نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
حکومت سیاسی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
کد مطلب: 16406 تاریخ انتشار: 23 دي 1404 - 13:40 تعداد بازدید: 99
خارج فقه الحکومه » فقه
حکومت سیاسی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

(جلسه دوم 02 07 1404)

لينک دانلود
درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم

(جلسه دوم 02 07 1404)

موضوع: حکومت سیاسی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

... ما از روز اول هم بنايمان بر اين بود که در يک رشته، کار کنيم. به قول بوعلي سينا مي‌گويد: «من با کساني که در رشته‌هاي مختلف کار کردند، بحث کردم، همه را مغلوب کردم، ولي وقتی با کسي که در يک رشته کار کرده بود، بحث کردم، مغلوب شدم.» و لذا من توصيه‌ام به عزيزان اين است که يک رشته‌اي را بگيرند، تا آخر بروند، بروند توي يک رشته. قسمت‌هاي ديگر را هم واگذار کنند به ديگران.

پرسش:

يک مطلبي از شما در شبکه حضرت ولی عصر ارواحنا فداه مطرح شد که گفته‌ايد: «شفاعت اهل بيت عليهم السلام فراتر از مرزهاي شيعه و اهل سنت است.» يعني شامل کساني هم مي‌شود که به مولا ناسزا نمي‌گويند. شامل ايشان هم مي‌شود.

پاسخ:

روايت داريم ما. نزديک ۲۰ تا روايت داريم، روايات صحيحه داريم که در آنها واژه اهل سنت آمده است بهشت يک دري دارد مخصوص اهل سنتي که عداوت اهل بيت را ندارند و نسبت به اهل بيت ناسزا نگفتند. «کافي» دارد، «تهذيب» دارد حتي امام صادق (ع) فرمود که: «شما تصور مي‌کنيد که فقط شما وارد بهشت مي‌شويد؟» افرادي وارد بهشت مي‌شوند که عقيده شما را ندارند، ولي نسبت به ما ناسزا نگفتند.

هم خود من و هم آقای ابوالقاسمی این مسئله را در شبکه بحث کردند. تعدادي از اين روايات هم سنداً صحيح است. صحيح هم نباشد، مستفيض، فوق استفاضه هم هست. اگر نگوييم متواتر، قريب به متواتر هم هست.

برائت و تعامل با اهل سنت

پرسش:

آیا این مسئله با بحث برائت اينجا تناقض پيدا نمي‌کند؟!

پاسخ:

ببينيد، بحث برائت اولاً امر قلبي است. امر قلبي. خداي عالم رحمتش واسع است. افرادي که محبت اهل بيت را دارند، ولو معتقد به اين‌ها هم نيستند. اين محبت اهل بيت، اين‌ها را مي‌کشاند به بهشت. حالا يکي از روزها که اول بحث، شما مي‌آييد اينجا، يک کمي زودتر مطرح کنيد، من رواياتش را اينجا براي دوستان نشان مي‌دهم. حالا اگر بتوانم روي گروه هم مي‌گذارم اين روايات را. خيلي لازم است اين روايات. شما کتاب کافی را ملاحظه بفرماييد، نحوه تعامل با اهل سنت از زبان امام صادق سلام الله علیه. سند هر دو روایت هم صحيح است که حضرت مي‌فرمايد: «والله...» به خدا سوگند، ما در تشييع جنازه اين‌ها شرکت مي‌کنيم، مريض‌هايشان را عيادت مي‌کنيم. امانتي به ما بسپارند، امانت‌داري مي‌کنيم. يا روايت دوم توصيه مي‌کند به شيعيان که شما اخلاقتان اين باشد، اين باشد، اين باشد و اگر اخلاقتان با اهل سنت درست بود، «يقولون رحم الله جعفراً» (مي‌گويند خدا امام صادق را رحمت کند). خدا امام صادق را رحمت کند، شيعيان خوبي تربيت کرده. و اگر خلاف اين بود، خلاصه ننگ آن گرفتار ما خواهد شد

صلوا في عشائرهم وعودوا مرضاهم واشهدوا جنائزهم ولا يسبقونكم إلى شئ من الخير فأنتم أولى به منهم

الكلينی الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي، ج2، ص219، تحقيق: غفاري، علی اكبر ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

تقيه و همزيستي

پرسش:

آیا این روایات را تأويل نمي‌برند؟ و تقیه نیست؟

پاسخ:

نه، تقيه نيست. اصلاً در يک جمع شيعه حضرت فرموده. روايت اول «معاويه بن وهب» است که از اصحاب خاص حضرت است. راوی روايت دوم، هم از اصحاب خاص است. در جلسات شيعه مطرح است که روايت هم يکي دو تا نيست. شما ۳۰ تا ۴۰ تا روايت داريد در مساجد اين‌ها حاضر بشويد. اگر بتوانيد طوري برخورد کنيد که اين‌ها شما را مؤذن کنند، امام جماعت کنند شما را. ببينيد تمام اين‌ها، من عقيده‌ام اين است ائمه مي‌خواهند شيعيان در جمع اهل سنت باشند، اهل سنت اخلاق اين‌ها را ببينند، رفتار اين‌ها را ببينند، سؤالاتي از اين‌ها بکنند. حکومت‌ها، مخالفين، شبهاتي دارند، اين‌ها به شبهات جواب بدهند. و اين‌ها بتوانند از اين فرصت‌ها استفاده کنند معارف اهل بيت را براي آن‌ها بيان کنند. يعني تمام اين مسائل که در تشييع جنازه آن‌ها حاضر بشويد، مريض‌هايشان را عيادت کنيد، اين‌ها به خاطر اختلاط شيعه و سني است براي يک هدف خيلي بالاتر که نشر معارف اهل بيت در ميان اهل سنت است.

آغاز بحث

بحث ما دیروز در رابطه با کتاب‌هایی بود که هم بزرگان ما در رابطه با ولایت فقیه نوشتند که از این ۲۰-۳۰-۴۰ تا، گفتیم ۷-۸ تا از این‌ها ارزش مطالعه و بررسی را دارد. همه‌اش با ارزش است، همه زحمت کشیده‌اند و سعی‌شان مشکور، ولی آنچه به درد ما می‌خورد بحث دقیق علمی است، عبارت از همین کتاب‌هایی بود که دیروز ما چند موردی را اشاره کردیم. و این «ویکی فقه» هم چند مقاله‌ دارد، «ولایت مطلقه فقیه» سه تا چهار تا نام گذاشتند ولی همه‌اش یک چیز است. یا «پیشینه ولایت». زحمت خوبی کشیده‌اند و ارزش دارد که انسان مطالعه کند. من مقاله اینطوری که تحلیل خوبی کرده باشد کم دیده‌ام. ارزش دارد که دوستان مطالعه و استفاده کنند.


حکومت سیاسی پیامبر (صلی الله علیه و آله)

ما در رابطه با این بحثی که ما دیروز داشتیم، در رابطه با کتاب‌های ولایت فقیه که البته ما بحث فرمایشات حضرت امام را آوردیم که البته امام غیر از آن سخن، یک سخنرانی که ایشان در نجف داشتند به نام «حکومت اسلامی» منتشر شد. عمده فرمایش امام در همین کتاب «البیع»شان هست و «اجتهاد و تقلید»شان. در «اجتهاد و تقلید» ایشان خیلی مختصر است. مفصل نظریه امام. ما سال گذشته هم تکه‌هایی از فرمایشات امام را آوردیم در رابطه با بحث ولایت فقیه و همچنین فرمایشات آقای خوئی رضوان الله تعالی علیه آوردیم. فرمایشات صاحب جواهر را برای شما، جلد ۱۲ صفحه ۳۹۷. آقای سید محمد صدر کتابی دارد به نام «ماوراء الفقه» جلد ۹ صفحه ۴۳. حدود ۳۰-۴۰ صفحه در رابطه با مسائل ولایت فقیه بحث کرده‌اند. این‌ها به صورت خیلی جزئی بحث شده. یعنی کتاب مستقلی که در رابطه با ولایت فقیه بحث کند، نبوده. ولی آنچه که مهم است برای ما رویکرد شبهاتی و پاسخ به شبهات است و نه فقط چند کتابی که نوشته شده است. کتابی که نوشته شده، شما ۲ تا ۳ تا از این کتاب‌ها را بخوانید، دیگر مطلب می‌آید دستتان. یعنی کمتر موضوعی است در حوزه به اندازه ولایت فقیه قلم خورده باشد. و من جستجویی داشتم در رابطه با ولایت فقیه در هوش مصنوعی «پرپلکسیتی» وقتی وارد می‌شوید در قسمت دانشگاهی. حدود ۲۸ میلیون مقاله و پایان‌نامه دارد. ۲۸ میلیون! ۵۰۰ تا مقاله فقط پایان‌نامه در رابطه با ولایت فقیه دارد. شما حساب کنید ۲۸ میلیون پایان‌نامه و مقاله علمی. عمدتاً هم مذهبی است. شما هیچ جا چنین امکاناتی نمی‌بینید. یعنی شما گویا رفته اید در یک کتابخانه‌ای ۲۸ میلیون مقاله را دیده اید. اینجا هرکدام را بخواهد مطالعه کنید شما. ۵۰۰ پایان‌نامه در رابطه با ولایت فقیه. حالا بعضی‌هایش به زبان عربی است، فارسی است، یا اردو هست، انگلیسی هست. ولی خود این‌ها یک امکانات خوبی در اختیار ما قرار می‌دهد که ما بتوانیم از این‌ها استفاده کنیم. ولی ما گفتیم اولین بحثی که ما می‌خواهیم به حول و قوه الهی داشته باشیم، با عنایت حضرت، شبهاتی است که در رابطه با اصل حکومت سیاسی نبی مکرم است. این الان اصل و معیار برای ما هست. چون اگر ما بخواهیم ولایت فقیه را مطرح کنیم، ولایت فقیه متفرع بر ولایت ائمه علیهم السلام است. ولایت ائمه متفرع بر ولایت رسول اکرم. ما یک سری افرادی داریم که این‌ها چه شیعه چه سنی، منکر ولایت سیاسی نبی مکرم‌اند. می گویند نبی مکرم فقط وظیفه‌اش ابلاغ رسالت بوده، کاری با آن مسائل سیاسی نداشته. در مکه بوده، کار سیاسی نکرد. در مدینه هم آمد، مردم خواستند که یک جنگی باشد، یک حکومتی باشد. یعنی همه کارهای نبی مکرم متفرع بر خواست مردم بوده! نه برگرفته از وحی! و در رأس این شبهات هم کتاب آقای علی عبدالرزاق است با نام «الاسلام و اصول الحکم». تقریباً حدود 64 آیه از قرآن انتخاب کرده که این آیات ثابت می‌کنند نبی مکرم فقط وظیفه‌اش تبلیغ بوده. کاری به مسائل سیاسی نداشته. و می گوید بعضی بزرگان اهل سنت مثل قاضی عبد الجبار معتزلی و ابن خلدون و ... چون در مسائل سیاسی اسلام دلیلی نداشتند سراغ اجماع رفته اند. و قاضی عبدالجبار هم می‌گوید اجماع هیچ مدرکی ندارد، محقق نشده. و حکومت خلفای ثلاثه هم بر پایه زور و قلدری بوده. و امیرالمومنین هم با معاویه جنگید. این‌ها هیچ‌کدام مدعی اینکه حکومت ما حکومت الهی است، نبودند . این‌ها بر مبنای این می‌گفتند مردم من را قبول دارند، او هم می‌گفت مردم من را قبول دارند. یک مغالطه‌های خیلی مفصلی ایشان آورده که این مباحث باید رویش مفصل کار بشود. البته چند سال قبل، تقریباً یک ۳۰-۴۰ جلسه در رابطه با نقد سخنان علی عبدالرزاق در کتاب الاسلام و اصول الحکم، بحث کردیم. ايشان آیاتی می آورد مثل آیه شریفه {وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ} [ق: 45] و {لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِر} [الغاشية: 22] تو بر این‌ها «جبّار» نیستی نمی‌توانی این‌ها را وادار کنی. «وَمَا عَلَى رَسُولِهِ إِلَّا الْبَلَاغُ» [مائده: ۹۹] «إِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ» [شوری: ۴۸]. «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» [بقره: ۲۵۶]. این‌ها مواردی است که ایشان عبد الرزاق به آن ها استدلال کرده. من فقط یک خلاصه‌ای از این را من خدمت عزیزان عرض کنم. من بخش هایی از حرف‌های ایشان را اینجا تلخیص کرده‌ام. «ما در اسلام نظام سیاسی معیّن و تفصیلی نداریم و نه اسم چنین نظامی و نه ساختارهای اساسی و نه ترتیبات قانونی و اداره چنین نظامی در اسلام به چشم نمی‌خورد.» «اندیشه سیاسی خلافت با تمام ملحقات و شرایطش هیچ‌گاه جزء تعالیم اسلامی و قرآنی نبوده.» این‌ها دلالت می‌کنند که رسول اکرم هرگز از طرف خدای عالم مسئولیتی برای تشکیل حکومت نداشته. حالا من یک جواب خیلی خلاصه به همه آیات ایشان عرض کنم. آیه اولی که دارد: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ» [بقره: ۲۵۶]. به این آیه استدلال می‌کند که بر اینکه می‌گوید: «ظواهر القرآن تویّد أن النبی صلی الله علیه و سلم لم یکن له شأن فی السیاسة و إنما انحصرت حدود ولاية في البلاغ المجرد. البلاغ المجرد من کل معانی السلطان.» هیچ یک از کارهای سیاسی نبی مکرم نشأت گرفته‌ از وحی نبوده. در حد یک پادشاه و حاکم و سلطان با درخواست مردم آمد حکومت تشکیل داد و تمام مسائل سیا سی نبی مکرم برگرفته از بیعت مردم بوده. بعد بیعت عقبه اولی را می‌آورد، عقبه ثانیه را می‌آورد، بعد بحث‌هایی که در مدینه رسول اکرم آمد، وحدت غیری که بین مهاجرین و انصار و غیره. می‌گوید تمامی این‌ها بحث‌های عقلی و سیاسی است که نبی مکرم به عنوان یک سیاستمدار این‌ها را ایشان انتخاب کرده و هیچ‌کدامش برگرفته از قرآن نیست. و لذا آیه می‌گوید «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» [بقره: ۲۵۶]. شما نمی‌توانید کسی را وارد دین بکنید. چون یکی از وظایف حاکم اسلامی این هست که مردم را دعوت به دین بکند، دعوت به مذهب بکند، ولی قرآن می‌گوید «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» [بقره: ۲۵۶]. از آن طرف «قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ» [بقره: ۲۵۶]. این را کنار گذاشته. یا مثلاً آیه ۹۹ سوره یونس: «لَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ» [یونس: ۹۹]. حتی برای ایمان آوردن این‌ها پیغمبر حق اکراه ندارد. «وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ» [ق: ۴۵]. تو مأمور نیستی که به اجبار مردم را وارد دین بکنی. «فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ» [ق: ۴۵]. وظیفه تو این هست که تذکر بدهی و بترسانی مردم را. باز در سوره غاشیه آیه ۲۱ تا ۲۴: «فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُسَيْطِرٍ» [غاشیه: ۲۱-۲۲]. این دو تا آیه را زیاد رویش مانور داده‌اند: «وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ» و یکی هم «لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُسَيْطِرٍ». تو سلطه‌گر بر آن‌ها نیستی. تو نمی‌توانی بر مردم سلطه‌گری کنی و این‌ها را وادار کنی به زور اسلام بیاورند. باز در آیه «وَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ»... «قُلْ لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ» [انعام: ۶۶]. «وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اتَّبَعُوهُ وَمَا عَلَيْهِمْ مِنْ حَفِيظٍ» [انعام: ۱۰۸]. «إِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ» [زمر: ۴۱]. یا «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ» [شوری: ۴۸]. «مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ» [مائده: ۹۹]. ببینید این‌ها را تا استدلال کند که در اسلام چیزی به نام حکومت اسلامی نداریم و من یک نکته‌ای را خدمت عزیزان عرض کنم.


پاسخ کوبنده به شبهات

به قول معروف آذری ها: شما هزار تا حرف زدی، هزار تا حرف را با یک حرف همه را از بین می‌برم. شما ببینید این آقایان آمدند در رابطه با آیه سی... آیه شمشیر، آیه ۵ سوره توبه، به نام آیة ‌السیف :

{فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ}

[التوبة: 5]

می‌گوید این آیه شریفه ۷۰ آیه قرآن را نسخ کرد، رفت. یعنی تمام آیاتی که بود «إِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ»، «مَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِمُسَيْطِرٍ»، «مَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ»، تمام این‌ها را خدا با یک آیه نسخ کرد تکلیف همه ۷۰ تا آیه را روشن کرد سیوطی می‌گوید این آیه 124 آیه را نسخ کرد. بله. پیغمبر اکرم آن زمانی که قدرت نداشت، مجبور نمی‌کرد. ولی قدرت که پیدا کرد... اولین کاری که نبی مکرم کرد، قافله‌های قریش را که از کنار مدینه می‌رفتند، اموالشان را مصادره کرد. در قضایای فتح مکه، در قضایای دیگر، این همه جنگ‌ها نبی مکرم کرده. این همه حاکم پیغمبر معیّن کرده، فرمانده نظامی معین کرده. مسئله، مسئله حکومت است.

پرسش:

با واسطه حضور مردم قدرت پیدا کرده است. بعد می‌گوید: «باشد، حالا مردم آمدند، شما حکومت را به خواست مردم تشکیل دادی، جهاد کن، قافله بزن، فلان کار را انجام ده ...»

پاسخ:

شما سوره آیه 62 را ملاحظه بفرمایید:{ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ} [الأنفال: 62] خدای عالم مؤمنین را هم جزء سپاه خودش آورده. این که در آن شکی نیست. ولی اینکه آیا به خاطر این هست که مؤمنین آمدند بیعت کردند ؟ بله. ما معتقدیم بر اینکه ائمه علیهم السلام و نبی مکرم ولایت دارند، مردم بخواهند یا نخواهند، ولی با درخواست مردم ولایت نبی و امام فعلیت پیدا می‌کند. این همه آیات برای حدود هست، زکات هست، خمس هست.

پرسش:

بعد که مردم آمدند پای کار. ای پیامبر ! حدود هم اجرا کن، جنگ هم بکن، جهاد هم بکن. اگر مردم آمدند، خواست مردم بود. چون مکه پیامبر نتوانستند ورود کنند. (پس همان خواست مردم است که باعث حکومت و اجرای حدود می شود نه وحی.)

پاسخ:

اگر خواست مردم بود، باید حدود را یا جهاد را آنطوری که مردم بخواهند اجرا کند الان مثلاً در دنیا قانون این است: مردم می‌آیند، نمایندگانی می‌آیند در مجلسشان بر مبنای خواست مردم قانون تعیین می‌کنند. ولی پیغمبر اینطوری نبوده که مردم بیایند برای پیغمبر تعیین تکلیف کنند. تمام این‌ که مردم در صحنه آمدند، خدای عالم زمینه را فراهم دید، دستور تشکیل حکومت، تشکیل ارتش، دستور فرمانده، نماینده فرستاد. همه این‌ها را انجام داد. اگر خواست مردم بود، باید قانون را هم مردم به پیغمبر ابلاغ کنند. ولی یک مورد ما نداریم که پیغمبر در ابلاغ قانون تابع مردم باشد. بله!

«وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ» [شوری: ۳۸].

ولکن «فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» [آل عمران: ۱۵۹].

بله. احترام برای نظرات مردم داشته باش یا رسول الله، ولی در نهایت خودت باید تصمیم بگیری . بر مبنای خواست مردم. علی ای حال این آیه سیف که از آیات مهم قرآنی هست، توبه آیه ۵. تمام این آیاتی که «مَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ»، «مَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِمُسَيْطِرٍ»، «إِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ»، تمام این آیات را نسخ می‌کند، می‌برد. این هم اقوال اهل سنت که ما آوردیم. ما که نمی‌توانیم «نُؤْمِنُ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ» باشیم. ما آیات را باید کنار هم بگذاریم بعد قضاوت کنیم. اگر کنار هم نگذاریم، در مسائل عادی هم گیر می‌کنیم. خدای عالم یک جا می‌گوید: {اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا } [الزمر: 42]

آقا این که می‌گویند عزرائیل قبض روح می کند دروغ است!! «اللَّهُ يَتَوَفَّى النَّفْسَ»... این آخوندها از کجا درآوردند؟ از آن طرف می‌گوید «يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ». یعنی کنار هم می‌آید. فاعل اصلی خداست، ولی مجری عوامل خدا هستند. کنار هم باید بگذاریم آیات را بتوانیم نتیجه بگیریم. یک آیه را بیاوریم با بدون ملاحظه آیات دیگر، این خلاف است و نتیجه معکوس ما می‌گیریم.


قوانین جاهلی

پرسش:

راجع به بحث دیه مگر قانون جاهلی نبوده که اسلام (هم آن را تأیید کرده)

پاسخ:

نه! ببینید در ایام جاهلی یک سری ما شریعت و قوانینی داریم. این‌ها امضایی است. آقایان هم همه در فقه آوردند. شارع مقدس می فرماید:

«اتبع ملة ابراهیم حنیفاً» [نحل: ۱۲۳]

ولی آنچه که خوب بود، مورد تأیید اسلام بود، اسلام آمد آن‌ها را همه را تثبیت کرد.

پرسش:

آیا مواردی داریم که تأیید شده باشند؟

پاسخ:

بله! بله!. داریم ما. اینطوری نیست که همه احکام برای دوران جاهلیت بوده، باطل بوده. تعدادی از این‌ها طبق نظر حضرت ابراهیم بوده، از حضرت عیسی داشتند، از حضرت موسی داشتند .

و السلام علیکم و رحمة الله.



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :