(جلسه شانزدهم 22 07 1404)
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصير
موضوع: پاسخ به شبهه مبارکفوری در حدیث «علیّ ولیّ کلّ مومن بعدی»
پیروی از اهل بیت (علیهم السلام) در احکام نماز
در مورد اینکه چرا ما بعد از سورۀ حمد آمین نمیگوییم، باید گفت که ما تابع اهل بیت (علیهم السلام) هستیم . ما (شیعیان) در نماز میگوییم: غَیرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ یعنی خدایا ما را نه به راهی که یهود گرفتار شدند، گرفتار کن و نه به مسیر نصارا. ما شکر میکنیم که خداوند ما را نه به سرنوشت یهود و نه به سرنوشت نصارا و مجوس گرفتار نکرده است .
ما تابع اهل بیت (علیهم السلام) هستیم . اگر اهل بیت بگویند بگویید، میگوییم چشم؛ اگر بگویند نگویید، میگوییم چشم . این عمل (تأمین) (آمین گفتن بعد از سوره حمد در نماز) جزئی از نماز نیست و اگر گفته شود، باعث بطلان نماز میشود . در رابطه با تأمین، ما حتی یک روایت هم نداریم . تمام این موارد (مانند تأمین، تکتّف، حذف بسم الله از سورۀ حمد و حذف سوره) چیزهایی است که اهل سنت از خود درآورده اند .
دستبردن در نماز: هر کدام از این افراد آمدهاند و یکی تکتف (دست بستن در نماز) را ایجاد کرده ، یکی بسم الله الرحمن الرحیم را از سورۀ حمد حذف کرده ، یکی سوره را حذف کرده ؛ به نحوی که چیزی از نماز نمانده است! در تشهد، به جای اینکه اول شهادتین باشد، اول سلام میدهند و سپس شروع به گفتن اشهد ان لا اله الا الله میکنند ! اینها از اول وضو تا آخر نماز در تمام قسمتها دست بردهاند در حالی که نه روایت درست و حسابی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دارند و نه حاضرند از اهل بیت (علیهم السلام) تبعیت کنند .
امام صادق (علیه السلام)فرمودند: شما در دنیا قدر ولایت ما را نمیدانید؛ در قیامت که قدرت و برکت ولایت ما را دیدید، آن موقع متوجه میشوید که خدا چه نعمت بزرگی به شما داده است.
پرسش:
ارتداد در حدیث ارتدّ الناس بعد النبی الا ثلاث به چه معناست؟
پاسخ:
ارتداد به معنای کفر نیست. اهل سنت روایت نقل کردهاند که عایشه گفته است بعد از رحلت رسول الله (صلی الله علیه و آله)، همۀ عرب مرتد شدند .
«ارتدت العرب قاطبة»
تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 30، ص 314، علي بن الحسن إبن هبة الله الوفاة: 571 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : عمر بن غرامة العمري
اینها (اهل سنت) تأویل میکنند که مراد از ارتداد در این حدیث، ارتداد از دین نیست، بلکه منظور ترک مهمترین واجبات است . با این حال، این تفسیر هم با واقعیت نمیسازد .در منابع شیعه هم آمده است:
«ارتد الناس بعد رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) إلا ثلاثة»
مستدرك سفينة البحار - الشيخ علي النمازي الشاهرودي - ج 4 ص 116
ما حداقل امیرالمؤمنین (علیه السلام)، صدیقه طاهره (علیها السلام)، امام حسن (علیه السلام)، امام حسین (علیه السلام)، سلمان، ابوذر و غیره را داریم . مجموع بنیهاشم و غیره، حدود ۶۰ تا ۷۰ نفر بودند . اینها میگویند ارتد الناس الی ثلاث (همۀ مردم مرتد شدند جز سه نفر) . اگر ارتداد به معنای اصطلاحی آن یعنی خروج از دین باشد این در خارج حاصل نشده و لذا باید ارتداد را به معنایی غیر از معنای اصطلاحی برگردانیم.
ما باید متوجه باشیم که امام عصر علیه السلام به دنبال اصحاب و یاران واقعی هستند. محبّی که بیاید و از اهل بیت (علیه السلام) دفاع کند، مانند همان قضیه امام صادق (علیه السلام) و مرد خراسانی است . مرد خراسانی به امام (علیه السلام) عرض کرد: شما شیعه و محب دارید، چرا قیام نمیکنید؟ هزاران نفر در خراسان آماده اجرای دستور شما هستند . امام (علیه السلام) به او و ابوهارون (که وارد اتاق شد) دستور دادند که به داخل تنور آتش بروند. مرد خراسانی وحشت کرد ، اما ابوهارون (با اینکه کفشش دستش بود) فوراً به داخل آتش رفت .پس از نیم ساعت صحبت ، امام (علیه السلام) فرمودند که برویم ببینیم ابوهارون چه میکند . آنها رفتند و دیدند که آتش برای ابوهارون گلستان شده است و اصلاً آتشی وجود ندارد . امام (علیه السلام) از مرد خراسانی پرسیدند: در خراسان چند تا از این تمونه دوستان داریم؟ او جواب داد: یک نفر هم نیست!
حدث إبراهيم عن أبي حمزة عن مأمون الرقي قال كنت عند سيدي الصادق (علیه السلام) إذ دخل سهل بن حسن الخراساني فسلم عليه ثم جلس فقال له يا ابن رسول الله لكم الرأفة والرحمة وأنتم أهل بيت الإمامة ما الذي يمنعك أن يكون لك حق تقعد عنه وأنت تجد من شيعتك مائة الف يضربون بين يديك بالسيف فقال له: اجلس يا خراساني رعى الله حقك ، ثم قال : يا حنفية اسجري التنور فسجرته حتى صار كالجمرة وابيض علوه ، ثم قال : يا خراساني قم فاجلس في التنور ، فقال الخراساني : يا سيدي يا ابن رسول الله لا تعذبني بالنار أقلني أقالك الله ، قال : قد أقلتك ، فبينما نحن كذلك إذ أقبل هارون المكي ونعله في سبابته فقال : السلام عليك يا ابن رسول الله ، فقال له الصادق : الق النعل من يدك واجلس في التور . قال : فألقى النعل من سبابته ثم جلس في التنور ، وأقبل الامام يحدث الخراساني حديث خراسان حتى كأنه شاهد لها ثم قال : قم يا خراساني وانظر ما في التور . قال : فقمت إليه فرأيته متربعا فخرج الينا وسلم علينا ، فقال له الامام : كم تجد بخراسان مثل هذا ؟ فقلت : والله ولا واحدا فقال (علیه السلام) : لا والله ولا واحدا اما انا لا نخرج في زمان لا نجد فيه خمسة معاضدين لنا نحن أعلم بالوقت.
ابن شهرآشوب، محمد بن علی السروی المازندرانی (متوفاى588هـ)، مناقب آل أبی طالب، ج3، ص363، تحقيق: لجنة من أساتذة النجف الأشرف، ناشر: المكتبة والمطبعة الحيدرية، 1376هـ ـ 1956م
در شب عاشورا، یاران امام حسین (علیه السلام)، مانند زهیر، میگفتند: یا ابن رسول الله، اگر بدانم که رضایت شما در این است که شمشیر را رها کنم یا با قلبم روی شمشیر بیایم، میآیم . اگر بدانم در رکاب شما کشته میشوم، جسدم را آتش میزنند، خاکسترم را به باد میدهند و دوباره خدا مرا زنده میکند و ۷۰ بار این کار را با من بکنند، من دست برنمیدارم . ائمه (علیهم السلام) دنبال یاران اینگونه میگشتند .313 نفر یار خاص امام زمان (ارواحنا فداه) اینگونه هستند.
آمادگی برای اطاعت: حضرت مهدی (ارواحنا فداه) ممکن است دستور دهد که سر پدر یا فرزندت را ببُری . چند نفر از ما آماده اطاعت از حضرت هستیم؟ در مقام عمل است که انسان باید ثابت کند مطیع امام است . حضرت ابراهیم (علیه السلام) در خواب دید که فرزندش را ذبح میکند، و برای یک خواب (وحیانی) اینقدر اهمیت داد . آیا ما حاضریم از دستور حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) که خودش تشخیص میدهد، اطاعت کنیم؟
معیار روضه خوانی حقیقی: مرحوم جواد آقای ملکی تبریزی در کتاب المراقبات میگوید : اگر میخواهید روضه برای امام حسین (علیه السلام) بخوانید، ببینید آیا از صمیم قلبتان این روضه میآید یا نه . بگو: آقا جان، ای کاش به جای آنکه تیر به حلقوم حضرت علی اصغر بخورد، به حلقوم من یا قلب من یا حلقوم بچههایم میخورد، ولی حضرت علی اصغر میماند. یا ای کاش به جای حضرت علی اکبر، فرزندان من قطعه قطعه میشدند. ای کاش به جای اهل بیت شما، اهل بیت من به اسارت میرفتند. اگر واقعاً از صمیم قلب این را میتوانی بگویی، بگو؛ اگر نه، یک روضهای بخوان و خلاصه مقاتل عاشورا را مرور کن و گریهای داشته باش .
آغاز بحث
نقد سخن مبارکفوری: بحث ما در رابطه با کلمه «ولی» از دیدگاه نبی مکرم و سخن آقای مبارکفوری (در شرح ترمذی) بود . او مدعی شد که حدیث علیّ ولیّ کلّ مؤمن من بعدی غیر از یک مورد در موارد و منابع دیگری نیامده است نیامده است. ما چندین سند صحیح آوردیم که در چند جای مسند و فضائل صحابه، آمده است .
إنَّ عَلِيّاً مِنِّي وَأنَا مِنْهُ وَهُوَ وُلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي
الحاكم النيسابوري، محمد بن عبدالله (متوفاى405 هـ)، المستدرك علی الصحيحين، ج3، ص110، تحقيق: يوسف عبد الرحمن المرعشلي، دار المعرفة، بيروت.
اتهام به راوی (جعفر بن سلیمان): مبارکفوری ادعا کرد که این حدیث، ساخته و پرداخته دو نفر از شیعیان است که یکی از آنها جعفر بن سلیمان است . او مدعی شد که جعفر بن سلیمان اولاً شیعه است و ثانیاً مورد تأیید نیست و علمای بزرگ اهل سنت او را تضعیف کردهاند [!
پاسخ به ادعای ضعف روایت:
1. ابن ابی شیبه در کتاب المصنف خود، همین روایت «ما تریدون من علی؟ علیّ ولیّ کلّ مؤمن من بعدی» را آورده و هیچ اظهارنظری مبنی بر ضعیف بودن یا شیعه بودن راوی ندارد.
" ما تريدون من علي ؟ ما تريدون من علي ؟ علي مني وأنا من علي ، وعلي ولي كل مؤمن بعدي " .
إبن أبی شيبة الكوفي، عبد الله بن محمد (متوفاى235 هـ)، الكتاب المصنف فی الأحاديث والآثار، ج7، ص504، تحقيق: سعيد اللحام، ناشر: دار الفکر، بيروت، الطبعة: الأولى، 9041 هـ.
2. ابن حجر عسقلانیدر کتاب الاصابه فی تمییز الصحابة (یکی از سه کتاب اصلی رجال اهل سنت) ، در رابطه با حدیث ترمذی میگوید: ترمذی این روایت را با سند قوی آورده است.
وأخرج الترمذي بإسناد قوي عن عمران بن حصين في قصة قال فيها قال رسول الله صلى الله عليه وسلم ما تريدون من علي إن عليّا منّي وأنا من عليّ وهو ولي كل مؤمن بعدي
العسقلانی ، أحمد بن علی بن حجر (متوفاى852هـ)، الإصابة فی تمييز الصحابة، ج4، ص468، تحقيق: الشيخ عادل أحمد عبد الموجود ، الشيخ علی محمد معوض ، ناشر: دار الكتب العلمية- بيروت، الطبعة: الأولى، 1415هـ -.
3. ذهبی در تاریخ الاسلام (جلد سوم) و سیر أعلام النبلاء ، همین روایت را میآورد و میگوید:
اَخرَجَهُ أحمد فی المسند و الترمذیّ و حَسَّنَه و النَّسائیّ
(احمد در مسند، ترمذی و نسائی آن را آوردهاند و ترمذی آن را حَسَن شمرده است) ذهبی کوچکترین اشارهای به ضعف روایت نکرده است .
4. عبدالقادر بغدادی در کتاب خزانة الأدب میگوید:
اَخرَجَهُ التِّرمِذِیُّ بِإِسنادٍ قَوِیّ
5. سیوطی در الجامع الصغیر میگوید: اِبن جریر و صَحَّحَه (ابن جریر آن را آورده و تصحیح کرده است) .
بحثی درباره کتاب الولایة ابن جریر طبری
اشارهٔ سیوطی و متقی هندی در کنز العمال به ابن جریر و صحّحه ، عمدتاً اشاره به کتاب مفقود شدۀ الولایة از ابن جریر طبری است . علامه امینی (ره) نیز در الغدیر بسیار دربارهٔ این کتاب بحث کرده است . این کتاب تا قرن نهم و دهم وجود داشته است، اما بعداً از کتابخانههای شیعه و سنی جمعآوری شد . ذهبی در تاریخ خود میگوید که کتاب الولایة را دیده و ابن جریر به قدری سندهای متعددی برای حدیث غدیر آورده بود که او مبهوت مانده است.
قُلْتُ(ذهبی): جَمَع(طبری) طرق حَدِيْث غَدِيْر خُمّ فِي أَرْبَعَةِ أَجزَاء، رَأَيْتُ شَطْرَهُ، فَبهَرَنِي سَعَةُ رِوَايَاته، وَجزمتُ بِوُقُوع ذَلِكَ.
سير أعلام النبلاء، شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي (المتوفى : 748هـ)- المحقق : مجموعة من المحققين بإشراف الشيخ شعيب الأرناؤوط ، الناشر : مؤسسة الرسالة- ج 14، ص 277
در عصر ما، مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی (نوه دختری صاحب عروه)، که در کتابشناسی شخصیتی بینظیر بود و آثارش را مؤسسه آل البیت (علیه السلام) چاپ کرده است هر چه گشت نتوانست کتاب الولایة ابن جریر را پیدا کند.
مراتب و اصطلاحات حدیثی (صحیح، حسن، موثق و خبر) در علم رجال
تعریف انواع روایت از دیدگاه شیعه:
• روایت صحیح: روایتی که تمام راویان آن امامی و ضابط باشند.
• روایت موثق: روایتی که یک یا بیشتر از راویان آن غیر امامی ولی ثقه باشند.
• روایت حسن: روایتی که یک یا بیشتر از راویان آن ممدوح دون مرتبه وثاقت باشند.
• روایت ضعیف: روایتی که البته دارای اقسام مختلفی است مانند مرسل، مرفوع و راوی مجهول یا مهمل دارد.
تعریف انواع روایت از دیدگاه اهل سنت:
• اهل سنت روایت موثّق ندارند.
• روایت صحیح: روایتی که تمام راویان آن ثقه، عادل، ضابط و غیر شاذ باشند.
• روایت حسن: روایتی که یکی از راویان آن (به دلیل اینکه نتیجه تابع اخسّ مقدمات است) ممدوح دون مرتبه باشد .
• روایت ضعیف: روایتی که شرائط صحت را نداشته باشد. اقسام آن در نزد اهل سنت بیشتر از ماست .
کلمه خبر در کتب فقهی ما (نزد صاحب جواهر و صاحب مدارک و دیگران)، معادل روایت ضعیفه است . در حالی که حدیث زراره اعمّ از صحیح، حسن، موثق و ضعیف است . اما وقتی میگویند خبر زرارة یعنی زراره در یک روایت ضعیف آن را آورده است .
گفته میشود که حدیث علی ولی کل مؤمن بعدی ، حسنٌ لِحَالِ جَعفَر بنِ سُلَیمَان است . اگر میگوییم حسن است و صحیح نیست، به دلیل این است که جعفر بن سلیمان توثیق ندارد، اما ممدوح است (فَإِنَّهُ صَدُوق) .
توثیق جعفر بن سلیمان توسط ذهبی و البانی
ذهبی در سیر أعلام النبلاء می گوید:
توفّي جعفر بن سليمان في سنة ثمان وسبعين ومئة و احتج به مسلم .
سير أعلام النبلاء، ج8، ص200، شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي (المتوفى : 748هـ)- المحقق : مجموعة من المحققين بإشراف الشيخ شعيب الأرناؤوط ، الناشر : مؤسسة الرسالة
البانی هم دربارۀ جعفر بن سلیمان میگوید:
و هو ثقة من رجال مسلم و كذلك سائر رجاله و لذلك قال الحاكم : " صحيح على شرط مسلم " و أقره الذهبي .
الباني، محمد ناصر الدین، السلسلة الصحيحة الكاملة ، ج5، ص 222
یعنی ذهبی نیز در تلخیص خود، صحت آن را اقرار کرده است .
معیار احتجاج مسلم و بخاری: روایاتی که مسلم و بخاری میآورند، سه دسته هستند:
احتجاج: روایتی که مستقیماً نقل میشود .
شاهد: روایاتی که به عنوان شاهد آورده میشود (مانند له شواهد) .
تابع: روایاتی که به عنوان تابع آورده میشود (مانند و تابعه فلان) .
علمای اهل سنت به طور کلی میگویند تمام روات بخاری و مسلم ثقه هستند . اما نکته ظریفی وجود دارد که باید دقت کرد: آنجایی که مسلم یا بخاری به روایت، احتجاج میکنند، یعنی آن روایت منبع استنباط حکم شرعی است ، و نظر قوی بر وثاقت راویان آن دارند . اما در مواردی که به عنوان شاهد یا تابع می آورند، نظر کمتری روی وثاقت راویان دارند؛ زیرا شواهد و توابع صرفاً به عنوان مُویّد (تأییدکننده) آورده میشوند .
روایت صحیح مسلم: در صحیح مسلم (نسخه بیتالأفکار الدولیه)، حدیث ۶۴۸، فرعی ۲۳۹، از جعفر بن سلیمان دربارۀ نماز بعد از حاکمانی که نماز را میمیرانند ، آمده است : نماز را در وقتش بخوان؛ اگر در وقتش خواندی، این برای تو نافله است و اگر این طور نباشد، این نماز دیگر به دردت نمیخورد. اولها رضوان و آخرها کفران.
ذهبی در تاریخ الاسلام در رابطه با جعفر بن سلیمان میگوید:
جعفر بن سلیمان الإمام
الذهبی ، محمد بن أحمد (متوفاى748 هـ)، تاريخ الإسلام، ج11، ص68، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربی - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.
اهل سنت واژۀ امام را برای هر کسی استعمال نمیکنند . زمانی به کسی امام میگویند که تمام قنطرههای رجال را گذرانده و به درجه عالیه رسیده باشد ؛ اگر به کسی امام گفتند، هیچ تضعیفی نمیتواند با او مقابله کند .
آثار معنوی اهتمام به نماز اول وقت
مرحوم آیتالله بهجت بارها میفرمودند که استادشان، آیتالله قاضی فرموده است: اگر یک نفر مراقب باشد که نمازش را اول وقت بخواند، من ضمانت میکنم که به مقام عالیه میرسد؛ اگر نرسید، من را لعنت کند.
این یک تجربه ثابتشده است . انسانهایی که واقعاً مراقب نماز اول وقت هستند، حتی اگر مهمان داشته باشند یا در سفر باشند ، هرگز نماز را از اول وقت به تأخیر نمیاندازند . عایشه میگوید: وقتی وقت نماز میرسید، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) آنچنان با ما بیگانه بود که گویا ما را نمیشناسند.
نماز اول وقت با حضور یا بیحضور: از آیتالله بهجت سؤال کردند که آیا این نماز اول وقت که آیتالله قاضی فرمودهاند، باید با حضور قلب باشد؟ ایشان فرمودند: نه، نماز چه با حضور خوانده شود یا بیحضور، خود صلاة اول وقت این خاصیت را دارد که انسان را به مقامات بالا میرساند.
ابن تیمیه و مبارکفوری مدعی هستند که حدیث علیّ ولیّ کلّ مؤمن من بعدی ضعیف است و فقط دو شیعۀ بدعتگذار آن را نقل کردهاند! آنها میگویند که این حدیث از پیامبر (صلی الله علیه و اله) صادر نشده و دروغ است!
دکتر اعظمی، از شخصیتهای برجستۀ اهل سنت، بحث مفصلی در رد شبهات دربارۀ این حدیث آورده است .دکتر اعظمی یکی از کسانی است که علیه کتاب المراجعات (مناظره بین شخصیت شیعی و سنی) کتاب نوشته است. دربارۀ کتاب الغدیر (علامه امینی)، تا کنون شنیده نشده است که اهل سنت حتی یک صفحه در رد آن نوشته باشند .
در مکه، مرکزی در زمان ملک فهد تأسیس شد و حدود ۳۰ تا ۴۰ نفر از شخصیتهای علمی مأمور شدند که کتابی در رد الغدیر بنویسند . با وجود گذشت ۱۰ تا ۲۰ سال، اینها نتوانستهاند حتی یک صفحه هم در رد الغدیر منتشر کنند .
اما در مقابل، سه تا چهار کتاب در رد المراجعات نوشته شده است . این به دلیل آن است که المراجعات کتاب کوچکی است و مدارک قوی و مستندی را سر جای خود میآورد . به کسانی که میخواهند در رابطه با ولایت کار کنند، توصیه میشود که ابتدا کتاب المراجعات را مطالعه کنند، زیرا برای مبتدیان در این حوزه، بهتر از آن نداریم .
در مورد حدیث علی ولی کل مؤمن من بعدی، ما بالای ۴۰ سند داریم . علمای اهل سنت وقتی سه تا روایت دربارۀ خلفا میبینند، میگویند متواتر است! (من أنکر المتواتر فقد کَفَر)، ولی نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) بهانهجویی میکنند . دربارۀ حدیث منزلت نیز با اینکه در صحیح بخاری و مسلم آمده است ، هزار و یک توجیه میکنند تا دلالت آن بر مقام بالای حضرت امیر (علیه السلام) ثابت نشود.
ذهبی دربارۀ ابان بن تغلب یک تعبیر بسیار جالبی دارد و می گوید:
فلو ردّ حديث هؤلاء لذهب جملة من الآثار النبوية ، وهذه مفسدة بيّنة .
الذهبی الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى748 هـ)، ميزان الاعتدال فی نقد الرجال، تحقيق: البجاوي، علی محمد، ناشر: دار المعرفة، بيروت.
اگر بنا باشد ما روایاتی که شیعه دارد را از منابع رواییمان حذف کنیم، آثار نبوی از بین می رود و این مفسده بزرگی است.
مسلم از ۳۰ نفر راوی شیعه روایت نقل کرده و بخاری ۲۰ تا ۳۰ استاد شیعه داشته است. اگر روایات شیعه را حذف کنیم، آثار نبوی از بین میرود .



ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين