نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
شیطان شناسی
کد مطلب: 16285 تاریخ انتشار: 17 شهريور 1404 - 17:01 تعداد بازدید: 712
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
شیطان شناسی

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی - 16 05 1404 (قسمت صد و بیست و دوم)

لينک دانلود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی - 16 05 1404 (قسمت صد و بیست و دوم)

عنوان برنامه: شیطان شناسی

کلیدواژه: شیطان؛ شیطان شناسی؛ گناهان خفی؛ تکبر؛ اخلاص؛مخلصین؛ عجب؛ توکل بر خدا؛ ذکرها؛ معرفت؛ دوری از دنیا!

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای سید محمد صفایی

مجری:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِه نَسْتَعینْ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم واحْشُرْنَا مَعَهُمْ وَاللعَنْ أعْدَائَهُمْ، السَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأُمَمَ، أَنْ يَجْمَعَ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلا

سلام علیکم خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند منتظران و عاشقان حضرت مهدی موعود (ارواحنا له الفداء) در اقصی نقاط جهان! در شب جمعه ای دیگر از ماه صفر در خدمت شما هستیم و در آستانه اربعین حسینی با برنامه «اخلاق علوی و سیره مهدوی» از شهر مقدس «قم» و از شبکه جهانی حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در خدمت شما هستیم. ادامه خواهیم داد سلسله مباحث شیطان شناسی را در خدمت استاد معظم آيت الله دکتر «حسینی قزوینی» حضرت استاد سلام علیکم خیلی خوش آمدید

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه گرامیان را از خدای منان خواهانم!

فرا رسیدن ایام اربعین حسینی و زمان برگشت اهل بیت داغدیده سید الشهداء، اهل بیت خسته و کتک خورده صدیقه طاهره (سلام الله علیها) به طرف «کربلای معلی» و صدها داغ ها و مصیبت های که بر قلب مقدس حضرت ولی عصر هر کدام یک درد و غم سنگینی است، به پیشگاه حضرتش به همه علاقمند عصمت و طهارت بویژه بینندگان عزیز و گرامی تسلیت و تعزیت عرض می کنیم.

خدا را قسم می دهیم به قلب داغدیده زینب کبری «عقیله بنی هاشم» پاداش ما را منت بگذارد فرج مولای مان ولی عصر ان شاء الله قرار بدهد.

طبق برنامه همیشگی مان طلیعه عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم.

شرمنده ام ز شوهر مظلوم خود علی * دست شکسته حامی مولا نمی شود

در باب خانه ام بنویسید دوستان * مثل امام فاطمه تنها نمی شود

من پشت در ز پای فتادم یکی نگفت * زهرا چرا ز روی زمین پا نمی شود

جز طفل من که یار علی گشت پشت در * شش ماهه ای فدایی بابا نمی شود

سقط جنین و سیلی و ضرب و غلاف تیغ * این احترام ام ابیها نمی شود

بر روی قبر من بنویسید دوستان * سیلی زدن مودت زهرا نمی شود

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

طیب الله انفاسکم «السلام علی صدیقة الشهیدة فاطمة الزهراء سلام الله علیها»

آغاز کنیم بحث امشب را که در ادامه سلسله مباحث و موضوعات شیطان شناسی بود حضرت استاد ابتدا اگر خلاصه از جلسات گذشته بفرمایید ممنون می شوم تا ان شاء الله سوال بعدی را هم مطرح کنم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

در مجموع موضوع بحث مان عبارت از این که خودمان را به اخلاق علوی و سیره مهدوی مزین کنیم. در این مسیر از مباحث اعتقادی آغاز کردیم و از ویژگی های حضرت ولی عصر و یارانش بحثی را داشتیم امشب مقداری با توجه به نزدیکی ایام اربعین حسینی نگاهی به بحث های گذشته با توضیحی مختصر داشته باشم.

یکی از ویژگی های یاران حضرت مهدی (ارواحنا فداه) عبارت از رسیدن به توحید واقعی، وحدانیت واقعی، معرفت حق به آن گونه ای که شایسته است. گفتنش خیلی ساده است ولی عمل کردنش خیلی سخت است. در کتاب «الزام الناصب مرحوم حائری»،‌جلد 2، صفحه 165 در ویژگی های یاران حضرت دارد:

«الذين وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده»

إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب عجّل الله تعالى فرجه الشريف؛ ‏نويسنده: يزدى حايرى، على‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1323 ق‏)، محقق / مصحح: عاشور، على‏، ناشر: مؤسسة الأعلمى‏، لبنان بیروت: 1422ق، ج2، ص165

آن های که خدا را به آن گونه ای که هست او را موحد می دانند. مگر «وحّدُ الله حق غیر توحیده» هم داریم؟

خدا در آخر سوره یوسف تکلیف ماها را روشن کرده است

(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ)

و بيشتر آنها که مدعی ايمان به خدا هستند، مشرکند!

سوره یوسف (12): آیه 106

اکثر آن های که دم از توحید می زنند در پیچ و خم شرک گرفتار هستند. مادامی که خدا را با توهم عبادت می کنیم امیر المؤمنین فرمود:

«التَّوْحِيدُ أَلَّا تَتَوَهَّمَه‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص558

هر چه در ذهن مان از خدا تصور کنیم مخلوق ذهن ما است خدا غیر از این است. چون قرآن دو ویژگی در رابطه با خدا دارد:

(لَيسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ)

هيچ چيز همانند او نيست.

سوره شوری (42): آیه 11

(لَيسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ) مثل او نیست معمولاً چیزی را در ذهن مان تصور می کنیم در خارج موجود است. اگر چیزی در خارج موجود نباشد نمی توانیم در ذهن مان تصور کنیم.

به قول مرحوم «مصباح یزدی» ولو با تلفیق بعضی از تصورات مثلاً اسب را تصور می کنیم بال را هم تصور می کنیم. بال و هم اسب در خارج است بعد می گویید اسبی که بال دارد پرواز می کند.

اسب بالدار وجود خارجی ندارد ولی چون در خارج موجود است کنار هم می گذاریم و تصوری می کنیم؛ ولی خدای عالم می گوید (لَيسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ) مثل او نیست تا شما بخواهید او را تصور کنید یا کنار هم بگذارید تصوری داشته باشید. ماها مادامی که توحیدمان بر مبنای تصورات ذهنی مان است.

(وَمَا يؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ)، ما فقط می توانیم اسامی خدا را در ذهن مان تصور کنیم خدای عالَم، عالِم است علم او حد و حسابی ندارد و علم او هم عین ذات اوست. قادر است قدرت او هم حدی ندارد یعنی قدرت لا حد،‌ قدرت غیر متناهی و قدرتی او هم عین ذات اوست. حی و قیوم است فقط ما می توانیم با اسمائی که در قرآن خدای عالم آن ها را به ما معرفی کرده است در اول سوره حدید و آخر سوره حشر.

این جا اسماء ذاتی، اسماء صفاتی، اسماء فعلی را خدا در این دو سوره آورده است فقط ما بتوانیم این ها را آن هم به آن گونه ای که حق اوست چون علم، نا محدود است، تصور و وجودمان محدود است. محدود نمی تواند نا محدود را در خودش گنجایش بدهد.

کنار دریا نشستید چشم شما محدود است آن قسمتی از دریا را می بینید جلوی چشمت است ولی شاید این دریا به اقیانوس هزاران برابر این است که نمی توانی ببینی.

چون چشم تو محدود است و این دریا و اقیانوس از چشم محدود تو فراتر است گرچه خودش هم محدود است ولی محدود نسبت به چشم ما خیلی قابل مقایسه نیست. ذات حقی که اصلاً حد و حسابی ندارد چگونه می شود تصور کرد؟ ولذا دارد «وحّدوا اللّه تعالى حقّ توحيده‏» بعد جمله زیبایی دارد ببینیم واقعاً این چنین هستیم؟

«لهم بالليل أصوات كأصوات الثواكل حزنا من خشية اللّه تعالى»

یاران حضرت مهدی آن های که دارای اخلاق علوی و سیره مهدوی هستند شب ها از ترس خدا ناله می کنند. چطور ناله؟ «كأصوات الثواكل» مثل ناله مادر داغدیده ای که تنها فرزندش را از دست داد چطور ناله و ضجه می زند؟ چطور می سوزد جگرش آتش می گیرد؟ یاران حضرت مهدی این ویژگی را دارند.

«قوّام الليل صوّام النهار»

شب ها مشغول عبادت هستند روزها مشغول روزه داری هستند.

در هر صورت...

آدم وقتی به این روایات در رابطه با سیره مهدوی نگاه می کند نمی دانیم چه کار کنیم؟ مرحوم «نوری» در «مستدرک» در یاران حضرت مهدی تعبیری دارد:

«فِي حَدِيثٍ فِي أَصْحَابِ الْقَائِمِ (علیه السلام) قَالَ وَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ مُشْفِقُونَ»

مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ نورى، حسين بن محمد تقى، محقق/ مصحح و ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج‏11، ص114

همواره از ترس خدا لرزان هستند، نمی دانند عاقبت شان چه خواهد شد؟ خیلی ها هستند یک عمر کار خوب کردند ولی آخر عمری شیطان قضایای پیش می آورد از مسیر حق منحرف می شوند و عاقبت شان ختم به شر می شود.

روایت ما و اهل سنت هم دارند حتی در «صحیح بخاری» آمده است. افرادی عمری کار بد و زشت می کنند ولی در لا به لا کارهای از ایشان صادر می شود خدا عاقبت شان را ختم بخیر می کند.

خدا بیامرزد استاد ما آیت الله «شیخ محمد شاه آبادی» زیاد می گفتند برای کسی که یک عمر در فسق،‌ فجور و دوری از خدا است ولی عاقبت بخیر شد یکی از غلام «عمر سعد» است در «کربلاء»، «عمر سعد» دستور داد برو سر امام حسین را در گودی قتلگاه جدا کن.

غلام وقتی آمد آقا امام حسین در گودی قتلگاه افتاده بود، یک نگاه ولایی به او کرد حسین جان تو را قسمت می دهیم به قلب داغدیده خواهرت زینب به ما هم یک نظر ولایی کن و فرمود:

«أمثلک ترید أنْ تقتل مثلي؟»

جوان می خواهی دامنت را به خون من آغشته کنی؟

با یک نگاه امام حسین عوض شد برگشت با شمشیری که آمده بود امام حسین را بکشد با یاران «عمر سعد» جنگید و اسمش پایان بخش شهدای «کربلاء» شد. یعنی ما بعد از او شهیدی نداریم. از خدا باید بخواهیم ما را عاقبت بخیر کند.

یکی از ویژگی های یاران حضرت مهدی

«يَدْعُونَ بِالشَّهَادَةِ»

آرزوی شهادت دارند

«وَ يَتَمَنَّوْنَ أَنْ يُقْتَلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ»

آرزو می کنند که در راه خدا شهید شوند.

مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛ نورى، حسين بن محمد تقى، محقق/ مصحح و ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج‏11، ص114

خیلی از عزیزانی که در قضیه جنگ دوازده روزه از دست دادیم مخصوصاً یک دیدار خیلی خصوصی با «سردار سلامی» روز نیمه شعبان در «جمکران» داشتیم جمله ای گفتم اشک ایشان جاری شد با انگشت سبابه اش اشک صورتش را پاک می کرد.

ایشان را به آیه ای توصیه کردم دو،‌ سه بار گفت فلانی عیدیم را امروز گرفتم. شاید هم آرزوی شهادت بود آن آیه ای که به ایشان توصیه کردم با خواندن آن آیه، به آرزویش رسید.

دعای شهادت «يَدْعُونَ بِالشَّهَادَةِ» دعای شهادت می خوانم «وَ يَتَمَنَّوْنَ أَنْ يُقْتَلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ» یاران مهدی آرزو می کنند که در راه خدا به شهادت برسند.

لذا یکی از دعاهای مان بعد از فرج حضرت ولی عصر این باشد که خدای عالم توفیق شهادت در راه خودش را نصیب مان کند عاقبت امرمان با شهادت منتهی شود.

«خالد ابن ولید» در بستر مرگ افتاده است گریه می کند و ناراحت است می گوید هیچ جنگی نبود که شرکت نکرده باشم. هیچ اتفاقی نبود که آن جا حرف اول را می زدم. زخم ها برداشتم زجرها کشیدم ولی خدایا شهادت نصیب من نشد دارم در رختخواب جان می دهم!

«زهیر ابن قین» از اهل بیت فاصله گرفته بود با یک نگاه امام حسین عوض شد و در «کربلاء» حماسه آفرید و نامش در لیست اصحاب امام حسین که روزانه هزاران نفر زیارت عاشوراء می خوانند و بر این ها سلام می دهند.

«السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِين‏»

یعنی شهدای «احد، بدر، حنین، جمل، صفین، نهروان» را داریم ولی هیچ کدام شان این طور نشد مسلمان ها بویژه شیعیان روزانه میلیون ها نفر بگویند «السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْن‏ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ»

من به عزیزانی که توفیق دارند زیارت عاشوراء می خوانند توصیه می کنم وقتی می رسند «السَّلَامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ»‌ می رسند همان جا پرانتزی باز کنند بگویند

«یا لَیتَنا کنّا مَعَکُمْ فَنَفوزَ فَوْزاً عَظیماً»

ای کاش من هم در «کربلاء» بودم آن سعادتی که شما رسیدید من هم می رسیدم. خدا تمام فضیلت و مقامی که برای اصحاب امام حسین داد اگر قلباً بگوییم به ما هم می دهد.

این را به عنوان مقدمه عرض کردم اما بحث اصلی مان بحث شیطان شناسی بود یعنی بحث گناهان قلبی را مطرح کردیم بعد بحث تکبر از بحث تکبر فرمایش حضرت امیر، شیطان با شش هزار سال عبادت با یک لحظه تکبر همه اعمالش حبط شد.

دوستان خیلی مراقب باشید آن های که گرفتار تکبر هستند دیگران را آدم حساب نمی کنند به دیگران با نظر کوچک نگاه می کنند اگر یک نفر دارای مقام، منزلت و ... است گرم می گیرند اگر یک فرد عادی است خیلی سرد برخورد می کنند. مراقب باشید گرفتار سقوط و حبوط نشوند.

در این زمینه مفصل شاید هفت، هشت جلسه بحث کردیم. رسیدیم به آیه شریفه 70 سوره زخرف رسیدیم، خدای عالم به آن های که کف نفس می کنند مراقب گناهان هستند از شیطان به خدا پناه می برند می گوید:

(ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ * يطَافُ عَلَيهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْينُ وَأَنْتُمْ فِيهَا خَالِدُونَ * وَتِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ * لَكُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ مِنْهَا تَأْكُلُونَ)

(به آنها خطاب می ‌شود:) شما و همسران تان در نهايت شادمانی وارد بهشت شويد! (اين در حالی است که) ظرفها(ی غذا) و جام های طلائی (شراب طهور) را گردا گرد آنها می ‌گردانند؛ و در آن (بهشت) آنچه دلها می ‌خواهد و چشمها از آن لذت می ‌برد موجود است؛ و شما هميشه در آن خواهيد ماند! اين بهشتی است که شما وارث آن می ‌شويد بخاطر اعمالی که انجام می ‌داديد! و در آن برای شما ميوه‌ های فراوان است که از آن می ‌خوريد.

سوره زخرف (43): آیات 70 تا 73

جلسه قبل گفتیم خدای عالم در این جا هشت ویژگی برای کسانی که با شیطان و نفس مبارزه می کنند از تکبر به دور هستند از گناهان جوارحی و جوانحی به دور هستند از گناهان ظاهری و قلبی به دور هستند. خدای عالم هشت ویژگی برای این ها در آیه 70 تا 73 آورده است (ادْخُلُوا الْجَنَّةَ) وارد بهشت شوید.

یعنی پذیرایی کننده خدا است شما کسی را دعوت می کنید دم در می روید می گویید بفرمایید خدا هم آن جا می فرماید، بفرمایید بفرمایید این بهشت برای شما است.

دو: همراه با همسران (أَنْتُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ) تنها نروید همراه تان همسران تان را هم ببرید. (تُحْبَرُونَ) دارید این جا می روید غرق در شادی بروید. (عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا) نه این که در دنیا این همه زحمت کشیدید عمل کردید و ... الان وقت شادی است.

پذیرایی با ظرف های طلا مملو از غذای بهشتی (يطَافُ عَلَيهِمْ بِصِحَافٍ مِنْ ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ).

پنج و شش (وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْينُ) در بهشت هر چه دل تان بخواهد و هر چه چشم تان ببیند (وَلَدَينَا مَزِيدٌ) مانده است به آن کار نداریم.

(وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ) هر چه دل تان بخواهد در بهشت برای شما فراهم است از شما نیت کردن از ما فراهم کردن. (وَتَلَذُّ الْأَعْينُ) وقتی به اطرافش نگاه می کند چیزهایی را می بیند خدای عالم می گوید هر چه دل تان خواست همان را به شما می دهیم.

آن چه بینی دلت همان خواهد * آن چه خواهد دلت همان بینی

هفتم: (وَتِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوهَا) شما وارث بهشت می شوید در این جا آقایان مفسرین بویژه «علامه طباطبایی» ‌می گوید خدای در این جا می فرماید وارث بهشت می شوید ارث می برید چون انسان برای ارث، زحمت نکشیده است پدر، عمو و ... زحمت کشیدند پولی ذخیره کردند از دنیا رفتند ارث به ما می رسد.

خدای عالم می گوید (أُورِثْتُمُوهَا) بهشت را شما به ارث می برید اینی که ما به شما می دهیم در برابر عمل تان نیست تفضلی از ما است بعضی ها روایتی از رسول اکرم نقل کردند از «ابن عباس» است خدای عالم در بهشت هم برای مؤمن و هم برای کافر جا درست کرده است. در جهنم همین طور است.

اگر چنان چه مؤمن به بهشت رفت هم سهم خودش را بر می دارد هم جای کفار یا فجاری که بهشت نیامدند به جهنم رفتند آن جا خالی است این را هم به مؤمنین خودمان می دهیم.

جهنم رفت کفار جای خودشان را پر می کنند آن جایی که بنا بود مؤمن آن جا برود آن جا خالی است خدا می گوید تو نتوانستی به بهشت بروی در بهشت مؤمن جای خالی تو را به ارث برد این جا هم جای خالی مؤمن را باید به ارث ببری؛ یعنی هم باید عذاب خودت را بکشی هم عذاب فراتر از این.

آخرین چیزی که داشتیم (لَكُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ مِنْهَا تَأْكُلُونَ) خدای عالم در بهشت میوه های فراوان به شما داده است رمزش چیست؟ آن جا گفت (وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ) هر چه دل تان بخواهد هر چه چشم تان ببیند ولی در این جا می گوید اضافه از آن های که دل تان می خواست فراتر از آن شاید (وَلَدَينَا مَزِيدٌ) همین باشد.

چیزهای دل تان می خواهد به شما می دهیم چشم تان می بیند به شما می دهیم. چیزهایی که دل تان نمی خواهد چشم تان هم ندیده است آن ها را به شما می دهیم. در این جا به (فَاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ) رسیدیم بحث گذشته را با توضیحاتی خلاصه کردیم.

مجری:

خیلی ممنون استفاده کردیم، ادامه آیات را نگاه می کنیم آیه 74 در حقیقت خطاب به سمت مجرمان می رود، تغییر لحن و خطاب از مؤمنین و متقین به سمت مجرمین آمد در مورد مجرمین دارد صحبت می کند در این باره توضیح و مقایسه ای بفرمایید

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خیلی درد است یکی از روش های خدای عالم در قرآن این است که آیات بهشت را می آورد تفضلاتی که به مؤمنین دارد در کنارش هم آیات جهنم را مقایسه می کند. می گوید مقایسه کنید ببینید این بهشت و (مَا تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْينُ) خوب است یا جهنم با بلاها و عذاب هایش؟

بلافاصله خدا وقتی هشت نعمت را برای مؤمن می شمارد می گوید:

(إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ * لَا يفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ * وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ* وَنَادَوْا يا مَالِكُ لِيقْضِ عَلَينَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُمْ مَاكِثُونَ * لَقَدْ جِئْنَاكُمْ بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ)

(ولی) مجرمان در عذاب دوزخ جاودانه می ‌مانند. هرگز عذاب آنان تخفيف نمی ‌يابد، و در آنجا از همه چيز مأيوسند. ما به آنها ستم نکرديم، آنان خود ستمکار بودند! آنها فرياد می ‌کشند: «ای مالک دوزخ! (ای کاش) پروردگارت ما را بميراند (تا آسوده شويم)!» می ‌گويد: شما در اين جا ماندنی هستيد! ما حق را برای شما آورديم؛ ولی بيشتر شما از حق کراهت داشتيد!

سوره زخرف (43): آیات 74- 75- 76- 77- 78

در رابطه با بندگان خدا آن های که ایمان آوردند (ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُونَ) خودتان و همسران تان وارد بهشت شوید تا به این جا می آید (لَكُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ مِنْهَا تَأْكُلُونَ) بلافاصله خدای عالم شروع می کند از مجرمین گفتن بهشت را گفت هشت نعمت ویژه بهشتی را هم شمرد.

خدایا ما که عملی نداریم تفضلی خودت کن.

جمله ای در دعای بعد از زیارت امام رضا است تعبیر خیلی زیبایی است دو جمله بیشتر نیسنت اگر دوستان حفظ کنند در قنوت نمازشان و سجده خیلی خوب است.

«اللهم فَامْنُنْ عَلَيَّ بِمَا أَوْجَبَهُ فَضْلُك‏»

خدایا به من منت بگذار آن چه که فضل و تفضلت اقتضاء می کند با آن با من برخورد کن

«اللهم فَامْنُنْ عَلَيَّ بِمَا أَوْجَبَهُ فَضْلُك‏ وَ لَا تَخْذُلْنِي بِمَا يَحْكُمُ بِهِ عَدْلُكَ»

خدایا اگر به مقتضای عدلت با من رفتار کنی خار، بدبخت و بیچاره می شوم با عدلت با من رفتار نکن در نتیجه ذلیل، خار و گرفتار آتش می شوم با فضل و عنایتت با من رفتار کن.

در این جا می گوید مجرمین در جهنم همیشه هستند یکی، دو روز نیست بعد از چند روز یا چند سال تمام می شود. (لَا يفَتَّرُ عَنْهُمْ) به هیچ وجه عذاب، تخفیف داده نمی شود.

(وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ) برای همیشه آن جا نا امید هستند کلمه (مُبْلِس) از ابلیس است (قبلاً هم گفتیم) ابلیس را ابلیس می گویند چون اسمش ابلیس و شیطان نیست. اسمش حارث است ولی یک جا شیطان می گویند چون مردم را با هزاران لطایف الحیل از راه درست بیرون می کند.

ابلیس می گویند از رحمت خدا برای همیشه نا امید شده است این جا هم می گوید (وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ) مجرمین از هرگونه امید قطع می شوند (وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ) ما به این ها ظلم نکردیم اگر به جهنم در عذاب بردیم (وَلَكِنْ كَانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ) خودشان به خودشان ظلم کردند.

بعد این درد است (وَنَادَوْا يا مَالِكُ لِيقْضِ عَلَينَا رَبُّكَ) از مالک جهنم تقاضا می کنند از خدا بخواه ما را بمیراند؛ یعنی آن جا آرزوی مرگ می کنند ولی مرگی در آن جا نیست.

در روایت داریم جهنمیان وقتی در جهنم مستقر شدند بهشتیان در بهشت جسم یا موجودی را به نام مرگ می آورند سرش را می برند می گویند آقایان جهنمیان این مرگ بود سرش را بریدیم. برای بهشتیان هم مرگ را می آورند سرش را می برند می گویند این مرگ مرد نه به سراغ بهشتیان می آیند و نه به سراغ شما جهنمیان می آيد.

می گویند (لِيقْضِ عَلَينَا رَبُّكَ) از خدا بخواه مرگ به ما برساند عجیب است یکی از آرزوهای جهنمیان مرگ است. (قَالَ إِنَّكُمْ مَاكِثُونَ) این جا هستید از مرگ هیچ خبری نیست.

(لَقَدْ جِئْنَاكُمْ بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ) ما حق را برای شما روشن کردیم ولی شما از قبول حق، کراهت داشتید. ولذا نتیجه این عمل تان (فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ) باید خیلی دقت کنیم.

در آیات دیگر هم آمده است به عنوان نمونه در سوره فرقان:

(إِذَا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيظًا وَزَفِيرًا * وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا * لَا تَدْعُوا الْيوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا * قُلْ أَذَلِكَ خَيرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاءً وَمَصِيرًا* لَهُمْ فِيهَا مَا يشَاءُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْئُولًا)

هنگامی که اين آتش آنان را از مکانی دور ببيند، صدای وحشتناک و خشم آلودش را که با نفس ‌زدن شديد همراه است می ‌شنوند. و هنگامی که در جای تنگ و محدودی از آن افکنده شوند در حالی که در غل و زنجيرند، فرياد واويلای آنان بلند می ‌شود! (به آنان گفته می ‌شود:) امروز يک بار واويلا نگوييد، بلکه بسيار واويلا بگوييد! (ای پيامبر!) بگو: آيا اين بهتر است يا بهشت جاويدانی که به پرهيزگاران وعده داده شده؟! بهشتی که پاداش اعمال آنها، و قرارگاه شان است. هر چه بخواهند در آنجا برايشان فراهم است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ اين وعده‌ ای است مسلم که پروردگارت بر عهده گرفته است!

سوره فرقان (25): آیات 12- 13- 14- 15- 16

وقتی آتش جهنم را از دور می بینند، می بینند در آن جا صدای وحشتناک و ناله های سختی به گوش می رسد از دور می بینند وحشت می کنند (وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيقًا مُقَرَّنِينَ) وقتی وارد جهنم می شوند جهنم خیلی بزرگ نیست جاهای خیلی تنگ، اتاق های انفرادی با آهن های گداخته شده با خون چرکین جوشیده (دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا) آن جا هم فریاد وا ویلا بلند می کنند.

قرآن می گوید: (لَا تَدْعُوا الْيوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا) یک دفعه وا ویلا ننگویید (وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا) زیاد وا ویلا بگویید آدم احساس می کند الان این آیه نازل شده است دارند برای آدم می خوانند یک دفعه نگویید وا ویلا، وا مصیبتا، ای وای سوختم زیاد بگویید.

(قُلْ) پیغمبر به این ها بگو (أَذَلِكَ خَيرٌ) آیا این جهنم با این ناله ها و عذاب بهتر است؟ (أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاءً وَمَصِيرًا) باز هم خدا دارد مقایسه می کند می گوید این جهنم، این آتش و این عذاب بهتر است یا بهشتی که خدای عالم به متقین وعده داده است؟ (لَهُمْ فِيهَا مَا يشَاءُونَ) هر چه دل شان بخواهد ما به این ها می دهیم (خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْئُولًا) همیشه مخلد هستند. خدای عالم وعده داده روی وعده اش هم هست.

ما از این طور آیات در قرآن زیاد داریم که خدا بهشت را با جهنم مقایسه می کند. می گوید انتخاب با توست از گناه، تکبر، حسد، بخل،‌ بی نمازی، غیبت کردن، دروغ گفتن اجتناب کردی این بهشت است. اگر نه خودت را آلوده کردی این هم جهنم است انتخاب با خودت است.

(إِنَّا هَدَينَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا)

ما راه را به او نشان داديم، خواه شاکر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس!

سوره انسان (76): آیه 3

این یکی از نکاتی است که ما باید مقداری دقت کنیم انتخاب با ما است انتخاب هم تا روزی است که جناب عزرائیل می آید. عزرائیل خبر نمی کند چه زمان می آید؟ شاید همین الان بیاید ما را قبض روح کند تا آخرین جلسه هم نرسیم شاید چند روز یا چند سال دیگر بیاید. آن جایی که عزرائیل بنا است بیاید مکانش مشخص است کجا، چه ساعتی، چه دقیقه ای و چه ثانیه ای؟

روایت است می گویند روزی عزرائیل خدمت حضرت سلیمان رسید دید بنده خدایی کنار سلیمان نشسته است پرونده مأموریتش را نگاه کرد دید خدا برگه مأموریت آورده است این شخص را صبح زود در «هندوستان» قبض روح کن. اگر از الان بخواهد به «هندوستان» برود دو، سه ماه در راه است ولی خدا به من گفت در «هندوستان» او را قبض روح کن در «فلسطین»‌نیست.

عزرائیل رفت این شخص دست به دامن حضرت سلیمان شد گفت یا سلیمان،‌ عزرائیل به من نگاه چپی کرد بدنم می لرزد من را بفرست «هندوستان» بروم دست حضرت عزرائیل به من نرسد.

حضرت سلیمان با قدرتی که داشت او را به «هندوستان» فرستاد. عزرائیل گفت به من ربطی ندارد خدا به من گفت تو را در «هندوستان» قبض روح کنم وظیفه ام این است به دستور خدا عمل کنم عزیرائیل به «هندوستان» همان مکان، شهر، کوچه و خیابان رفت دید اون شخص همان جا است او را قبض روح کرد.

(وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يسْتَقْدِمُونَ)

برای هر قوم و جمعيتی، زمان و سرآمد (معينی) است؛ و هنگامی که سرآمد آنها فرا رسد، نه ساعتی از آن تأخير می ‌کنند، و نه بر آن پيشی می ‌گيرند.

سوره اعراف (7): آیه 34

اجل بیاید یک سر سوزن نه جلو و نه عقب می افتد یعنی بنا است فلان روز، فلان ساعت، فلان دقیقه، فلان ثانیه قبض روح شود یک ثانیه نه جلو و نه عقب می افتد.

دوستان وقتی عزرائیل آمد تمام است دیگر بعد از آن هیچ کاری نمی توانید انجام دهید هر التماس و خواهش کنیم خدایا من را بر گردان هیچ، تمام شد.

می‌گوید «قزوینی» خودت برای مردم بیان کردی چرا عمل نکردی؟ آقای فلان از آقای «قزوینی» و دیگران شنیدی چرا عمل نکردی؟

«الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَاب‏»

این فرمایش علی است اخلاق علوی را داشته باشید.

«الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ إِنَّ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَل‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج8، ص57

امروز که در قید حیات هستید روز عمل است حسابی در کار نیست فردا روز حساب است عملی در کار نیست.

«و من كلام له (علیه السلام) كان كثيرا ما ينادي به أصحابه‏»

یکی از خطبه های که امیر المؤمنین زیاد اصحابش را موعظه می کرد این است:

«تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اللَّه‏»

آماده مرگ باشید

«فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيل‏»

پدر، مادر، عمو، جد و جده رفت تو هم خواهی رفت

«فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيل‏ وَ أَقِلُّوا [الْعُرْجَةَ] الْعَرْجَةَ عَلَى الدُّنْيَا وَ انْقَلِبُوا بِصَالِحِ مَا بِحَضْرَتِكُمْ مِنَ الزَّادِ»

این همه دنیا بازی را کنار بگذارید

«فَإِنَّ أَمَامَكُمْ عَقَبَةً كَئُوداً وَ مَنَازِلَ مَخُوفَةً مَهُولَةً لَا بُدَّ مِنَ الْوُرُودِ عَلَيْهَا وَ الْوُقُوفِ عِنْدَهَا.»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص321

در پیشاپیش شما گردنه های سخت، دره های خطرناک، آتش های سخت، عذاب های سخت وجود دارد مراقب باشید گرفتار این عذاب ها نشوید.

مجری:

بسیار عالی مباحث، مجموعه ای از مباحث اخلاقی و اعتقادی بود به جان مان نشست شب جمعه هست باید متذکر شویم شب طلب مغفرت هست و جا دارد این مباحث هر هفته از زبان حضرت استاد بیان بشود ان شاءالله که شما عزیزان مؤمنین و مؤمنات استفاده می‌کنید و بهره می‌برید.

(میان برنامه)

مجری:

«صلی الله علیک یا ابا عبدالله» عرض خیر مقدم مجدد خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند، بیننده برنامه «اخلاق علوی و سیره مهدوی» از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هستید.

حضرت استاد چون تماس‌ها بر قرار است اولویت را به بینندگان بدهیم و تماس‌ها را بگیریم و ان شاءالله اگر فرصتی باقی ماند ادامه مباحث را در خدمت تان هستیم، تماس اول آقای «حامد» از «سیستان و بلوچستان» سلام شب شما بخیر بفرمایید

(تماس بینندگان برنامه)

بیننده: (آقای حامد از سیستان و بلوچستان – شیعه)

سلام عرض می کنم... دیروز از «کربلاء» برگشتم با کاروان رفتیم آن جا می رویم به یک تعداد حس و حالی دست می دهد و متحول می شوند و یک تعداد خودم را عرض می کنم آن حالتی که بقیه دارند به من دست نمی دهد. البته آن فضای معنوی را حس می کنم اما آن حالی که به بقیه دست می دهد به ما دست نمی دهد علت خاصی دارد؟ باید کار خاصی انجام دهیم یا خدای نا کرده گناه خاص، عیب یا علتی در ما هست؟ این که چه کار خاصی باید انجام بدهیم؟

شما فرمودید صلوات زیاد بفرستید سوره توحید بخوانید این ها را انجام می دادم. البته برکت اهل بیت را در زندگیم در این چند سال حس کردم هر چه خواستیم خیلی نا محسوس می کنم به ما داده است ولی دوست دارم آن حال را هم مثل بقیه داشته باشم.

مجری:

زنده باشید خدا نگهدار شما، تماس بعدی آقای «رضایی» از «کرمانشاه» سلام بفرمایید

بیننده: (آقای رضایی از کرمانشاه – شیعه)

سلام عرض می کنم سوال اول نظریه وحدت وجود «محی الدین عربی» و تجلی خدا در مظاهر جهان آیا این نظریه از نظر آیت الله «قزوینی» صحیح یا مردود است؟ سوال دوم توبه فرعون در آخرین لحظات عمرش مورد قبول واقع شد یا به همان کفر از دنیا رفت؟

مجری:

استاد! آقای «حامد» از «سیستان و بلوچستان» گفتند «کربلاء» رفتند احیاناً در «کربلاء» شاید به برخی از دوستان آن حال و هوای خاصی که تصور می کنند داده نمی شود یا آن حس و حال برایشان جاری نمی شود تصور می کنند آمدن در میدان واقعه و معرکه آیا دلیل خاصی دارد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

هر کس حال خودش را بهتر از دیگران می داند بعضی وقت خدای عالم اول حال به ما می دهد بعد حاجت می دهد. در روایت هم دارد اگر دیدید چشم تان اشک آلود شد فرصت را غنیمت بشمارید وقت اجابت دعا است. خدا به کسی بخواهد حاجت بدهد دلِ شکسته، چشم گریان می دهد آن وقت حاجت می دهد.

خدا بیامرزد شهید «انصاری»‌ در «حوزه علمیه قزوین» از اساتید ما بود ایشان شب های جمعه در «قم» جلساتی داشتند جمله زیبای می گفت؛ می گفت بعضی وقت ها آدم گریه می کند حال دارد یک حالت عجبی برای آدم می آید و این عجب مانع اجابت دعا می شود. بعضی وقت انسان حال ندارد غمگین است چرا من حال ندارم؟ همین غمگینی باعث می شود خدا حاجتش را می دهد.

لذا: «الطرق إلى الله تعالى عدد أنفاس الخلائق»؛ عدد رسیدن به خدا به اندازه عدد نفس های همه خلایق است. نفس های همه خلایق حساب کنید چقدر است؟ راه رسیدن به خدا هم این است.

ببیند بعد از این تشرف روح و حالش عوض شد یا نشد؟ اگر حال عوض نشد خیلی بی پرده بگویم با زیارت امام حسین می روم می آیم قبل از رفتن و بعد از رفتنم یکسان است هیچ تأثیری نداشته، نمازم همان نماز است دعاهایم همان دعا، بی حالی هایم همان است نماز بی حالی که می خواندم همان است. مشخص است این زیارت اثر نگذاشته است.

روایت از امام صادق است:

«کلنا سُفُن النجاة لکن سفینة جدی الحسین اوسع واسرع»

همه ما کشتی نجات هستیم ولی کشتی امام حسین سریع السیرتر است.

امام حسین همه چیزش را در راه خدا و برای خدا داد. خدا هم هر چه دارد به امام حسین می دهد.

به تعبیر مرحوم «آقا شیخ جعفر شوشتری» صاحب کتاب «الخصائص الحسینیة» قبلاً هم عرض کردم می گوید با توجه به روایاتی که ما داریم ظاهراً در قیامت غیر از امام حسین هیچ راه نجاتی نداریم.

آقا زاده «علامه امینی» به خود من گفت شاید سال 62 یا 63 بود ایشان شب مهمان ما بودند خدا بیامرزدشان گفت پدرم را خواب دیدم گفتم پدر آن جا کتاب «الغدیر»، مناظرات و ... خوب به داد شما رسید؟ گفت پسرم از «الغدیر» و ... آن جا خبری نیست تنها بازاری که رونق دارد بازار امام حسین است آنی که به دردم خورد و به دادم رسید گریه برای امام حسین و زیارت امام حسین بود.

در روایت داریم کسانی که به زیارت امام حسین نرفتند اهل بهشت هم شوند خدامین بهشت هستند یعنی خدمتگزار دیگر بهشتیان هستند. تا می توانید به هر قیمتی است به زیارت امام حسین بروید یقین کنید ضرر نمی کنید. روایات متعدد و تجربه قطعی داریم کسی پول برای امام حسین خرج کند فقیر نمی شود خدا چند برابر به او می دهد هیچ شک و شبهه ای نداشته باشید.

اگر بیمار یا پیر هستید نمی توانید بروید هزینه یک یا چند نفر را بدهید دستور امام صادق (سلام الله علیه) است اگر خودت نمی توانی بروی هزینه چند نفر دیگر را بده آن ها را بفرست بروند.

تلاش کن هر روز بالا پشت بام یا جای بلندی برو یا در وسط حیاط یا جایی که مقداری بلند است سمت راست و چپ و بالا سر را نگاه کن روبروی «کربلاء» معمولاً در «قم» و «تهران» حدود سی درجه به سمت راست است طرف «آذربایجان» و ... مستقیم است طرف «زاهدان» و ... شاید چهل و پنج یا پنجاه درجه بیشتر است.

رو به امام حسین این جمله را بگو «السلام علیک یا ابا عبد الله السلام علیک و رحمة الله و برکاته» خدای عالم زیارت امام حسین در پرونده ات می نویسد.

«ابو خالد کابلی» می گوید وقتی علی ابن الحسین این روایت را به من گفت بعضی روزها بیش از بیست بار در بعضی از روزها بیش از چهل بار پشت بام می رفتم امام حسین را این طور زیارت می کردم این نهایت تعبدشان است.

مجری:

از گفته آٔقا «حامد» این طور برداشتم کردم ناظر به آن روایتی است که می گویند در «کربلاء» یک حجابی بر دل مؤمنین قرار داده می شود خیلی متوجه بعضی از وقایع و اتفاقات عاشوراء نشوند شاید نظر آقا «حامد» بر این بود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

شاید هم باشد آن هم یک بحث دیگری است

مجری:

آن حال ضجه و بکاء برای ایشان حاصل نشده باشد

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

آن بحث ها مال اولیاء الله است، یکی از بزرگوارانی ما هم خدمت ایشان ارادت داریم می گفت همه حادثه «کربلاء» را از اول تا آخر به من نشان دادند. بعضی از اولیاء الله این چنین هستند دارد هر روز اراده کنند حادثه عاشوراء را می بینند.

مجری:

تماس بعدی آقای «حسن زاده» سلام علیکم بفرمایید

بیننده: (آقای حسن زاده – شیعه)

عرض سلام و احترام به استاد بزرگوار دارم «شبکه ولی عصر» را دوست دارم، همیشه دوست دارم حضرت آیت الله «حسینی قزوینی» را از نزدیک ببینم، در «آذربایجان» در خدمت شما هستم. الان من به «احراری ضحاک» زنگ زدم گوشیم را قطع کرد می خواستم به او بگویم ادب را از استاد یاد بگیرید ولی قطع کرد. من به همه پرسنل شبکه ارادت خاص دارم امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشید.

مجری:

موفق و مؤید باشید. البته آقای «حامد» در ادامه سوال شان گفتند چه کار کنیم توصیه ای دارید؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برای حال پیدا کردن در حرم امام حسین یکی از راه هایش این است استغفار زیاد کنیم حجاب های ظلمانی در اثر گناه می آید استغفار محو می کند. مثلاً قبل از این که حرکت کنیم یا در مسیر هستیم زیاد استغفار کنیم یا نماز استغفار بخوانیم. دعای استغفار حضرت امیر را بخوانیم. استغفار راه نزدیکی به امام حسین (سلام الله علیه) را برای ما آسان می کند.

نکته بعد قبل از زیارت امام حسین به زیارت آقا قمر بنی هاشم برویم. قمر بنی هاشم، باب الحسین (رئیس دفتر امام حسین) است. کسی می خواهد پیش بزرگی برود بلا تشبیه بلا تشبیه اول با رئیس دفترش هماهنگ می کند بعد داخل می رود. به حرم حضرت ابو الفضل بروند زیارت کنند گریه کنند نماز توبه و عفو بخوانند استغفار حضرت امیر را بخوانند.

آقا قمر بنی هاشم را واسطه قرار بدهند ما می خواهیم پیش امام حسین برویم واسطه شو امام حسین درهای توحید را به روی ما باز کند. به اقیانوس و دریای معرفت واردمان کند

«رَبِّ أَدْخِلْنِى فِى لُجَّةِ بَحْرِ أَحَدِيَّتِكَ، وَطَمْطَامِ يَمِّ وَحْدانِيَّتِكَ»

قطعاً رفتن به حرم حضرت ابو الفضل (سلام الله علیه) راه را آسان می کند، دوستان مقداری دقت کنیم اگر حق الناسی به گردن داریم این ها را در حد توان مان ادا کنیم پولی از کسی خوردیم و ... اگر می شناسیم بدهیم نمی شناسیم رد مظالم بدهیم. رد مظالم هم نداریم بدهیم از طرف آن استغفار کنیم این کار از دست مان بر می آید.

در روایت داریم مرحوم «شیخ» در «مکاسب» این عبارت را دارد می گوید کفاره غیبت این هست هر وقت آن کسی که غیبتش را کردی یادت آمد برایش استغفار کنی این کفاره غیبت است. می شود القاء خصوصیت کرد به جاهای دیگر تعمیم داد.

لذا راه خیلی زیاد است فقط مقداری دقت کنیم ببینیم ائمه (علیهم السلام) و اولیاء الله چه توصیه های برای ما کردند؟

نمی‌دانم PDF کتاب «الخصائص الحسینیة» در اینترنت هست یا نیست؟ دو، سه سالی تحقیقات کردیم تمام مطالبی که ایشان در متن گفته بود ما در پاورقی احادیثش را ذکر کردیم. دوستان اگر کتاب «الخصائص الحسینیة» را ببینند به نظرم قلب را خیلی نرم می کند. درباره امام حسین بهتر از «الخصائص الحسینیة» بنده ندیدم.

«شیخ جعفر شوشتری» با اجازه امام حسین در ذهنم نیست آبی داد خورد یا آب دهان در دهان «شیخ جعفر» انداخت، غرض این کتاب عنایت امام حسین بود ایشان این کتاب را نوشت با دیگر کتاب ها خیلی تفاوت دارد.

مجری:

تماس دیگری داریم آقای «عباسی» از «بندر عباس» سلام بفرمایید

بیننده: (آقای عباسی از بندر عباس – شیعه)

سلام عرض می کنم، من یک ایراد خیلی کوچک به حاج آقا دارم نوسان صدای حاج آقا خیلی زیاد است یعنی چه؟ یعنی مقداری آهسته صحبت می کنند یک مرتبه بلند صحبت می کنند صحبت های خوبی می کند ولی به خوبی صحبت نمی کند. حاج آقا یکنواخت صحبت کنند دعای خیر برایش می کنیم. خدا عمر طولانی به ایشان بدهد صحبت های جالبی می کند.

مجری:

معمولاً یکنواخت صحبت کردن خسته کننده می شود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

البته خودمان در بحث های ولایی خیلی با شور صحبت می کنم مربوط به اهل بیت است چون علوی وار است. در مباحث اخلاقی از نظر روان شناسی اگر انسان همه اش یکنواخت صحبت کند طرف خوابش می برد خسته می شود. ولذا از نظر فن خطابه این است که یکنواخت نباشید البته خیلی نباید آهسته باشد طرف نشنود این را قبول دارم.

ولی نواسان در صوت در مباحث اخلاقی می گویند تأثیر گذار است، توجه به این توجه نداشتم این فرمایش حضرتعالی را بعداً ان شاء الله اعمال می کنیم از این که محبت کردید توضیح دادید تشکر می کنیم.

مجری:

به سوالات آقای «رضایی» از «کرمانشاه» بپردازیم سوال اول ایشان خیلی متفاوت است چون زمینه کاملاً‌ فلسفی دارد، ولی سوال دوم شان در مورد توبه فرعون است هر کدام را صلاح می دانید بفرمایید

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با «محی الدین» نه نظریه مثبت و نه نظریه منفی دارم. خیلی ها می گویند «محی الدین» آخر عمر، شیعه شد و شیعه از دنیا رفت طرفدار زیاد دارد مخالف هم زیاد دارد.

من جمله از کسانی که طرفدارش است حضرت «امام (رضوان الله تعالی علیه)» هستند خیلی از صحبت های ایشان را نقل می کنند. ولی بنده تا به حال در 20- 25 سالی که در رسانه های بین المللی هستم یک کلمه از «محی الدین» تا به حال نقل نکردم.

ملتزم هستم نقل نکنم چون هر چه ایشان گفته است ائمه و بزرگواران دیگر دارند عرفای «نحله نجف، نحله قم» مثل مرحوم «قاضی» و آقای «کشمیری» دارند ما هفت، هشت سال خدمت آقای «کشمیری، مجتهدی و بهجت» بودیم. هر چه شنیدنی بود از این بزرگواران شنیدیم نیازی نداریم سراغ افراد دیگر برویم.

کسانی که مخالف هستند فحش می دهند و ناسزا می گویند با این ها صد در صد مخالف هستم، کارشان را کار غلط و نادرست می دانم.

در رابطه با توبه فرعون،‌ قرآن توضیح دادخ احتیاجی نیست در سوره یونس آمده است:

(قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لَا يعْلَمُونَ * وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ * آلْآنَ وَقَدْ عَصَيتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ * فَالْيوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آياتِنَا لَغَافِلُونَ)

فرمود: دعای شما پذيرفته شد! استقامت به خرج دهيد؛ و از راه (و رسم) کسانی که نمی ‌دانند، تبعيت نکنيد! (سرانجام) بنی اسرائيل را از دريا [= رود عظيم نيل‌] عبور داديم؛ و فرعون و لشکرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند؛ هنگامی که غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ايمان آوردم که هيچ معبودی، جز کسی که بنی اسرائيل به او ايمان آورده‌ اند، وجود ندارد؛ و من از مسلمين هستم! (اما به او خطاب شد:) الآن؟!! در حالی که قبلا عصيان کردی، و از مفسدان بودی! ولی امروز، بدنت را (از آب) نجات می ‌دهيم، تا عبرتی برای آيندگان باشی! و بسياری از مردم، از آيات ما غافلند!

سوره یونس (10): آیات 89- 90 - 91 - 92

ما دریا را شکافتیم «بنی اسرائیل» رد شدند فرعونیان هم آمدند (حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ) فرعون و فرعونیان وقتی وارد این دریا و نهر شدند آب جمع شد احساس کردند دارند غرق می شوند (قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ) من به آن خدایی که «بنی اسرائیل» ایمان آوردند به آن ایمان می آورم نمی گوید خدایا به تو ایمان می آورم خیلی عجیب است.

(آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ) قرآن می گوید الان؟! قرآن خیلی خودمانی و زیبا صحبت می کند مثل یک پدر مهربان است بچه بازیگوش است تمام راه ها را بسته است مادر، برادر و خواهر را کتک زده، ده مرتبه نافرمانی پدر کرده در آخر می گوید پشیمان شدم. می گوید الان داری توبه می کنی؟

(آلْآنَ وَقَدْ عَصَيتَ قَبْلُ) قبلاً‌ عصیان کردی (وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ) جزء مفسدین بودی حالا (فَالْيوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيةً) تمام «بنی اسرائیل» غرق شدند نهنگ ها و ... خوردند تمام شد ولی بدن تو را بیرون می اندازیم تا برای دیگران عبرت باشد. الان هم بدن مومیایی شده فرعون در «مصر» موجود است، آن های که آن جا می روند به دیدن این بدن مومیایی شده می روند.

البته در بعضی از روایات داریم علت این که، غرق «بنی اسرائیل» این همه تأخیر افتاد (قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا) وقتی که حضرت موسی نفرین کرد خدا گفت نفرین شما قبول شد ولی بین (أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُمَا) تا غرق فرعون می گویند سی سال طول کشید علتش این بود می گویند فرعون با همه فسادش آدم خوش اخلاقی بود. به فقراء و مستمندان زیاد می رسید اخلاق خیلی خوبی داشت.

در بعضی از روایات هم این طور آمده است علت این که تأخیر افتاد خدای عالم گفت به تو سی سال مهلت دادیم قصر بسازی بالا بروی خدا را بخواهی از آن بالا با تیر کمانت بزنی باز هم خدا چقدر مهربان است!

(وَقَالَ فِرْعَوْنُ يا أَيهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيرِي فَأَوْقِدْ لِي يا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحًا لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ)

فرعون گفت: ای جمعيت اشراف! من خدايی جز خودم برای شما سراغ ندارم. (اما برای تحقيق بيشتر،) ای هامان، برايم آتشی بر گل بيفروز (و آجرهای محکم بساز)، و برای من برج بلندی ترتيب ده تا از خدای موسی خبر گيرم؛ هر چند من گمان می ‌کنم او از دروغگويان است!

سوره قصص (28): آیه 38

برای من برجی درست کن بالا بروم ببینم خدای حضرت موسی چه کار می کند؟ بزنم او را بکشم بالای برج رفت تیر کمان یا کمندش را باز کرد تیری به سمت بالا پرت کرد خدای عالم به ملائک گفت یک ماهی جلوی تیرش قرار بده حداقل دلش خوش باشد چیزی را کشته است. دید تیر به ماهی خورد و جنازه ماهی پایین افتاد. گفت دلم خوش است خدای موسی را کشتم.

چقدر خدا مهربان و رئوف است کسی که می خواهد به جنگ خدا برود او را خدا ناامید نمی کند!

مجری:

باید همان جا متنبه می شد یا این که ماهی در آسمان چه کار می کند خود این برایش یک نشانه بود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

درخت تراشیده را خدا می داند قطعاً برای آن ماهی خدا بزرگ تر است خدای جاندار را زده است برایش خیلی مهم است در برابر سنگ و چوبی که به عنوان خدا دارند می پرستند ارزش ماهی خیلی بالاتر است. از کار خدا هیچ کس سر در نیاورد، حتی انبیاء هم سر در نیاوردند.

«امام» یک تعبیری دارد می گوید دست همه اولیاء حتی رسول اکرم از رسیدن به خدای عالم (حقیقت الله) کوتاه است. ما جز اسماء و صفات الهی چیزی نداریم الا کسی به مقام مخلَصین برسد ان شاء الله در جلسه بعد مفصل صحبت می کنیم.

مجری:

به علت کمبود وقت الان مفصل وقت نداریم ولی اشاره ای مختصر در مورد مخلَصین بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

خدای عالم وقتی به شیطان گفت از آسمان ها پایین برو، نرسد به این که تکبر کنی ذلیلانه از درگاه من بیرون برو، عرض کرد خدایا تا روز قیامت به من فرصت بده خدای عالم فرمود امروز و فردا نابودت نمی کنیم

(قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيتَنِي لَأُزَينَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِينَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ)

گفت: پروردگارا! چون مرا گمراه ساختی، من (نعمت های مادی را) در زمين در نظر آنها زينت می ‌دهم، و همگی را گمراه خواهم ساخت، مگر بندگان مخلصت را.

سوره حجر (15): آیات 39 و 40

خدایا حالا که من را مورد غضب قرار دادی و از درگاه راندی من هم تمام بنده هایت را اغوا و از راه به در می کنم (إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ) شیطان با این که آن جا با ملائکه بود شش هزار به تعبیر حضرت امیر عبادت کرد بیرون آمد قسم می خورد می گوید خدایا

(قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِينَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ)

گفت: به عزتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها!

سوره ص (38): آیات 82 و 83

قسم به عزتت همه بندگانت را از راه به در می کنم (إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ) مگر بندگان مخلَص را بندگان مخلِص نه

(وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ)

در حالی که دين (خود) را برای او خالص گردانيد!

سوره اعراف (7): آیه 29

کاری با آن نداریم ان شاء الله در جلسه بعد عرض می کنیم تفاوت و فرق میان مخلِص اسم فاعل و مُخلَص اسم مفعول چیست؟

میان ماه من تا ماه گردون * تفاوت از زمین تا آسمان است

مُخْلَص دیدم بعضی از بزرگواران توضیحاتی دادند حتی «علامه طباطبایی، آیت الله مکارم شیرازی» و ... از توضیحات این ها قانع نشدم این که انسان در اثر ریاضت و ... به کمالاتی می رسد که خدای عالم به او عصمت می دهد نه آن های که عصمت هم دارند مثل «بلعم باعورا» اسم اعظم خدا را هم گرفت خیلی بالاتر از این ها می رفت ولی نتوانست نگه دارد رانده شد.

ان شاء الله عرض می کنم در رابطه با مُخلَصین یکی از ویژگی هایش این است که شیطان هیچ راهی ندارد به گرد مُخلَصین هم نمی رسد جالب تر از همه این ها خدای عالم می فرماید تمام خلایق از تسبیح من عاجر هستند الا بندگان مُخلَص

(سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يصِفُونَ؛ إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ)

منزه است خداوند از آنچه توصيف مي‌کنند، مگر بندگان مخلص خدا!

سوره صافات (37): آیات 159 و 160

خیلی مهم تر از این است چه شد؟ در نماز «الله اکبر» می گوییم یعنی «اللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ يُوصَف‏» یعنی فراتر از آنی است که وصف شود «سُبْحانَ اللهِ» یعنی خدا منزه از توصیف است. ولی به مخلَصین می رسد می گوید خدای عالم منزه از توصیف است «إِلَّا الْمُخْلَصِينَ» مگر مخلَصین می توانند خدا را توصیف کنند خیلی مهم است فراتر از قضیه عدم تسلط شیطان است.

لذا فقط در یک جمله بخواهم بگویم مُخلَصین کسانی هستند رسیدن به جایی که هم در «صحیح بخاری» و هم در «کافی» آمده است در «کافی» با سند صحیح، «صحیح بخاری» هم «صحیح بخاری» است. می گوید بنده در اثر عبادت، واجبات و مستحبات می رسد به جایی که خدا می گوید:

«كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص352، بَابُ مَنْ آذَى الْمُسْلِمِينَ وَ احْتَقَرَهُم‏، ح7

«وما يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إلي بِالنَّوَافِلِ حتى أُحِبَّهُ فإذا أَحْبَبْتُهُ كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها وَإِنْ سَأَلَنِي لَأُعْطِيَنَّهُ وَلَئِنْ اسْتَعَاذَنِي لَأُعِيذَنَّهُ وما تَرَدَّدْتُ عن شَيْءٍ أنا فَاعِلُهُ تَرَدُّدِي عن نَفْسِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وأنا أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2384، 6137

خدا می گوید وقتی بنده ام در اثر عبادت بویژه مستحبات به جایی رسید که من، چشم او می شوم من، زبان او می شوم دیگر این جا مخلَص، با زبان خودش خدا را توصیف نمی کند با زبان خدا توصیف می کند در حقیقت خدا، خودش را از زبان این توصیف می کند.

خدای عالم می فرماید (سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يصِفونَ * إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ)

ولذا ان شاء الله جایگاه مُخلَصین را مقداری بحث می کنیم مُخلِصین را هم بحث می کنیم درجات مُخلَصین و راه های رسیدن به مخلَصین را ان شاء الله هم از آیات و هم از روایات عرض می کنیم.

شاید پنج، شش جلسه ای بحث اخلاص، مُخلِص، مُخلَص طول بکشد.

بحث اخلاص خیلی مهم است یعنی برای خود من وقتی آیات اخلاص را می خوانم تقریباً ده، دوازده آیه بحث اخلاص را آورده است. مُخلَصین به نظرم در هفت، هشت آیه آمده است عمل هم نکردیم حداقل بشنویم شنیدنش ضرر ندارد.

مجری:

خیلی ممنون و متشکرم، خداوند حفظ تان کند و سلامتی بدهد بازهم در جلسات آینده در خدمت تان خواهیم بود، خیلی استفاده کردیم.

همچنین ممنون و متشکرم از شما عزیزان بیننده، التماس دعای فرج داریم شما را به خدای متعال می سپارم!

والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :