نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
فهم بهتر ابوبکر و عبد الله بن عمر از پیامبر اکرم در منابع اهل سنت
کد مطلب: 16412 تاریخ انتشار: 23 دي 1404 - 18:48 تعداد بازدید: 205
خارج فقه الحکومه » فقه
فهم بهتر ابوبکر و عبد الله بن عمر از پیامبر اکرم در منابع اهل سنت

(جلسه هشتم 12 07 1404)

لينک دانلود
درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم

(جلسه هشتم 12 07 1404)

موضوع: فهم بهتر ابوبکر و عبد الله بن عمر از پیامبر اکرم در منابع اهل سنت

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏

حضرت ولی‌عصر (ارواحنا فداه) می فرمایند:

«لَئِنْ تَرَوْنَ أَنَّهُ لَيْسَ‏ لَنَا مَعَكُمْ‏ أَعْيُنٌ نَاظِرَةٌ أَوْ أَسْمَاعٌ سَامِعَةٌ لَبِئْسَ مَا رَأَيْتُمْ»

اگر شما تصور می‌کنید که ما چشم ناظر بر شما نداریم و گوش شنوا برای حرف‌های شما نداریم، پس عقیده بدی دارید این تعبیر، تعبیر خیلی تندی است. عقیده شما این است که ما شما را نمی‌بینیم و صدای شما را نمی‌شنویم؛ بد عقیده‌ای دارید.

«وَ اللَّهِ لَا يَخْفَى عَلَيْنَا شَيْ‏ءٌ مِنْ أَعْمَالِكُمْ»

هیچ‌چیزی از کارهای شما بر ما پوشیده نیست؛

«فَاحْضُرُونَا جَمِيلًا»

الخرائج و الجرائح‏؛ نويسنده: قطب الدين راوندى، سعيد بن هبة الله‏ (تاريخ وفات مؤلف: 573 ق‏)، محقق / مصحح: مؤسسة الإمام المهدى عليه السلام‏، ناشر: مؤسسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف‏، قم: 1409ق، ج2، ص596

ما را همواره حاضر و ناظر خودتان بدانید!

باز در روایت داریم:

«فَإِنَّا يُحِيطُ عِلْمُنَا بِأَنْبَائِكُمْ وَ لَا يَعْزُبُ عَنَّا شَيْ‏ءٌ مِنْ أَخْبَارِكُم‏»

چیزی از کارهای شما بر ما پوشیده نیست!

اصل توقیع این است:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَمَّا بَعْدُ سَلَامٌ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمَوْلَى الْمُخْلِصُ فِي الدِّينِ الْمَخْصُوصُ فِينَا بِالْيَقِينِ فَإِنَّا نَحْمَدُ إِلَيْكَ اللَّهَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَ نَسْأَلُهُ الصَّلَاةَ عَلَى سَيِّدِنَا وَ مَوْلَانَا نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ نُعْلِمُكَ أَدَامَ اللَّهُ تَوْفِيقَكَ لِنُصْرَةِ الْحَقِّ وَ أَجْزَلَ مَثُوبَتَكَ عَلَى نُطْقِكَ عَنَّا بِالصِّدْقِ أَنَّهُ قَدْ أُذِنَ لَنَا فِي تَشْرِيفِكَ بِالْمُكَاتَبَةِ وَ تَكْلِيفِكَ مَا تُؤَدِّيهِ عَنَّا إِلَى مَوَالِينَا قِبَلَكَ أَعَزَّهُمُ اللَّهُ بِطَاعَتِهِ وَ كَفَاهُمُ الْمُهِمَّ بِرِعَايَتِهِ لَهُمْ وَ حِرَاسَتِهِ فَقِفْ أَمَدَّكَ اللَّهُ بِعَوْنِهِ عَلَى أَعْدَائِهِ الْمَارِقِينَ مِنْ دِينِهِ عَلَى مَا نَذْكُرُهُ وَ اعْمَلْ فِي تَأْدِيَتِهِ إِلَى مَنْ تَسْكُنُ إِلَيْهِ بِمَا نَرْسِمُهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ نَحْنُ وَ إِنْ كُنَّا ثَاوِينَ بِمَكَانِنَا النَّائِي عَنْ مَسَاكِنِ الظَّالِمِينَ حَسَبَ الَّذِي أَرَانَاهُ اللَّهُ تَعَالَى لَنَا مِنَ الصَّلَاحِ وَ لِشِيعَتِنَا الْمُؤْمِنِينَ فِي ذَلِكَ مَا دَامَتْ دَوْلَةُ الدُّنْيَا لِلْفَاسِقِينَ فَإِنَّا يُحِيطُ عِلْمُنَا بِأَنْبَائِكُمْ وَ لَا يَعْزُبُ عَنَّا شَيْ‏ءٌ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَ مَعْرِفَتُنَا...»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج53، ص175

ما روایات زیادی در این زمینه داریم، نمونه‌اش همین دو روایتی است که هر دو هم توقیع از حضرت ولی‌عصر (عج) است. ان‌شاءالله خدا ما را جزء کسانی قرار دهد که همواره حضرت ولی‌عصر (عج) را که حجت و واسطه خدا است و ناظر و شاهد عالم هستی است، حاضر بدانیم.

مرحوم محدث قمی هفت یا هشت زیارت برای امیرالمؤمنین (علیه السلام) آورده است، از جمله زیارت مطلقه و زیارت ششم، اولیای خدا اصرار دارند کسی که می‌خواهد زیارت عاشورا بخواند، قبل از آن زیارت ششم امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بخواند و بعد از زیارت عاشورا، دعای علقمه را بخواند.

زیارت ششم امیرالمؤمنین (علیه السلام) معارف بسیار عمیقی دارد:

«السَّلامُ عَلَیک یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَیعْسُوبَ الدِّینِ، وَقائِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ، السَّلامُ عَلَیک یا بابَ اللّهِ، السَّلامُ عَلَیک یا عَینَ اللّهِ النَّاظِرَةَ، وَیدَهُ الْباسِطَةَ، وَأُذُنَهُ الْواعِیةَ، وَحِکمَتَهُ الْبَالِغَةَ، وَ نِعْمَتَهُ السَّابِغَةَ، وَ نِقْمَتَهُ الدَّامِغَةَ»

تعابیر بسیار زیبایی در آن است.

«السَّلَامُ عَلَى قَسِيمِ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ السَّلَامُ عَلَى نِعْمَةِ اللَّهِ عَلَى الْأَبْرَارِ وَ نِقْمَتِهِ عَلَى الْفُجَّارِ، السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِ الْمُتَّقِينَ الْأَخْيَارِ السَّلَامُ عَلَى أَخِي رَسُولِ اللَّهِ وَ ابْنِ عَمِّهِ وَ زَوْجِ ابْنَتِهِ وَ الْمَخْلُوقِ مِنْ طِينَتَه‏...»

زاد المعاد- مفتاح الجنان‏؛ نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1110 ق‏)، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدين‏، ناشر: موسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بيروت‏ 1423 ق، ص462

راوی می‌گوید با امام صادق (علیه السلام) وارد حرم حضرت امیر (علیه السلام) شدیم (آن زمان حرمی نبود، شاید یک چهار دیواری بوده و قبر امیرالمؤمنین (علیه السلام) در زمان حضرت صادق (علیه السلام) آشکار شد) حضرت در آنجا اول شروع به خواندن زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام) کردند؛ همین زیارت ششم را خطاب به قبر حضرت امیر (علیه السلام) سپس زیارت عاشورا و بعد دعای علقمه را خواندند در فراز آخر دعای علقمه توسل به حضرت امیر (علیه السلام) و حضرت اباعبدالله (علیه السلام) است:

«یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، [وَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ]،عَلَیْکَ [عَلَیْکُمَا] مِنِّی سَلامُ اللَّهِ أَبَداً [مَا بَقِیتُ ] وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیَارَتِکُمَا، وَ لا فَرَّقَ اللَّهُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمَا، اللَّهُمَّ أَحْیِنِی حَیَاةَ مُحَمَّدٍ وَ ذُرِّیَّتِهِ، وَ أَمِتْنِی مَمَاتَهُمْ، وَ تَوَفَّنِی عَلَی مِلَّتِهِمْ، وَ احْشُرْنِی فِی زُمْرَتِهِمْ، وَ لا تُفَرِّقْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَداً فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ، یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، أَتَیْتُکُمَا زَائِراً وَ مُتَوَسِّلاً إِلَی اللَّه...»

قبلش هم زیارت ششم حضرت امیر است.

لذا کسانی که اهل توجه هستند و می‌خواهند اتصال داشته باشند، فراموش نکنند بخوانند. بعضی افراد را می‌شناسم که روزی سه بار زیارت عاشورا را به همین شکل می‌خوانند!

بحث ولایت و والی در کلام خلفا

بحث ما در رابطه با کلمه «ولی» و «والی و «ولایت» بود، به استعمال کلمه «ولی» در لسان خلفا رسیدیم نکات بسیار عجیب و حساسی است که انسان واقعاً مبهوت می‌ماند. این‌ها وقتی که نوبت به خودشان می‌رسد، می‌گویند:

«أنّي وَلَّیتُ عَلَیكُمْ وَ لَسْتُ بِخَیرِكُم»

المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج11، ص336

یا وقتی ابوبکر می‌خواهد وصیت‌نامه بنویسد، بیهوش می‌شود، دوباره به هوش می‌آید و وصیت‌نامه می‌نویسد. بعد خلیفه دوم (عمر) همین وصیت‌نامه‌ای که ابوبکر نوشته را می‌گیرد و می‌گوید:«أیها الناس أنا ولي ابی بکر، أنا خلیفة أبي بکر»!

«ثُمَّ تُوُفِّيَ أبو بَكْرٍ وأنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَوَلِيُّ أبي بَكْرٍ»!

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص 1378، ح 1757

در رابطه با حضرت امیر (علیه السلام)، و ولایت حضرت حداقل ما بیست و دو تعبیر پیدا کردیم اما از نظر اهل سنت این‌ها هیچ دلالتی ندارد!

نکته خیلی مهمی در اینجا هست که بعضی دوستان اصرار داشتند بیشتر باز شود در کتاب ثقات ابن حبان (متوفای ۳۵۴)، جلد دوم، در بعضی موارد این تعبیر را دارد:

«وَلَّیتُ عَلَیْكُمْ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ»

در بعضی تعابیر دیگر دارد:

«اسْتَخْلَفْتُ عَلَیْكُمْ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ»

این نشان می‌دهد که «وَلَّیتُ» همان «اسْتَخْلَفْتُ» است و تفاوتی از نظر مفهوم بین استخلاف و ولایت نیست «وَلَّیتُ» به معنای دوست قرار دادن نیست که اهل سنت می‌آورند.

در ادامه، ابوبکر در وصیت‌نامه می‌گوید:

«اللهم وليته بغير أمر نبيك»

الثقات؛ اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي الوفاة: 354، دار النشر: دار الفكر - 1395 - 1975، الطبعة: الأولى، تحقيق: السيد شرف الدين أحمد، ج2، ص192

پس این که شما می‌گویید:

«لو لم أبعث فيكم لبعث عمر بن الخطاب»!

فضائل الصحابة؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. وصي الله محمد عباس، ج1، ص428

در کنار عرش نوشته شده:

«قال رسول الله صلّى الله عليه وسلّم: " مكتوب على ساق العرش. أو في ساق العرش لا إله إلا الله وحده لا شريك له محمد رسول الله صلّى الله عليه وسلّم، ووزيراه أبو بكر الصديق وعمر الفاروق»

مختصر تاريخ دمشق؛ اسم المؤلف: محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي المصري (المتوفى: 711هـ) الوفاة: 711، دار النشر: ج6، ص15

و ده‌ها روایت دیگری که آقایان نقل کرده‌اند، همه غلط و جعلی است. «وليته بغير أمر نبيك» خیلی نکته عجیبی است.

پاسخ ابوبکر به معترضین و انتخاب «خیر الأهل»

هنگامی که به ابوبکر اعتراض کردند:

«فقال الناس تستخلف علينا فظا غليظا ولو قد ولينا كان أفظ وأغلظ فما تقول لربك إذا لقيته وقد استخلفت علينا عمر»

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة : الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج7، ص434، ح 37056

می گوید:

«فوليت عليهم خيرهم لهم»

بهترین انسان و بهترین از صحابه را ولی قرار دادم.

«وأقواهم عليهم وأحرصهم على رشدهم»

باز در پایان دارد:

«قد وليت عليكم خيركم ولم آل لنفسى ولا للمسلمين خيرا»

الثقات؛ اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي الوفاة: 54 ، دار النشر : دار الفكر - 1395 - 1975، الطبعة : الأولى، تحقيق: السيد شرف الدين أحمد، ج 2، ص 192

من برای شما و برای مسلمین کوتاهی نکردم. «فوليت عليهم خيرهم لهم»؛ یعنی بهترین افراد موجود را من به عنوان خلیفه قرار دادم!

در طبقات الکبری اثر ابن سعد (متوفی ۲۳۰)، جلد ۳، آمده است:

«دخل عليه فلان وفلان»

مراد امیر المؤمنین و طلحه است.

«فقالوا يا خليفة رسول الله ماذا تقول لربك إذا قدمت عليه غدا»

فردای قیامت جواب خدا را چه می‌دهی؟

«وقد استخلفت علينا بن الخطاب فقال أجلسوني»

ابوبکر گفت: «أَجْلِسُونِی» (مرا بنشانید)؛ چون در حال احتضار بود و نمی‌توانست بنشیند. گفت:

«أبالله ترهبوني»

آیا از خدا من را می‌ترسانید؟ فردا اگر بر خدا وارد شوم

«أقول استخلفت عليهم خيرهم»

من بهترین را برای مردم انتخاب کردم. روایت بعدی از عایشه است:

«لما حضرت أبا بكر الوفاة استخلف عمر فدخل عليه علي وطلحة فقالا من استخلفت قال عمر قالا فماذا أنت قائل لربك قال أبالله تفرقاني»

دارید من را از خدا می‌ترسانید؟

«لأنا أعلم بالله وبعمر منكما»

علم من به خدا و عمر بیشتر از شما (علی و طلحه)‌ است!

پرسش:

در وقت انتخاب خلیفه دوم حضرت امیر در آن‌جا بود؟

پاسخ:

امیر المؤمنین در نخلستان مشغول بود، وقتی صحابه شنیدند ابوبکر عمر را به عنوان خلیفه بعد از خودش انتخاب کرده است سراغ حضرت علی و طلحه فرستادند بیایید اعتراض کنید شاید ابوبکر حرف شما را قبول کند و از نظرش برگردد.

تعبیر این است: «فقالا من استخلفت» چه کسی را خلیفه کردی؟ خلیفه خدا نگفت. «قال عمر قالا فماذا أنت قائل لربك قال أبالله تفرقاني»

«أقول»

اگر خدا از من سوال کند جواب خواهم داد:

«استخلفت عليهم خير أهلك»

خدایا بهترین بندگان تو را خلیفه قرار دادم!

الطبقات الكبرى؛ اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230، دار النشر: دار صادر – بيروت، ج3، ص274

ابن تیمیه هم این مسئله را نتوانسته انکار کند یعنی قضیه به قدری عمومی و فراگیر است که ابن تیمیه هم نمی‌تواند انکار کند. او در منهاج السنه، جلد ۶، صفحه ۱۵۵ در مورد ولایت عمر می‌گوید:

«وقد تكلموا مع الصديق في ولاية عمر»

با ابوبکر درباره ولایت عمر صحبت کردند.

«وقالوا ماذا تقول لربك وقد وليت علينا فظا غليظا فقال أبالله تخوفوني أقول وليت عليهم خير أهلك»

بهترين بندگانت را من برای مردم انتخاب کردم.

منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج6، ص155

تناقض در سیره تعیین جانشین

در صحیح مسلم، از عبدالله بن عمر روایت است:

«عن بن عُمَرَ قال حَضَرْتُ أبي حين أُصِيبَ فَأَثْنَوْا عليه وَقَالُوا جَزَاكَ الله خَيْرًا فقال رَاغِبٌ وَرَاهِبٌ قالوا اسْتَخْلِفْ فقال أَتَحَمَّلُ أَمْرَكُمْ حَيًّا وَمَيِّتًا لَوَدِدْتُ أَنَّ حَظِّي منها الْكَفَافُ لَا عَلَيَّ ولا لي فَإِنْ أَسْتَخْلِفْ فَقَدْ اسْتَخْلَفَ من هو خَيْرٌ مِنِّي يَعْنِي أَبَا بَكْرٍ وَإِنْ أَتْرُكْكُمْ فَقَدْ تَرَكَكُمْ من هو خَيْرٌ مِنِّي رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال عبد اللَّهِ فَعَرَفْتُ أَنَّهُ حين ذَكَرَ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم غَيْرُ مُسْتَخْلِفٍ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1454، ح1823

بعد از کاری که ابولؤلؤ با عمر کرد، بر عمر وارد شدیم و گفتیم: «جَزَاكَ اللَّهُ خَیْراً...» به عمر گفتند یک کسی را جانشین و خلیفه قرار بدهید. «فقال أَتَحَمَّلُ أَمْرَكُمْ حَيًّا وَمَيِّتًا ؟» در دنیا وزر وبال خلافت شما را قبول کردم و گرفتار شدم، در آخرت هم به خاطر شما گرفتار شوم؟

بعد دارد: «لَوَدِدْتُ أَنَّ حَظِّي منها الْكَفَافُ لَا عَلَيَّ ولا لي»؛ دوست دارم در دنیا هر ثواب و گناهی دارم در نزد خدا سر به سر بشود. نه ثوابی گیرم بیاید و نه عذابی گیرم بیاید. این مطلب را در جاهای دیگر هم دارد که ایشان گفته است.

در جای دیگر دارد:

«يَا لَيْتَنِي كُنْتُ كَبْشَ أَهْلِي سَمَّنُونِي مَا بَدَا لَهُمْ، حَتَّى إِذَا كُنْتُ أَسْمَنَ مَا أَكُونُ زَارَهُمْ بَعْضُ مِنْ يُحِبُّونَ فَجَعَلُوا بَعْضِي شِوَاءً وَبَعْضِي قَدِيدَاً ثُمَّ أَكَلُونِي فَأَخْرَجُونِي عَذِرَةً وَلَمْ أَكُنْ بَشَرَاً»

جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)؛ اسم المؤلف: الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي الوفاة: 19/جمادى الاولى / 911هـ ، دار النشر: ج13، ص317، ح 1236(براساس نرم افزار الجامع الکبیر)

ای کاش من گوسفند بودم، من را می‌کشتند کبابم می‌کردند می‌خوردند و به صورت عذره در می‌آمدم و خلافت را قبول نمی‌کردم!

در روایت دیگر دارد عمر بی‌تابی می‌کرد ابن عباس می‌گوید: چرا بی‌تابی می‌کنی؟ گفت: از ظلمی که به رفیقت یعنی علی کردم، می‌ترسم!

به این دقت کنید بعد می‌گوید:« فَإِنْ أَسْتَخْلِفْ» اگر خلیفه معین کنم «أَسْتَخْلِفْ فَقَدْ اسْتَخْلَفَ من هو خَيْرٌ مِنِّي يَعْنِي أَبَا بَكْرٍ»؛ یعنی اگر خلیفه معین کنم، به ابوبکر اقتدا کرده‌ام که بهتر از من بود؛ و اگر خلیفه معین نکنم، «وَإِنْ أَتْرُكْكُمْ فَقَدْ تَرَكَكُمْ من هو خَيْرٌ مِنِّي رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم» به پیامبر (صلی الله علیه و آله) اقتدا کرده‌ام که بهتر از من بود.

این عبارت نتیجه می‌دهد که پیامبر (صلی الله علیه و آله) خلیفه معین نکرده بود و ابوبکر برخلاف سیره پیامبر (صلی الله علیه و آله) عمر را خلیفه قرار داده است پس «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» کجا رفت؟!

(لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ)

مسلما براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيکويی بود.

سوره احزاب (33): آیه 21

یعنی پیامبر (صلی الله علیه و آله) به اندازه ابوبکر فکرش نمی‌رسی؟!

اعتراض حفصه و ابن عمر به عدم تعیین جانشین

ملاحظه بفرمایید این روایت خیلی جالب است:

«عن بن عُمَرَ قال دَخَلْتُ على حَفْصَةَ فقالت أَعَلِمْتَ أَنَّ أَبَاكَ غَيْرُ مُسْتَخْلِفٍ قال قلت ما كان لِيَفْعَلَ قالت إنه فَاعِلٌ قال فَحَلَفْتُ أَنِّي أُكَلِّمُهُ في ذلك فَسَكَتُّ حتى غَدَوْتُ ولم أُكَلِّمْهُ قال فَكُنْتُ كَأَنَّمَا أَحْمِلُ بِيَمِينِي جَبَلًا حتى رَجَعْتُ فَدَخَلْتُ عليه فَسَأَلَنِي عن حَالِ الناس وأنا أُخْبِرُهُ قال ثُمَّ قلت له إني سمعت الناس يَقُولُونَ مَقَالَةً فَآلَيْتُ أَنْ أَقُولَهَا لك زَعَمُوا أَنَّكَ غَيْرُ مُسْتَخْلِفٍ وَإِنَّهُ لو كان لك رَاعِي إِبِلٍ أو رَاعِي غَنَمٍ ثُمَّ جَاءَكَ وَتَرَكَهَا رَأَيْتَ أَنْ قد ضَيَّعَ فَرِعَايَةُ الناس أَشَدُّ قال فَوَافَقَهُ قَوْلِي فَوَضَعَ رَأْسَهُ سَاعَةً ثُمَّ رَفَعَهُ إلي فقال إِنَّ اللَّهَ عز وجل يَحْفَظُ دِينَهُ وَإِنِّي لَئِنْ لَا أَسْتَخْلِفْ فإن رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لم يَسْتَخْلِفْ وَإِنْ أَسْتَخْلِفْ فإن أَبَا بَكْرٍ قد اسْتَخْلَفَ قال فَوَاللَّهِ ما هو إلا أَنْ ذَكَرَ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَأَبَا بَكْرٍ فَعَلِمْتُ أَنَّهُ لم يَكُنْ لِيَعْدِلَ بِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَحَدًا وَأَنَّهُ غَيْرُ مُسْتَخْلِفٍ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1455

ابن عمر می‌گوید: نزد خواهرم حفصه رفتم. او گفت: می‌دانی که بابایم (عمر) نمی‌خواهد خلیفه معین کند؟ من گفتم: هرچه می‌خواهد بشود او گفت: نه، دارد بدون خلیفه از دنیا می‌رود. قسم خوردم بروم با بابایم در این زمینه حرف بزنم!

ابن عمر می‌گوید من به پدرم گفتم: من شنیدم مردم حرفی می‌زنند که دوست نداشتم خاطر شما را آزرده کنم، شنیدم که شما نمی‌خواهی خلیفه معین کنی، ابن عمر برای متقاعد کردن عمر مثالی می‌زند اگر شتران و یا گوسفند‌های داشته باشی و برای آن‌ها چوپانی بگیری! و آن چوپان بیاید شترها را در بیابان رها کند و برود، به آن چوپان اعتراض می‌کنی که چرا گوسفندها یا شترها را در بیابان رها کردی و آمدی؟

او ادامه می‌دهد «رعایت مردم سخت‌تر است». اگر برای مردم چوپان و خلیفه معین نکنی، خطرش بیشتر از آن است که چوپان گوسفندان و شترانت را در بیابان رها کند و بیاید! این مثال عجیب نشان می‌دهد که شترها خورده می‌شوند یا پراکنده می‌گردند.

یعنی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)به اندازه ابن عمر و حفصه (نستجیر بالله) عقلش نرسید که خلیفه برای مردم معین کند؟!

در ادامه دارد: پدرم حرف من را قبول کرد. (این مطلب را عرض کنم وقتی پیامبر از دنیا رفت این‌ها کجا بودند تا به پیامبر هم پیشنهاد کنند یا رسول الله برای بعد از خودت جانشین و خلیفه معین کنید)

در انتهای روایت هم می گوید که فهمیدم پدرم عمر نمی‌خواهد خلیفه معین کند و می‌خواهد به پیامبر اقتدا کند!

ترجیح ابوعبیده جراح و خالد بن ولید بر امیرالمؤمنین (علیه السلام) برای خلافت

تقاضا دارم عزیزان این مطالب را یادداشت کنند، این‌ها بحث‌های ریشه‌ای است که خیلی جاها به درد تان می‌خورد و امروز هم ما گرفتار آن هستیم، اگر ما سراغ ولی فقیه در استمرار ولایت نبی مکرم و امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ائمه می‌رویم به این خاطر است که دچار مشکل و انحراف نشویم.

آن‌ها (اهل سنت) کاری ندارند می‌گویند شما باید از حاکم تبعیت کنید، حتی اگر شلاقتان بزنند یا دستور خلاف شرع بدهد.

«إن ضربك فاصبر وإن حرمك فاصبر وإن أراد أمرا ينتقص دينك»

اگر حاکم اسلامی به تو دستور ضد دینی داد، گفت برو آدم بکش، یا برو زنا و لواط کن!

«فقل سمع وطاعة دمي دون ديني فلا تفارق الجماعة»

دینم فدای جانم!

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة : الأولى ، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج6، ص544، ح33711

کتاب تاریخ ابن شُبّه نمیری دارد:

«قيل لعمر رضي الله عنه يا أمير المؤمنين لو عهدت قال لو أدركت أبا عبيدة بن الجراح لوليته»

عمر می گوید: اگر ابو عبیده جراح زنده بود، قطعا او را خلیفه قرار می‌دادم! ببینید، همه کس غیر از امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.

روایت را دقت کنید خیلی پیام دارد ما باید مثل حمد و سوره این مطالب را حفظ کنیم. عمر می‌گوید اگر نزد خدا رفتم و او سؤال کرد که چرا ابوعبیده را خلیفه کردی؟ -ایشان "ابو عبیده" قبر کن بود و در قضیه سقیفه کمک کار ابوبکر و عمر بود!! -

«قلت سمعت عبدك وخليلك يقول لكل أمة أمين وأمين هذه الأمة أبو عبيدة بن الجراح»

اگر خدا بپرسد چرا ابو عبیده جراح را خلیفه انتخاب کردی؟ می‌گویم خدایا پیامبرت گفته است ابوعبیده امین الامة است!! (نتسجیر بالله) علی امین امت نیست!

«ولو أدركت معاذ بن جبل ثم وليته ثم قدمت على ربي فقال لي من وليت من أمة محمد قلت إني سمعت عبدك وخليلك يقول يأتي بين العلماء يوم القيامة برتوة»

از پیامبر شنیدم معاذ بن جبل در قیامت به اندازه یک پرتاب تیر با خدا فاصله دارد!

«ولو أدركت خالد بن الوليد ثم وليته ثم قدمت على ربي فسألني من وليت على أمة محمد لقلت سمعت عبدك وخليلك يقول سيف من سيوف الله سله على المشركين»

تاريخ المدينة المنورة؛ اسم المؤلف: أبو زيد عمر بن شبة النميري البصري الوفاة: 262هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1417هـ-1996م، تحقيق: علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان، ج2، ص61

خالد شمشیری از شمشیرهای الهی است! و حال آن که این از دروغ‌های تاریخ است سیف من سیوف الله تنها در حق امیرالمؤمنین (علیه السلام) نازل شده خالد بن ولید جنایاتی مرتکب شد؛ رفت و به خاطر اختلافات گذشته، مردانی را که مسلمان شده بودند، کشت.

پیامبر (صلی الله علیه و آله)فرمود:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِمَّا فَعَلَ خَالِد»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج21، ص140

«اللهم إنى أبرأ اليك مما فعل خالد»

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية؛ اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ج28، ص255

خدایا، من از کاری که خالد انجام داد بیزارم!

این مطالب را که من آوردم می‌خواهم این را ثابت کنم که دین و اسلام بازیچه دست آقایان است. کاری به گفتار پیامبر ندارند.

ابوبکر می‌گوید عمر را خلیفه قرار دادم (در ده دوازده تا روایت آمده است) وقتی اعتراض می‌کنند چرا «ولیت علینا رجلا فضا غلیظا»؛ فرد تندخو و خشن را خلیفه قرار دادی؟ پاسخ داده و ادله‌ای آورده است «أبالله تخوفني» من را از خدا می‌ترسانید وقتی پیش خدا بیروم می‌گویم «وليت عليهم خير أهلك»

در صحیح مسلم است:

«حدثنا أبو بَكْرِ بن أبي شَيْبَةَ وَمُحَمَّدُ بن عبد اللَّهِ بن نُمَيْرٍ واللفظ لِأَبِي بَكْرٍ قالا حدثنا محمد بن بِشْرٍ عن زكريا عن مُصْعَبِ بن شَيْبَةَ عن صَفِيَّةَ بِنْتِ شَيْبَةَ قالت قالت عَائِشَةُ خَرَجَ النبي صلى الله عليه وسلم غَدَاةً وَعَلَيْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ من شَعْرٍ أَسْوَدَ فَجَاءَ الْحَسَنُ بن عَلِيٍّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جاء الْحُسَيْنُ فَدَخَلَ معه ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جاء عَلِيٌّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قال (إنما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1883، ح2424

وقتی آيه تطهیر نازل می‌ّشود حضرت رسول اکرم تشریف می‌آورد امیر المؤمنین، صدیقه طاهره،‌ امام حسن و امام حسین را صدا می‌ِزند و آيه تطهیر را قرائت می‌کند:

(إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)

خداوند فقط مي‌خواهد پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.

سوره احزاب (33):‌ آیه 33

آیا با وجود آیه تطهیر، ابوبکر می‌تواند بگوید عمر بهترین خلق خدا بوده است؟! در آیه مباهله وقتی نبی مکرم می‌خواهد برای اثبات صداقت و نبوت خودش با نصارای نجران که بفرماید من صادق هستم، برای مباهله رفته است، اگر دروغ بگوید خودش و زن و بچه اش را در معرض هلاکت قرار داده است. از جمله کسانی که با خودش برده حضرت علی است!

آیا با وجود آیه مباهله جناب اقای ابوبکر باز هم می‌تواند بگوید عمر خیر أهلک است؟!

حدیث طیر را آقایان آورده‌اند، پیامبر (صلی الله علیه و آله)فرمود:

«اللهم ائتني بأحب خلقك إليك يأكل معي من هذا الطير قال فقلت اللهم اجعله رجلا من الأنصار فجاء علي رضي الله عنه فقلت إن رسول الله صلى الله عليه وسلم على حاجة ثم جاء فقلت إن رسول الله صلى الله عليه وسلم على حاجة ثم جاء فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم افتح فدخل فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم ما حبسك علي فقال إن هذه آخر ثلاث كرات يردني أنس يزعم إنك على حاجة فقال ما حملك على ما صنعت فقلت يا رسول الله سمعت دعاءك فأحببت أن يكون رجلا من قومي فقال رسول الله إن الرجل قد يحب قومه هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 3، ص 141، ح465

«اللهم ائتني بأحب خلقك إليك يأكل معي من هذا الطير» خدایا! محبوب‌ترین خلق نزد خود را به من برسان و علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) آمد آیا با وجود این فضیلت (که به سند صحیح علی (علیه السلام) شریف‌ترین شخص است)، باز هم عمر خیر خلق الله است؟!

در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده:

«درة عمر أهيب من سيف الحجاج»

تازیانه عمر خطرناكتر و وحشتناكتر از شمشیر حجاج بوده است!

شرح نهج البلاغة؛ اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني الوفاة: 655 هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م، الطبعة : الأولى، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ج1، ص114

«قال الشعبي كانت درة عمر أهيب من سيف الحجاج»

مغني المحتاج إلى معرفة معاني ألفاظ المنهاج؛ اسم المؤلف: محمد الخطيب الشربيني الوفاة: 977، دار النشر: دار الفكر – بيروت، ج 4، ص 390

آیا چنین شخصی خیر اهلک است؟!

این متن را کامل ابن اثیر، طبری، ابوالفدا، ابن ابی الحدید، طبقات ابن سعد و...دارند!

جسارت عمر به پیامبر (صلی الله علیه و آله)در نماز بر منافقین

«عن بن عَبَّاسٍ عن عُمَرَ بن الْخَطَّابِ رضي الله عَنْهُمْ أَنَّهُ قال لَمَّا مَاتَ عبد اللَّهِ بن أُبَيٍّ بن سَلُولَ دُعِيَ له رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لِيُصَلِّيَ عليه فلما قام رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَثَبْتُ إليه فقلت يا رَسُولَ اللَّهِ أَتُصَلِّي على بن أُبَيٍّ وقد قال يوم كَذَا وَكَذَا كَذَا وَكَذَا أُعَدِّدُ عليه قَوْلَهُ فَتَبَسَّمَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وقال أَخِّرْ عَنِّي يا عُمَرُ فلما أَكْثَرْتُ عليه قال إني خُيِّرْتُ فَاخْتَرْتُ لو أَعْلَمُ أَنِّي إن زِدْتُ على السَّبْعِينَ يُغْفَرُ له لَزِدْتُ عليها قال فَصَلَّى عليه رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ثُمَّ انْصَرَفَ فلم يَمْكُثْ إلا يَسِيرًا حتى نَزَلَتْ الْآيَتَانِ من بَرَاءَةٌ) ولا تُصَلِّ على أَحَدٍ منهم مَاتَ أَبَدًا ( إلى ) وَهُمْ فَاسِقُونَ ( قال فَعَجِبْتُ بَعْدُ من جُرْأَتِي على رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَوْمَئِذٍ وَاللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص459

عمر در قضیه نماز خواندن پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر جنازه عبدالله بن ابی (منافق) جسارت می‌کند. عمر به پیامبر (صلی الله علیه و آله)گفت«يا رَسُولَ اللَّهِ أَتُصَلِّي على بن أُبَيٍّ وقد قال يوم كَذَا وَكَذَا كَذَا وَكَذَا» (آیا بر جنازه عبدالله ابن ابی نماز می‌خوانی در حالیکه این مطالب را گفته است؟

«فَتَبَسَّمَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وقال أَخِّرْ عَنِّي يا عُمَرُ» پیامبر (صلی الله علیه و آله)به عمر گفت: از من دور شو! عمر زیاد اصرار کرد، پیامبر (صلی الله علیه و آله)اعتنا نکرد و نماز را خواند سپس عمر می‌گوید: «فَعَجِبْتُ بَعْدُ من جُرْأَتِي على رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم» من تعجب کردم از جرأتی که داشتم و بر پیامبر (صلی الله علیه و آله)اصرار داشتم چرا بر ایشان نماز می‌خوانی؟

همچنین روایت دیگر در صحیح بخاری:

«عن بن عُمَرَ رضي الله عنهما قال لَمَّا تُوُفِّيَ عبد اللَّهِ بن أُبَيٍّ جاء ابْنُهُ عبد اللَّهِ بن عبد اللَّهِ إلى رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَسَأَلَهُ أَنْ يُعْطِيَهُ قَمِيصَهُ يُكَفِّنُ فيه أَبَاهُ فَأَعْطَاهُ ثُمَّ سَأَلَهُ أَنْ يُصَلِّيَ عليه فَقَامَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لِيُصَلِّيَ فَقَامَ عُمَرُ فَأَخَذَ بِثَوْبِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فقال يا رَسُولَ اللَّهِ تُصَلِّي عليه وقد نَهَاكَ رَبُّكَ أَنْ تُصَلِّيَ عليه فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إنما خَيَّرَنِي الله فقال ( اسْتَغْفِرْ لهم أو لَا تَسْتَغْفِرْ لهم إن تَسْتَغْفِرْ لهم سَبْعِينَ مَرَّةً ) وَسَأَزِيدُهُ على السَّبْعِينَ قال إنه مُنَافِقٌ قال فَصَلَّى عليه رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَأَنْزَلَ الله (ولا تُصَلِّ على أَحَدٍ منهم مَاتَ أَبَدًا ولا تَقُمْ على قَبْرِهِ)»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج4، ص1715، ح4393

عمر لباس پیامبر (صلی الله علیه و آله) را می‌گیرد و می‌کشد و می‌گوید «يا رَسُولَ اللَّهِ تُصَلِّي عليه وقد نَهَاكَ رَبُّكَ أَنْ تُصَلِّيَ عليه» آیا خدا نهی نکرده از اینکه بر منافقین نماز بخوانی؟! یعنی عمر از پیغمبر (صلی الله علیه و آله)به دستور خدا آگاه‌تر است!

پیغمبر (صلی الله علیه و آله)فرمود: من بین این دو آیه مخیر بودم: «اسْتَغْفِرْ لهم أو لَا تَسْتَغْفِرْ لهم» پیامبر نماز خواند بعد (طبق نظر عمر) آیه نازل شد «ولا تُصَلِّ على أَحَدٍ منهم مَاتَ أَبَدًا ولا تَقُمْ على قَبْرِهِ)» این هم فضیلت‌تراشی برای عمر و جسارت به رسول الله (صلی الله علیه و آله) است .

روایت دیگر در صحیح بخاری:

«عن بن عُمَرَ رضي الله عنهما أَنَّهُ قال لَمَّا تُوُفِّيَ عبد اللَّهِ بن أُبَيٍّ جاء ابْنُهُ عبد اللَّهِ بن عبد اللَّهِ إلى رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَأَعْطَاهُ قَمِيصَهُ وَأَمَرَهُ أَنْ يُكَفِّنَهُ فيه ثُمَّ قام يُصَلِّي عليه فَأَخَذَ عُمَرُ بن الْخَطَّابِ بِثَوْبِهِ فقال تُصَلِّي عليه وهو مُنَافِقٌ وقد نَهَاكَ الله أَنْ تَسْتَغْفِرَ لهم قال إنما خَيَّرَنِي الله أو أخبرني فقال (اسْتَغْفِرْ لهم أو لَا تَسْتَغْفِرْ لهم إن تَسْتَغْفِرْ لهم سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ الله لهم) فقال سَأَزِيدُهُ على سَبْعِينَ قال فَصَلَّى عليه رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَصَلَّيْنَا معه ثُمَّ أَنْزَلَ (ولا تُصَلِّ على أَحَدٍ منهم مَاتَ أَبَدًا ولا تَقُمْ على قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ)»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج4، ص1716، ح4395

«ثُمَّ قام يُصَلِّي عليه فَأَخَذَ عُمَرُ بن الْخَطَّابِ بِثَوْبِهِ فقال تُصَلِّي عليه وهو مُنَافِقٌ وقد نَهَاكَ الله أَنْ تَسْتَغْفِرَ لهم» خداوند نهی کرده از این که استغفار کنی تو داری برایش نماز می‌خوانی؟! بعد هم آیه طبق نظر من (عمر) و خلاف دستور رسول الله آمد!!

قرآن می‌گوید:

(اتَّبِعْ مَا أُوحِي إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ)

از آنچه که از سوي پروردگارت بر تو وحي شده، پيروي کن!

سوره انعام (6): آیه 106

من جز وحی از چیز دیگر تبعیت نمی‌کنم. این جا جناب عمر خیر اهل الله و خیر عباد الله است، آیه تطهیر و آیه مباهله در حق پیامبر و اهل بیت نازل شده است و صد تا فضائل دیگر که حضرت پیامبر در حق اهل بیت فرموده است؛ اما مقام عمر به اندازه ای است که از پیامبر بهتر به شریعت آگاهی دارد که نباید به منافقین نماز خواند ولی پیامبر بر منافقین نماز می‌خواند.

عمر خیر اهل الله می‌شود امیرالمؤمنین (علیه السلام) خیر هل الله نیست! چرا؟

«إن وليتموها عليا فهاد مهتد يقيمكم على صراط مستقيم هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه»

المستدرك على الصحيحين؛ اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري الوفاة: 405 هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة : الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج3، ص153

چون اگر علی (علیه السلام) را به عنوان خلیفه معین کنند، او مردم را به صراط مستقیم دعوت می‌کند.

«لو أدركت أبا عبيدة بن الجراح لوليته فإن قدمت على ربي فقال لي من وليت على أمة محمد قلت سمعت عبدك وخليلك يقول لكل أمة أمين وأمين هذه الأمة أبو عبيدة بن الجراح ولو أدركت معاذ بن جبل ثم وليته ثم قدمت على ربي فقال لي من وليت من أمة محمد قلت إني سمعت عبدك وخليلك يقول يأتي بين العلماء يوم القيامة برتوة ولو أدركت خالد بن الوليد ثم وليته ثم قدمت على ربي فسألني من وليت على أمة محمد لقلت سمعت عبدك وخليلك يقول سيف من سيوف الله سله على المشركين»

تاريخ المدينة المنورة؛ اسم المؤلف: أبو زيد عمر بن شبة النميري البصري الوفاة: 262هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1417هـ-1996م، تحقيق: علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان، ج2، ص61

اگر خدا اعتراض می‌کرد چرا خالد را خلیفه قرار دادی می‌گفتم او سیف من سیوف الله است! در مورد ابوعبیده جراح می‌گوید اگر خدا سؤال کند، می‌گویم: ابوعبیده أَمِینُ هَذِهِ الْأُمَّةِ است! اما کسی که آیه تطهیر درباره‌اش نازل شده، آیه مباهله درباره‌اش نازل شده، و آیات ۶۷ و ۵۵ و 3 سوره مائده درباره اوست «امین هذه الامة» نیست؟ !

آقای ابوبکر! خودت شاهد بودی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به تو دستور داد اول تو سوره برائت را برای مردم مکه قرائت کنی، اما خیلی زود حضرت علی (علیه السلام) را دنبال تو فرستاد و فرمود صلاحیت نداری؛ باید حضرت علی این آیات را بر مردم بخواند. وقتی برگشتی، گفتی: آیا در حق من آیه‌ای نازل شده است که علی آمد آیه برائت را از من گرفت؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله)فرمود: جبرئیل نازل شد و به من این دستور را داد.

اقا زاده علامه امینی (رضوان‌الله تعالی علیه) یک شب مهمان ما بود این مطلب را به خود من گفت که : پدرم آخرین ساعات عمرش بود صدایش در نمی‌آمد دیدم لب‌هایش تکان می‌خورد گوشم را جلوی لب‌هایش بردم به من گفت هادی پسرم! دوست دارم خدا از اول تا آخر دنیا به من عمر بدهد، گفتم پدر! الغدیر ناتمام مانده می‌خواهی آن را تمام کنی؟ گفت نه، می‌خواهم از اول تا آخر دنیا بنشینم برای مظلومیت حضرت علی (علیه السلام) گریه کنم!

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :