(جلسه نوزدهم 27 07 1404)
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصير
موضوع: مباحثی درباره سبّ و لعن
وجوب اعلان و حرمت نکاح پنهانی
در منابع فقهی اهل سنت (از جمله روایاتی از شعبی)، بر این امر تأکید شده است که واجب شرعی برای یک مسلمان، انجام ازدواج شرعی است و حرمت نکاحهای غیرشرعی بیان شده است. شرط اصلی برای شرعی بودن ازدواج، اعلان (اطلاعرسانی عمومی) آن است. اگر زن و شوهری ازدواج کنند اما آن را اعلام نکنند و فقط بین خودشان باشد، این عمل «اشبه به زنا» خواهد بود.
جدایی از خط اهل بیت (علیهم السلام) به انحرافاتی در مفهوم ازدواج مشروع منجر شده است. سخنران این انحرافات را فهرست میکند و آن را نتیجه همان تعبیر رسول اکرم (ص) میداند که در پاسخ به سرنوشت مردم در صورت جدایی از اهل بیت (علیهم السلام)، فرمودند: مانند الاغی که کمرش شکسته است؛ نه توان راه رفتن دارد و نه قدرت بار بردن.
برخی فرقههای اهل سنت هشت تا نُه نوع ازدواج غیر از ازدواج دائم را دنبال میکنند که شامل موارد زیر است:
زواج صداقه (ازدواج دوستانه)، زواج مصلحه، ازدواج صیفیه (ازدواج تابستانی)، زواج المسیار و ...
انحرافات فقهی اهل سنت تا دوران معاصر نیز ادامه داشته است. بحث «جهاد نکاح» توسط یکی از مفتیان اهل سنت به نام عریفی در وقایع سوریه بنیانگذاری شد. این در حالی است که وقتی از دکتر کریمه، استاد فقه مقارن در دانشگاه الازهر، درباره جهاد نکاح سؤال شد، او اظهار بیاطلاعی کرد و گفت که «اطلاع دارم که اینها جهاد لواط دارند!
توثیق راویان در علم رجال: بررسی جایگاه جعفر بن سلیمان
آغاز بحث
نحوه توثیق راویان شیعهمذهب، مانند جعفر بن سلیمان، در منابع اهل سنت بحثی کلیدی است و کاربرد گستردهای در مناظرات کلامی و فقهی دارد. بر اساس مبانی مورد قبول علمای اهل سنت، اگر روایتی از یک فرد در کتب معتبری چون صحیح مسلم بیاید، حکم بر وثاقت او میشود، حتی اگر از جانب برخی دیگر تضعیف شده باشد. علمای اهل سنت (مانند ذهبی و ابن حجر) معتقدند اگر یک راوی در سند صحیح بخاری یا مسلم قرار بگیرد و روایت او از توابع یا شواهد نباشد، حکم بر وثاقت او میشود.
اگر فردی توسط علمای بزرگی چون ذهبی در تاریخ اسلام، با تعبیر «الامام» توصیف شود، دیگر تضعیف دیگران درباره او پذیرفته نیست. این واژه، که برای تعداد محدودی از روات به کار میرود، نشاندهنده جایگاه بسیار بالایی است.
اتهام غلوّ در تشیع به جعفر بن سلیمان و پاسخ به آن
جعفر بن سلیمان متهم شده است که شیعه بوده و به «غلوّ در تشیع» رسیده است.
تعریف شیعه و غلو: ذهبی و ابن حجر، شیعه را کسی میدانند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بر عثمان برتری دهد یا نهایتاً بر ابوبکر و عمر و عثمان. اگر کسی بگوید که علی (علیه السلام) امام من است و دیگران را امام نداند، متهم به «غلوّ در تشیع» میشود.
ذهبی شخصاً این اتهام را که جعفر بن سلیمان بغض ابوبکر و عمر را در دل داشته، رد کرده است. وی نقل میکند که جعفر دو همسایه به نامهای ابوبکر و عمر داشته که او را اذیت میکردند و او آنها را ناسزا میگفت. مردم تصور میکردند که مراد او شیخین (ابوبکر و عمر) هستند، در حالی که مراد وی همسایگانش بودند. در منابع شیعه نیز اشاره شده است که برخی شیعیان کوفه برای فرار از ظلم بنیامیه، نام فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عایشه میگذاشتند تا اگر مورد اعتراض قرار گرفتند و به آنها ناسزا گفتند، بتوانند ادعا کنند که فرزند خود را لعن کردهاند!
موضع رسمی تشیع: حرمت سبّ و توهین به مقدسات اهل سنت
یکی از اصلیترین خطوط فکری و اخلاقی تشیّع، لزوم پرهیز از تندیهای علنی و توهین به مقدسات فرقههای اسلامی است. مهمترین اصل در این باب، حدیث مشهور امام صادق (علیه السلام) است که فرمودند
کونوا لنا زیناً و لا تکونوا علینا شیناً
الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسين _متوفاى381 ق_، الأمالي، تحقيق و نشر: قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة - قم، الطبعة: الأولى، 1417هـ.
برای ما زینت باشید و مایه ننگ ما نباشید.
«سبّ» در لسان قرآن به معنای حرفهای سخیف زدن و ناسزا گفتن است و این عمل شایسته یک مسلمان نیست. امام صادق (علیه السلام) به صراحت فرمودند که سبّ کردن، زیبنده ما و شیعیان ما نیست.
• لعن مسجدنشین: روایتی از امام صادق (علیه السلام) درباره شخصی از شیعیان که در مسجد به دشمنان (اعداء) سبّ میکرد، نقل شده است که حضرت او را لعنت کردند و فرمودند این کار، ما را در معرض فحش دشمنان قرار میدهد.
وقيل للصادق - عليه السلام - : يا ابن رسول الله ، إنا نرى في المسجد رجلا يعلن بسبّ أعدائكم ويسميهم . فقال : ( ما له - لعنه الله - يعرض بنا ) .
الصدوق، محمد بن علی (متوفاي381هـ)، الاعتقادات فی دين الإمامية، ص107، تحقيق: عصام عبد السيد، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، چاپ: الثانية1414 - 1993 م
فتاوای مراجع بزرگ شیعه به وضوح بر خلاف شرع بودن هرگونه توهین به مقدسات اهل سنت تأکید دارد. آیات عظام سیستانی، وحید خراسانی، مکارم شیرازی، شبیری زنجانی، جعفر سبحانی و مقام معظم رهبری همگی هرگونه توهین به مقدسات اهل سنت را خلاف شرع دانستهاند. آیتالله وحید خراسانی که از مراجعی با دیدگاههای قاطع هستند، تصریح دارند: «هر کس به وحدانیت الله تعالی و رسالت خاتمالانبیاء معتقد باشد، حیات، خون، مال و آبرویش محترم است». ایشان تأکید میکنند که حتی اگر آنها شیعه را کافر بدانند، وظیفه ما حسن المعاشره (خوشرفتاری) است.
این تندیها و فحشهای علنی بدترین ضربه را به شیعه میزنند و به دست سلفیها و داعشیها بهانهای برای کشتار شیعیان میدهند. در موصل، داعش ۱۴۰۰ دانشجوی شیعه را به بهانه «سبّ صحابه» سر بریدند و شعارشان این بود: «هذا جزاء (من قال) عائشه فی النار»
تمایز شرعی میان لعن و سبّ
اگرچه سبّ و فحش دادن جایز نیست، اما در باب لعن (به معنای ابعاد عن الرحمه؛ دور کردن از رحمت خداوند)، تفاوتهایی وجود دارد:
• ماهیت لعن: لعن در حقیقت نوعی دعاست و اجابت آن به دست خداوند است.
• برگشت لعن: طبق روایت اهل سنت، اگر کسی فردی را لعنت کند و آن فرد مستحق لعن نباشد، لعنت به لعنکننده بازمیگردد. بنابراین، اگر شیعه کسی را لعن کند که مستحق نیست، در واقع خود را لعن کرده است.
لعن در زیارت عاشورا: لعنهای موجود در زیارت عاشورا، به طور کاملاً مشخص متوجه اشخاصی چون ابوسفیان، معاویه و یزید است. در زمان «شیخ طوسی» (رضوان الله تعالی علیه) كه «زیارت عاشورا» را نقل میكند، نزد حاکم عباسی رفتند، گفتند «شیخ طوسی» در كتابش «مصباح المتهجد» «زیارت عاشورا» و لعن خلفا را آورده است. حاكم عباسی دستور داد، «شیخ طوسی» را بیاورند، ایشان را با تعدادی از علمای اهلسنت نزد حاكم عباسی بردند؛ گفت: كجا ایشان خلفا را لعن كرده است؟ گفتند: در «زیارت عاشورا»! در كدام كتاب؟ گفتند در كتاب «مصباح المتهجد»! كتاب را باز كردند گفت مطلب چیست؟ گفتند در كتاب این مطلب آمده:
«وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلًا ثُمَّ الثَّانِيَ ثُمَّ الثَّالِثَ وَ الرَّابِع»
مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، ج2، ص776
گفت: منظور از این عبارت «وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلًا ثُمَّ الثَّانِيَ ثُمَّ الثَّالِثَ وَ الرَّابِع» چه كسانی هستند؟ علمای اهل سنت گفتند: مرادش ابوبكر، عمر، عثمان است. حاکم به شیخ طوسی گفت شیخ! چه میگویی؟ شیخ طوسی فرمود: اینها دروغ میگویند. گفت پس مراد چیست؟ گفت: منظور از «اوّلا» كسی است كه «حضرت هابیل» را كشت و آن شخص «قابیل» بوده است. منظور از «الثانی» آن كسی كه «حضرت زكریا» را كشت. منظور از «الثالث» آن كسی است كه ناقه صالح را پی كرد و منظور از «الرابع»، قاتل امیرالمؤمنین است. حاکم عباسی رو به اهلسنت كرد و گفت جوابش چیست؟ گفتند هیچ! گفت برخیزید و بیرون بروید!
شیخ طوسی تأکید دارد که ما از بسیاری از اصحاب پیغمبر توقّع شفاعت داریم و شیعه همه صحابه را لعن نمیکند. ما تمام اصحابی را که در رکاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) به شهادت رسیدهاند، جزو شهدا میدانیم و از آنها توقع شفاعت داریم.
بر اساس روایتی در کتاب خصال شیخ صدوق از امام صادق (علیه السلام)، تعداد صحابه پیامبر ۱۲ هزار نفر بوده است (۸ هزار از مدینه، ۲ هزار از مکه و ۲ هزار نفر از غیر این دو شهر) که آنها منحرف نبودند و شبانهروز اهل عبادت بودند.
روش صحیح تبلیغ و مناظره شیعه
راه درست برای تبلیغ مذهب، پرهیز از تندیهای علنی و تمرکز بر تبیین حقایق مذهبی از طریق رفتار نیک و استفاده از منابع خود اهل سنت است. امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به سؤالی درباره نحوه معاشرت با اهل سنت، فرمودند:
ما بیماران آنها را عیادت میکنیم ؛ امانتهایشان را به آنها برمیگردانیم ؛ در صورت لزوم در محکمه و قضاوت، به نفع آنها شهادت میدهیم. نتیجه این رفتار آن است که میگویند:خدا امام صادق را رحمت کند که اصحابش را خوب تربیت کرده است.
به جای روی آوردن به سبّ و لعن، باید مطالب موجود در کتب خود اهل سنت را بیان کرد و آنها را مورد سؤال قرار داد. به عنوان مثال، میتوان از حدیث موجود در صحیح مسلم (جلد ۵) استفاده کرد که در آن عمر به امیرالمؤمنین (علیه السلام) و عباس میگوید: «ابوبکر و علی [امیرالمؤمنین] ما را حاکم بر شما میدانستند... شما باید جواب بدهید.»
«فلما تُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال أبو بَكْرٍ أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ... فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إنه لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص 1378، ح 1757
علامه امینی (ره) در کتاب الغدیر با درایت، مطالبی را در مورد شیخین بیان کرده است که باید با آگاهی و به دور از تندیهای عمومی مطرح شوند. هدف نهایی باید تبیین شریف مذهب باشد، نه فراهم کردن بهانه برای سلفیها و وهابیها که هزاران شیعه را سر ببرند.
جمعبندی: هدف، بیان حقایق و تبیین معارف اهل بیت (علیه السلام) است، نه ورود به مباحث تحریکآمیزی که نه خدا، نه پیغمبر (صلی الله علیه و آله) و نه ائمه (علیهم السلام) از آن راضی نیستند .



ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين