نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
شرائط مناظره – آشنایی با منابع مورد قبول اهل سنت
کد مطلب: 16364 تاریخ انتشار: 06 آذر 1404 - 18:21 تعداد بازدید: 348
خارج فقه الحکومه » فقه
شرائط مناظره – آشنایی با منابع مورد قبول اهل سنت

(جلسه صدم 14040224)

لينک دانلود
درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و یکم

(جلسه صدم 14040224)

موضوع: شرائط مناظره – آشنایی با منابع مورد قبول اهل سنت

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

(مَا يفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)

هر رحمتی را خدا به روی مردم بگشايد، کسی نمی ‌تواند جلو آن را بگيرد؛ و هر چه را امساک کند، کسی غير از او قادر به فرستادن آن نيست؛ و او عزيز و حکيم است!

سوره فاطر (35): آیه 2

می گوید اگر خدای عالم اراده خیر کند تمام دنیا جمع بشوند نمی توانند مانع بشوند. اگر (وَمَا يمْسِكْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ) تمام دنیا اگر بخواهد بر طرف کند نمی تواند!

(وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِي اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِي اللَّهُ عَلَيهِ يتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ)

و اگر از آنها بپرسی: چه کسی آسمانها و زمين را آفريده؟ حتما می ‌گويند:«خدا!» بگو: «آيا هيچ درباره معبودانی که غير از خدا می ‌خوانيد انديشه می ‌کنيد که اگر خدا زيانی براي من بخواهد، آيا آنها می ‌توانند گزند او را برطرف سازند؟! و يا اگر رحمتی برای من بخواهد، آيا آنها می ‌توانند جلو رحمت او را بگيرند؟!» بگو: «خدا مرا کافی است؛ و همه متوکلان تنها بر او توکل می ‌کنند!

سوره زمر (39): آیه 38

«مَا شَاءَ اللَّهُ كَانَ وَ مَا لَمْ يَشَأْ لَمْ يَكُن‏»

حضرت زهرا (سلام الله علیها) خطبه ای در رابطه با توحید دارند. حضرت زهرا غوغا کرده اند خدا بیامرزد آقای مصباح را یک شرح خیلی خوبی برآن زده است. شاید این خطبه را دویست بار مطالعه کردم و هر بار مطالعه می کنم احساس می کنم نورانیتی در توحید من ایجاد می کند.

«أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ كَلِمَةٌ جُعِلَ الْإِخْلَاصُ تَأْوِيلَهَا وَ ضُمِّنَ الْقُلُوبُ مَوْصُولَهَا وَ أَنَارَ فِي التَّفَكُّرِ مَعْقُولُهَا»

عبارت های خیلی سنگینی دارد. توحیدی که تمام قلب ها به آن رسیده است فکرها و عقل ها او را در یافته است.

«الْمُمْتَنِعُ مِنَ الْأَبْصَارِ رُؤْيَتُهُ وَ مِنَ الْأَلْسُنِ صِفَتُهُ وَ مِنَ الْأَوْهَامِ كَيْفِيَّتُهُ»

بلاغات النساء؛ اسم المؤلف: أبو الفضل أحمد بن أبي طاهر ابن طيفور (المتوفى: 280هـ) الوفاة: 280، ص27

پرسش:

استاد! ما تحریف قرآن را قبول نداریم این ها می گویند شیعه دروغ می گوید تحریف را قبول دارند!

پاسخ:

آقایان یک روایت صحیح به ما بدهند که اولا ما در مورد تحریف قرآن روایت صحیح داریم و ثانیا یک دلیل به ما بگویند که مراد از تحریف زیاده و نقیصه است.

آقای خویی (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب خودش به اسم البیان بهترین پاسخ را در رابطه با روایات تحریف داده است.

همچنین بزرگان ما از جمله امام (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب تهذیب الاصول می گوید قائلان به تحریف کتاب کسانی هستنى که عقل شان ضعیف است عقول ضعیفه قائل به تحریف قرآن است.

آقای خویی می فرماید:

«أن حديث تحريف القرآن حديث خرافة وخيال»

البيان في تفسير القرآن؛ نويسنده: السيد الخوئي (وفات : 1413)، ناشر: دار الزهراء للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان: 1395 – 1975م، ص259

آن وقت می گویید شما قائل به تحریف قرآن هستید!

پرسش:

استاد ببخشید! کتاب فصل الخطاب مرحوم محدث نوری چیست؟

پاسخ:

ببینید ایشان آمد این کتاب را نوشت هدفش نفی تحریف قرآن بود شاگرد ایشان مرحوم آقا بزرگ تهرانی می گوید آن زمان که این کتاب را نوشت هدف استاد ما این بود که تحریف قرآن را در کتب شیعه نفی کند.

ولی یک جو سازی علیه ایشان کردند و خود ایشان هم از (اين نمونه کار) برگشت گفت آقا من اشتباه کردم این کتاب یکبار هم بیشتر چاپ نشد دیگر چاپش ممنوع شد ولی در عربستان این کتاب شاید تا به حال ۵۰ بار چاپ شده است؛ اما عراق و ایران یکبار چاپ شد و مراجع هم بر عدم نشر این کتاب فتوا دادند.

بزرگان ما هم الی ماشاء الله بر آن ردیه نوشتند.

پرسش:

یعنی ایشان قائل به تحریف نبوده اشتباه چاپ کرده است!

پاسخ:

شیخ آقا بزرگ تهرانی در کتاب الذریعه وقتی شرح حال مرحوم نوری را می آورد این مطلب را گفته است می گوید استاد ما هدف شان نفی تحریف قرآن بود می خواست روایات تحریف را بیاورد و توجیه کند.

مرحوم آقای خویی در کتاب البیان توجیه کرده و می گویند بله روایات را داریم همانطور که شما دارید عبدالله ابن مسعود می گوید در زمان پیغمبر آیه یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک را این طور می خواندیم:

«كنا نقرأ على عهد رسول الله ( صلى الله عليه و سلم ) ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته»

روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني؛ اسم المؤلف: العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود الألوسي البغدادي الوفاة: 1270هـ ، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج6، ص193

«وأخرج ابن مردويه عن ابن مسعود قال كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم (يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس)»

فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير؛ اسم المؤلف: محمد بن علي بن محمد الشوكاني الوفاة: 1250، دار النشر: دار الفكر – بيروت، ج2، ص60

آیا شما قائل به تحریف هستید یا نه؟ رسول اکرم در تبیین این آیه گفته (يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك) مربوط به ولایت است.

بعد صحابه گفتند «كنا نقرأ على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم (يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس)» روایاتی که شیعه دارد از همین باب است در حقیقت شرح و تبیین است.

این که از رسول اکرم در ذیل یک آیه چنین نقل شده، این را بعضی از روات آوردند در داخل آیه قرار دادند ربطی به آیه هم ندارد و لذا شیعه از اول صدر اسلام تا الان یک قرآن چاپ نکرده که این تبیین‌های پیغمبر در متن قرآن بیاید اگر شیعه قائل به تحریف بود باید این ها را در قرآنی که دست مردم است داشته باشد، این بهترین دلیل بر این است که شیعه قائل به تحریف نیست!

آغاز بحث...

در رابطه با بحث مناظره شرایط و آداب مناظره چند نکته ای را عرض کردیم.

از مهمترين شرائط مناظره گفتیم:

یک: تعیین موضوع حوار آن دفعه هم اشاره کردیم فرمایش امام صادق (سلام الله علیه) با مرد شامی.

دو: عدم مداخله مشرف و ناظر، معمولاً در هر مناظره دو طرف هستند یک نفر هم وقت را تقسیم می کند. ایشان حق دخالت در طرفین مناظره ندارد؛ یعنی کسی که ناظر بر مناظره است حق دخالت ندارد. اگر دخالت کرد مناظره از هم می پاشد.

سه: تعهد هر یک از طرفین بر اتباع حق.

آقای شیخ عبد الله حسن کتاب چند جلدی با عنوان المناظرات فی الإمامة نوشته است در رابطه با مناظراتی که در عهد نبی مکرم و ائمه (عليهم السلام) تا عصر حاضر انجام شده است همه را آورده است. مقدمه خیلی خوبی دارد.

تعهد هر یک از طرفین «علی إتباع الحق» وقتی مسئله روشن می شود می گوید ما چنین چیزی نداریم چند شب قبل آقایی از سنندج زنگ زد می گفت وضوی شماها (شيعه) باطل است! چون شما موقع وضو گرفتن به پای تان مسح می کشید!

گفتم در صحیح بخاری، جلد 1 سه تا روایت آورده است از قول صحابه : «کُنا» کلمه «کانَ» دلیل بر استمرار است. «مع الغیر» دلیل بر استیعاب است یعنی همه

«وَنَحْنُ نَتَوَضَّأُ فَجَعَلْنَا نَمْسَحُ على أَرْجُلِنَا»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص33، ح60

بنده خدا ساكت شد و نتوانست چیزی بگوید.

یا کسی عبارتی از کتب شیعه نقل می کند اگر اشتباه کردیم وقتی قاطعانه نقل کردیم مجبور هستیم بپذیریم ما علامه بر همه مطالب نیستیم یک مطلبی می گوید بعد می آید از نهج البلاغه و کافی با سند صحیح می آورد یا باید توجیه کنیم جواب بدهیم، اگر جواب نداشتیم باید تسلیم بشویم. اگر این روحیه را نداشته باشیم نباید وارد مناظره بشویم مهم تر از همه التزام طرفین به حدود ادب مناظره است.

معمولاً در مناظرات وقتی طرف مقابل کم می آورد شروع به توهین و جسارت کردن می کند. یکی از شرایطی که خودمان در تمام مناظرات مان با این ها مطرح می کنیم این است که اگر از ادب اسلامی بیرون رفتید به منزله شکست شما در مناظره است.

به مردم هم می گوییم مردم اگر ایشان شروع به توهین کرد این نشانه شکست ایشان است ما مناظره را همان جا قطع می کنیم. وقتی چنین شرطی شد بینندگان یا کسانی که شاهد هستند طرف حواسش هست دیگر سعی می کند اهانت و فحاشی نکند.

لذا در قرآن داریم:

(وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا)

و به مردم نيک بگوييد

سوره بقره (2): آیه 83

نمی فرماید «و قولوا للمسلمین حسنا، قولوا للشیعة حسنا» بلکه می فرماید (وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا) وظیفه ما رعایت ادب درهمه جا مخصوصاً در مناظره است.

وقتی به مناظره می رویم به عنوان نماینده مذهب آن جا می رویم مثلاً یک دفعه داریم سخنرانی می کنیم من یک سخنرانی می کنم و یک آقای دیگر سخنرانی دیگری می کند حرف من را نقد می کند یک کسی می آید حرف او را نقد می کند اما در بحث مناظره قضیه کاملاً متفاوت است دو مکتب با همدیگر حرف می زند کوچک ترین کوتاهی در این جا به حساب مکتب نوشته می شود. (وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا)

یا:

(وَهُدُوا إِلَى الطَّيبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ)

و بسوي سخنان پاکيزه هدايت مي‌شوند، و به راه خداوند شايسته ستايش، راهنمايي مي‌گردند.

سوره حج( 22): آیه 24

از الفاظ توهین به شدت اجتناب بشود.

(وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا)

و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام می ‌گويند (و با بی ‌اعتنايی و بزرگواری می ‌گذرند)؛

سوره فرقان (25): آیه 63

اگر او هم عبارت تند گفت عبارت تند او را نباید ما با تندی جواب بدهیم.

پرسش:

پس چرا حضرت موسی جواب فرعون را آن طوری داد.

پاسخ:

فرق می کند یک دفعه می خواهد حیثیت طرف را نابود کند

(فَقَالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يا مُوسَى مَسْحُورًا *قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنْزَلَ هَؤُلَاءِ إِلَّا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ بَصَائِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يا فِرْعَوْنُ مَثْبُورًا)

فرعون به او گفت: ای موسی! گمان می ‌کنم تو ديوانه (يا ساحری)! (موسی) گفت: تو می ‌دانی اين آيات را جز پروردگار آسمانها و زمين -برای روشنی دلها- نفرستاده؛ و من گمان می ‌کنم ای فرعون، تو (به زودی) هلاک خواهی شد!

سوره اسراء (17): آیات 101 و 102

می خواهد شخصیت حضرت موسی را لِه کند حضرت موسی هم به او می فرماید: (وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يا فِرْعَوْنُ مَثْبُورًا) این در برابر شکستن شخصیت، تقابل به مثل است ولی فحش ناموسی نمی دهد.

یک مرتبه این است که توهین می کند تا این هم فحاشی کند الفاظ رکیک به کار ببرد طرف می گوید یا موسی تو را سحر کردند که چنین حرف هایی می گویی. موسی هم می گوید نه تو عقلت را از دست دادی که این حرف ها را می زنی!

یا مناظره آقا امام مجتبی (سلام الله علیه) با یاران معاویه، حضرت در آن جا وقتی می بینند به شخصیت حضرت امیر المؤمنین و شخصیت خود امام حسن مجبتی توهین می کنند، دیگرسکوت نمی فرماید باید پاسخ بدهد که طرف ساکت شود.

این مطلب را فخر رازی در کتاب المحصول فی علم الاصول جلد ۴ صفحه 340 تا 342 آورده است.

«أما أنت يا عتبة فما أنت بحصيف فأجيبك ولا عاقل فأعاتبك وأما وعدك إياي بالقتل فهلا قتلت الذي وجدت في فراشك مع أهلك وأما أنت يا مغيرة بن شعبة فمثلك مثل البعوضة إذ قالت للنخلة استمسكي فإني عليك نازلة فقالت النخلة والله ما شعرت بوقوعك علي وأما زعمك أنه قتل عثمان فلعمري لو قتل عثمان ما كنت منه في شيء وإنك لكاذب»

المحصول في علم الأصول؛ اسم المؤلف: محمد بن عمر بن الحسين الرازي الوفاة: 606، دار النشر: جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية - الرياض - 1400، الطبعة: الأولى، تحقيق: طه جابر فياض العلواني، ج4، ص490

...مثل پشه‌ای هستی، وقتی آمد بالای درخت خرما نشست موقع نشستن هیچ، اما وقتی خواست بلند شود گفت آی درخت! مواظب باش که ریشه‌هایت در نیاید من دارم بلند می شوم! درخت خرما گفت نشستنت را من نفهمیدم کی نشستی حالا می خواهی بلند بشوی این حرف را می زنی؟!

پرسش:

اگر این ها را قبول کنیم، آیا این در چارچوب ادب امام می گنجد؟

پاسخ:

بله، شما به کتاب احتجاج جلد 1 صفحه ۱۵۴ و احتجاج جلد ۱ صفحه 453 مراجعه کنید. ببینید ائمه علیهم السلام در رابطه با کسانی که دارند هتک حرمت می‌کنند چه عباراتی می فرمایند؟

پرسش:

شاید بحث مناظره نیست همین فرمایش حضرت عالی است آن ها می خواستند شخصیت امام مجتبی را له کنند.

پاسخ:

مناظره است، واژه مناظره را به کار بردند. به معاویه می گویند امام حسن را بیاورید ما با او مناظره کنیم شخصیت او را لِه کنیم.

روایت از امام صادق (سلام الله علیه) است.

«وَ قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ (علیه السلام) قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ (علیه السلام): مَنْ كَانَ هَمُّهُ فِي كَسْرِ النَّوَاصِبِ عَنِ الْمَسَاكِينِ مِنْ شِيعَتِنَا الْمُوَالِينَ حَمِيَّةً لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يَكْسِرُهُمْ عَنْهُمْ وَ يَكْشِفُ عَنْ مَخَازِيهِمْ وَ يُبَيِّنُ عَوَارَهُمْ وَ يُفَخِّمُ أَمْرَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ جَعَلَ اللَّهُ تَعَالَى هِمَّةَ أَمْلَاكِ الْجِنَانِ فِي بِنَاءِ قُصُورِهِ وَ دُورِهِ يَسْتَعْمِلُ بِكُلِّ حَرْفٍ مِنْ حُرُوفِ حُجَجِهِ عَلَى أَعْدَاءِ اللَّهِ أَكْثَرَ مِنْ عَدَدِ أَهْلِ الدُّنْيَا أَمْلَاكاً قُوَّةُ كُلِّ وَاحِدٍ يَفْضُلُ عَنْ حَمْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ فَكَمْ مِنْ بِنَاءٍ وَ كَمْ مِنْ نِعْمَةٍ وَ كَمْ مِنْ قُصُورٍ لَا يَعْرِفُ قَدْرَهَا إِلَّا رَبُّ الْعَالَمِين‏»

الإحتجاج علی أهل اللجاج؛ نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، ناشر: نشر مرتضی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر،ج1، ص74

یعنی آنچه که پشت پرده است آبرو و حیثیتش را به باد بدهد؛ یعنی اگر کسی بخواهد با مذهب و با آبروی امام بازی کند، ما هم در برابر او نمی‌توانیم ساکت باشیم.

می گوید آقا طرف احترام دارد بله ولی احترام امام بالاتر از احترام طرف است. اگر یک چیزی که فوق احترام طرف مقابل بود، تعرض کرد باید هم خودش و هم مافوق را که به او دستور داده و حمایت هم می کند مورد حمله قرار داد «وَ يَكْشِفُ عَنْ مَخَازِيهِمْ» یعنی ذلت او را ثابت کند «وَ يُبَيِّنُ عَوَارَهُمْ وَ يُفَخِّمُ» یعنی اسرار پشت پرده را بگوید یبین عوراتهم یعنی رسواش کند.

از ان طرف هم از حضرت امیر المؤمنین (سلام الله علیه) روايت است: «إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ»

«و من كلام له (علیه السلام) و قد سمع قوما من أصحابه يسبون أهل الشام أيام حربهم بصفين‏ إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ وَ لَكِنَّكُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَكَرْتُمْ حَالَهُمْ كَانَ أَصْوَبَ فِي الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِي الْعُذْرِ وَ قُلْتُمْ مَكَانَ سَبِّكُمْ إِيَّاهُمْ اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَيْنِنَا وَ بَيْنِهِمْ وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى يَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ وَ يَرْعَوِيَ عَنِ الْغَيِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِه‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص323، خطبه 206

فحش ندهید «وَ لَكِنَّكُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَكَرْتُمْ حَالَهُمْ» به جای فحش بیایید ان عملکرد زشت و قبیح شان را برای مردم بگویید و احوالات ضد دینی شان را برای مردم بیان کنید.

«كَانَ أَصْوَبَ فِي الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِي الْعُذْرِ»؛ اگر این کار را کردید مردم آگاه می شوند که این ها بهره‌ای از دین و اسلام ندارند اعمالشان و سیره شان مخالف اسلام است ولی اگر آمدید فحش دادید طرف مظلوم نمایی می کند می گوید این آقا دارد فحش می دهد فحش دلیل من لا دلیل له است اگر این آقا حرف درست حسابی داشت فحش نمی‌داد. آی مردم! ایشان دلیل درست و حسابی ندارد این دلیل شکست ایشان است مناظره تمام است. می‌خواهید چه کار کنید؟! ولی از این طرف «وَ يَكْشِفُ عَنْ مَخَازِيهِمْ وَ يُبَيِّنُ عَوَارَهُمْ وَ يُفَخِّمُ أَمْرَ» این یک بحث کاملاً واضح و روشن است.

یا مثلاً در مناظره اصحاب امام عسکری (سلام الله علیه) دارد

«وَ اجْتَمَعَ قَوْمٌ مِنَ الْمُوَالِينَ- وَ الْمُحِبِّينَ لِآلِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) بِحَضْرَةِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ (علیه السلام)، فَقَالُوا: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّ لَنَا جَاراً مِنَ النُّصَّابِ يُؤْذِينَا وَ يَحْتَجُّ عَلَيْنَا- فِي تَفْضِيلِ الْأَوَّلِ وَ الثَّانِي وَ الثَّالِثِ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام)، وَ يُورِدُ عَلَيْنَا حُجَجاً لَا نَدْرِي كَيْفَ الْجَوَابُ عَنْهَا- وَ الْخُرُوجُ مِنْهَا فَقَالَ الْحَسَنُ (علیه السلام): أَنَا أَبْعَثُ إِلَيْكُمْ مَنْ يُفْحِمُهُ عَنْكُمْ، وَ يُصَغِّرُ شَأْنَهُ لَدَيْكُمْ. فَدَعَا بِرَجُلٍ مِنْ تَلَامِذَتِهِ وَ قَالَ: مُرَّ بِهَؤُلَاءِ إِذَا كَانُوا مُجْتَمِعِينَ يَتَكَلَّمُونَ فَتَسَمَّعْ إِلَيْهِمْ، فَيَسْتَدْعُونَ مِنْكَ الْكَلَامَ فَتَكَلَّمْ، وَ أَفْحِمْ صَاحِبَهُمْ، وَ اكْسِرْ عِزَّتَهُ وَ فُلَّ حَدَّهُ وَ لَا تُبْقِ لَهُ بَاقِيَةً. فَذَهَبَ الرَّجُلُ وَ حَضَرَ الْمَوْضِعَ وَ حَضَرُوا، وَ كَلَّمَ الرَّجُلُ فَأَفْحَمَهُ، وَ صَيَّرَهُ لَا يَدْرِي فِي السَّمَاءِ هُوَ، أَوْ فِي الْأَرْضِ [قَالُوا:] وَ وَقَعَ عَلَيْنَا مِنَ الْفَرَحِ وَ السُّرُورِ- مَا لَا يَعْلَمُهُ إِلَّا اللَّهُ تَعَالَى، وَ عَلَى الرَّجُلِ وَ الْمُتَعَصِّبِينَ لَهُ مِنَ الْحُزْنِ وَ الْغَمِّ- مِثْلُ مَا لَحِقَنَا مِنَ السُّرُورِ. فَلَمَّا رَجَعْنَا إِلَى الْإِمَامِ قَالَ لَنَا: إِنَّ الَّذِي فِي السَّمَاوَاتِ مِنَ الْفَرَحِ وَ الطَّرَبِ- بِكِسْرِ هَذَا الْعَدُوِّ لِلَّهِ كَانَ أَكْثَرَ مِمَّا كَانَ بِحَضْرَتِكُمْ، وَ الَّذِي كَانَ بِحَضْرَةِ إِبْلِيسَ وَ عُتَاةِ مَرَدَتِهِ- مِنَ الشَّيَاطِينِ- مِنَ الْحُزْنِ وَ الْغَمِّ أَشَدُّ مِمَّا كَانَ بِحَضْرَتِهِمْ. وَ لَقَدْ صَلَّى عَلَى هَذَا [الْعَبْدِ] الْكَاسِرِ لَهُ- مَلَائِكَةُ السَّمَاءِ وَ الْحُجُبِ وَ الْكُرْسِيِّ، وَ قَابَلَهَا اللَّهُ بِالْإِجَابَةِ فَأَكْرَمَ إِيَابَهُ، وَ عَظَّمَ ثَوَابَهُ. وَ لَقَدْ لَعَنَتْ تِلْكَ الْأَمْلَاكُ عَدُوَّ اللَّهِ الْمَكْسُورَ، وَ قَابَلَهَا اللَّهُ بِالْإِجَابَةِ فَشَدَّدَ حِسَابَهُ وَ أَطَالَ عَذَابَه‏»

التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري (عليه السلام)؛ نویسنده: حسن بن على عليه السلام، امام يازدهم، محقق /مصحح: مدرسه امام مهدی علیه السلام، ص353

«فَأَفْحَمَهُ» يعني نتواسنت حرف بزند «وَ صَيَّرَهُ لَا يَدْرِي فِي السَّمَاءِ هُوَ، أَوْ فِي الْأَرْضِ» طرف مقابل نمی دانست در هوا است یا زمین! مناظره باید این طوری باشد.

اگر میدان رفتیم هیچ راهی غیر از این نیست؛ چون عرض کردم بحث مکتب با مکتب است. یک دفعه آدم بحث‌های علمی دارد حرفش جداست؛ ولی مناظره و حوار که آمد در حوار یک سری شرایطی هست که ما باید کاملاً رعایت کنیم.

در هر صورت...

(وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا)

و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام می ‌گويند (و با بی ‌اعتنايی و بزرگواری می ‌گذرند)؛

سوره فرقان (25): آیه 63

(ادْفَعْ بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَينَكَ وَبَينَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِي حَمِيمٌ)

بدي را با نيکي دفع کن، ناگاه (خواهي ديد) همان کس که ميان تو و او دشمني است، گويي دوستي گرم و صميمي است!

سوره فصلت (41): آیه 34

اگر طرف عبارت غیر اخلاقی گفت عبارت غیر اخلاقی را با عبارت اخلاقی جواب بدهید این خودش نشانه شکست طرف مقابل است.

یکی از چیزهایی که ما داریم احتجاج به کتب و احادیث معتبره است.

عرض کردیم در شبکه کلمه یک شیعه زنگ زده بود و با کارشناس وهابی بحث می کرد. این طلبه عبارتی از کتاب ینابيع المودة قندوزی آورد، کارشناس وهابی گفت ما قندوزی را به اندازه الاغ هم قبول نداریم! او به اندازه الاغ هم نزد ما ارزش ندارد! به اين صورت طرف خلع سلاح می شود چون طرف می گوید ما اصلا او را قبول نداریم.

لذا در مناظره باید دقت کنیم به کتاب‌هایی که مورد تایید اکثریت اهل سنت است، استناد کنیم. شاید یک کتابی نداشته باشند که مورد قبول همه شان باشد شافعی‌ها کتاب‌های حنفی ها را قبول ندارند، حنفی ها کتاب‌های مالکی ها را قبول ندارند، این ها اختلافاتشان خیلی زیاد است.

اگرما در «تاریخ» می خواهیم کار کنیم کتاب های معتبر تاریخی شان را بیاوریم. اگر در «حدیث» می خواهیم بحث کنیم کتاب های معتبر حدیثی شان را باید بیاوریم. اگر در «کلام» می‌خواهیم بحث کنیم باید کتاب های معتبر کلامی شان را بیاوریم.

کتابی که ما نوشتیم بنا هست امسال هم در المصطفی تدریس بشود، هم در مرکز مدیریت برای طلاب ایرانی؛ اسم کتاب منهج الاجابه عن الشبهات است.

ما در اینجا یک بخش مهم کتاب مان را اختصاص به کتاب‌های معتبر اهل سنت دادیم در تفسیر، در حدیث، در کلام، همه را آوردیم. از خودمان هم چیزی اضافه نکردیم همه از کتاب های خود اهل سنت است.

به عنوان نمونه : کتاب الکامل فی التاریخ از کتب معتبر است، ادعا نکردیم بلكه اقوال علما را آوردیم.

«عز الدين ابن الأثير الجزري ... وكان إماما في حفظ الحديث ومعرفته وما يتعلق به وحافظا للتواريخ المتقدمة والمتأخرة وخبيرا بأنساب العرب وأخبارهم وأيامهم ووقائعهم»

وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان؛ اسم المؤلف: أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر بن خلكان الوفاة: 681هـ، دار النشر: دار الثقافة - لبنان، تحقيق: احسان عباس، ج3، ص348

طوری او را تمجید می کند آدم تصور می کند یکی از پیامبران اولوالعزم را دارد توصیف می کند!

ذهبی درباره او می گوید:

«العلامة، الحافظ،... کان اماما نسابة مورخا ادیبا... الشیخ، الامام، العلامة ...کان داره مجمع الفضلاء»

یافعی می گوید:

«الامام، الحافظ ابن الاثیر»

هر کتاب معتبری را که معرفی کردیم، نگفتیم ما می گوییم معتبر است علمای شما می گویند معتبر است این خیلی مهم است.

پرسش:

شاید بگوید درست است ایشان عالم و ملا است ولی هرچه که در کتابش گفته درست نیست.

پاسخ:

نزد شان کتاب معتبر است ما می گوییم این کتاب، کتاب معتبر نزد اهل سنت است.

...در مورد کتاب تاریخ طبری می گوید:

«یعتبر کتاب التاریخ الطبري من أهم کتب التاریخیة»

خطیب بغدادی:

«وكان أحد أئمة العلماء يحكم بقوله ويرجع إلى رأيه لمعرفته وفضله وكان قد جمع من العلوم ما لم يشاركه فيه أحد من أهل عصره وكان حافظا لكتاب الله عارفا بالقراآت بصيرا بالمعاني فقيها في احكام القرآن عالما بالسنن وطرقها صحيحها وسقيمها وناسخها ومنسوخها عارفا بأقوال الصحابة والتابعين ومن بعدهم من الخالفين في الاحكام ومسائل الحلال والحرام عارفا بأيام الناس وأخبارهم وله الكتاب المشهور في تاريخ الأمم والملوك وكتاب في التفسير لم يصنف أحد مثله»

تاريخ بغداد؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج2، ص163

ابن خلکان می گوید:

«من ثقات المورخین»

ابن اثیر می گوید:

«أوثق من نقل التاریخ»

آن را که ما آوردیم هم در توصیف کتابش است جایی که می گوید: «أوثق من نقل التاریخ» دیگر چه کار کنیم، آیه قرآن درباره طبری برای تان بیاوریم تا قبول کنید می گوییم علمای شما در رابطه با طبری گفتند «کان اماما و...» و کتابش هم من اوثق الکتب است پس این ها را چه کار کنیم؟

عرض کردم آن چه که امکان پذیر بود در جلد اول (منهج الاجابة) کار کردیم؛ یعنی سه سال شبانه روز با یک لجنه ای که همه فارغ التحصیل المصطفی با نمره بیست در دوره دکترا بودند روی آن کار کردیم.

این ها کسانی بودند که در کتاب قفاری هشت – نه سال با ما کار کردند ما هرچه بلد بودیم به این ها منتقل کردیم خیلی رک بگویم این ها جوان تر از ما بودند یک سری مطالبی آوردند که ما ندیده بودیم.

این کتاب را هم با یک لجنه چهار نفره سطر به سطر کلمه به کلمه با دقت تمام بررسی کردیم چون می خواهد کتاب درسی بشود فردا اساتید ایراد نگیرند مثلا فلان جا جمع مکسراست باید ضمایرش مؤنث می آمد یا مذکر می آمد و...

این کتاب را کلمه به کلمه از اول تا آخر در جلسه قرائت کردیم و با دقت تمام چاپ شد ولی «المعصوم من عصمه الله» با همه دقت هایی که کردیم هیچ تضمین نمی کنیم که اشتباه نداشته باشد، اگر بگوییم هیچ اشتباه ندارد خودش اولین اشتباه است. فقط کار معصوم است که هیچ اشتباهی ندارد. بعد از معصوم هرکسی کتاب می نویسد یا کاری انجام می دهد احتمال اشتباه در آن است.

يك بزرگواری کتابی در موضوع وهابیت نوشته بود به ما لطف داشت گفت فلانی شما این کتاب را ملاحظه کن. شاید من بیش از چهل مورد اشتباه و اشکال در این کتاب دیدم ایشان سی و نه موردش را قطعی و بدون تأمل قبول کرد.

در یک مورد حدود یک ساعت باهم بحث کردیم بعد از یک ساعت گفت حرف شما درست است. آن یک مورد هم در مورد حدیث عبدالله فرزند خلیفه دوم بود. از ایشان سوال می کنند نظر شما در مورد متعه چیست؟ می گوید جایز است می گویند پدرت می گفت حرام است پاسخ داد پیامبر گفته جایز است پدرم گفته حرام است حرف پیغمبر را بپذیریم یا حرف پدرم را بپذیرم!؟

ایشان این روایت را در متعة النساء آورده بود، من خدمت ایشان عرض کردم این در متعة النساء نیست در متعة الحج است گفت نه این طوری نیست. علامه حلی در متعة النساء گفته است.

گفتم این راخودتان به سنن نسائی آدرس دادید این کتاب سنن نسائی است می گوید در متعة الحج است. گفت شاید در کتاب سنن نسائی تصحیف شده باشد گفتم قبل از سنن نسائی، سنن ابن ماجه هم متعة الحج دارد. بعد از آن هم همه متعة الحج آوردند.

آقایان علما هم در طول این دویست – سیصد سال همه شان متعة النساء گفته اند فقط حاج آقای سبحانی متوجه قضیه شده در آثار ایشان متعة الحج آمده است.

روی این موضوع یک ساعت بحث کردیم، بحث خیلی تند هم بود بعد از یک ساعت قبول کرد این روایت ربطی به متعة النساء ندارد.

همین طور ما کتاب می نویسم دوستان می آیند اشکال می کنند در بعضی موارد هم اشکال شان وارد است اگر کسی بگوید کتاب من بی اشکال است اولین اشکال همین حرف است. ادعای بی اشکالی هذا اول الاشکال!

پرسش:

کسانی که کتاب بر اساس منابع شیعه می نویسند می گویند عقائد شیعه را بر اساس روایات معتبرشان نوشتیم و آن را رد می کنند این را چطور پاسخ بدهیم؟

پاسخ:

مراد از کتاب معتبر چیست؟

پرسش:

مثل کتاب اصول کافی و...

پاسخ:

ما اصول کافی را معتبر می دانیم به عنوان این که می توانیم به آن مراجعه کنیم و احکام را از آن بگیریم ولی ما اصول کافی را از ابتدا تا انتها صحيح نمی دانیم.مثل اهل سنت كه صحیح بخاری را از اول تا آخر صحیح می دانند نیستیم. ملاک برای روایت داریم علامه مجلسی با آن عظمتش مرأة العقول می نویسد.

ایشان در کتاب مرآة العقول آمده تک تک روایات کافی را از اول تا آخر جلد هشتم بررسی سندی کرده هرکدام صحیح بوده صحیح گفته، یا موثق یا ضعیف گفته است. ما تابع رجال هستیم به هیچ وجه صحیح کافی نداریم.

روایتی که می آوریم:

یک: باید بررسی سندی کنیم

دو: بعد از بررسی سندی معارض نداشته باشد.

سه: روایت بخاطر تقیة صادر نشده باشد.

ما برای قبول روایت یک سری شرایط داریم اگر تمام آن شرایط باشد می پذیریم.

پرسش:

درست است که اسم کتاب صحیح بخاری است از خود اهل سنت مقالات و مطالبی هست که می گویند اشکالاتی در این کتاب است.

پاسخ:

بله، جدیدا بعضی هایشان متوجه شده اند. برادر حسن بناء روایات صحیح بخاری را زیر و رو کرد و فقط یک سوم صحیح بخاری را صحیح دانست و دو سوم آن را باطل اعلام کرد. به ایشان اجازه ندادند کتابش را چاپ کند!

جدیداً این ها یک مطالبی گفته اند ولی هنوز عموم شان همچنان صحیح بخاری را صحیح ترین بعد از قرآن می دانند.

در شهر زاهدان هر سال همایش ختم صحیح بخاری می گیرند؛ یعنی از اول سال ختم بخاری مثل قرآن شروع می‌کنند. این ها رسماً اعلام کردند اگرکسی بگوید احادیث صحیح بخاری باید تحقیق بشود زندیق است؛ یعنی از دین بیرون رفته است! قول به تحقیق صحیح بخاری مساوی با زندقه است. اکثریت شان این نظر را دارند.

البانی که نزد وهابی ها از پیامبران اولوالعزم بیشتر اعتبار دارد! می گوید تمام روات صحیح بخاری و صحیح مسلم ثقه هستند، اگر یک راوی در صحیحین آمد محکوم به وثاقت است و کتاب صحیح بخاری از باء بسم الله تا تاء تمت صحیح است.

اگر فرصت شود اقوال بزرگان این ها را بخوانم می بینید که چه خبر است! کتابی مرحوم آقای نجمی کتابی نوشته الاضواء علی الصحیحین که ترجمه شده با عنوان سیری در صحیحین مقدمه آن را ملاحظه فرمایید تمام اقوال را ایشان جمع کرده است.

علامه عسکری هم در کتاب معالم المدرستین در این باره مطالبی آورده است. مرحوم شرف الدین نیزدر کتاب الاجتهاد والنص در این باره مطالبی آورده است خیلی کتاب خوبی است . یکی یکی کتاب‌ها را آورده با سنت پیغمبر و قرآن مقایسه کرده و رد کرده است. خیلی کتاب خواندنی و مفیدی است؛ خداوند روح ایشان را شاد کند.

در هر صورت... احتجاج به کتب و احادیث معتبر عند الاخر از اساسی‌ترین بحث در مناظره این است شما ۱۰ تا روایت می‌خوانید طرف مقابل با یک جمله می گوید تمام روایاتی که آورده اید ضعیف است. آن وقت شما آن جا فرصت بررسی سندی هم که ندارید محکوم به شکست هستید.

بررسی سندی هم به این سادگی نیست چه بسا یک روایت را شما می ‌خواهید بررسی سندی کنید چهار - پنج ساعت حتی چه بسا ۱۰ ساعت از شما وقت بگیرد؛ لذا باید اساسی ترین بحث هایی که معمولاً در مناظرات صورت می گیرد از قبل آماده داشته باشیم و بررسی سندیش را قبلا انجام داده باشیم .

یکی از کارهای خیلی خوبی که در موسسه ما با دوستان چند سال است مشغول هستیم بررسي روات احادیث ولایت است. تمام راویانی که از شیعه و سنی در احادیث ولایت آمده را مورد دقت قرار می دهیم.

حاج آقای جوادی روی روات تفسیر کار کردند در چهار – پنج جلد چاپ شده است. ما هم چند سال است داریم بر روی روات احادیث ولایت کار می‌کنیم ان شاء الله امسال اولین جلد آن چاپ می شود. ان شاء الله وقتی چاپ شود و به نرم‌افزار هم تبدیل شود خیلی قابل استفاده است شما وقتی روی یک راوی کلیک می‌کنید تمام اقوال بزرگان را نسبت به این راوی می بینید یعنی کاری که باید شما چهار – پنج ساعت وقت بگذارید در یک دقیقه برای تان می آورد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :