نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
آیا شهادت حضرت زهرا(س) سند معتبر دارد؟ نگاهی به روایات شیعه و اهل‌سنت
کد مطلب: 16381 تاریخ انتشار: 19 آبان 1404 - 17:27 تعداد بازدید: 272
سخنراني ها » پاسخگویی به شبهات
آیا شهادت حضرت زهرا(س) سند معتبر دارد؟ نگاهی به روایات شیعه و اهل‌سنت

برنامه صدیقه شهیده 16 10 1400

لينک دانلود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه صدیقه شهیده 16 10 1400

عنوان: ویژه برنامه به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای سید مهدی حسینی

مجری:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، غربت مولایمان شروع شد، امشب فقط خدا می‌داند در خانه علی چه خبر است! مهم‌تر از آن در دل حضرت چه می گذرد با طفلان صغیر در کنار همسر جوانی که دیگر جواب سلام نمی‌دهد نمی‌تواند که جواب سلام بدهد.

دردهای امشب بسیار زیاد است از ان‌جا که فقط هفت تن باید تن دختر رسول خدا را با آن همه عظمت دفن کنند، مخفیانه نماز بخوانند و به خاک بسپارند یا از آن لحظه ای که خود امیر المؤمنین فرموده بود بلند گریه نکنید؛ اما خودش های های بلند گریه کرد!

نمی‌دانیم امشب چه می‌گذرد شاید جای دلسوزی عمیق، آن جایی باشد که حضرت زهرا را به خاک سپرد، خدمت پیامبر عرض کرد امانتت را از من گرفتند. خاک را که ریخت تازه انگار دلش سنگینی کرد، تازه فهمید که زهرا برای همیشه رفته است. نمی‌دانم چه بگویم جز این که «آجرک الله یا امیر المؤمنین»!

سلام عرض می‌کنم خدمت شما مخاطبان عزیز، داغدار و همراه شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) با آخرین قسمت از ویژه برنامه صدیقه شهید به مناسبت فاطمیه سال 1400 در خدمت تان هستیم. خیلی ممنون هستم که ما را در این چند شب همراهی کردید و از شب اول تا به این جا نظرات خودتان را با ما در میان گذاشتید.

از حضرت آیت الله حسینی قزوینی سپاسگزاریم که مجددا امشب هم در خدمت شان هستیم و ان شاءالله حسن ختام برنامه با کلام پر نور ایشان پایان خواهد یافت. حضرت استاد سلام علیکم ورحمة الله «عظم الله اجورنا و اجورکم»

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته!

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل. السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ

خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده برنامه هستند و یا تکرار برنامه را می‌بینند خالصانه‌ترین سلامم را همراه با تسلیت و تعزیت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) تقدیم می‌کنم.

موفقیت همه گرامیان را از خدای منان خواهانم، خدا را به آبروی صدیقه طاهره قسم می‌دهیم پاداش ما را فرج مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم ان شاء الله قرار بدهد.

همان‌طور که عزیزمان اشاره کردند، امشب، شب خیلی سختی است هم برای امیر المؤمنین و هم برای این چهار فرزند خرد سال صدیقه طاهره، هم برای فضه که یک عمری با صدیقه طاهره انس داشت. همچنین اسماء بنت عمیس که با این خاندان انس داشت. برای دوستان و یاران حضرت امیر امشب خیلی سخت و سنگین بود.

روایتی را مرحوم «علامه مجلسی» نقل می‌کند که خیلی مفصل است ولی متناسب با امشب است اگر امشب این روایت را نگوییم خیلی سخت است شب‌های دیگر کلماتی که ایشان نقل کرده قابل تحمل باشد.

مرحوم «مجلسی» در کتاب «بحار الانوار» جلد 33 صفحه 178 روایت را نقل می‌کند من از عزیزان تقاضا دارم خوب عبارتی که ایشان نقل کرده دقت کنند. به علت این که عبارت طولانی است ترجمه اش را عرض می‌کنم.

امیر المؤمنین در مسجد نماز ظهر را خواند داشت به طرف منزل می‌رفت، بعضی از کنیزها با امیر المؤمنین مواجه شدند.

«بَاكِيَاتٍ حَزِينَاتٍ»

همه این‌ها به شدت گریه می‌کردند و محزون و غمناک بودند.

«فَقَالَ لَهُنَّ مَا الْخَبَرُ وَ مَا لِي أَرَاكُنَّ مُتَغَيَّرَاتِ الْوُجُوهِ وَ الصُّوَرِ»

حضرت فرمود چه خبر است می‌بینم شما همه غمگین هستید و از سر و صورت تان غم می‌بارد.

«فَقُلْنَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَدْرِكْ ابْنَةَ عَمِّكَ الزَّهْرَاءَ (علیها السلام)»

عرض کردند یا امیر المؤمنین دختر عمویت زهرا را دریاب!

«وَ مَا نَظُنُّكَ تُدْرِكُهَا»

گمان نمی‌کنیم دیگر او را درک کنی!

«فَأَقْبَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیها السلام) مُسْرِعاً حَتَّى دَخَلَ عَلَيْهَا وَ إِذَا بِهَا مُلْقَاةٌ عَلَى فِرَاشِهَا وَ هُوَ مِنْ قَبَاطِيِّ مِصْرَ وَ هِيَ تَقْبِضُ يَمِيناً وَ تَمُدُّ شِمَالًا فَأَلْقَى الرِّدَاءَ عَنْ عَاتِقِهِ وَ الْعِمَامَةَ عَنْ رَأْسِهِ وَ حَلَّ أَزْرَارَهُ وَ أَقْبَلَ حَتَّى أَخَذَ رَأْسَهَا وَ تَرَكَهُ فِي حَجْرِهِ»

امیر المؤمنینن با سرعت وارد منزل شد، دید زهرای مرضیه روی زمین افتاده و دارد به طرف راست و به طرف چپ به خودش می‌پیچد. امیر المؤمنین (سلام الله علیه) عبا را از دوشش انداخت، عمامه را از سرش کنار گذاشت و سر زهرای مرضیه را در دامن و روی زانویش گذاشت.

«وَ نَادَاهَا يَا زَهْرَاءُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ »

صدا زد یا زهرا، زهرا جواب نداد.

«فَنَادَاهَا يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى فَلَمْ تُكَلِّمْهُ»

صدا زد ای دختر رسول خدا، پاسخ نداد

«فَنَادَاهَا يَا بِنْتَ مَنْ حَمَلَ الزَّكَاةَ فِي طَرَفِ رِدَائِهِ وَ بَذَلَهَا عَلَى الْفُقَرَاءِ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ فَنَادَاهَا يَا ابْنَةَ مَنْ صَلَّى بِالْمَلَائِكَةِ فِي السَّمَاء مَثْنَى مَثْنَى فَلَمْ تُكَلِّمْه‏»

هرچه صدا می‌زند جواب از زهرا نمی‌آید، خیلی دردناک است.

«فَنَادَاهَا يَا فَاطِمَةُ كَلِّمِينِي فَأَنَا ابْنُ عَمِّكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ»

با من سخن بگو، من پسر عمویت علی هستم!

«قَالَ فَفَتَحَتْ عَيْنَيْهَا فِي وَجْهِهِ وَ نَظَرَتْ إِلَيْهِ وَ بَكَتْ وَ بَكَى»

در این هنگام زهرای مرضیه چشم‌هایش را باز کرد به صورت علی نگاه کرد، «وَ بَكَتْ وَ بَكَى» زهرا گریه کرد و علی گریه کرد!

«وَ قَالَ مَا الَّذِي تَجِدِينَهُ فَأَنَا ابْنُ عَمِّكِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ»

امیر المؤمنین فرمود زهرا جان این چه وضعی است که در تو می‌بینم؟ فرمود پسر عمو روز فراق و جدایی فرا رسیده است. توصیه کرد، چهار تا بچه کوچک که بزرگش شش یا هفت سالش است هوایشان را داشته باش!

مادر جوان که از دنیا می‌رود، بچه کوچک دارد تمام هم و غمش این است که بعد از خودش وضعیت این بچه‌ها چه می‌شود شاید این وصیت صدیقه طاهره درس برای همه ما باشد و گرنه امیر المؤمنین (سلام الله علیه) معصوم است و اصلا نیاز به این وصیت ندارد.

«فَقَالَتْ يَا ابْنَ الْعَمِّ إِنِّي أَجِدُ الْمَوْتَ الَّذِي لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا مَحِيصَ عَنْهُ وَ أَنَا أَعْلَمُ أَنَّكَ بَعْدِي لَا تَصْبِرُ عَلَى قِلَّةِ التَّزْوِيجِ فَإِنْ أَنْتَ تَزَوَّجْتَ امْرَأَةً اجْعَلْ لَهَا يَوْماً وَ لَيْلَةً وَ اجْعَلْ لِأَوْلَادِي يَوْماً وَ لَيْلَةً»

عرضه داشت یا علی جان، بعد از من باید همسر انتخاب کنی، ولی از تو تقاضا دارم اگر یک شب با همسرت بودی شب دیگر با بچه‌های من باش. اگر بیست و چهار ساعت با همسرت بودی بیست و چهار ساعت هم با بچه‌های من باش!

«يَا أَبَا الْحَسَنِ وَ لَا تَصِحْ فِي وُجُوهِهِمَا فَيُصْبِحَانِ يَتِيمَيْنِ غَرِيبَيْنِ مُنْكَسِرَيْنِ فَإِنَّهُمَا بِالْأَمْسِ فَقَدَا جَدَّهُمَا وَ الْيَوْمَ يَفْقِدَانِ أُمَّهُمَا فَالْوَيْلُ لِأُمَّةٍ تَقْتُلُهُمَا وَ تُبْغِضُهُمَا ثُمَّ أَنْشَأَتْ تَقُول‏ قَالَتْ»

یا ابا الحسن مبادا اجازه بدهی کسی روی بچه‌های من صدا بلند کند، فریاد بزند چون بعد از من این‌ها یتیم، غریب و دل شکسته هستند. دیروز جدشان پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) را از دست دادند و امروز مادرشان را از دست می‌دهند.

«فَقَالَ لَهَا عَلِيٌّ (علیه السلام) مِنْ أَيْنَ لَكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ هَذَا الْخَبَرُ وَ الْوَحْيُ قَدِ انْقَطَعَ عَنَّا فَقَالَتْ يَا أَبَا الْحَسَنِ رَقَدْتُ السَّاعَةَ فَرَأَيْتُ حَبِيبِي رَسُولَ اللَّهِ ص فِي قَصْرٍ مِنَ الدُّرِّ الْأَبْيَضِ فَلَمَّا رَآنِي»

امیر المؤمنین فرمود یا بنت رسول الله این چه خبری است، وحی قطع شده از کجا می‌دانی؟ زهرای مرضیه عرضه داشت علی جان امروز پدرم رسول الله را در خواب دیدم فرمود:

«هَلُمِّي إِلَيَّ يَا بُنَيَّةِ»

زود پیشم بیا

«فَإِنِّي إِلَيْكِ مُشْتَاقٌ»

من خیلی دلم برایت تنگ شده است.

«فَقُلْتُ وَ اللَّهِ إِنِّي لَأَشَدُّ شَوْقاً مِنْكَ إِلَى لِقَائِكَ»

عرض کردم بابا من بیشتر از تو مشتاق دیدارت هستم!

«فَقَالَ أَنْتِ اللَّيْلَةَ عِنْدِي وَ هُوَ الصَّادِقُ لِمَا وَعَدَ وَ الْمُوفِي لِمَا عَاهَدَ»

به من فرمود زهرا تو امشب مهمان من هستی.

«فَإِذَا أَنْتَ قَرَأْتَ يس فَاعْلَمْ أَنِّي قَدْ قَضَيْتُ نَحْبِي فَغَسِّلْنِي وَ لَا تَكْشِفْ عَنِّي فَإِنِّي طَاهِرَةٌ مُطَهَّرَةٌ وَ لْيُصَلِّ عَلَيَّ مَعَكَ مِنْ أَهْلِيَ الْأَدْنَى فَالْأَدْنَى وَ مَنْ رُزِقَ أَجْرِي وَ ادْفِنِّي لَيْلًا فِي قَبْرِي بِهَذَا أَخْبَرَنِي حَبِيبِي رَسُولُ اللَّهِ ص فَقَالَ عَلِيٌّ وَ اللَّهِ لَقَدْ أَخَذْتُ فِي أَمْرِهَا وَ غَسَّلْتُهَا فِي قَمِيصِهَا وَ لَمْ أَكْشِفْهُ عَنْهَا فَوَ اللَّهِ لَقَدْ كَانَتْ مَيْمُونَةً طَاهِرَةً مُطَهَّرَةً ثُمَّ حَنَّطْتُهَا مِنْ فَضْلَةِ حَنُوطِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ كَفَّنْتُهَا وَ أَدْرَجْتُهَا فِي أَكْفَانِهَا فَلَمَّا هَمَمْتُ أَنْ أَعْقِدَ الرِّدَاءَ»

دیگر امشب تمام دردهای دل زهرا، سوز سینه اش، سوز پهلوی شکسته اش، سوز صورت سیلی خورده اش، تمام شد دیگر شب‌های که از شب تا صبح از شدت درد خواب به چشمش نمی‌آمد تمام شد و دیگر راحت شد.

وصیت کرد علی جان! مرا از روی پیراهن غسل بده، پیراهن من را کنار نزن، این که چه رمزی است بینندگان عزیز خودشان بهتر می‌دانند. زهرا نمی‌خواهد امیر المؤمنین پهلوی شکسته اش را ببیند، بازوی ورم کرده اش را ببیند.

نگفتم راز خود با هیچ کس اما خدا داند * نمی‌آید بهم یک شب این چشم بیمارم

همچنین فرمود شبانه من را دفن کن و نگذار کسانی که در حق من جفا کرده‌اند در تشیع جنازه و در دفن من حاضر شوند.

امیر المؤمنین می‌فرماید زهرا روح پاکش به ملأ اعلا پیوست، پیش بابا رفت، زهرا را از روی پیراهن غسل داد.

در این روایت علامه مجلسی نمی‌نویسد چه شد و چه نشد، گریه حضرت و یا از روی همان لباس امیر المؤمنین متوجه بازوی ورم شده صدیقه طاهره، پهلوی شکسته زهرا را شد.

می‌گوید وقتی زهرا را غسل دادم، کفن کردم می‌خواستم بند‌های کفن را ببندم:

«نَادَيْتُ يَا أُمَّ كُلْثُومٍ يَا زَيْنَبُ يَا سُكَينَةُ يَا فِضَّةُ يَا حَسَنُ يَا حُسَيْنُ هَلُمُّوا تَزَوَّدُوا مِنْ أُمِّكُمْ»

صدا زد حسن جان، حسین جان، زینب، کلثوم و فضه بیایید از مادرتان خدا حافظی کنید.

«فَهَذَا الْفِرَاقُ وَ اللِّقَاءُ فِي الْجَنَّةِ»

امشب، شب جدای است دیدار شما با مادرتان به بهشت ماند.

«فَأَقْبَلَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ (علیهما السلام) وَ هُمَا يُنَادِيَانِ وَا حَسْرَتَا لَا تَنْطَفِئُ أَبَداً مِنْ فَقْدِ جَدِّنَا مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَ أُمِّنَا فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ»

خدایا دیگر داغ جدمان رسول الله و داغ مادرمان زهرا از دل مان رفتنی نیست. صدا زدند:

«يَا أُمَّ الْحَسَنِ يَا أُمَّ الْحُسَيْنِ إِذَا لَقِيت‏ جَدَّنَا مُحَمَّداً الْمُصْطَفَى فَأَقْرِئِيهِ مِنَّا السَّلَامَ وَ قُولِي لَهُ إِنَّا قَدْ بَقِينَا بَعْدَكَ يَتِيمَيْنِ فِي دَارِ الدُّنْيَا»

مادر از طرف ما به جدمان پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) سلام برسان و بگو ما بعد از تو یتیم شدیم!

«فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ أَنَّهَا قَدْ حَنَّتْ وَ أَنَّتْ وَ مَدَّتْ يَدَيْهَا وَ ضَمَّتْهُمَا إِلَى صَدْرِهَا مَلِيّاً»

امیر المؤمنین می‌فرماید خدا را شاهد می‌گیرم دیدم زهرای مرضیه یک ناله ای کرد صدا کرد و دستش را از کفن بیرون آورد حسن و حسین را در سینه اش گرفت

«وَ إِذَا بِهَاتِفٍ مِنَ السَّمَاءِ يُنَادِي يَا أَبَا الْحَسَنِ ارْفَعْهُمَا عَنْهَا»

در این هنگام دیدم هاتفی از آسمان صدا زد حسن و حسین را از سینه زهرا جدا کن!

«فَلَقَدْ أَبْكَيَا وَ اللَّهِ مَلَائِكَةَ السَّمَاوَاتِ»

ناله‌های شان تمام ملائکه‌های آسمان را به گریه انداختند!

«فَقَدِ اشْتَاقَ الْحَبِيبُ إِلَى الْمَحْبُوبِ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج43، ص179

زهرا خیلی دوست دارد نزد محبوب خود بابایش بیرود.

من نمی‌دانم امیر المؤمنین با چه حال و با چه روحیه ای حسن و حسین را از روی سینه مادر جدا کرد؛ ولی هرچه باشد با محبت، با لطف، با عنایت و با ترحم این دو تا را از روی سینه مادر جدا کرد.

اما: «لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏» در آن آخرین لحظه ای که داشتند کاروان را حرکت می‌دادند دخترت سکینه به روی سینه قطعه قطعه ات افتاد ناله و ضجه می‌زد، هر کار کردند نتوانستند جدا کنند با تازیانه دختر حسین را از سینه بابا جدا کردند!

(أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى القو الظَّالِمين‏؛ وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون‏)

مجری:

برخیز و باز مادری ات را شروع کن * فضه حریف گریه طفلان نمی‌شود

یک فاصله بگیریم و بر گردیم در خدمت تان خواهیم بود!

(میان برنامه)

مجری:

باز خدمت تان این ایام را تسلیت عرض می‌کنم، ان شاءالله که عزاداری‌هایتان مورد قبول حضرت حق واقع شده باشد امیدوارم ما را از دعای خیرتان فراموش نکرده باشید، ما هم سعی کردیم در این شب‌ها با تولید این برنامه ذره ای برای شادی دل حضرت زهرا تلاش کرده باشیم و ان شاءالله مورد عنایت حضرت حجت هم قرار بگیرد.

حضرت استاد اگر اجازه بفرمایید من یک سوال از خدمت تان مطرح کنم به این دلیل که خیلی ها این سوال را در بعد تاریخی مطرح می‌کنند و همچنان با توجه به این که هر سال این موضوع مطرح می‌شود باز این صحبت‌ها خصوصا در ایام فاطمیه عنوان می‌شود.

سوال این است که آیا اصلا موضوع شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب شیعه و سنی با سند صحیح آمده یانه؟ چون خیلی‌ها یک سری سندها را صحیح نمی دانند روایت‌ها را بعضا زیر سوال می‌برند می‌خواهم از شما بپرسم که اصلا سند صحیح چه برای شیعه و چه برای اهل تسنن وجود دارد یا خیر؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در رابطه با شهادت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) اگر نبود همان روایت کافی شریف جلد اول صفحه 458 برای ما کافی است. الان عزیزان ملاحظه کنند کتاب کافی، چاپ بیروت صفحه 291 است و چاپ ایران صفحه 458 است.

روایت از امام هفتم (سلام الله علیه) است.

«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ وَ إِنَّ بَنَاتِ الْأَنْبِيَاءِ لَا يَطْمَثْن‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص458، بَابُ مَوْلِدِ الزَّهْرَاءِ فَاطِمَةَ (علیها السلام)‏، ح2‏

آن چه از روایت استفاده می‌شود شهیده به معنای شاهد نیست، شاهده نمی گوید اگر به معنای شاهد بود باید صدیقة شاهده می‌گفت، نه شهیده. با توجه به قبل و بعد روایت هم روایت قبلی که روایت اول است در رابطه با قضیه تسلیت و تعذیت جبریل با حضرت زهرا است.

و روایت سوم در رابطه با قضیه دفن حضرت زهرا (سلام الله علیها) است که امیر المؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید:

«أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ رَحِمَهُ اللَّهُ رَفَعَهُ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ الشَّيْبَانِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الرَّازِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهُرْمُزَانِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (علیه السلام) قَالَ: لَمَّا قُبِضَتْ فَاطِمَةُ ع دَفَنَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ سِرّاً وَ عَفَا عَلَى مَوْضِعِ قَبْرِهَا ثُمَّ قَامَ فَحَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ‏ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّي وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ عَنِ ابْنَتِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ الْبَائِتَةِ فِي الثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ الْمُخْتَارِ اللَّهُ لَهَا سُرْعَةَ اللَّحَاقِ بِك‏قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ عَفَا عَنْ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ تَجَلُّدِي إِلَّا أَنَّ لِي فِي التَّأَسِّي بِسُنَّتِكَ فِي فُرْقَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ وَ فَاضَتْ نَفْسُكَ بَيْنَ نَحْرِي وَ صَدْرِي بَلَى وَ فِي كِتَابِ اللَّهِ لِي أَنْعَمُ الْقَبُولِ- إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ وَ أُخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّد وَ هَمٌّ لَا يَبْرَحُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلًا وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ* سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا قَالٍ وَ لَا سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ وَاهَ وَاهاً وَ الصَّبْرُ أَيْمَنُ وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لَا غَلَبَةُ الْمُسْتَوْلِينَ لَجَعَلْتُ الْمُقَامَ وَ اللَّبْثَ لِزَاماً مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ الثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ الرَّزِيَّةِ فَبِعَيْنِ اللَّهِ تُدْفَنُ ابْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْضَمُ حَقَّهَا وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا وَ لَمْ يَتَبَاعَدِ الْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلَقْ مِنْكَ الذِّكْرُ وَ إِلَى اللَّهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ الْمُشْتَكَى وَ فِيكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَحْسَنُ الْعَزَاءِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا السَّلَامُ وَ الرِّضْوَانُ»

یا رسول الله در فراق زهرا دیگر صبر علی تمام شد...

الكافي( ط- الإسلامية)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏؛ محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد؛ ناشر: دار الكتب الإسلامية، تهران‏، 1407 ق‏؛ ج1، ص 459، ح3

آن شاعر می‌گوید:

من علیم که خدا قبله نما ساخت مرا * جز خداوند نبی فاطمه نشناخت مرا

من که یکباره در قلعه خیبر کندم * غم زهرا به خدا از کمر انداخت مرا

این خیلی سخت است ما از علی بشنویم که بگوید «قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ عَفَا عَنْ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ تَجَلُّدِي» دیگر بی تابم نمی‌توانم تحمل کنم. بعد می‌فرماید: «أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ» یا رسول الله حزن من در فراق زهرا همیشگی است، تا آخر عمر حزن و اندوه من در غم حضرت زهرا یک لحظه کم نخواهد شد.

«وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّد»؛ شب‌های من با گریه حضرت زهرا سپری خواهد شد. «وَ هَمٌّ لَا يَبْرَحُ مِنْ قَلْبِي» آن چنان غم در قلب من با فراق زهرا قرار گرفته تا آخرین لحظه عمرم، تا روزی که روحم به طرف خدا بیرود این غم از قلب من بیرون نمی‌رود.

بعد عرضه می دارد: «وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا» دخترت به تو خبر خواهد داد که امت تو چه ظلمی در حق او روا داشتند. «فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ» زهرا به من نگفت تو اصرار کن شاید به تو بگوید!

این روایت از نظر سند راوی اولش محمد ابن یحیی ابو جعفر عطار است شکی در وثاقت او نیست. رجال نجاشی در صفحه 153 می گوید روایتش صحیح است.

عمرکی ابن علی است نجاشی در صفحه 303 می‌گوید «شیخ من اصحابنا ثقة». علی ابن جعفر هم که برادر آقا موسی ابن جعفر است در وثاقتش شکی نیست. سه تا روای دارد هر سه راوی از اوثق ثقات اصحاب ائمه هستند؛ یعنی هیچ کسی در وثاقت این‌ها شک و تردیدی ندارد.

از آن طرف می‌بینیم مرحوم شیخ صدوق در کتاب امالی، صفحه 90 روایتی را از ابن عباس نقل می‌کند حضرت رسول اکرم وقتی چشمش به زهرا افتاد گریه کرد و فرمود من وقتی زهرا را دیدم ان مصائبی که بعد از من زهرا با آن مواجه می‌شود متذکر شدم و نتوانستم جلوی اشکم را بگیرم.

«مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ بَيْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِينَهَا وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثُ فَلَا تَزَالُ بَعْدِي مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً بَاكِيَةً تَتَذَكَّرُ انْقِطَاعَ الْوَحْيِ عَنْ بَيْتِهَا مَرَّةً وَ تَتَذَكَّرُ فِرَاقِي أُخْرَى وَ تَسْتَوْحِشُ إِذَا جَنَّهَا اللَّيْلُ لِفَقْدِ صَوْتِيَ الَّذِي كَانَتْ تَسْتَمِعُ إِلَيْهِ إِذَا تَهَجَّدْتُ بِالْقُرْآنِ ثُمَّ تَرَى نَفْسَهَا ذَلِيلَةً بَعْدَ أَنْ كَانَتْ فِي أَيَّامِ أَبِيهَا عَزِيزَةً فَعِنْدَ ذَلِكَ يُؤْنِسُهَا اللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ بِالْمَلَائِكَةِ فَنَادَتْهَا بِمَا نَادَتْ بِهِ مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ فَتَقُولُ يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمِينَ يَا فَاطِمَةُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ ثُمَّ يَبْتَدِئُ بِهَا الْوَجَعُ فَتَمْرَضُ فَيَبْعَثُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهَا مَرْيَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ تُمَرِّضُهَا وَ تُؤْنِسُهَا فِي عِلَّتِهَا فَتَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ يَا رَبِّ إِنِّي قَدْ سَئِمْتُ الْحَيَاةَ وَ تَبَرَّمْتُ بِأَهْلِ الدُّنْيَا فَأَلْحِقْنِي بِأَبِي فَيَلْحَقُهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِي فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة...»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص 114، المجلس الرابع و العشرون‏

«كَأَنِّي بِهَا» گویا من هستم دارم می‌بینم بعد از من عزت زهرا می‌رود، حرمت زهرا شکسته می‌شود حق زهرا غصب می‌شود. از ارث زهرا جلوی گیری می‌شود، پهلوی زهرا شکسته می‌شود، محسنش سقط می‌شود.

«وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثُ فَلَا تَزَالُ بَعْدِي مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً بَاكِيَةً» این‌ها چه است؟ آقایانی که دارند این طوری تشکیک می‌کنند یا دنبال مدرک هستند مدارک به این روشنی وجود دارد.

«فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة»؛ زهرا در حالی نزد می‌آید که شهید شده است!

همین تعبیر را اقای «جوینی» در کتاب «فرائد السمطین» دارد ایشان استاد «ذهبی» است «ذهبی» در مورد ایشان می‌گوید:

«الإمام المحدث الأوحد الأكمل فخر الإسلام صدر الدين إبراهيم بن محمد بن المؤيد بن حمويه الخراساني الجويني»

تذكرة الحفاظ؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ج 4، ص 1505

امام یگانه و کامل‌ترین امام و پیشوای ما است. ایشان در کتاب «فرائد السمطین» جلد 2 صفحه 34 همین روایتی را که مرحوم «شیخ صدوق» آورده همین تعبیر را در صفحه 34 و 35 می‌آورد. «فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة»

«..وَ أَنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ في بَيْتَهَا وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ كُسِرَ جَنْبُهَا [وَ كُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِينَهَا وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثُ ... فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُنِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقْدَمُ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة ... فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّي أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِين .»

فرائد السمطين؛ حمّويي جويني، ابراهيم بن سعد الدين (م 730)، مؤسسة المحمود، بيروت، چاپ اوّل، 1400 هـ. ق ج 2،ص35

آقایانی که در روایات شک می‌کنند آیا در کلمات علما هم شک می‌کنند؟ مرحوم «شیخ مفید (رضوان الله تعالی علیه)» در کتاب «مقنعه» زیارتنامه حضرت زهرا را نقل می‌کند ایشان متوفای 413 است می‌گوید: «السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيَّتُهَا الْبَتُولُ الشَّهِيدَةُ الطَّاهِرَة»

«وَ قَدْ رُوِيَ أَنَّ قَبْرَهَا (علیها السلام) عِنْدَ أَبِيهَا رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) فَإِذَا أَرَدْتَ زِيَارَتَهَا فَقِفْ بِالرَّوْضَةِ وَ قُلِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلَامُ عَلَى ابْنَتِكَ الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ [بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏] يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ أَيَّتُهَا الْبَتُولُ الشَّهِيدَةُ الطَّاهِرَةُ لَعَنَ اللَّهُ مَانِعَكِ إِرْثَكِ وَ دَافِعَكِ عَنْ حَقِّكِ وَ الرَّادَّ عَلَيْكِ قَوْلَكِ لَعَنَ اللَّهُ أَشْيَاعَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُمْ وَ أَلْحَقَهُمْ بِدَرْكِ الْجَحِيمِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكِ وَ عَلَى أَبِيكِ وَ بَعْلِكِ وَ وُلْدِكِ الْأَئِمَّةِ الرَّاشِدِينَ وَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه‏»

المقنعة؛ مفيد، محمد بن محمد، محقق و مصحح: ندارد، ناشر: كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد - رحمة الله عليه - قم، ص459

كتاب المزار- مناسك المزار( للمفيد)؛ نويسنده: مفيد، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق‏)، محقق / مصحح: ابطحى، محمد باقر، ناشر: كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد- رحمة الله عليه‏، قم‏: 1413 ق، ص179

مراد شیخ مفید از شهید یعنی شاهد یا نه شهید منظورش است، اصلا غیر این معنای دیگری نیست.

در کتاب «بلد الامین» صفحه 198 همین عبارت آمده، در کتاب «بحار الانوار» جلد 97 صفحه 195 این عبارت آمده است. همین تعبیر حضرت امیر (سلام الله علیه) در نهج البلاغه خطبه 202 آمده و کاملا نشان می‌دهد که قضیه از چه قرار است.

همچنین از ائمه (علیهم السلام) روایات متعدد داریم که صدیقه طاهره (سلام الله علیها) به شهادت رسیده است. این قضیه، قضیه ای نیست که بشود به روی آن به این سادگی‌ها پرده رویش بکشیم بخواهیم در جایی مخفی کنیم، این قضیه ای است که هیچ راهی برای مخفی کردنش نمی‌بینیم.

بزرگان اهل سنت مثل «عبدالفتاح عبدالمقصود» کتابی به اسم «الامام علی ابن ابی طالب» دارد، دوستان جلد 4 صفحه 274 مراجعه کنند، خواهند دید ایشان تعبیر خیلی جانسوزی در رابطه با صدیقه طاهره (سلام الله علیها) مطرح می‌کند.

بزرگان ما مرحوم آقا «شیخ جواد تبریزی» از مراجع بزرگ در کتاب «صراط النجات» جلد 3 صفحه 441 قضیه شهادت حضرت و قضیه سقط محسن را مفصل نقل می‌کند.

مرحوم «شیخ طوسی (رضوان الله تعالی علیه)» در کتاب «تلخیص الشافی» قضیه شهادت حضرت زهرا مطرح می‌کند و می‌گوید روایات شیعه در این زمینه مستفیض است و کسی اختلافی در این جا ندارد.

مرحوم «محمد حسین کاشف الغطا» که بعضی‌ها به دروغ یک چیزهای به ایشان نسبت می‌دهند، ایشان در حاشیه «جنت المأوی» مفصل می‌گوید:

«واستفاضت كتب الشيعة من صدر الإسلام القرن الأول: مثل كتاب سليم بن قيس، ومن بعده إلى القرن الحادي عشر وما بعده، بل وإلى يومنا كل كتب الشيعة التي عنيت بأحوال الأئمة، وأبيهم الآية الكبرى، وأمهم الصديقة الزهراء صلوات الله عليهم أجمعين، وكل من ترجم لهم، وألف كتاباً فيهم، أطبقت كلمتهم تقريباً أو تحقيقاً في ذكر مصائب تلك البضعة الطاهرة: إنها بعد رحلة أبيها المصطفى ضرب الظالمون وجهها، ولطموا خدها، حتى احمرت عينها، وتناثر قرطها، وعصرت بالباب حتى كسر ضلعها، وأسقطت جنينها، وماتت وفي عضدها كالدملج»

کتاب‌های شیعه در حد استفاضه از همان قرن اول مثل کتاب سلیم ابن قیس و غیره تا قرن یازدهم و تا امروز همه اتفاق نظر دارند که بعد از رحلت رسول الله سیلی به صورت حضرت زهرا زدند به طوری‌ که «لطموا خدها، حتى احمرت عينها» آن چنان سیلی به صورت زهرا زدند چشمان حضرت از شدت سیلی سرخ شد.

«وتناثر قرطها» از شدت ضرب سیلی گوشواره‌های حضرت تکه تکه شد و به زمین افتاد.

همین تعبیر را مرحوم «سید ابن طاوس (رضوان الله تعالی علیه)» در کتاب «طرف الانباء» خودش دارد. مرحوم «مجلسی» دارد. این که سیلی می‌زنند گوشواره حضرت تکه تکه می‌شود.

«وعصرت بالباب حتى كسر ضلعها، وأسقطت جنينها، وماتت وفي عضدها كالدملج»؛ روزی که از دنیا رفت در اثر ضرب شلاق بر بازویش، بازویش مثل یک بازو بند سیاهی که بر آمده باشد به هنگام دفن در بازوی حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود.

این‌ها همه نشان می‌دهد بر این که قضیه شهادت حضرت زهرا چیزی نیست که ما این قضیه را بخواهیم مخفی کنیم یا بخواهیم از خودمان در آورده باشیم.

اقا امام کاظم (سلام الله علیه) سال 148 به امامت رسیده است یعنی اوایل قرن دوم نیمه اول قرن دوم و 183 هم به شهادت رسیده است یعنی مشخص است اگر اوایل امامت شان فرموده باشند قبل از 150 است. این عبارت برای قرن اول و دوم است مال الان نیست.

سلیم ابن قیس در کتاب خودشان این مباحث را در چند جا اورده است و مسئله شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را مطرح کرده است. این‌ها چیزی نیست که به این سادگی بخواهیم رویش پرده بکشیم و مخفی کنیم تردید کنیم.

من حدود هفتاد روایت از منابع شیعه و سنی در رابطه با شهادت حضرت زهرا، سیلی خوردن حضرت زهرا، شکستن پهلوی حضرت زهرا، سقط محسن و شهادت حضرت محسن جمع کردم.

این شصت، هفتاد تا روایت اگر همه هم ضعیف باشد کنار هم بگذاریم مستفیض می‌شود با این که روایات صحیح هم داریم. اگر ما یک روایت صحیح هم داشتیم مسئله اثبات است.

آقایان اهل سنت هم می‌گویند غیر از احکام در مسائل تاریخی روایت ضعیف هم حجت است. چطور می‌شود این‌جا می‌رسند بهانه در می‌آورند و می‌گویند چنین و چنان است ولی در جای دیگر می‌گویند اگر چنانچه یک روایت در غیر احکام بود هیچ اشکال ندارد می‌توانیم به روایت ضعیف هم در غیر احکام عمل کنیم. آیا این قضیه احکام است یا غیر احکام است؟

در مورد همین قضیه اگر عزیزان کتاب «مجموع نووی» را ملاحظه کنند ایشان در جلد 5 صفحه 62 می‌گوید:

«أن أهل العلم متفقون على العمل بالضعيف في غير الأحكام وأصول العقائد»

علمای اهل سنت اتفاق نظر دارند غیر از احکام و مسائل عقائدی می‌شود به روایت ضعیف هم عمل کرد!

المجموع؛ اسم المؤلف: النووي، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1997م، ج 5، ص 62

این‌جا هم که مسئله، مسئله تاریخی است، نه مسئله عقیدتی و نه مسئله احکام است چرا آقایان این جا بهانه در می‌آورند؟

یا آقای «محمد ابن مفلح» که از اعیان اهل سنت است ایشان کتابی به اسم «الاداب الشریعه» دارد، در جلد 2 صفحه 285 ایشان هم همین طور ادعای اجماع می‌کند.

حتی «ابن تیمیه» لیدر وهابیت در کتاب فتاوای کبرایش جلد 5 صفحه 344 می‌گوید روایاتی که مربوط به احکام و اعتقادات نباشد، در مسائل تاریخی و غیره می‌شود در ثواب و عقاب به روایات ضعیف هم می‌شود عمل کرد. این جا چرا این همه دارند مته به خشخاش می‌اندازند. چطور شد آن مبنای شما وقتی به اهل بیت می‌رسد این چنین می‌لرزد و لغزش می‌کند.

در هر صورت...

قضیه شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) یک مسئله ای نیست که بخواهیم به این سادگی از کنارش رد بشویم.

مجری:

خیلی ممنونم از پاسخ اکمالی تان از این جهت که کامل و واضح همه را مطرح کردید و واقعا نمی دانم چطور و با چه ادعایی می‌توانند این را اغماض کنند و چون قابل اغماض ندارد و نمی‌شود از آن چشم پوشی کرد وقتی این مقدار با این روایات محکم و با صراحت بیان شده است.

و این روایات نه فقط از شیعیان بلکه از خود اهل تسنن هم روایات داریم.

خیلی ممنونم لطف کردید پاسخ سوال را دادید یک فاصله ای بگیریم و بر گردیم. حضرت زهرا (سلام الله علیها) در وصیت خودشان در لحظات آخر این را دارند و آن این که هم به فرزندان خودشان سلام رساندند و هم این که در آخرت می‌دانیم و حدیثی که از پیامبر است وقتی خداوند به صدیقه طاهره (سلام الله علیها) می‌فرماید چیزی بخواه حضرت زهرا از حضرت حق این را می‌خواهد و شفاعت ما را طلب می‌کند.

امیدوارم حضرت زهرا همچنان ما را دعا بکنند و من عرض کنم برای ما دعا کن!

(میان برنامه)

مجری:

یارب نصیب هیچ غریب دیگر مکن داغی که گیسوان حسن را سفید کرد! خیلی ممنونم از این که همراه ما هستید. نوای زیبایی را با صدای حاج محمد علی قاسمی شنیدیم و فیض بردیم و ان شاءالله همشه مشمول دعا و شفاعت حضرت زهرا (سلام الله علیها) قرار بگیریم.

حضرت استاد سوالی را می‌خواهم در ادامه سوال اول مطرح کنم. در سوال اول به این پرداختیم که مسئله شهادت در کتب شیعه و سنی به طور کلی چه مقدار صحت سند دارد اما مسئله دوم بحث هجوم این اتفاق است و این از کتب شیعه بارها مطرح شده و گفتیم.

اما اهل سنت هم آیا به مسئله هجوم اشاره کردند یا خیر؟ اگر این را بگویند یک طوری خودشان در بعضی از موارد به نوعی متهم حساب می‌شوند و می‌خواهیم این را ببینیم اگر این را گفتند چه توجیهاتی برایش داشتند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

قضیه هجوم به خانه صدیقه طاهره (سلام الله علیها) این را در جلسه اول هم عرض کردیم، آقای «ابن ابی شیبه متوفای 235» استاد بخاری در کتاب «المصنف» جلد 8 صفحه 572 با سند صحیح روایت را نقل می‌کند بررسی سندی هم کردیم هیچ شکی در سندش نیست.

آقای «بلاذری» در کتاب خودش «انساب الاشراف» جلد 1 صفحه 586 نقل می‌کند. «طبری» در تاریخ خودش جلد 2 صفحه 443 و در بعضی از چاپ‌ها جلد 2 صفحه 202 و 203 نقل می‌کند. همین سه تن برای ما کفایت می‌کند و هیچ مشکلی ندارد.

از آن طرف هم خلیفه اول موقعی که داشت از دنیا می‌رفت می‌گفت من برای سه چیز تأسف می‌خورم که ای کاش این‌ها را انجام نداده بودم.

«فوددت أني لم أكشف بيت فاطمة»

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص353

ای کاش دستور هجوم به خانه حضرت زهرا نداده بودم، دَرْ خانه حضرت زهرا را به زور نگشوده بودم! این فراتر از تهدید است.

مجری:

دقیقا در این چند شب هم مطرح شد و اتفاقا چند شب اول خودتان اشاره کردید و هم شب دوم حجت الاسلام دکتر سبحانی هم این را مطرح کردند یک عبارتی هم گویا به معنی تفتیش هم در بعضی از منابع آوردند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله این عبارت هم است.

«وددت أني لم أفتش منزل فاطمة ولو نصب علي لي الحرب»

أنساب الأشراف؛ اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى: 279هـ) الوفاة: 279، دار النشر:، ج3، ص406

«وليتني لم أفتش بيت فاطمة بنت رسول الله وأدخله الرجال ولو كان أغلق على حرب»

تاريخ اليعقوبي؛ اسم المؤلف: أحمد بن أبي يعقوب بن جعفر بن وهب بن واضح اليعقوبي الوفاة: 292، دار النشر: دار صادر – بيروت، ج2، ص137

یا تعبیری که است و با سند صحیح نقل می‌کنند «ذهبی» در کتاب «تاریخ اسلام» خودش جلد 3 صفحه 117 و 118 نقل می‌کند می‌گوید ای کاش به خانه حضرت زهرا دستور هجوم و دستور کشف نداده بودم. کشف غیر از تهدید است یعنی دستور دادم وارد خانه حضرت زهرا شدند.

عجیب هم است خود «ابن تیمیه» در کتاب «منهاج السنه» جلد 4 صفحه 220 می‌گوید:

«وغاية ما يقال إنه كبس البيت لينظر هل فيه شيء من مال الله الذي يقسمه وأن يعطيه لمستحقه»

منهاج السنة النبوية؛ اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج 8، ص 291

می‌گوید به زور وارد خانه شدند! این آدم وقیح می‌گوید می‌خواستند ببینید از بیت المال چیزی در خانه علی و زهرا است یا نیست این‌ها را بردارند و به مستحقین بدهند!!

ما از شبکه‌های وهابی و علمای اهل سنت سوال می‌کنیم به ما جواب بدهند. چه تهدیدی خانه حضرت زهرا بود مگر زهرای مرضیه کسی نیست که آیه تطهیر در مورد ایشان نازل شده است؟

این در کتاب «صحیح بخاری و صحیح مسلم» شما و اتفاق امت است آیه تطهیر اگر دیگران را هم شامل بشود یا نشود زهرای مرضیه را قطعا مشمول آیه تطهیر است.

آیه مباهله، قطعا حضرت زهرا جزء آیه مباهله است.

(قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)

بگو: «من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نمي‌کنم جز دوست‌داشتن نزديکانم [= اهل بيتم‌].

سوره شوری (42): آیه 23

آیا حضرت زهرا شاملش است یانه؟ سوره هل اتی در حق زهرا نازل شده یا نشده است؟ این‌ها آیات قرآن است. آیا رسول اکرم فرمود «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي»؟

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 3، ص 359، ح 3510

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي يُؤْذِينِي ما آذَاهَا»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج 4، ص 1902، ح 2449

فاطمه پاره وجود من است غضب زهرا، غضب من است؛ هرکس زهرا را به غضب بیاورد من را به غضب آورده است. این مطلب در کتاب صحیح بخاری و مسلم است و این قضایا را اورده اند.

این که رسول اکرم فرمود فاطمه پاره وجود من است، آیه تطهیر، آیه مباهله و ایه مودت و... در حق حضرت زهرا وارد شده است این همه روایاتی که وارد شده است این‌ها روایاتی نبود که حضرت در داخل آشپز خانه خودش یا در درون حجره اش گفته باشد و کسی نشنیده باشد، نه این‌ روایات و مطالب را در ملأ عام گفته است.

با این که این‌ها تمام تلاش شان بر این بوده مطالبی که صحابه را زیر سوال می‌برد از بین ببرند، ولی قضیه حضرت زهرا در تاریخ مانده است و نتوانستند این مسائل را از بین ببرند. لذا ما می‌خواهیم چه پاسخ دارند، پاسخ را به ما بدهند؟

توجیهی که برای روایت هجوم دارند، هجوم چه مجوزی داشته است و برای چه به خانه حضرت زهرا هجوم کردند؟ این که خلیفه دوم می‌گوید:

«والله لأحرقن عليكم أو لتخرجن إلى البيعة»

قسم به خدا خانه را به آتش می‌کشم، مگر این‌که بیایید بیعت کنید!

تاريخ الطبري؛ اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310 ، دار النشر : دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص233

چه اتفاقی افتاده و چه جرمی امیر المؤمنین مرتکب شده است؟ زهرای مرضیه چه گناهی مرتکب شده که مستحق است باید خانه اش به آتش کشیده بشود؟

قضیه ضرب و این‌ها را کنار می‌گذاریم، آیا آن سفارشات پیامبر نتیجه اش این است؟ (قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)؛ یعنی همین، این شد؟ واقعا نمی‌دانم این‌ها چه جوابی دارند؟

آقای ذهبی در سیر اعلام النبلاء جلد 10 صفحه 92 می‌گوید هر آن‌چه که در کتاب‌های ما در دسترس علما است که به یک نوعی صحابه را زیر سوال می‌برد.

«فَيَنْبَغِي طَيُّهُ وَإِخْفَاؤُهُ، بَلْ إِعْدَامُهُ»

سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط, محمد نعيم العرقسوسي؛ ج 10، ص 92

باید این روایات را یا مخفی کنیم، یا نابود کنیم از بین ببریم ولی با همه این حال این قضایا و مسائل آمده است. این را چطور می‌خواهند توجیه کنند؟ این که حضرت علی را مسجد می‌برند بگوییم توجیه دارند، این که دست بسته تهدید به قتل می‌کنند و... همه را گفتیم شاید توجیه کنند ولی کشف بیت حضرت زهرا، کشف حرمت حضرت زهرا، هتک حرمت زهرا چه مجوزی دارد؟

آیا رسول اکرم کسانی که را اسلام نیاوردند و نه تنها اسلام نیاوردند بلکه پیغمبر را هم اذیت کردند رسول اکرم فرمود بیروید خانه هایشان را آتش بزنید؟

مجری:

به هیچ عنوان!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در مکه و در مدینه آن همه پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) را آن همه اذیت کردند، منافقین آن همه خون دل به قلب پیامبر ریختند، آیا پیامبر دستور داد خانه این‌ها را آتش بزنند؟ آن‌های که نسبت به پیغمبر نسبت هذیان دادند بر خلاف آیه قرآن:

(وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)

و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی ‌گويد! آنچه می ‌گويد چيزی جز وحی که بر او نازل شده نيست!

سوره نجم (53): آیات 3 و 4

آیا گفت بیروید خانه این‌ها را آتش بزنید؟ صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را که گفتیم ملاک حقانیت شیعه و ملاک حقانیت اهل بیت است این است. این‌ها هرچه را بخواهند توجیه کنند این جا را نمی‌توانند توجیه کنند.

بیایید درست توجیه کنید ما هم از شما می‌پذیریم دوستان بیایند بحث علمی داشته باشیم، ببینیم برای این‌ها چه جواب دارند.

بنده در مناظره ای که در شبکه المستقله سه شب داشتم، جواب نتوانستم در رابطه با هجوم به خانه زهرا بشنوم.

مجری:

دقیقا همین را می‌خواستم بپرسم، شما که مناظره زیاد داشتید هیچ وقت طی این مدت پاسخ و توجیهی نداشتند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

هیچ وقت نتوانستند پاسخ بدهند. من با جناب اقای مرادزهی از علمای بزرگ زاهدان مناظره داشتم، قضایا را اوردم گفت این قضیه مال 1400 سال قبل است پرونده اش مختومه شده است. این جواب برای من شد؟

آخر توصیه حضرت رسول اکرم (قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى)؛ یا «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي»، «إنّ فاطمة غضبت علی ابی‌ بكر»

«فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ فلم تُكَلِّمْهُ حتى مَاتَتْ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج6، ص2474، ح6346

«فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ على أبي بَكْرٍ في ذلك قال فَهَجَرَتْهُ فلم تُكَلِّمْهُ حتى تُوُفِّيَتْ»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1380، ح1759

قرآن می‌گوید:

(لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيهِمْ)

با قومي که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستي نکنيد

سوره ممتحنه (60): آیه 13

این قضیه همه چیز را زیر سوال می‌برد. آیا از کنار این‌ها می‌شود به سادگی رد شد که ما هم بیاییم از کنارش بسادگی رد بشویم؟

جالب است این را من از عزیزان اهل سنت، مخصوصا جوان‌ها و تحصیل کرده‌هایشان می‌خواهم و تقاضا دارم یک مقدار روی این قضیه دقت کنند این عبارتی است که ذهبی آورده و هیج مشکلی هم ندارد سند هم صحیح است. کتاب «الاحادیث المختاره –مقدسی متوفای 643» می‌گوید روایت حسن است. آقای «سیوطی» می گوید روایت حسن است.

«ذهبی» وقتی روایت را نقل می‌کند اگر اشکال داشت باید حداقل اقای ذهبی به این مسئله اشکالی وارد می‌کرد و می‌گفت این روایت از نظر سند اشکال دارد و از نظر متن اشکال دارد ولی می‌بینیم اصلا و ابدا ایشان هیچ اشکال به سند نمی گیرد و همین طور به یک عنوان یک امر مسلم نقل می‌کند.

جالب است دوستان ملاحظه کنند در کتاب «تاریخ اسلام» جلد 3 صفحه 117 و 118 که عرض کردم دارد که خلیفه اول در آخرین لحظات عمرش می‌گوید سه چیزی است که می‌خواستم از پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) سوال کنم و نکردم و سه کاری که کردم از آن‌ها پشیمان هستم.

یکی از آن‌ها:

«وددت أني لم أكن كشفت بيت فاطمة وأن أغلق علي الحرب»

اگر چه مسئله جنگی بود، خانه حضرت زهرا در این جنگ سرنوشت ساز هم بود ولی با همه این حال نباید من دستور هجوم به خانه حضرت زهرا و کشف خانه حضرت زهرا را می‌دادم.

بعد دارد:

«وددت أني يوم سقيفة بني ساعدة كنت قذفت الأمر في عنق عمر أو أبي عبيدة»

ای کاش در سقیفه بنی ساعده خلافت را قبول نمی‌کردم به گردن عمر و ابو عبیده جراح می‌گذاشتم!

نمی‌دانم قضیه چیست؟ بعد از این که سه سال و خرده ای خلافت کرده و همه این کارها انجام شده است، قضیه هجوم به خانه حضرت زهرا و این همه کشت و کشتار در قضیه رِدّ انجام شده و مالک ابن نویره را با آن وضعش کشته اند می‌گوید ای کاش من در سقیفه بنی ساعده خلافت را قبول نمی‌کردم.

آقای «ابن تیمیه» شما که می‌گویی ما برای خلافت ابی بکر نص جلی داریم با وجود نص جلی ایشان می‌گوید ای کاش من خلافت را قبول نمی کردم و به گردن عمر و ابو عبیده جراح می انداختم.

مسئله مهم‌تر این که می‌گوید:

«ووددت أني سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم في من هذا الأمر ولا ينازعه أهله»

تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام؛ اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان الذهبي الوفاة: 748هـ، دار النشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت - 1407هـ - 1987م، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. عمر عبد السلام تدمرى، ج3، ص117 و 118

این خیلی درد است وقتی من این را می‌خوانم قلبم به درد می‌آید. خلیفه اول آخرین لحظات عمرش است می‌گوید ای کاش من از پیامبر سوال می‌کردم بعد از تو خلافت برای چه کسی است، خلیفه بعد از تو چه کسی است تا دیگر مردم در موردش اختلاف نکنند؟

این حرف را باید در آخرین لحظه عمر بزنی؟ روزی که در مسند خلافت نشستی و صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آمد سخنرانی کرد، امیر المؤمنین (سلام الله علیه) آمد سخنرانی کرد، سلمان، ابوذر، حذیفه و حتی مالک ابن نویره آمدند سخنرانی کردند و قضیه غدیر را مطرح کردند، حدیث منزلت را مطرح کردند آن وقت، زمانش بود که شما اگر احساس می‌کردید خلافت نابجا است کنار می‌رفتی!

مجری:

مگر ایشان در غدیر حضور نداشته است دیگر چه جای سوال می‌ماند، مگر از زبان کسی جز پیامبر شینده بوده است، مگر آن‌جا خود حضرت نفرمود؟ برای من حقیقتا هضمش سخت است من این‌جا چیزی را از شما بشنوم خلافش را عمل کنم و بعد بگویم ای کاش به سخنان استاد گوش داده بودم یا سوال می‌کردم!

شما آن را به من گفتید این‌جا هم همین است نمی‌دانیم چرا چنین چیزی گفته است؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، بعد از سخنرانی حضرت زهرا در مسجد رافع ابن رفاعه از اصحاب پیغمبر است خدمت حضرت زهرا آمد گفت دختر پیغمبر اگر چنانچه این حرف‌های که تو زدی قبل از تو علی می‌زد هیچ کدام مان با ابوبکر بیعت نمی‌کردیم علی را رها نمی کردیم.

زهرای مرضیه جواب تندی داد گفت علی می‌امد می گفت! قبل از علی پیغمبر گفته است شما حرف پیغمبر را گوش نکردید حالا می گوی علی بیاید بگوید!!

یا در عبارت «خصال – شیخ صدوق» دارد طرف می‌گوید یا زهرا اگر زودتر گفته بودی ما چنین نمی‌کردم حضرت فرمود من مهم‌تر هستم که آمدم قضیه غدیر را گفتم یا پیغمبر مهم‌تر از من است، شما حرف پیامبر را گوش نکردید می‌خواهید حرف من را گوش کنید!

«يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ لَوْ سَمِعْنَا هَذَا الْكَلَامَ مِنْكِ قَبْلَ بَيْعَتِنَا لِأَبِي بَكْرٍ مَا عَدَلْنَا بِعَلِيٍّ أَحَداً فَقَالَتْ وَ هَلْ تَرَكَ أَبِي يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ لِأَحَدٍ عُذْراً.»

الخصال؛ نويسنده: الشيخ الصدوق (وفات: 381)، تحقيق: تصحيح وتعليق: علي أكبر الغفاري، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، 1403 – 1362 ش، ص173

«فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لِأَحَدٍ بَعْدَ غَدِيرِ خُمٍّ مِنْ حُجَّةٍ وَ لَا عُذْرٍ»

خدای عالم بعد از غدیر خم برای کسی دیگر عذری باقی نگذاشت.

دلائل الإمامة( ط- الحديثة)؛ نويسنده: طبرى آملى صغير، محمد بن جرير بن رستم‏ (تاريخ وفات مؤلف: قرن 5)، محقق / مصحح: قسم الدراسات الإسلامية مؤسسة البعثة، مكان چاپ: ايران؛ قم‏: 1413ق، ص111 و 122

مجری:

صرفا توجیه بوده است!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نمی‌دانیم در قیامت چه پاسخی دارند؟ فردای قیامت واقعا محکمه عدل الهی تماشایی است؛ با این که ما برای قیامت مان جز محبت اهل بیت هیچی نداریم، امیدواریم که این محبت را اهل بیت تا اخر عمرمان حفظ کنند.

بنده بارها است گفته ام خدایا اگر بنا است متهم را برای محاکمه بیاورید معمولا متهم را محاکمه می‌کنند تا از او اعتراف بگیرند یا دلیل بیاورند که مجرم بوده است.

خدایا قسم به عزت و جلالت:

«إِنْ تُعَذِّبْنِي فَبِذَنْبِي لَمْ تَظْلِمْنِي إنْ تَغْفِرَ لِي‏ أنْتَ اَلرحَمَ الراحمین»

از الان داریم می گوییم خدایا ما خودمان مجرم بودن خودمان را امضا می‌کنیم، آی مردم دنیا شاهد باشید ما امضا می‌کنیم خدایا تو شاهد باش، امام زمان شاهد باش، ما مجرم بودن خودمان را امضاء می‌کنیم.

اگر بنا است در آن‌جا ثابت بشود ما قبلش می‌گوییم مجرم هستیم، مثلا متهم قتلی انجام داده است خودش می گوید من قتل انجام دادم، دیگر او را برای محاکمه نمی‌آورند وقتی خودش اعتراف کرد دیگر اعتراف کرده است برای چه برای محاکمه اش بیاورند.

خدایا اگر بنا است در آن‌جا در ملأ عموم بیاورید ما رسوا بشویم آن بحث دیگری است هرچه تو صلاح می‌دانی یا امام زمان تو صلاح می‌دانی ما کار را به خدا واگذار می‌کنیم و به حضرت ولی عصر محول می‌کنیم؛ ولی با همه سختی‌های که می‌دانیم قیامت دارد حاضریم همه سختی‌ها را بکشیم ولی این محکمه عدل الهی که برای امیر المؤمنین، صدیقه طاهره و ائمه معصومین بر گزار و تشکیل می‌شود آن‌جا را هم تماشا کنیم!

مجری:

حضرت محسن (بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَت‏)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

حضرت محسن آن جا می‌آید، صدیقه طاهره (سلام الله علیها) پیراهن خونین حضرت سید الشهداء (سلام الله علیه) را آن‌جا می‌آورد محاجه می‌کند.

در همان قضیه خطبه هم حضرت زهرا (سلام الله علیها) به خلیفه اول فرمود هرکاری می‌کنی بکن، این مهار خلافت دست تو است ولی بدان روزی را که بیاید داور خدای عالم است و وکیل ما نبی مکرم است.

دیگر در آن‌جا نعم الحکم الله، برای آن‌جا باید جواب دهید و ببینید آن‌جا چه جوابی دارید؟ دنیا به هر نحوی باشد می‌گذرد انجام دادید و تمام می‌شود می‌رود، حرف هم قبول نمی‌کنید.

تعبیر یکی از آقایان مراجع است برای من خیلی درد آور بود، می‌گوید صدیقه طاهره در خطبه اش یک جمله ای دارد که از شکستن پهلوی حضرت، سیلی خوردن حضرت، شهادت محسن درد آورتر است می‌گوید اقای ابوبکر:

«أن ترث أباك و لا أرث أبي»

بلاغات النساء؛ اسم المؤلف: أبو الفضل أحمد بن أبي طاهر ابن طيفور (المتوفى: 280هـ) الناشر: الشريف الرضي‏، قم: بي تا، ص26

«يَا ابْنَ أَبِي قُحَافَةَ أَ فِي كِتَابِ اللَّهِ تَرِثُ أَبَاكَ وَ لَا أَرِثُ أَبِي لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً فَرِيًّا أَ فَعَلَى عَمْدٍ تَرَكْتُمْ كِتَابَ اللَّهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ إِذْ يَقُولُ وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قَالَ فِيمَا اقْتَصَّ مِنْ خَبَرِ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا إِذْ قَالَ- فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ قَالَ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ وَ قَالَ يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ وَ قَالَ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ وَ زَعَمْتُمْ أَنْ لَا حُظْوَةَ لِي وَ لَا أَرِثَ مِنْ أَبِي وَ لَا رَحِمَ بَيْنَنَا أَ فَخَصَّكُمُ اللَّهُ بِآيَةٍ أَخْرَجَ أَبِي مِنْهَا أَمْ هَلْ تَقُولُونَ إِنَّ أَهْلَ مِلَّتَيْنِ لَا يَتَوَارَثَانِ أَ وَ لَسْتُ أَنَا وَ أَبِي مِنْ أَهْلِ مِلَّةٍ وَاحِدَةٍ أَمْ أَنْتُمْ أَعْلَمُ بِخُصُوصِ الْقُرْآنِ وَ عُمُومِهِ مِنْ أَبِي وَ ابْنِ عَمِّي فَدُونَكَهَا مَخْطُومَةً مَرْحُولَةً تَلْقَاكَ يَوْمَ حَشْرِكَ فَنِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ وَ الزَّعِيمُ مُحَمَّدٌ وَ الْمَوْعِدُ الْقِيَامَةُ وَ عِنْدَ السَّاعَةِ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ وَ لَا يَنْفَعُكُمْ إِذْ تَنْدَمُونَ وَ لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ... مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذابٌ مُقِيم‏»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، ج1، ص102

تو از پدرت ارث می‌بری و من از پدرم ارث نمی‌برم! چه مجوزی داری؟ یا نه معتقد هستی من زهرا مسلمان نیستم کافرم، چون کافر از مسلمان ارث نمی‌برد این که می‌گویی من از پدرم ارث نمی‌برم باید توجیه داشته باشی. آیا من از یک ملتی هستم و پدرم از یک ملتی است؟ من کافر و مشرک هستم نمی‌توانم از پدرم ارث ببرم؟

این تعبیر صدیقه طاهره (سلام الله علیها) خیلی تعبیر درد آوری است! یعنی کار به کجا می‌رسد زهرای مرضیه این چنین استدلال می‌کند؟ اما اصلا و ابدا این‌ها به هیچ وجه من الوجوه در برابر این سخنان حضرت زهرا هیچ عکس العمل نشان ندادند.

به قول آن شاعر که می‌گوید:

بر فراز منبرت گردید حقم پایمال * هرچه نالیدم لبی هم در جوابم وا نشد

ای قلم بنویس ای تاریخ در خود ثبت کن * یک نفر در موج دشمن حامی زهرا نشد!

این‌ها فردای قیامت کاملا واضح و روشن است که باید برای محاکمه و محاسبه بیایند.

لذا اگر هرچه را بخواهند توجیه کنند قضیه هجوم به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) و جواب ندادن به خطبه‌های آتشین و غرای حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را نمی‌توانند توجیه کنند و قابل توجیه نیست.

به این خاطر است که این‌ها آخر عمری همه پشیمان هستند، اظهار ندامت می‌کنند خلیفه اول اظهار ندامت می‌کند چرا این کارها را انجام دادم؟ خلیفه دوم اظهار ندامت می‌کند چرا این کارها را کردم؟ خلیفه دوم خیلی داشت بی تابی می‌کرد ابن عباس گفت تو صحابی پیغمبر بودی چه کردی و چه کردی، خلیفه دوم به ابن عباس گفت:

«وَأَمَّا ما تَرَى من جَزَعِي فَهُوَ من أَجْلِكَ وَأَجْلِ أَصْحَابِكَ والله لو أَنَّ لي طِلَاعَ الأرض ذَهَبًا لَافْتَدَيْتُ بِهِ من عَذَابِ اللَّهِ عز وجل قبل أَنْ أَرَاهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج3، ص1350

به خاطر تو و به خاطر علی ابن ابی طالب که حقش را گرفتم من دارم ناله می‌کنم ضجه می‌زنم و بی تابی می‌کنم. ای کاش تمام ثروت روی زمین مال من بود، شرق و غرب عالم مال من بود، تمام طلاها و نقره‌های عالم مال من بود در راه خدا می‌دادم اما گرفتار آتش نمی‌شدم!

این عبارت‌ها هم از خلیفه اول و هم از خلیفه دوم است. ما نمی خواهیم زیاد مته به خشخاش بگذاریم، بعضی از این شبکه‌ها ما را وادار می‌کنند تا یک حرف‌های را بزنیم که واقعا زن و بچه این‌ها اعتراض کنند و جواب زن و بچه شان را هم نداشته باشند.

مجری:

خیلی ممنون جناب استاد، با اجازه تان یک تلفن داریم ببینیم کدام یکی از مخاطبان مان است. قبل از این که این عزیز وصل بشود من یک سوال دیگر مطرح کنم صحبت‌های که کردیم من باب توجیهات بود؛ همه این‌ها را یا توجیه می‌کنند یا طبیعتا در آن می‌مانند منتها یک مسئله است ما می‌گوییم الان از هجوم به خانه حضرت زهرا صرف نظر کنیم.

آن جریان بدخلقی و به طور کلی برخورد تند خلیفه دوم با خانواده خلیفه اول را می‌خواهند چه کار کنند و چه طور پاسخ می‌دهند؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سوال قشنگی را حضرتعالی مطرح کردید، خیلی سوال قشنگ است حالا ما گیریم قضیه حضرت زهرا به فرض نادرست باشد اصلا قضیه حضرت زهرا ما نادیده بگیریم و فاطمیه را هم تمام کنیم و همه را ببوسیم کنار بگذاریم.

شما روایاتی که نسبت به خلیفه دوم نقل کردید، برخوردش با خود پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم)، خشونتی که با پیغمبر داشت، اجازه بدهید من نشان بدهم این‌ها را سوال می‌کنند به ما پاسخ بدهند ببینیم چه جوابی دارند؟

کتاب صحیح بخاری، چاپ عربستان سعودی، حدیث 1366 عبدالله ابن ابی از دنیا رفت، پیغمبر اکرم آمده برایش نماز بخواند. عمر می‌گوید: «أَتُصَلِّي على بن أُبَيٍّ...»

«لَمَّا مَاتَ عبد اللَّهِ بن أُبَيٍّ بن سَلُولَ دُعِيَ له رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لِيُصَلِّيَ عليه فلما قام رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَثَبْتُ إليه فقلت يا رَسُولَ اللَّهِ أَتُصَلِّي على بن أُبَيٍّ وقد قال يوم كَذَا وَكَذَا كَذَا وَكَذَا أُعَدِّدُ عليه قَوْلَهُ فَتَبَسَّمَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وقال أَخِّرْ عَنِّي يا عُمَرُ وقد قال يوم كَذَا وَكَذَا كَذَا وَكَذَا أُعَدِّدُ عليه قَوْلَهُ فَتَبَسَّمَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وقال أَخِّرْ عَنِّي يا عُمَرُ فلما أَكْثَرْتُ عليه قال إني خُيِّرْتُ فَاخْتَرْتُ لو أَعْلَمُ أَنِّي إن زِدْتُ على السَّبْعِينَ يُغْفَرُ له لَزِدْتُ عليها قال فَصَلَّى عليه رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ثُمَّ انْصَرَفَ فلم يَمْكُثْ إلا يَسِيرًا حتى نَزَلَتْ الْآيَتَانِ من بَرَاءَةٌ (ولا تُصَلِّ على أَحَدٍ منهم مَاتَ أَبَدًا) إلى (وَهُمْ فَاسِقُونَ) قال فَعَجِبْتُ بَعْدُ من جُرْأَتِي على رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَوْمَئِذٍ وَاللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا،ج1، ص459، ح1300

«فقلت يا رَسُولَ اللَّهِ أَتُصَلِّي على بن أُبَيٍّ» به عبدالله ابی داری نماز می‌خوانی؟ آمده جلوی پیغمبر را می‌گیرد می گوید تو حق نداری نماز بخوانی؛ یعنی اسلام را اقای خلیفه دوم از پیغمبر بهتر فهمیده است. «وقال أَخِّرْ عَنِّي يا عُمَرُ»؛ پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود عمر برو کنار!

روایت بعدی باز در صحیح بخاری حدیث شماره 1210 دارد:

«أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بن أُبَيٍّ لَمَّا تُوُفِّيَ جاء ابْنُهُ إلى النبي صلى الله عليه وسلم فقال يا رَسُولَ اللَّهِ أَعْطِنِي قَمِيصَكَ أُكَفِّنْهُ فيه وَصَلِّ عليه وَاسْتَغْفِرْ له فَأَعْطَاهُ النبي صلى الله عليه وسلم قَمِيصَهُ فقال آذِنِّي أُصَلِّي عليه فَآذَنَهُ فلما أَرَادَ أَنْ يُصَلِّيَ عليه جَذَبَهُ عُمَرُ رضي الله عنه فقال أَلَيْسَ الله نَهَاكَ أَنْ تُصَلِّيَ على الْمُنَافِقِينَ فقال أنا بين خِيَرَتَيْنِ قال (اسْتَغْفِرْ لهم أو لَا تَسْتَغْفِرْ لهم إن تَسْتَغْفِرْ لهم سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ الله لهم) فَصَلَّى عليه فَنَزَلَتْ (ولا تُصَلِّ على أَحَدٍ منهم مَاتَ أَبَدًا)»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج1، ص427، ح1210

«فلما أَرَادَ أَنْ يُصَلِّيَ عليه جَذَبَهُ عُمَرُ»؛ این در صحیح بخاری است این را به ما جواب بدهید، قضیه حضرت زهرا را ما کنار می‌گذاریم، می گوید وقتی پیامبر به عبدالله ابی نماز می‌خواند عمر آمد پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) را گرفت کنار کشید و گفت: «أَلَيْسَ الله نَهَاكَ أَنْ تُصَلِّيَ على الْمُنَافِقِينَ» آیا خدا نهی نکرده پیغمبر بر منافقین نماز نخوانید!

یک دفعه اصلا بیایید بگوید عمر پیغمبر بوده است؛ چون دارد این طوری با تحکم با رسول اکرم برخورد می‌کند می گوید آیا خدا نهی نکرده است؟ یعنی اقای عمر ابن خطاب از پیغمبر بهتر می‌فهمد!

در روایت سوم حدیث 4672 دارد:

«لَمَّا تُوُفِّيَ عبد اللَّهِ بن أُبَيٍّ جاء ابْنُهُ عبد اللَّهِ بن عبد اللَّهِ إلى رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَأَعْطَاهُ قَمِيصَهُ وَأَمَرَهُ أَنْ يُكَفِّنَهُ فيه ثُمَّ قام يُصَلِّي عليه فَأَخَذَ عُمَرُ بن الْخَطَّابِ بِثَوْبِهِ فقال تُصَلِّي عليه وهو مُنَافِقٌ وقد نَهَاكَ الله أَنْ تَسْتَغْفِرَ لهم»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا،ج4، ص1716، ح4395

وقتی پیامبر داشت نماز می‌خواند دارد: «فَأَخَذَ عُمَرُ بن الْخَطَّابِ بِثَوْبِهِ» لباس پیغمبر را گرفت کشید، «فقال تُصَلِّي عليه وهو مُنَافِقٌ وقد نَهَاكَ الله أَنْ تَسْتَغْفِرَ لهم»؛ داری برای این شخص منافق نماز می‌خوانی، خدای عالم نهی کرده که برای این‌ها استغفار کنی!

یعنی پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) متوجه نیست ولی آقای خلیفه دوم متوجه است می گوید «أَلَيْسَ الله نَهَاكَ أَنْ تُصَلِّيَ على الْمُنَافِقِينَ»؛ نهی کرده است!

جالب است در روایت قبلی می‌گوید وقتی عمر به پیامبر تذکر داد و آیه هم در این مورد آمده

(اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ)

چه براي آنها استغفار کني، و چه نکني، (حتي) اگر هفتاد بار براي آنها استغفار کني، هرگز خدا آنها را نمي‌آمرزد! چرا که خدا و پيامبرش را انکار کردند؛ و خداوند جمعيت فاسقان را هدايت نمي‌کند!

سوره توبه (9): آیه 80

اما می‌گویند پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) فراموش کرده است و خبر ندارد! آخر این برخورد خشن با رسول اکرم چه توجیهی دارد این را برای ما بگویید؟

مجری:

امیدواریم پاسخ بدهند، جلسه اول یادم است فرمودید ما با منطق صحبت می‌کنیم سوال مطرح می‌کنیم شما این فرصت را دارید هم در این شبکه و هم در شبکه‌های خودتان به ما پاسخ بدهید ما هم گوش شنوا داریم.

استاد یکی از بینندگان تماس گرفته است صحبت این بیننده را بشنویم و بعد در خدمت شما هستیم. جناب اقای نهنگی از مشهد سلام علیکم در خدمت شما هستیم بفرمایید

بیننده: (آقای نهنگی از مشهد – شیعه)

سلام علیکم خدا قوت. شهادت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را به شما، همکاران و بینندگان عزیزتان تسلیت عرض می‌کنم.

حاج آقای قزوینی یک مطلبی را البته به صورت روایی و تاریخی بوده یک مکالمه ای بین حضرت علی و ابابکر اتفاق می‌افتد حضرت علی به ابوبکر می‌گوید می‌خواهی به تو نشان دهم که پیامبر به تو بگوید کار اشتباهی کرده یانه؟ ابوبکر می‌گوید بله، وقتی که این اتفاق و مکاشفه را حضرت برای ابوبکر انجام می‌دهد می‌بینید بیرون می‌آید که بیرود اعلام کند آقای خلیفه دوم جلویش را می‌گیرد نمی‌گذارد می‌خواستم بدانم این روایت در کتاب‌های ما است یا خیر؟

مطلب دوم این که در یک مجلسی سخنی شنیدم که ابوبکر همین نکته را در آخر عمرش وقتی در حالت احتضار بود به دومی و سومی اعلام کرد بیروید به اقا امیر المؤمنین بگویید تشریف بیاورد کارش دارم. بعد در این فاصله حالا من به خاطر بعضی از مصالح سر بسته‌تر بگویم وقتی سومی دنبال حضرت امیر می‌رود در اطاق که هستند اولی و دومی تنها می‌شوند حالا اتفاقی که بین‌شان افتاد اگر شما صلاح دانستید بفرمایید ایا این مطلب واقعی است و در احادیث ما به این شکل وجود دارد که چنین اتفاقی در آن اطاق خلوت افتاده باشد که منتظر حضرت علی بوده اند یا نه مطلبی که من شنیدم یک موضوع سر جمله ای برای گرم کردن مجالس است بوده است. توانستم مطلب را برسانم یانه؟

مجری:

بله، متشکرم زنده باشید جناب اقای نهنگی از مشهد، تماس بعدی جناب اقای محمدی از اصفهان سلام علیکم بفرمایید

بیننده: (آقای محمدی از اصفهان – شیعه)

سلام علیکم خدمت استاد گرامی و مجری محترم شب شما بخیر، ببخشید در این که به استناد حدیث اهل سنت حاج اقا فرمودند عمر خشن هست، البته روایت زیاد است اما اصل این حدیث را بچه‌های ما در دانشگاه انگار مورد خدشه قرار می‌دهند. البته استناد شما بر حسب روایات آن‌ها کاملا به جا است، و خشونت از این حدیث مشخص است.

اما می‌خواهم بدانم اصل این که پیامبر خواستند نماز بخوانند برای عبدالله ابی اصلا درست است؟ سوال من همین است ببخشید.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم از تماس تان همراه ما باشید پاسخ‌ها را خواهیم داشت. حضرت استاد راجع به سوال اول بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

جناب اقای نهنگی بزرگوار! این قضایا کاملا در کتب ما است در آن هیچ شک و شبهه ای نیست. مرحوم علامه مجلسی در کتاب بحار جلد 43 تمام این‌ها را مطرح کرده و در جلد 44 مطرح کرده است. همچنین در جلد 31 و 32 و 33 که جدیدا چاپ شده همه این‌ها را مطرح کرده است.

و مرحوم طبرسی در کتاب احتجاج نقل کرده. سلیم ابن قیس در کتاب خودش نقل کرده است این مطلبی را که حضرت عالی گفتید در این منابع وجود دارد.

بعضی از مسائل وجود دارد که درون مذهبی است شاید خیلی صلاح نباشد انسان این‌ها را مطرح کند ما دنبال این هستیم آنچه را که خود اقایان اهل سنت در کتاب‌های خودشان آورده اند مصداق: (وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ)

(وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ)

و با آنها به روشي که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن!

سوره نحل (16): آیه 125

هم همین است. ما از منابع خود اهل سنت مطالبی که در رابطه با مظلومیت حضرت زهرا (سلام الله علیها) آورده اند همین‌ها را نقل کردیم مثل هجوم به خانه حضرت زهرا، ندامت و پشیمانی از هجوم و غیره.

ما این‌ها را از کتاب‌های خودشان نقل کنیم کتاب‌های ما برای شیعیان حجت است ولی برای آن‌ها حجت نیست. ما عمدتا این‌ها را از کتب اهل سنت می‌آوریم به دو جهت یک این که جوان‌های ما تحت تأثیر شبکه‌ها و فضای مجازی قرار نگیرند که اگر شبهه مطرح کردند جواب را بلد باشند.

نود درصد هدف مان از مسائلی که نقل می‌کنیم تقویت بنیه علمی و دفاعی جوان‌های شیعه است. ده درصد هم شاید یک جوان سنی یک عزیز سنی بیرود تحقیق و بررسی کند و به این نتیجه برسد که این حرف قابل تأمل و دقت است و خدای ناکرده گرفتار آتش جهنم نشود.

بعد از این که تحقیق و بررسی کرد روشن شد، و راه حق را شناخت از آن تبعیت کند. لذا این مسئله از این باب است.

جناب اقای محمدی بزرگوار که تماس گرفتند و سوال مطرح کردند، ببینید اقای محمدی بزرگوار! رسول اکرم قولش، فعلش و تقریرش برای ما حجت است.

(لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ)

مسلما براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيکويي بود.

سوره احزاب (33): آیه 21

اگر ما عملکرد پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) را بخواهیم از سنت حذف کنیم بخشی از زیادی از احکام را از دست خواهیم داد. حتی از خود عایشه مطالبی سوال می‌کنند مسائلی مربوط به خانوادگی است نمی‌آید حکم شرعی را مطرح کند می‌گوید پیامبر این طوری کرد و پیامبر آن طوری کرد...

پس عایشه هم به این نتیجه رسیده است که عملکرد پیامبر از قول پیامبر اقوا است و لذا این‌جا رسول اکرم وقتی می‌آید برای عبدالله ابی نماز می‌خواند قرآن می‌گوید:

(اتَّبِعْ مَا أُوحِي إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ)

از آنچه که از سوي پروردگارت بر تو وحي شده، پيروي کن! هيچ معبودي جز او نيست! و از مشرکان، روي بگردان!

سوره انعام (6):‌ آیه 106

همچنین در سوره انعام آیه 50 می‌گوید:

(إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يوحَى إِلَي)

تنها از آنچه به من وحي مي‌شود پيروي مي‌کنم!

سوره انعام (6):‌ آیه 50

من در کارهایم جز از وحی تبعیت نمی‌کنم. رسول اکرم تابع وحی است آمده نماز می‌خواند این که خلیفه دوم بیاید لباسش را بگیرد و بکشد بگوید: «أَلَيْسَ الله نَهَاكَ أَنْ تُصَلِّيَ على الْمُنَافِقِينَ» و... آیا این نشان نمی‌دهد که پیامبر اکرم نستجیر بالله از احکام الهی بی خبر بوده است.

ما کاری با خشونت عمر نداریم آیا این به خود پیغمبر توهین نیست، از این جهت که پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) از قرآن آگاه نیست؟ از کجا معلوم دیگر عملکرد پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) هم این طوری باشد!

اگر این شکلی باشد تمام عملکرد پیغمبر (صلی الله علیه واله وسلم) زیر سوال می‌برد. حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز واحد؛ اگر یک جا آمدید عملکرد پیغمبر را زیر سوال بردید در جاهای دیگر هم می‌شود زیر سوال برد.

لذا وقتی رسول اکرم همچنین کاری انجام می دهد تابع وحی است این‌های که آمدند گفتند بعدش دارد: (ولا تُصَلِّ على أَحَدٍ منهم مَاتَ أَبَدًا)؛ این‌ها یک سری کارخانه‌های حدیث سازی بنی امیه و بنی العباس است که مطالب را بهم ریختند و مخلوط کردند و امروز در میان مردم منتشر کردند. ما نباید به این شکل تابع قضایا باشیم!

آقای بخاری می‌گوید من از میان ششصد هزار روایت این دو هزار هفتصد و پنجاه شصت روایت را انتخاب کردم. این که می‌گوید از میان ششصد هزار روایت انتخاب کردم شما حساب کنید بخاری نه بلکه بنده و شما ببینیم ششصد هزار روایت این‌جا ریختند ما نمی‌دانیم صحیح کدام است و نا صحیح کدام است.

یک روایت، دو روایت نیست. اگر دو هزار، سه هزار حتی ده هزار تا باشد می‌شود کار کرد، ششصد هزار روایت به زمین ریخته شده می‌خواهد از میان این ششصد هزار تا روایت سه هزار تا را انتخاب کند هرکس هم باشد دچار اشتباه می‌شود.

بخاری نه، بنده قزوینی باشم، یا آقای فخر رازی باشد، یا آقای تفتازانی باشد، عضد الدین ایجی باشد، طنطاوی باشد، شیخ الازهر باشد هرکس باشد ششصد هزار روایت را به دستش بدهی بگویی از میان این ششصد هزار روایت سه هزار روایت انتخاب کن قطعا دچار اشتباه می‌شود در آن هیچ شک و شبهه ای نیست این طبیعی کار است.

این که آقایان آمدند می‌گویند صحیح بخاری و مسلم بعد از قرآن اصح الکتب است کسی اگر در روایت صحیح بخاری خدشه کند زندیق و چه است این‌ها حرف‌های بی اساس است. این‌ها صدتایش به سنار نمی‌ ارزد.

ما هستیم و عقل خودمان آقای بخاری هم بشری مثل ما است آمده این چنین کاری انجام داده است و خواسته یک خدمتی بکند و در کنارش این مباحث هم است که دارید می‌بینید این همه نسبت به عایشه مطالبی را مطرح کرده است خودتان هم خجالت می‌کشید مطرح کنید.

نسبت به رسول الله مطالبی مطرح کرده است، نسبت به حضرت موسی مطالبی نقل کرده که به گوش حضرت عزرائیل زد و چشمش در آمد. یا نستجیر بالله رسول اکرم ایستاده ادرار می‌کرده است. این‌ها مطالبی است که در صحیحین شما است وقتی می‌خوانید احساس شرم می‌کنید این چه حرف‌هایی است که نسبت به انبیا و نسبت به همسر پیغمبر نوشته شده است!

ملاحظه کنید همسر پیغمبر، از این که همسر پیغمبر است برای ما محترم است؛ چون توهین و افترا و نسبت‌های ناروا به همسر پیغمبر در حقیقت توهین به پیغمبر است.

شیخ طوسی، طبرسی و دیگر آقایان می گویند تمام شیعه معتقد هستند زنان نه تنها رسول اکرم بلکه زنان تمام انبیاء از هرگونه آلودگی‌های‌ فسادی مبرا بودند، این افتخار شیعه است!

ولی در همین صحیح بخاری است حسان ابن ثابت و نمی‌دانم کسانی دیگر نسبت زنا به عایشه داده است این واقعا شرم دارد و این همه بازی‌های که درست کردند.

در هر صورت...

ما تشکر می‌کنیم از جناب اقای محمدی بزرگوار و عزیزمان اقای نهنگی که از مشهد تماس گرفته بود.

مجری:

جناب استاد خیلی ممنونم از بیانات تان فیض بردیم متشکرم از محبت و بیانات شیرین تان در پناه حق باشید.

من از اقایان قوسی، نووی و بهادری عذر خواهی کنم این سه عزیز بزرگوار هم تماس گرفتند ولی متاسفانه فرصت یاری نمی‌کند که بخواهیم پاسخگو باشیم.

همچنین تشکر و سپاس از شما بینندگان عزیز که در این چند شب همراه ما بودید باعث افتخار بنده بود که در این شب‌های فاطمیه میزبان نگاه پر مهر شما عزیزان بودیم فردا جمعه است و دعای مان فقط و فقط فرج مولایمان صاحب الزمان است اصلا این طوری بگوییم که غیر از ظهور تو مادر مگر چه می‌خواهد؛ اما از طرفی امشب هم شب جمعه است و شب زیارتی امام حسین (علیه السلام) است نمی‌دانم امشب هم در این حالت حضرت زهرا با چه شرایطی توانستند در کربلا حاضر باشند!

برنامه را این طوری به پایان برسانم و تمام کنم:

مجلس ختم گرفتیم برایت زهرا * روضه ات را حسنت خواند حسینت غش کرد

یا قدیم الاحسان بحق الحسین عجل لولیک الفرج به امید دیدار یا علی مدد!



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :