه السلام) و مظلومیت خودشان را به گوش مردم برسانند. قضیه وصیت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) به تدفین شبانه و عدم حضور کسانی که در حق ایشان ظلم کردند، قریب به تواتر است. بزرگان اهل سنت نیز این قضیه را نقل کرده‌اند. صحیح بخاری نقل کرده است:

لما تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلاً وَ لَمْ یُؤْذِنْ بِهَا أَبَابَکْرٍ

هنگامی که از دنیا رفت، همسرش علی او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را خبر نکرد.

صحيح البخاري، جلدصفحه 139، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر/الناشر: دار طوق النجاة

صحیح مسلم نیز دارد:

دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلاً

همسرش علی او را شبانه دفن کرد

صحيح مسلم جلد3، صفحه 1380، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي/ الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت

عبدالرزاق صنعانی می‌گوید:

أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ دُفِنَتْ بِاللَّيْلِ» قَالَ: فَرَّ بِهَا عَلِيٌّ مِنْ أَبِي بَكْرٍ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَيْهَا، كَانَ بَيْنَهُمَا شَيْءٌ

فاطمه (علیها سلام) دختر پیامبر شبانه دفن شد. حضرت علی (علیه السلام) این کار را پنهانی از ابوبکر انجام داد تا او بر جنازه نماز نخواند، بین حضرت علی علیه السلام و ابوبکر اختلافی بود.

مصنف عبد الرزاق الصنعاني جلد 3، صفحه521، المحقق: حبيب الرحمن الأعظمي / الناشر: المجلس العلمي- الهند

ابن قتیبه دینوری می نویسد:

وقد طالبت فاطمة رضی الله عنها ابا بکر رضی الله عنه بمیراث ابیها رسول الله صلی الله علیه وسلم فلما لم یعطها ایاه حلفت لا تکلمه ابدا واوصت ان تدفن لیلا لئلا یحضرها فدفنت لیلا

فاطمه از ابوبکر میراث پدرش را خواست، ابوبکر نپذیرفت، قسم خورد که دیگر با او (ابو‌بکر) سخن نگوید و وصیت کرد که شبانه دفن شود تا او (ابوبکر) در دفن وی حاضر نشود.

الدینوری، ابو محمد عبدالله بن مسلم ابن قتیبة (متوفای۲۷۶ه)، تاویل مختلف الحدیث، ج۱، ص۲۷۹، تحقیق:محمد زهری النجار، ناشر:دار الجیل، بیروت، ۱۳۹۳ه، ۱۹۷۲م

و ابن بطال در شرح صحیح بخاری می نویسد:

ودفن علىُّ بن أبى طالب زوجته فاطمة ليلاً، فَرَّ بِهَا من أبى بكر أن يصلى عليها، كان بينهما شىء... أوصته فاطمة بذلك

و حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام حضرت فاطمه سلام الله علیها را شبانه دفن کرد تا ابوبکر در آن شرکت نکند و به حضرت نماز نخواند به دلیل اینکه حضرت زهرا سلام الله علیها با ابوبکر اختلاف شدید داشتند...حضرت فاطمه سلام الله علیها این وصیت را کرده بود.

شرح صحيح البخارى ابن بطال جلد 3، صفحه325، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم / دار النشر: مكتبة الرشد - السعودية، الرياض

مرحوم شیخ صدوق نیز می نویسد:

قَالَتْ لَهُ يَا ابْنَ الْعَمِّ أُرِيدُ أَنْ أُوصِيَكَ بِأَشْيَاءَ فَاحْفَظْهَا عَلَيَّ... لَا يَحْضُرَنَّ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ وَ أَعْدَاءِ رَسُولِهِ لِلصَّلَاةِ عَلَيَّ أَحَدٌ

به او گفت: «ای پسرعمو، می‌خواهم به تو وصیتی کنم، پس آنها را خوب به خاطر بسپار... مبادا کسی از دشمنان خدا و دشمنان رسولش بر من نماز بخواند.

علل الشرائع ، الشيخ الصدوق جلد 1، ص187، منشورات المكتبة الحيدرية

دلایل اثبات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

اگرچه انتظار نمی‌رود که اهل سنت صراحتاً در کتب خود نقل کنند که حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) در اثر ضربه در به شهادت رسیدند، اما شواهد مهمی در منابع شیعه و حتی اهل سنت وجود دارد. امام کاظم (علیه السلام) به صراحت می‌فرمایند:

"إِنَّ فَاطِمَةَ صِدِّیقَةٌ شَهِیدَةٌ"

الكافي، الشيخ الكليني، جلد صفحه458، الناشر: دار الكتب الإسلامية

این روایت را بزرگانی مانند علامه مجلسی، مرحوم آیت الله خوئی و مرحوم شیخ جواد تبریزی صحیح دانسته اند. حموینی جوینی (استاد ذهبی) در کتاب خود فرائد السمطین عبارتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل کرده که می‌فرمایند :

إن رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله كان جالسا ذات يوم... و أمّا ابنتي فاطمة فإنها سيّدة نساء العالمين من الأولين و الآخرين و هي بضعة مني و هي نور عيني و هي ثمرة فؤادي و هي روحي التي بين جنبيّ و هي الحوراء الإنسيّة متى قامت في محرابها بين يدي ربها جلّ جلاله زهر نورها لملائكة السماء كما يزهر نور الكواكب لأهل الأرض و يقول اللّه عزّ و جلّ لملائكته... فيقول:يا فاطمة إن اللّه اصطفاك و طهّرك و اصطفاك على نساء العالمين،يا فاطمة اقنتي لربّك و اسجدي و اركعي مع الراكعين... فتكون أوّل من يلحقني من أهل بيتي،فتقدم عليّ محزونة مكروبة مغمومة مغصوبة مقتولة؛يقول رسول اللّه[صلى اللّه عليه و آله و سلم]عند ذلك: اللّهمّ العن من ظلمها و عاقب من غصبها و ذلّل من أذلّها و خلّد في نارك من ضرب جنبها حتّى ألقت ولدها فتقول الملائكة عند ذلك آمين.

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بود... و اما دخترم فاطمه، او سرور زنان جهانیان از اولین تا آخرین است. او پاره تن من، نور چشم من، میوه قلب من، روح من و نمونه انسانی حوری است. هنگامی که در محراب عبادت خود در برابر پروردگارش، عز و جل، می‌ایستد، نورش برای فرشتگان آسمان می‌درخشد، همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد. و خداوند عز و جل به فرشتگانش می‌گوید... او می‌گوید: ای فاطمه، خداوند تو را برگزیده و پاکیزه کرده و بر زنان جهانیان برتری داده است. ای فاطمه، برای پروردگارت خضوع کن و با رکوع‌کنندگان سجده و رکوع کن... آنگاه او اولین نفر از خاندان من خواهد بود که به من ملحق می‌شود. او غمگین، رنجیده، اندوهگین، مظلوم و کشته شده نزد من می‌آید. رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن هنگام می‌گوید: خدایا، کسانی را که به او ستم کردند، لعنت کن، و کسانی را که او را غصب کردند، عذاب نما، و کسانی را که او را تحقیر کردند، خوار گردان، و کسی را که به پهلویش زد تا سقط کرد، به دوزخ محکوم کن، و فرشتگان آمین می‌گویند.

فرائد السمطین الحمویي الجویني، ابراهیم، ج2، ص35، نشر موسسه المحمودی

و همچنین، بزرگانی مانند شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی نیز بحث شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را مطرح کرده‌اند.

مصائب علمای شیعه و حفظ میراث حدیثی

تاریخ شاهد نابودی میراث علمی شیعه بوده است؛ برای مثال، کتابخانه شیخ مفید شامل حدود هشتاد هزار جلد کتاب و کتابخانه شیخ طوسی شامل هجده هزار جلد کتاب در سال ۴۵۰ هجری آتش زده شد و به خاکستر تبدیل شدند. بسیاری از تراث علمی در همان قرون اولیه از بین رفت و به دست ما نرسیده است. با وجود این فشارها، زنده ماندن حجم عظیم آثار اهل بیت (علیه السلام) معجزه است. مرحوم کلینی ۲۱ سال شبانه‌روز وقت صرف جمع‌آوری کتاب کافی کرد. کتاب کافی به تنهایی ۱۶,۱۹۹ روایت دارد در حالی که مجموع روایات صحاح سته (مثل بخاری، مسلم و...) به ده هزار روایت هم نمی‌رسد! مرحوم صاحب وسائل در خاتمه پنجم می‌گوید با همه فشارهای حکومتی، بیش از ۶,۶۰۰ کتاب از اصحاب ائمه اطهار از حضرت امیر تا امام عسکری (علیهم السلام) به ما رسیده است. علمای شیعه مانند ابن ابی عمیر زندانی شدند و خواهرش از ترس حکومت، احادیث را زیر خاک دفن کرد که بر اثر باران از بین رفت. هشام بن حکم نیز همواره خانه‌به‌دوش و در معرض ترور بود.

تحقیر عمر بن خطاب توسط عبدالرزاق صنعانی

در روایت مشهور فدک (صحیح مسلم، حدیث ۴۴۶۸، جلد ۵، صفحه ۱۵۲)، وقتی حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و عباس بحث میراث را مطرح می‌کنند، عبدالرزاق صنعانی (از روات مهم اهل سنت) با دیدن رفتار خلیفه دوم می‌گوید: «به این احمق و ابله (عمر بن خطاب) نگاه کن. عمر بن خطاب بجای اینکه از لفظ رسول الله برای پیامبر استفاده کند از لفظ پدر فاطمه و برادر زاده عباس استفاده می کند.

فلما قرأ قول عمر رضي الله عنه لعلى والعباس رضي الله عنهما فجئت أنت تطلب ميراثك من ابن أخيك، وجاء هذا يطلب ميراث أمرأته من أبيها. قال عبد الرزاق: انظر إلى هذا الانوك يقول: من ابن أخيك، من أبيها! لا يقول: رسول الله صلى الله عليه وسلم.

وقتی آنچه عمر (رضی الله عنه) به علی و عباس (رضی الله عنهما) گفته بود را خواند: «شما برای ارث بردن از برادرزاده‌تان آمدید و این مرد برای ارث بردن از همسرش از پدرش آمده است». عبدالرزاق گفت: «به این احمق (عمر بن خطاب) نگاه کنید! او می‌گوید: «از برادرزاده‌ات از پدرش! »او نمی‌گوید: «از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)

ذهبی به این سخن صنعانی اعتراض می‌کند و خلیفه دوم را اعلم به حق مصطفی می‌داند و می گوید:

ولا اعتراض على الفاروق رضي الله عنه فيها فإنه تكلم بلسان قسمة التركات!

ميزان الاعتدال الذهبي، شمس الدين جلد ج2، ص611، الناشر: دار المعرفة للطباعة والنشر، بيروت - لبنان

تصرف شیطان در عمر در دیدگاه ابن تیمیه

ابن تیمیه در کتاب مجموع الفتاوی (جلد ۲، صفحه ۵۲)، با وجود اینکه عمر را مُحدَّث (کسی که ملائکه با او سخن می‌گویند) می‌دانند، می‌گوید که شیطان در سه جا در عمر تصرف کرد:

وَلِهَذَا أَلْقَى الشَّيْطَانُ لِعُمَرِ وَهُوَ مُحَدِّثٌ فِي قِصَّةِ الْحُدَيْبِيَةِ وَقِصَّةِ مَوْتِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَقِصَّةِ اخْتِلَافِهِ وَهِشَامَ بْنِ حَكِيمِ فِي سُورَةِ الْفُرْقَانِ فَأَزَالَهُ عَنْهُ نُورُ النُّبُوَّةِ.

اول: در قصه حدیبیه که عمر به پیامبر اعتراض کرد: "آیا تو پیامبر نیستی؟ چرا این پستی را در دینمان بپذیریم؟". (خود عمر می‌گوید در این دو روز در نبوت پیامبر شک کردم)

دوم: در قصه موت النبی (حدیث قرطاس) که عمر گفت: "اِنَّ الرَّجُلَ لَیَهْجُرُ" (پیامبر هذیان می‌گوید).

سوم: در قصه اختلافش با حکیم بن حزام در سوره فرقان.

ابن تیمیه می‌گوید این اختلاف سوم باعث شد که نور نبوت از عمر زایل شد!!

مجموع الفتاوى ابن تيمية ، جلد2، ص52، الناشر: مجمع الملك فهد لطباعة المصحف الشريف

این دیدگاه با روایت مشهور صحیح بخاری و صحیح مسلم که می‌گوید شیطان جرأت نمی‌کند از کوچه‌ای که عمر می‌رود، عبور کند! در تضاد است.

تحریف در صحیح بخاری

یکی از نمونه‌های بارز تحریف، تحریف در حدیث فدک است؛ در روایت مربوط به فدک، وقتی حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و عباس درباره ابوبکر با خلیفه دوم سخن می‌گفتند صحیح مسلم نقل می‌کند که حضرت علی (علیه السلام) و عباس معتقد بودند که ابوبکر "آثماً، غادراً، خائناً، کاذباً" (گناهکار، خیانتکار، حیله‌گر و دروغگو) است.

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنِ ابْنِ أَخِيكَ، وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا، فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَاهُ صَدَقَةٌ»، فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا، وَاللهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ، ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ، فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا...

النيسابوری ، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاى261هـ)، صحيح مسلم، ج5، ص152، ح 4468، ناشر: دار الفكر – بيروت، بي‌تا.

اما صحیح بخاری در چندین جا این عبارت‌ها را با کلمه "کذا و کذا" جایگزین کرده یا به طور کلی حذف نموده است!

ثُمَّ تَوَفَّى اللَّهُ نَبِيَّهُ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَبَضَهَا أَبُو بَكْرٍ فَعَمِلَ فِيهَا بِمَا عَمِلَ فِيهَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَأَنْتُمَا حِينَئِذٍ - وَأَقْبَلَ عَلَى عَلِيٍّ وَعَبَّاسٍ - تَزْعُمَانِ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ فِيهَا كَذَا، وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَنَّهُ فِيهَا صَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ...

صحيح البخاري ، ج9، ص98، الناشر: دار طوق النجاة

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته




Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :