نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
غضب حضرت فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر
کد مطلب: 16432 تاریخ انتشار: 24 دي 1404 - 18:43 تعداد بازدید: 122
خارج فقه الحکومه » فقه
غضب حضرت فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر

(جلسه بیست و هشتم 10 . 08 . 1404)

لينک دانلود

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم

(جلسه بیست و هشتم 10 . 08 . 1404)

موضوع: غضب حضرت فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر

‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

بحث اصلی در مورد فدک این است که چرا حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) فدک را به عنوان ارث مطالبه کردند؟ ایشان ابتدا مطرح کردند که فدک ملک اختصاصی پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و آن حضرت، آن را به ایشان بخشیده‌اند. اجماع وجود دارد که فدک ملک خاص رسول ‌الله (صلی الله علیه و آله) بوده است (خالصة لرسول‌الله) دلیل آن این است که بدون جنگ و نبرد به دست رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) افتاده بود.

خداوند متعال در آیه 6 سوره حشر می فرماید:

{وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلَا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}

[الحشر: 6]

اموال و زمین هایی را که خدا به عنوان غنیمت به پیامبرش بازگرداند، شما برای به دست آوردنش اسب و شتری نتازاندید.

منابع فراوانی مانند کتاب ‌الاموال اثر ابوعبید (متوفی ۲۲۴ هـ) این مسئله را تأیید می‌کنند که فدک از اموال یهودیان بنی‌نظیر بود و بدون قتال به تصرف مسلمان‌ها درآمد و بنابراین ملک خاص پیامبر (صلی الله علیه و آله) شد.

ادعای بخشش(نحله): منابع متعددی از جمله مسند ابو‌یعلی، سیوطی و شوکانی نقل کرده‌اند که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فدک را به صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بخشیده بودند (اعطاها فدک). بنابراین، فدک ملک شخصی فاطمه (سلام الله علیها) بوده است.

عَنْ أَبِي سَعِيدٍ قَالَ: " لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ {وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ} [الإسراء: 26] دَعَا النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَاطِمَةَ وَأَعْطَاهَا فَدَكَ

قَرَأْتُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ الطَّحَّانِ، حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ خُثَيْمٍ، عَنْ فُضَيْلٍ، عَنْ عَطِيَّةَ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ، قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَةُ: " وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ " دَعَا النَّبِيُّ فَاطِمَةَ وَأَعْطَاهَا فَدَكَ

أبو يعلى الموصلي التميمي، أحمد بن علي بن المثنى (متوفاي307 هـ)، مسند أبي يعلى، ج 2، ص 334 و ج 2، ص 534، تحقيق: حسين سليم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث - دمشق، الطبعة: الأولى، 1404 هـ – 1984م.

ابو‌سعید خدری (صحابی معروف پیامبر) گفت: هنگامی که این آیه: «سهم ذوی القربی را به آنان بده»، نازل شد، رسول خدا فاطمه را خواست و فدک را به ایشان عطا کرد

پس از اینکه ابوبکر مسئله مسلّم بخشش را رد کرد، حضرت فاطمه سلام الله علیها از باب ارث وارد شدند ولی ابوبکر به دروغ گفت که پیامبر فرموده: ما پیامبران ارث نمی‌گذاریم !

نحن معاشر الأنبیاء لا نورث!

العسقلانی الشافعي، أحمد بن علی بن حجر (متوفاى852 هـ)، فتح الباری شرح صحيح البخاري، ج12، ص6، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

صدیقه طاهره (سلام الله علیها) این حرف را خلاف قرآن دانستند. قرآن در آیه5 مریم در مورد حضرت زکریا (علیه السلام) می‌فرماید: «فهب لی من لدنک ولیا یرثنی» و درآیه 16نمل مورد حضرت داوود و سلیمان (علیه السلام) می‌فرماید: «و ورث سلیمان داوود». ایشان استدلال کردند که اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین حدیثی فرموده بودند، اولین کسانی که باید آن را می‌شنیدند، خود صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) بودند. در نهایت، پس از رد شدن ادعای بخشش، ایشان فدک را به عنوان ارث پدر مطالبه کردند.

در کتاب مبسوط سرخسی که از کتابهای مفصل و معتبر حنفی مذهب هست آمده است:

فقد استدل أبو بكر رضي الله عنه على فاطمة رضي الله عنها حين ادعت فدك بهذا الحديث على ما روى أنها ادعت ان رسول الله صلى الله عليه وسلم وهب فدك لها وأقامت رجلا وامرأة فقال أبو بكر رضى الله تعالى عنه ضمي إلى الرجل رجلا أو إلى المرأة امرأة فلما لم تجد ذلك جعلت تقول من يرثك فقال أبو بكر رضى الله تعالى عنه أولادي فقالت فاطمة رضي الله تعالى عنها أيرثك أولادك ولا أرث أنا من رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال أبو بكر رضي الله عنه سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول إنا معشر الأنبياء لا نورث ما تركناه صدقة فعرفنا أن المراد بيان ان ما تركه يكون صدقة ولا يكون ميراثا عنه

حضرت زهرا ادعا کرد پیغمبر فدک را به حضرت زهرا بخشیده و یک مرد و یک زنی را برای شهادت حاضر کرد. ابوبکر به فاطمه زهرا گفت حضرت علی شهادت داده یک مرد هم بیاور کنار علی شهادت بدهد یا یک زن بیاور کنار ام ایمن شهادت بدهد. فاطمه زهرا کسی را پیدا نکرد که بیاید شهادت بدهد.

حالا این هم مظلومیت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) است که نمی تواند کسی را برای کمک پیدا کند!!

فاطمه زهرا به ابوبکر گفت که بعد از اینکه تو بمیری از تو چه کسی ارث می برد. ابوبکر گفت که اولاد من از من ارث می برند. حضرت فاطمه فرمود: عجب! اولاد تو از تو ارث می برند ولی من از پدرم پیغمبر ارث نمی برم؟! ابوبکر گفت بله از پیغمبر شنیدم که: ما جماعت پیامبران بعد از خودمان ارث نمی گذاریم! تمام اموال ما صدقه و بیت المال است!

المبسوط، اسم المؤلف: شمس الدين السرخسي، دار النشر: دار المعرفة - بيروت ج12، ص 29

بررسی حدیث «ما ترکناه صدقة» و واکنش‌ها

به هیچ وجه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) این حدیث (ما ارث نمی‌گذاریم) را نه در منبر و نه در جای دیگر نفرموده‌اند. اگر چنین چیزی گفته شده بود، حداقل یک نفر باید آن را مطرح می‌کرد.

رد حدیث توسط علما: برخی از علمای اهل سنت، مانند عبدالرحمن بن خراش این حدیث (ما ترکناه صدقة) را باطل می‌دانست. او مالک بن اوس را متهم به دروغگویی کرد و گفت: «مالک بن اوس دروغگو است و این حرف را دروغ گفته است».

ذهبی هنگام نقل این مطلب از ابن خراش به شدت عصبانی می‌شود و با تعابیر تندی مانند «زندیق معاند» به او حمله می‌کند.

وقال أبو زرعة محمد بن يوسف : خرج ابن خراش مثالب الشيخين [ وكان ] رافضيا . وقال ابن عدي سمعت عبدان يقول قلت لابن خراش : حديث ما تركنا صدقة ؟ قال : باطل ، اتهم مالك بن أوس بالكذب ، ثم قال عبدان : وقد روى مراسيل وصلها ، ومواقيف رفعها . قلت جهلة الرافضة لم يدروا الحديث ولا السيرة ولا كيف ثم ، فاما أنت أيها الحافظ البارع الذي شربت بولك ان صدقت في الترحال فما عذرك عند الله ؟ مع خبرتك بالأمور ، فأنت زنديق معاند للحق فلا رضى الله عنك . مات ابن خراش إلى غير رحمة الله سنة ثلاث وثمانين ومائتين .

الذهبی ، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفاى 748 هـ)، تذكرة الحفاظ، ج2، ص685، ناشر: دار احياء التراث العربي، بيروت.

ممانعت از بازگرداندن فدک

سیره حلبی از منابع معتبر اهل سنت است، نقل می‌کند که پس از خطبه آتشین حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)، ابوبکر بسیار گریه کرد و نادم شد. او رفت بالای منبر و گفت: «همه شما شب دستتان در گردن خانم‌هاتان هست و راحت می‌خوابید، ولی من گرفتار شدم». سپس نامه‌ای نوشت که فدک مال حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) است و آن را به عنوان میراث پدرش به او برگرداند .

اما، ابن جوزی نقل می‌کند که بلافاصله عمر وارد شد و پرسید: «این چیست؟». ابوبکر پاسخ داد: «کتابی است که برای فاطمه درباره میراث پدرش نوشتم. عمر گفت: ما تنفق علی المسلمین؟» چگونه می‌خواهی به مسلمان‌ها انفاق کنی؟ اعراب دارند با تو می‌جنگند و اگر فدک را پس بدهی، فردا با چه هزینه‌ای می‌خواهی نیرو مسلح کنی و هزینه جنگی را از کجا می آوری؟ سپس عمر نامه را گرفت و پاره کرد.

وفى كلام سبط ابن الجوزي رحمه الله أنه رضي الله تعالى عنه كتب لها بفدك ودخل عليه عمررضى الله تعالى عنه فقال ما هذا فقال كتاب كتبته فاطمه بميراثها من أبيها فقال مماذا تنفق على المسلمين وقد حار بتك العرب كما ترى ثم احذ عمر الكتاب فشقه

الحلبي، علی بن برهان الدين (متوفاى1044هـ)، السيرة الحلبية فی سيرة الأمين المأمون، ج3، ص488، ناشر: دار المعرفة - بيروت – 1400.

البته نقل دیگری هست که عمر، در کوچه‌ای که صدیقه طاهره (سلام الله علیها) نامه را در دست داشتند، آن را به زور از دست ایشان گرفت و سیلی به صورت حضرت زد، به طوری که حضرت افتادند و گوشواره‌هایشان شکست.

فلما أتته وقالت له ذلك ، قال : صدقت ، قال : فدعا بكتاب فكتبه لها برد فدك ، فقال : فخرجت والكتاب معها ، فلقيها عمر فقال : يا بنت محمد ما هذا الكتاب الذي معك ، فقالت : كتاب كتب لي أبو بكر برد فدك ، فقال : هلميه إلي ، فأبت أن تدفعه إليه ، فرفسها برجله وكانت حاملة بابن اسمه المحسن فأسقطت المحسن من بطنها ثم لطمها فكأني أنظر إلى قرط في أذنها حين نقفت ( 1 ) ثم أخذ الكتاب فخرقه

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان (متوفاى413 هـ)، الاختصاص، ص185، تحقيق: علی أكبر الغفاري، السيد محمود الزرندي، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، الطبعة الثانية 1414 - 1993 م

پذیرش شهادت جابر و ردّ شهادت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)!

پس از فتح بحرین، جابر بن عبدالله گفت که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به او وعده داده بود که اگر غنائم بحرین بیاید، به او بخششی خواهد کرد. جابر پس از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله) نزد ابوبکر رفت. ابوبکر گفت: «من کان له عند النبی عدة فلیأت» (هر کس پیامبر به او وعده‌ای داده است، بیاید). جابر ادعای خود را مطرح کرد و ابوبکر بی‌درنگ یک مشت (سکه یا طلا) به او داد. جابر شمرد و دید ۵۰۰ درهم یا دینار است. جابر درخواست بیشتر کرد و ابوبکر مقدار وعده داده شده را دو برابر کرد.

نکته کلیدی این است که ابوبکر در مورد جابر هیچ شاهدی نخواست و صرفاً بر اساس ادعای او مال بحرین را به وی بخشید اما در مورد صدیقه طاهره (سلام الله علیها) از آن حضرت شاهد خواست!! شاهدان ایشان (حضرت امیرالمؤمنین، امام حسن، امام حسین (علیه السلام) و ام‌ایمن) بودند که آن ها را هم ابوبکر قبول نکرد.

مطالبه شاهد از حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) با آیاتی چون آیه تطهیر که خداوند به پاکی ایشان شهادت داده و آیه مباهله که پیامبر (صلی الله علیه و آله) ایشان را به عنوان شاهد بر صدق نبوت خود در مباهله برد، منافات دارد.

{إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا } [الأحزاب: 33]

{فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ } [آل عمران: 61]

منابع اهل سنت با سند صحیح نقل کرده‌اند که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:

«الحق مع ذا»

أبو يعلی الموصلی ، أحمد بن علی بن المثنی (متوفاى307 هـ)، مسند أبی يعلي، ج2، ص318، تحقيق: حسين سليم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث - دمشق، الطبعة: الأولى، 1404 هـ – 1984م.

حق با این مرد (علی بن ابی طالب علیه السلام) است.

در ماجرایی که معاویه، ابن عباس و سعد بن ابی وقاص حضور داشتند، سعد برای تعیین اینکه آیا حق با حضرت علی (علیه السلام) است یا معاویه، شتر خود را نشاند، و پس از نشستن شتر، تصمیم گرفت که بی‌طرف بماند. معاویه او را سرزنش کرد. سعد در پاسخ به معاویه گفت که از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) شنیده است که به حضرت علی (علیه السلام) فرمود: أنت الحق و الحق معک تو با حقی و حق با توست. معاویه که شاهد خواست، سعد گفت که ام سلمه شاهد است. ام سلمه، در پاسخ به معاویه (که در زمان مسلمان بودن ام سلمه، با کفار بود)، شهادت داد که پیغمبر (صلی الله علیه و آله) در خانه او به حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند:علی مع الحق و الحق مع علی.

فقال سعد إني رأيت الدنيا قد أظلمت فقلت لبعيري إخ فأنختها حتى انكشفت قال فقال معاوية لقد قرأت ما بين اللوحين ما قرأت في كتاب الله عز وجل إخ قال فقال سعد أما إذا أبيت فإني سمعت رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) يقول لعلي أنت مع الحق والحق معك حيث ما دار قال فقال معاوية لتأتيني على هذا ببينة قال فقال سعد هذه أم سلمة تشهد على رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) فقاموا جميعا فدخلوا على أم سلمة فقالوا يا أم المؤمنين إن الأكاذيب قد كثرت على رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) وهذا سعد يذكر عن النبي ( صلى الله عليه وسلم ) ما لم نسمعه أنه قال يعني لعلي أنت مع الحق والحق معك حيث ما دار فقالت أم سلمة في بيتي هذا قال رسول الله ( صلى الله عليه وسلم ) لعلي

ابن عساكر الدمشقی، علی بن الحسن ،(متوفاى571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج20، ص361، تحقيق: شيری ، علی ، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1415ه-.

این حدیث صحیح، مورد تأیید بیش از ۱۰ تا ۱۲ نفر از بزرگان اهل سنت قرار گرفته است. تعبیر حاکم نیشابوری در مستدرک این است:

( أخبرنا ) أحمد بن كامل القاضي ثنا أبو قلابة ثنا أبو عتاب سهل بن حماد ثنا المختار بن نافع التميمي ثنا أبو حيان التيمي عن أبيه عن علي رضي الله عنه قال قال رسول الله صلى الله عليه وآله رحم الله عليا اللهم أدر الحق معه حيث دار * هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه *

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى405 هـ)، المستدرك علی الصحيحين، ج3، صص124-125، تحقيق: يوسف عبد الرحمن المرعشلي، دار المعرفة، بيروت.

حدیث دیگری که در مستدرک با سند صحیح آمده است، این است:

علي مع القران مع والقرآن مع علي لن يتفرقا حتى يردا على الحوض

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى405 هـ)، المستدرك علی الصحيحين، ج3، ص124، تحقيق: يوسف عبد الرحمن المرعشلي، دار المعرفة، بيروت.

علی با قرآن است و قرآن با علی؛ از هم جدا نمی‌شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.

یک خاطره علمی جالب از علامه امینی رحمة الله علیه

علامه امینی در مناظره با دکتر اعظمی (معاون فرهنگی دانشگاه بغداد) نکته‌ای ظریف را روشن ساختند. اعظمی می‌کوشید ثابت کند حدیث «علیّ مع الحق» فقط در حق حضرت علی (علیه السلام) صادر شده است. اما علامه امینی او را متوجه کردند که حدیث «عمار مع الحق» نیز صحیح است. اما تفاوت در این است که این عبارت ذیل حدیث «الحق یدور مع علی» (حق گرداگرد علی می‌چرخد) فقط در مورد حضرت علی علیه السلام صادر شده است. یعنی حضرت علی (علیه السلام) معیار حق است و حق در پی اوست. ولی در مورد عمار چنین نیست بلکه یدور عمار مع الحق (عمار گرداگرد حق می‌چرخد). یعنی عمار تابع حق است.

این تفاوت، نشان‌دهنده جایگاه منحصر به فرد حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به عنوان معیار تشخیص حق است.

شبهه ابن تیمیه درباره حدیث غضب حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

از انجا که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

«فاطمة بضعة منّی، من أغضبها فقد أغضبنی»

البخاری الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاى256هـ)، صحيح البخاري، ج4، صص210-212، ناشر: دار الفکر، بيروت، 1401 ق.

فاطمه پاره تن من است؛ هر کس او را به غضب درآورد، مرا به غضب درآورده است

ابن تیمیه برای اصلاح چهره ابوبکر که مورد غضب حضرت فاطمه سلام الله علیها قرار گرفت، می گوید: این حدیث که در صحیحین (مسلم و بخاری) آمده است شأن صدور دیگری دارد!

ابن تیمیه ادعا می‌کند که این روایت به ضرر شیعه است و اولین باری که پیامبر (صلی الله علیه و آله) این حدیث را فرمودند، زمانی بود که حضرت علی (علیه السلام) قصد داشت با دختر ابوجهل ازدواج کند! ابن تیمیه نتیجه می‌گیرد که چون خواستگاری حضرت علی (علیه السلام) سبب رنجش حضرت فاطمه (سلام الله علیها) شد، پس حضرت علی (علیه السلام) علت غضب بوده است! او مدعی است اگر این ذمّ باشد و شامل حضرت علی (علیه السلام) شود، پس حضرت علی (علیه السلام) معصوم نیست و اگر حضرت علی (علیه السلام) توانسته توبه کند، پس ابوبکر نیز می‌تواند توبه کرده باشد و گناهش پذیرفته شود.

فسبب الحديث خطبة على رضي الله عنه لابنة أبي جهل والسبب داخل في اللفظ قطعا إذ اللفظ الوارد على سبب لا يجوز إخراج سببه منه بل السبب يجب دخوله بالاتفاق. وقد قال في الحديث يريبني ما رابها ويؤذيني ما اذاها ومعلوم قطعا أن خطبة ابنة أبي جهل عليها رابها وآذاها والنبي صلى الله عليه وسلم رابه ذلك وآذاه فإن كان هذا وعيدا لاحقا بفاعله لزم أن يلحق هذا الوعيد علي بن أبي طالب.

ابن تيميه ، ابوالعباس أحمد بن عبد الحليم(متوفاى 728 هـ)، منهاج السنة النبوية، ج4لإ ص252، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية، الطبعة الأولى، 1406هـ

پاسخ به گستاخی ابن تیمیه

پاسخ اصلی به شبهه ابن تیمیه، بررسی راوی اصلی این ماجرای خواستگاری است . مِسوَر بن مخرمه در سال دوم هجرت متولد شد.

المسور بن مخرمة ولد بعد الهجرة بسنتين، وقدم المدينة في ذي الحجة بعد الفتح سنة ثمان.

تهذيب الكمال: ج27 ص581 ، سير أعلام النبلاء: ج3 ص 394 ؛ الإصابة: ج6ص 94، تهذيب التهذيب: ج10 ص137،

واقعه خواستگاری دختر ابوجهل قبل از ولادت امام مجتبی (علیه السلام) و در سال‌های نخست هجرت رخ داده است.

توفيق أبو علم: استفاد المورخون من القرائن علي كون الخطبة كانت سنة الثانية من الهجرة قبل ولادة الحسن % في السنة الثالثة.

فاطمه زهرا سلام الله علیها، 170، ترجمه دكتر على اكبر صادقى.

بنابراین، در زمان وقوع این حادثه، مِسوَر یا هنوز متولد نشده بوده و یا نهایتاً کودکی شیرخوار بوده است که این امر، روایت او از جزئیات آن واقعه را مسخره و بی‌اعتبار می‌سازد.

مِسوَر بن مخرمه جزء خوارج بوده است. خوارج کسانی بودند که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را کافر می‌دانستند و قتل ایشان را واجب می‌شمردند.

در روایتی دیگر، مسور نقل می‌کند که در کودکی (حدود ۶ یا ۷ سالگی) که برای کمک در ساخت مسجد سنگ می‌آورد، لُنگ او باز شد و لخت و عریان در برابر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مردم قرار گرفت ولی اهتمامی به پوشیدن خود نداشت! بطوریکه پیامبر اکرم به او دستور دادند خود را بپوشاند. این نشان می‌دهد که او حتی در نوجوانی، شعور و عقل لازم برای درک مسائل مهم را نداشته است.

عن المسور بن مخرمة قال أقبلت بحجر أحمله ثقيل وعلي إزار خفيف قال فانحل إزاري ومعي الحجر لم أستطع ان أضعه حتى بلغت به إلى موضعه فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم ارجع إلى ثوبك فخذه ولا تمشوا عراة

النيسابوری، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاى261هـ)، صحيح مسلم، ج1، ص184، ناشر: دار الفكر – بيروت، بي‌تا.

این نکات نشان می‌دهند که چگونه روایت حساس خواستگاری توسط کسی نقل شده که نه به لحاظ سنی در آن زمان شایسته نقل روایت بوده و نه به لحاظ عقیدتی قابل اعتماد بوده است.



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :