(جلسه هشتاد و نهم 08 02 1404)
موضوع: بحث دلالی مرحوم امام خمینی در حدیث «اللهم ارحم خلفائی»
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصير
پرسش:
....
ایشان می گوید شهدا زنده هستند اگر زنده هستند چرا همسرشان ازدواج می کند؟ عرض کردم زنده هستند زنده در آخرت است. آخرت، دنیای تکلیف نیست نماز خواندن، روزه گرفتن و امثال این ها دیگر در آنجا نیست چون عالم تکلیف نیست همه چیز جدا می شود.
در رابطه با افرادی که مفقود الأثر هستند، فقه اسلامی برای آنها حکمی خاص دارد. اگر فردی در شرایطی قرار بگیرد که احتمال زنده بودنش بسیار ضعیف شود، فقیه می تواند حکم طلاق صادر کند.
پرسش:
نسبت به خود شهید بله تکلیف نیست.
پاسخ:
در این صورت، زن و مرد از نظر شرعی از یکدیگر جدا می شوند و دیگر تکلیفی بر آنها نیست. همچنین، علقه بین زن و شوهر مربوط به عالم تکلیف است. بنابراین، پس از شهادت زن یا مرد، دیگری میتواند ازدواج مجدد داشته باشد.
در مورد حضرت صدیقه طاهره (سلاماللهعلیه السلام)، زمانی که ایشان به شهادت رسیدند
«إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص458، بَابُ مَوْلِدِ الزَّهْرَاءِ فَاطِمَةَ (علیها السلام)، ح2
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) طبق وصیت ایشان، پس از چهار یا پنج روز اقدام به ازدواج کردند و حتی ده روز نیز نگذشته بود که این اتفاق افتاد.
پرسش:
محرمیت بعد از مردن هم هست؟
پاسخ:
بله بعد از مردن قطعاً محرمیت است یعنی؛ بعد از وفات، نوع خاصی از محرمیت وجود دارد که شامل غسل، تدفین و کفن کردن می شود. مرد می تواند همسر خود را غسل دهد و دفن کند، اما این محرمیت محدود به همین موارد است.
برخی وهابی ها معتقد هستند که حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نباید پس از مدت کوتاهی ازدواج می کرد. در پاسخ به این شبهات، امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه) تعبیر روشنی دارند:
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) با لذات دنیوی ارتباطی نداشت، بلکه همه چیز را جلوه ی الهی میدید. به قول یکی از بزرگان:
«ضَرْبَةُ عَلِيٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ الثَّقَلَيْن»
إقبال الأعمال (ط - القديمة)؛ ابن طاووس، على بن موسى، محقق/ مصحح: ندارد ناشر: دار الكتب الإسلاميه، ج1، ص467
و حتی نفس کشیدن ایشان نیز افضل از عبادت ثقلین است، تمامی حرکات و سکنات ایشان با یاد خداوند عجین شده بود چون جز خدا چیز دیگری نمی بیند.
«ما رَأَيْتُ شَيْئاً اِلاّ وَ رَأَيْتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»
پرسش:
این هایی که به حضرت علی (سلام الله علیه) اشکال کردند، درباره رفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بعد از حضرت خدیجه چه می گویند؟
پاسخ:
ازدواج پیامبر اکرم پس از حضرت خدیجه بلا فاصله نبود.
اگر بنا بود از نظر رتبه شهدا بالاتر باشند، آیات دیگری داریم (وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ) مثل هم نیستند چیز دیگری مد نظر باید باشد غیر از این که مرده ها رتبه داشته باشند شهدا هم رتبه داشته باشند با تعابیر دیگری می شود بحث کرد.
تعبیر خدای عالم این است: (عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ)
(وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ)
(اي پيامبر!) هرگز گمان مبر کساني که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزي داده ميشوند.
سوره آلعمران (3): آیه 169
این بدان معناست که شهدا رزق الهی دارند، شهدا رتبه بالاتری دارند، چنانکه در روایات آمده است که به مجرد شهادت، به آنان بشارت بهشت داده می شود.
یکی از دلایل قرآنی بشارت شهدا، آیه ای از سوره یاسین است:
(لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ بِمَا غَفَرَ لِي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ)
که پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامی داشتگان قرار داده است!
سوره یس (36): آیه 27
این آیه نشان می دهد که به مجرد جدا شدن روح از بدن، شهید مورد بشارت الهی قرار میگیرد
پرسش:
اگر حق الناس به گردن شهید باشد چه؟
پاسخ:
طبق برخی روایات، شهید پس از قیامت و هنگام ورود به بهشت، متوقف می شود و اجازهی ورود به او داده نمی شود تا حسابرسی شود.
خداوند مرحوم آیتالله شیخ محمد شاه آبادی را رحمت کند ایشان بارها در درسهای خود این موضوع را تکرار می کرد می گفت شهید زمانی که به درب بهشت میرسد، مأموران الهی او را متوقف میکنند و از او میخواهند ابتدا تسویهی حق الناس خود را انجام دهد.
در این فرآیند، افراد طلبکار از اعمال نیک شهید سهمی دریافت می کنند. اما نکتهی مهم این است که اعمال بد شهید منتقل نمی شود؛ فرق است بین افراد عادی و شهید؛ افراد عادی آن جا بده بستان دارند اعمال خوب داشته باشند به او می دهند اعمال خوب نداشته باشند اعمال بد آن طرف را به اینها می دهند.
اما شهید از نظر مقام معنوی قطعاً باید وارد بهشت شود، ممکن است بدهی هایی داشته باشد که باعث کاهش درجات او شود اعمال بد دیگران به او منتقل نمی شود ولی اعمال خوب شهید به دیگران منتقل می شود.
· اگر بدهیهایش کم باشد، ممکن است ۵۰ درجه کاهش یابد،
· اگر بدهی بیشتر باشد، ممکن است ۱۰ درجه کاهش یابد،
· اما در نهایت، پس از تصفیهی حساب، قطعاً وارد بهشت خواهد شد.
حقالناس مرز نمیشناسد و هیچ فردی، حتی پیامبر، نمی تواند آن را نادیده بگیرد. خدای عالم می گوید من با حق الناس اصلاً کار ندارم خودتان می خواهید چه کار کنید. البته برخی افراد با وجود داشتن حق الناس، نزد خداوند دارای مقام ویژه ای هستند .این مفهوم در دعای استغفار حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) نیز مطرح شده است که بسیار پر محتوا و زیباست.
در یکی از دعاهای امام سجاد (علیهالسلام)، که دعای روز دوشنبه هست، چنین تعابیری دیده می شود:
«اللهم إني أستغفرك لكل نذر نذرته ، ولكل وعد وعدته ، ولكل عهد عاهدته ثم لم أف لك به ، وأسألك في مظالم عبادك عندي ، فأيما عبد من عبيدك ، أو إمة من إمائك كانت له قبلي مظلمة ظلمتها إياه في نفسه أو في عرضه أو في ماله أو في أهله وولده ، أو غيبة اغتبته بها ، أو تحامل عليه بميل أو هوى ، أو أنفه أو حمية أو رياء أو عصبية غائبا كان أو شاهدا ، وحيا كان أو ميتا ، فقصرت يدي ، وضاق وسعي عن ردها إليه ، والتحلل منه . فأسألك يا من يملك الحاجات وهي مستجيبة لمشيته ومسرعة إلى إرادته أن تصلي على محمد وآل محمد ، وأن ترضيه عني بما شئت ، وتهب لي من عندك رحمة إنه لا تنقصك المغفرة ، ولا تضرك الموهبة يا أرحم الراحمين ....»
صحیفه سجادیه، صص544-545، تحقيق : السيد محمد باقر الموحد الابطحي، چاپ : الأولى، سال چاپ : 25 محرم الحرام 1411، ناشر : مؤسسة الإمام المهدي (ع) / مؤسسة الأنصاريان للطباعة والنشر - قم -
این دعا نشان دهندهی درخواست مغفرت برای تمامی ظلم هایی است که انسان مرتکب شده است، خواه در حق افراد حاضر یا غایب باشد. همچنین در دعای استغفار این تعبیر آمده است:
«وَاَسْتَغْفِرُكَ وَاَتُوبُ اِلَیْكَ مِنْ مَظالِمَ كَثیرَةٍ لِعِبادِكَ قِبَلى، یا رَبِّ فَلَمْ اَسْتَطِعْ رَدَّها عَلَیْهِمْ وَتَحْلیلَها مِنْهُمْ، اَوْ شَهِدُوا فَاسْتَحْیَیْتُ مِنْ اِسْتِحْلالِهِمْ وَالطَّلَبِ اِلَیْهِمْ َاِعْلامِهِمْ ذلِكَ، وَاَنْتَ الْقادِرُ عَلى اَنْ تَسْتَوْهِبَنى مِنْهُمْ وَتُرْضِیَهُمْ عَنّى كَیْفَ شِئْتَ، وَبِما شِئْتَ ...»
صحیفة العلویة الجامعة، ص164، دعاى شماره 70 تألیف سید محمد باقر ابطحى، چاپ: قم ـ مؤسّسة الإمام المهدى(علیه السلام)
در این دعا، شخص طلب عفو میکند و از خداوند می خواهد که او را از حقوقی که بر گردنش است، برهاند.
در بخش معاد از کتاب بحارالأنوار، تألیف علامه مجلسی در جلدهای ۶ تا ۹، اشاره شده است که برخی افراد برای ورود به بهشت، نیاز به واسطه گری ملائکه دارند. اگر شخصی بدهی اخلاقی یا حقی بر گردن دیگران داشته باشد، ملائکه واسطه می شوند تا او و طلبکارش یکدیگر را ببخشند. در صورت عدم رضایت، هر دو نفر در جهنم خواهند ماند تا زمانی که یکدیگر را حلال کنند و سپس وارد بهشت شوند.
در هر صورت... حقالناس یکی از دشوارترین مسائل شرعی است که نمیتوان از آن چشم پوشی کرد. انسان باید دقت فراوانی در رفتار خود داشته باشد، بهویژه در موضوع غیبت. غیبت افراد معمولی معمولاً دربارهی هم رده های خودشان صورت میگیرد، اما طلبه ها و علما اگر در مورد فردی بدگویی کنند، ممکن است از بزرگان، مراجع، اساتید یا مسئولین شروع کنند که گناه سنگین تری دارد.
امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) در مورد حق الناس و غیبت در کتاب حکومت اسلامی تعبیر مهمی دارند. اگر کسی پشت سر فقیهی حرف بزند دست او از رشته ی ولایت قطع می شود.
در احادیث آمده است که در روز قیامت، اهل جهنم در عذاب سختی گرفتار خواهند شد.
(نَزَّاعَةً لِلشَّوَى)
دست و پا و پوست سر را می کند و می برد!
سوره معارج (70): آیه 16
«تُنْضِجُ الْأَكْبَادَ وَ الْكُلَى»
الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص79
آتش جهنم ابتدا قلب، ریه و کلیه را می سوزاند و سپس سایر اعضای بدن را در بر میگیرد. امام خمینی این روایت را می آورد می گوید اما بدترین عذاب جهنم، بوی تعفن علمای سوء است که بر اثر اعمال نادرست شان در دوزخ گرفتار شده اند. این بو، برای اهل جهنم از آتش نیز سخت تر و دردناک تر خواهد بود.
تأثر و نگرانی مرحوم آیت الله بروجردی در سال های پایانی عمر
نقل شده است که مرحوم آیتالله بروجردی در اواخر عمر خود بسیار گریه میکردند و از نگرانی های معنوی خود سخن میگفت. یکی از بزرگان به ایشان گفت این همه خدمات و ... داشتید ایشان گفتند:
«وَ أَخْلِصِ الْعَمَلَ فَإِنَّ النَّاقِدَ بَصِير»
الإختصاص؛ نويسنده: مفيد محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: 413 ق)، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر و محرمى زرندى، محمود، ناشر: الموتمر العالمى لالفية الشيخ المفيد، ايران؛ قم: 1413 ق، ص 341
یعنی انسان باید عمل خود را خالص کند، چرا که داور نهایی خداوند است.
آغاز بحث...
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛
امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه) در بحث رجال و فقه نظرات مهمی داشتهاند. فرمایشات ایشان در کتاب البیع با مطالبی که در کتاب الطهارت آورده اند نسبت به مشایخ الثقات کاملا باهم دیگر در تضاد هستند. شاید ایشان فراموش کرده اند یا از نظرشان برگشته است.
پس از بحث رجالی، امام خمینی بحث دلالی را آغاز می کنند
«معنى خلافة رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) أمر معهود من أوّل الإسلام، ليس فيه إبهام»
همان فرمایشاتی که آیتالله خویی و شهید صدر داشتند که بحث خلافت ارتباط به این مسائل ندارد. نداریم بر این که پیامبر کسی را برای نقل حدیث خلیفه معین کند.
«وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُكَ قَالَ الَّذِينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدِي يَرْوُونَ حَدِيثِي وَ سُنَّتِي»
من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج4، ص420
ایشان می گوید «معنى خلافة رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) أمر معهود من أوّل الإسلام» سید بزرگوار! آیا این خلافت رسول الله «امر معهود» در بحث نقل حدیث داریم که پیامبر کسی را به عنوان خلیفه معین کند؟
خلیفه کلمه سیاسی است. خلافت معادل ولایت و امامت است. همان طور که خود ایشان عبارت را نقل می کند و با عبارت تند رد می کند اما این که رسول اکرم بگوید فلانی تو خلیفه من برای نقل روایت هستی این را نداریم!
خلیفه عمدتاً بوی سیاسی می دهد یعنی تو موظف هستی در فلان جا بروی حکومت به پا کنی به مردم رسیدگی کنی ولایت و تدبیر مردم را به عهده بگیری. کلمه خلیفه در حقیقت معادل مدیر امور سیاسی مردم است.
بعد ایشان می فرماید
«والخلافة لو لم تكن ظاهرة في الولاية والحكومة، فلا أقلّ من أنّها القدر المتيقّن منها»
اگر کلمه خلافت ظهور در ولایت و حکومت نداشته باشد قدر متیقن از آن است. حتی از مردم کوچه و بازار بپرسید معنای خلافت چیست می گویند خلافت، حکومت و تدبر امور سیاسی مردم است.
بعد ایشان می گوید:
«الَّذِينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدِي وقوله (صلى الله عليه وآله وسلم) الذين يأتون من بعدي معرّف للخلفاء، لا محدّد لمعناها وهو واضح»
خیلی از آقایان مثل مرحوم آقای خویی و مرحوم آقای صدر و دیگر بزرگواران به این عبارت استدلال می کنند که این عبارت ربطی به حکومت ندارد. این که «الذین یأتون من بعدي» می گوید «یروون حدیثي و سنتي» ایشان می خواهد دفع دخل مقدر کند می گوید «الذین یأتون من بعدي» معرفی خلفا است نه محدود کردن معنای آن. نمی خواهد بگوید خلیفه من وظیفه اش فقط نقل روایت است؛ بلکه می خواهد بگوید خلفای من کارهایی انجام می دهند از جمله این کارها نقل روایت است.
فرمایش ایشان است اما عبارت قبلی شان «فلا اقل من انها القدر المتقین» قطعی است حتی نظر ما بر این است ظهور در ولایت و حکومت دارد. «فلا اقل من انها القدر المتقین» که ایشان تنزل فرمودند این طوری نیست.
بعد می گوید:
«مع أنّ الخلافة لنقل الرواية والسنّة لا معنى لها»
خلافت برای نقل روایت و سنت معنایی ندارد. چرا؟
«لأنّ رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) لم يكن راوياً لرواياته، حتّى يكون الخليفة قائماً مقامه في ذلك»
پیامبر راوی روایات و احادیث خودش نبوده، آن چه نقل می کرده دیگران آن را به عنوان روایت قبول می کردند. مثل حضرت امیر و دیگر ائمه علیهم السلام نیست که بیایند روایات پیامبر را برای دیگران نقل کنند.
مثلا سلمان فارسی و سایر صحابه، روایات پیامبر را برای دیگران نقل می کردند اما خود پیامبر این طور نبود که روایاتی داشته باشد قبلا چیزی گفته نقل کرده بعد بخواهد نقل شده اش را برای مردم بگوید!
«فيظهر من الرواية أنّ للعلماء جميع ماله (صلى الله عليه وآله وسلم)»
از روایت در می آید «اللهم ارحم خلفائي» عُلما تمام مناصب نبی مکرم را دارا هستند از جمله آن ها اقامه حکومت، اجرای حدود، منع از ظلم و امثال این ها
«إلاّ أن يدلّ دليل على إخراجه فيتّبع»
دلیل داریم که این از مختصات نبی مکرم است.
البته آدم احساس می کند که این ناظر به فرمایشات دیگر فقها است که بحث «اللهم ارحم خلفائي» را فقط در رابطه با ناقلین روایت آورده اند. مرحوم امام می خواهد محدثین و دیگران امثال ابوذر، زراره و دیگران، علمایی که بعدا می آیند منبری هایی که بالای منبر می روند و روایت نقل می کنند را از دایره «اللهم ارحم خلفائي» خارج کند!
پرسش:
پیامبر روایت نمی کردند یعنی چیزی که از جبرئیل می گرفتند یا جمله:
(وَمَا ينْطِقُ عَنِ الْهَوَى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى)
و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گويد! آنچه می گويد چيزی جز وحی که بر او نازل شده نيست!
سوره نجم (53): آیات 3 و 4
پاسخ:
طوری نبود که پیامبر روایت خودش را نقل کند، این که نقل می کرد (إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى) بود. اگر قرار باشد سخنان پیامبر را به عنوان روایت در نظر بگیریم، باید گفت او روایات خداوند را (بلا تشبیه) نقل می کرده است، نه احادیث شخصی خود را.
«كان جبريل ينزل بالسنة كما ينزل بالقرآن»
الدر المنثور؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي الوفاة: 911، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1993، ج7، ص643
سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) نیز همانند قرآن بر ایشان نازل شده است. بزرگان اهل سنت، از جمله ابن حجر عسقلانی، بدر الدین عینی، قسطلانی و ...، به تفصیل دربارهی این مسئله بحث کرده اند.
در مورد حدیث:
«إن الرجل ليهجر على عادة العرب»
ديوان المتنبي؛ اسم المؤلف: أبو البقاء العكبري الوفاة: 616، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: مصطفى السقا/ إبراهيم الأبياري/ عبد الحفيظ شلبي، ج1، ص9
گفته اند این حرف بی خودی است که خلیفه دوم گفته است!
«هجر هجر رسول الله صلى الله عليه وسلم أعاد هجر مرتين قال عياض معنى أهجر أفحش يقال هجر الرجل إذا هذى وأهجر إذا أفحش وتعقب بأنه يستلزم أن يكون بسكون الهاء والروايات كلها إنما هي بفتحها وقد تكلم عياض وغيره على هذا الموضع فأطالوا ولخصه القرطبي تلخيصا حسنا ثم لخصته من كلامه وحاصله أن قوله هجر الراجح فيه إثبات همزة الاستفهام وبفتحات على أنه فعل ماض قال ولبعضهم أهجرا بضم الهاء وسكون الجيم والتنوين على أنه مفعول بفعل مضمر أي قال هجرا والهجر بالضم ثم السكون الهذيان والمراد به هنا ما يقع من كلام المريض الذي لا ينتظم ولا يعتد به لعدم فائدته ووقوع ذلك من النبي صلى الله عليه وسلم مستحيل لأنه معصوم في صحته ومرضه لقوله تعالى وما ينطق عن الهوى ولقوله صلى الله عليه وسلم إني لا أقول في الغضب والرضا إلا حقا»
فتح الباري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب، ج8، ص133
در برخی احادیث آمده است که شخصی از پیامبر پرسید:
«يا رَسُولَ اللَّهِ انك تُدَاعِبُنَا»
یا رسولالله، وقتی با ما شوخی می کنید، آیا شوخی های شما نیز وحی الهی (إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يوحَى) است؟
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) پاسخ دادند:
«اني لاَ أَقُولُ الا حَقًّا»
یعنی هیچچیزی از دهان من جز حق و حقیقت بیرون نمی آید.
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة:241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج2، ص360، ح8708
این حدیث نشان می دهد که حتی شوخی های پیامبر نیز همراه با حقانیت و حکمت بوده است.
فتح الباری در چاپ تحقیق شده توسط بن باز، جلد 8، صفحه ۱۳۳ نقل می کند: وقتی عمر گفت «إن الرجل ليهجر»...«...ووقوع ذلك من النبي صلى الله عليه وسلم مستحيل» خیلی قشنگ و عالی وارد شده است.
«لأنه معصوم في صحته ومرضه لقوله تعالى وما ينطق عن الهوى ولقوله صلى الله عليه وسلم إني لا أقول في الغضب والرضا إلا حقا»
این مطلب را هم صاحب فتح الباری دارد و هم بدر الدین عینی شارح صحیح بخاری در کتاب عمدة القاری جلد 18 صفحه 62 دارد.
همچنین ملا علی قاری در کتاب مرقاة المفاتیح به این موضوع اشاره کرده است. همچنین احمد در کتاب مسند دارد. در مسند احمد، این حدیث با تحقیق شعیب الارنؤوط بررسی شده است. با شعیب الارنؤوط معمولاً یکی از علمای وهابی معاصر است که این روایت را صحیح دانسته است، و در مواردی که او صحّت یک حدیث را تأیید کند، معمولاً مورد قبول عامهی علما قرار می گیرد. اگرچه در خیلی از جاها وقتی حدیثی در فضائل حضرت امیر را بررسی می کند، وهابی گریش را اعمال می کند.
این روایت در مسند احمد آمده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودهاند: «إني لاَ أَقُولُ إِلاَّ حَقًّا»
«حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا يُونُسُ ثنا لَيْثٌ عَن مُحَمَّدٍ عن سَعِيدِ بن أبي سَعِيدٍ عن أبي هُرَيْرَةَ عن رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم انه قال اني لاَ أَقُولُ إِلاَّ حَقًّا قال بَعْضُ أَصْحَابِهِ فَإِنَّكَ تُدَاعِبُنَا يا رَسُولَ اللَّهِ فقال إني لاَ أَقُولُ إِلاَّ حَقًّا»
مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة:241، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج2، ص340، ح8462
محقق کتاب می گوید «إسنادُهُ قویٌ». این حدیث در آثار ترمذی و دیگران نیز ذکر شده است. تا جایی که در فتح الباری، در جلد ۱۳، صفحه ۲۹۱ آمده است:
«وأخرج البيهقي بسند صحيح عن حسان بن عطية أحد التابعين من ثقات الشاميين كان جبريل ينزل على النبي صلى الله عليه وسلم بالسنة كما ينزل عليه بالقرآن ويجمع ذلك كله وما ينطق عن الهوى»
فتح الباري شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب، ج13، ص291
این عبارت نشان می دهد که جبرئیل همان طور که قرآن را بر پیامبر نازل می کرد، سنت را نیز نازل می کرده است. بنابراین، سنت جزئی از وحی الهی است و آیهی (وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى) شامل قرآن و سنت می شود.
یکی از موضوعاتی که امروزه در فضای مجازی بسیار مورد بحث قرار گرفته است، حدیث قرطاس است. وهابیان برای توجیه این حدیث مانور گسترده ای داده اند و تلاش کرده اند که آن را به گونه ای تفسیر کنند که با دیدگاه آنان سازگار باشد. تا جایی که در برخی روایات آمده است (شیطان از برخی افراد قرض میگیرد) در قضیهی حدیث قرطاس، وهابیان آن قدر استدلال های عجیب مطرح کرده اند که حتی شیطان در این بحث به نوعی کم آورده است!
برخی از افراد ادعا دارند که تنها تابع قرآن هستیم و هر چه در قرآن آمده، میپذیریم در کجای قرآن خلافت حضرت علی آمده است؟
برخی از علمای اهل سنت، از جمله خطیب بغدادی متوفای ۴۳۶ هـ، که از استوانه های علمی اهل سنت است دیدگاههایی دربارهی قرآن و حدیث مطرح کرده اند. او در کتاب الکفایه فی علم الدرایه از ایوب سختیانی نقل می کند:
«إذا حدثت الرجل بالسنة فقال دعنا من هذا وحدثنا من القرآن فاعلم انه ضالّ مضلّ»
الكفاية في علم الرواية؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي بن ثابت أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463، دار النشر: المكتبة العلمية - المدينة المنورة، تحقيق: أبو عبدالله السورقي , إبراهيم حمدي المدني، ج1، ص 16
« إذا حدثت الرجل بالسنة فقال دعنا من هذا وهات كتاب الله فاعلم أنه ضالّ»
الطبقات الكبرى، اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري، دار النشر: دار صادر - بيروت، ج 7، ص 184
زمانی که از سنت پیغمبر حدیث کردی و او گفت: سنت پیامبر را رها کن، از قرآن برای ما بگو ! «فاعلم أنه ضال»
حال ما از آقای خطیب بغدادی می پرسیم: «حسبنا کتاب الله» یعنی چه؟
«حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ»
الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة ، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج4، ص1612، ح4169
«فقال عُمَرُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قد غَلَبَ عليه الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ»
صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج3، ص1259، ح1637
آیا وقتی که عمر گفت : حسبنا کتاب الله ؛ آن جا هم شما قائلید که عمر ضالّ و مضلّ بوده است؟!
یا در مورد آقای ابوبکر در کتاب تذکرة الحفاظ، جلد 1، صفحه ۳ و ۵ آمده است:
«فلا تحدثوا عن رسول الله شيئا فمن سألكم فقولوا بيننا وبينكم كتاب الله»
احادیث را رها کنید از قرآن برای مردم حرف بزنید!
تذكرة الحفاظ؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة : الأولى، ج 1، ص 3
عبارت حسبنا کتاب الله را همه منابع اهل سنت آورده اند کلام خلیفه دوم است. دربارهی جملهی «إن الرجل ليهجر» برخی میگویند عمر نگفته است!
ذهبی، با وجود مقام علمی بالای خود، این موضوع را به شکلی متفاوت تحلیل کرده است. وی میگوید که ابوبکر «حسبنا کتاب الله» نگفت بلکه «بیننا و بینکم کتاب الله»گفت. بییند چقدر توجیه احمقانه است! «فقولوا بيننا وبينكم كتاب الله»
چه تفاوتی دارند؟ ایشان نگفت رفیقش «حسبنا کتاب الله» گفت آن جا چه می گویی؟
برخی از افراد برای تأویل و توجیه این مواضع، تلاش کردهاند استدلال هایی ارائه دهند که حتی خودشان نیز به درستی آنها باور نداشتند. این تأویلها عمدتاً با هدف توجیه دیدگاه های موجود و اقناع عمومی مطرح شده اند، در حالی که جای نقد و بررسی دقیق دارند.
آیا میتوان تصور کرد که ذهبی تفاوت میان دو عبارت «حسبنا کتاب الله» و «بیننا و بینکم کتاب الله» را درک نکرده باشد؟
به قول شیخ صدوق (رضواناللهتعالیعلیه) میفرماید: دیدن محکمهی عدل حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در قیامت دیدنی و تماشاکردنی است! ارزش این را دارد که انسان همه مشکلات و گرفتاریهای قیامت را تحمل کند ولی محکمه عدل حضرت علی (علیه السلام) را ببیند.
این هایی که این همه توجیه کردند و تلاش کردند حقایق را وارونه جلوه دهند، و این همه در حق حضرت امیر ظلم کردند در آن روز چه پاسخی خواهند داشت؟ آیا در قیامت نیز به توجیه ادامه خواهند داد یا اینکه حقیقت برای همیشه آشکار خواهد شد؟
پرسش:
استاد! شامل علمای شان می شود؟
پاسخ:
بحث امروز، این که آیا جاهل قاصر داریم یا خیر؟ نمی دانم. امروز با توجه به فضای مجازی، ماهواره ها، انتشار گستردهی اطلاعات، این مسئله مانند گذشته نیست که افراد از حقایق بیاطلاع باشند.
امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه) در وصیتنامه سیاسی الهی خود اشاره دارند که: اگر عوام اهل سنت توجیهی داشته باشند، علمای آنان توجیهی نمی توانند داشته باشند!
امروزه، با گسترش رسانه ها و افزایش دسترسی به اطلاعات، حجت بر بسیاری از افراد تمام شده است و امکان نادیده گرفتن حقایق کمتر از گذشته شده است. این که بگویند اگر علمای ما جهنم برود ما هم با آن ها به جهنم می رویم توجیه ندارد!
علامه امینی (رحمتاللهعلیه) در پاسخ به اهانت برخی اهل سنت به حضرت زهرا سلام الله علیه که می گویند: ابوبکر خلیفه به حق بود و حضرت زهرا نباید با خلیفه زمانش مخالفت می کرد! می گویند: اگر قرار باشد حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) به بهشت نرود، ما نیز هرگز قدم به چنین بهشتی نمیگذاریم و فکرش را از ذهن مان بیرون می کنیم. این بیان نشان دهندهی عظمت ولایت و جایگاه اهلبیت (علیهمالسلام) در نظام اعتقادی است.
ما باید قدر پدران و مادرانی که از ابتدا ولایت را پذیرفتند و تشیع را برای نسل های بعدی حفظ کردند بدانیم. این افراد، مسیر حق را بر گزیدند و از انحراف دور ماندند. باید هر روز بعد از نمازمان در حق آن های که باعث شدند ولایت اهل بیت به ما برسد دعا کنیم. نعمت ولایت برترین موهبت خداوند است و هیچ نعمتی فراتر از آن وجود ندارد. توحید بدون ولایت ناقص است توحید نیست.
«بِنَا عُبِدَ اللَّهُ وَ بِنَا عُرِفَ اللَّهُ وَ بِنَا وُحِّدَ اللَّه»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، ناشر: دار الكتب الإسلامية، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ج1، ص145
روایتی که در کتاب مناقب خوارزمی، صفحه 67 نقل شده است مهم است:
«يا علي لو أن عبدا عبد الله مثل ما قام نوح في قومه وكان له مثل أحد ذهبا فأنفقه في سبيل الله وحج ألف مرة على قدميه ثم قتل بين الصفاة والمروة مظلوما ثم لم يوالك لم يشم رائحة الجنة ولم يدخلها»
ای علی اگر به اندازه عمر حضرت نوح عبادت کند، مثل «کوه احد» طلا در راه خدا انفاق کند و خدا عمر طولانی بدهد هزار بار پیاده به زیارت خانه خدا برود و بین «صفا» و «مروه» مظلومانه کشته شود ولی ولایت تو را نداشته باشد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد!
المناقب؛ نوسنده: الموفق الخوارزمي وفات : 568، تحقيق: الشيخ مالك المحمودي، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، ص67
دو نعمت بزرگ خداوند:
1. ولایت اهلبیت (علیهمالسلام(
2. چشمان گریان در مصائب اهلبیت (علیهمالسلام(
هر کس این دو نعمت را دارا باشد، از بزرگواری الهی بهرهمند شده است. عشق و دلدادگی به اهلبیت، نعمتی است که جایگاهی بی نظیر در سعادت انسان دارد.
هیچ قیمتی برای این نعمت بزرگ وجود ندارد؛ خداوند نعمت ولایت و محبت اهل بیت (علیهمالسلام) را به ما عطا کرده است. باید از خداوند بخواهیم که چشمان گریان در مصائب اهلبیت، بهویژه حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) و سرور آزادگان امام حسین (علیهالسلام) به ما عطا کند.
در کامل الزیارات روایتی صحیح و معتبر آمده است که اگر قطره ای از اشکی که برای امام حسین (علیهالسلام) ریخته میشود، به جهنم بیفتد، آتش جهنم برای همیشه خاموش خواهد شد!
فرزند علامه امینی برای من نقل کرد که پدرش را در خواب دیده و از او پرسیده که آیا آثار علمی همچون الغدیر به داد شما رسیده است؟ علامه امینی پاسخ داده اند: پسرم، در آنجا تنها چیزی که مرا نجات داد و به داد من رسید، زیارت امام حسین (علیهالسلام) و گریه بر مصائب ایشان بود.
آقای نجمی همین آقایی که کتاب سیری در صحیحین را نوشته است. ایشان برای من نقل کردند که علامه امینی تابستانی مهمان ما در خوی بود و در آن مدت، نمازی نخواند مگر اینکه از ابتدا تا انتها در حال گریه بود. برکت ولایت در زندگی علامه امینی به حدی بود که هیچ نمازی بدون اشک و سوز دل نداشت.
از علامه امینی پرسیدند بدترین حال شما در زندگی چه بوده است؟، ایشان پاسخ دادند بدترین حالت عمرم زمانی است که در نماز می گویم: «السلام علیکم و رحمة الله و برکاته» و از مناجات با خداوند فارغ میشوم. این بیان، نشان دهنده جایگاه عظیم معنوی و عشق ایشان به لحظات عبادت و ارتباط با خداوند است. این آقایان در چه دنیایی سیر می کنند ما در چه دنیای سیر می کنیم!
والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته



ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين