لينک دانلود
درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و یکم
(جلسه شانزدهم 28 07 1403)
موضوع: احادیث مربوط به ورود اهل سنت غیر معاند به بهشت (2)
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصير
نزدیک ظهور، مشکلات و مصائب برای شیعه در حدی است که شاید تحملش برای همه افراد سنگین باشد. بعضی از بزرگانی که خدمت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) تشرف داشتند یا بعضی از خواب های صادقه ای که افراد دیده اند، بشارت هایی داده اند که با توجه به سختی ها و مشکلاتی که برای شیعه پیش می آید به دنبال آن فرج و مایه خوشحالی خواهد بود.
در هر صورت...
قرائن و شواهد ان شاء الله نشان می دهد به حول و قوه الهی فرج خیلی نزدیک است نمی شود وقت معین کرد. «کذب الوقاتون» یا «کذِّب الوقاتین» امیدوار هستیم که در آینده خیلی خیلی نزدیک ان شاء الله فرج صورت بگیرد.
در اصل باید گفت این ها را باید تحمل کرد.
(فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يسْرًا)
به يقين با (هر) سختی آسانی است! (آری) مسلما با (هر) سختی آسانی است
سوره الشرح (94): آیات 5 و 6
پرسش:
آغاز بحث...
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
بحث مان در رابطه با شبهات احمد کاتب نسبت به موضوع ولایت فقیه بود. ایشان همه روایات مربوط به ولادت حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، بشارت های ائمه علیهم السلام در مورد حضرت و افرادی هم که به محضر حضرت مشرف شدند را در کتابش تحت عنوان «الإمام المهدي حقیقة تاریخیة أم فرضیة فلسفیة» آورده است اما مدعی است که بحث مهدویت در اسلام نبود و شیعه در قرن دوم و سوم و یا توسط شیخ مفید بحث مهدویت مطرح شد تا بتوانند ولایت فقیه را از مهدویت انتزاع کنند.
مطالب مفصلی را عرض کردیم حتی نسبت به روایاتی که خودش نقل می کند شاید نزدیک هفده، هجده روایت نقل می کند، اگر هفده، هجده روایت مسئله را تثبیت نکند نمی توانیم چیزی را توسط روایات اثبات کنیم.
عرض کردیم آیت الله العظمی صافی (رضوان الله تعالی علیه) پنج هزار و شش روایت در «منتخب الأثر» سه جلدی که اواخر عمرشان نوشتند آوردند از این انبوه روایات حدود 950 روایت در بحث امامت است که مهدویت در ذیل آن است و بیش از سه هزار روایت در مورد مهدویت است.
جدیدترین کتابی که در حوزه مهدویت نوشته شد و جامع است و یک فقیه این کار را انجام داده کتاب «منتخب الأثر» آیت الله العظمی صافی (رحمة الله علیه) است.
در جلسه قبل چند روایت آوردیم از ابو علی ابن مطهر که حضرت را دید، نسیم خادم امام عسکری، مردی از منطقه فارس، کامل ابن ابراهیم مدنی بعضی هایش با سند صحیح بود مطرح کردیم. روایتی که مقداری مورد بحث بود و حتی برای بعضی از بزرگواران هم شاید سخت بود، ظاهرش این بود که با برخی روایات تعارض دارد با روایاتی به این مضمون:
«من أنكر واحدا من الأئمة عليهم السلام کمن أنکر النبوة کمن أنکر الله وتبارک وتعالی»
متن روایت را عرض می کنم بعد نکاتی در این جا است دوستان بزرگواری کنید بحث ضروری است توجه داشته باشید.
کامل ابن ابراهیم می گوید خدمت امام عسکری رسیده بودم سوالاتی داشتم حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) سه یا چهار ساله بودند بدون این که من بگویم حضرت پاسخ من را داد یکی از آن ها این بود . می گوید عقیده من این بود که:
«لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَ مَعْرِفَتِي وَ قَالَ بِمَقَالَتِي»
هیچ کسی وارد بهشت نمی شود مگر کسی که مثل من شیعه باشد معرفت به ائمه داشته باشد و شهادت به ولایت ائمه داشته باشد. بعد حضرت بدون این که من سوال کنم فرمود:
«جِئْتَ إِلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حُجَّتِهِ وَ بَابِهِ تَسْأَلُهُ هَلْ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ عَرَفَ مَعْرِفَتَكَ وَ قَالَ بِمَقَالَتِكَ فَقُلْتُ إِي وَ اللَّهِ قَالَ إِذَنْ وَ اللَّهِ يَقِلُّ دَاخِلُهَا»
قسم به خدا اگر این طوری باشد وارد شدگان به بهشت خیلی کم خواهد شد.
«وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَيَدْخُلُهَا قَوْمٌ يُقَالُ لَهُمُ الْحَقِّيَّةُ قُلْتُ يَا سَيِّدِي وَ مَنْ هُمْ قَالَ قَوْمٌ مِنْ حُبِّهِمْ لِعَلِيٍّ يَحْلِفُونَ بِحَقِّهِ وَ لَا يَدْرُونَ مَا حَقُّهُ وَ فَضْلُهُ»
قسم به خدا به بهشت داخل می شود کسانی که نه به ولایت امیر المؤمنین معتقد هستند و نه خبر از فضیلت امیر المؤمنین دارند.
الغيبة (للطوسي)/ كتاب الغيبة للحجة؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار المعارف الإسلامية، محقق/ مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد، ص247
بعد چند روایت با سند صحیح از کتاب «کافی» جلد 4 صفحه 126 آوردیم حضرت فرمودند:
«إِنَّ الرَّجُلَ لَيُحِبُّكُم وَ مَا يَعْرِفُ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ فَيُدْخِلُهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ بِحُبِّكُمْ»
شما را دوست دارد ولی نمی داند عقیده شما چه است خدا او را وارد بهشت می کند.
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج4، ص126، ح10
باز روایت جلد 8 کتاب «کافی» صفحه 168 و 169 همین تعبیر را از آقا امام صادق (سلام الله علیه) دارد و سند هم صد در صد صحیح است. همچنین روایت دیگری از کتاب «کافی» جلد 8 صفحه 138 که می فرماید:
«مَنْ أَحَبَّكُمْ عَلَى مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ- دَخَلَ الْجَنَّةَ وَ إِنْ لَمْ يَقُلْ كَمَا تَقُولُونَ.»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج8، ص138، ح367
روایت کتاب «کافی» جلد 3 است
«فَمَنْ كَانَ مِنْهُمْ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ وَ لَمْ يَظْهَرْ مِنْهُ عَدَاوَةٌ»
کسی که عمل صالح داشته باشد یعنی آدم نکشته باشد، ظلم نکرده باشد جنایت نکرده باشد، مرتکب فحشا نشده باشد _این ها دلیل عقلی است احتیاج به شرع ندارد_ و عداوتی هم نسبت به اهل بیت علیهم السلام از او صادر نشده باشد.
«فَإِنَّهُ يُخَدُّ لَهُ خَدٌّ إِلَى الْجَنَّةِ الَّتِي خَلَقَهَا اللَّهُ فِي الْمَغْرِبِ»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج8، ص247، بَابُ جَنَّةِ الدُّنْيَا، ح1
مراد از «فی المغرب» بهشت عالم برزخ است. روایت صحیح است مرحوم مجلسی در کتاب «مرآة العقول» جلد 14 صفحه 228 می گوید حدیث صحیح است.
بعضی از دوستان اشکال داشتند البته روایت هم کم نداریم شاید اگر جمع بشود ده – پانزده روایت بشود بر این که اگر کسی منکر امامت و ولایت اهل بیت باشد به هیچ وجه بوی بهشت هم به مشامش نمی رسد. این روایات را هم شیعه دارد و هم اهل سنت دارد.
آن چه که در ذهنم است در کتاب «مناقب خوارزمی» صفحه 67 است. مناظره ای که در شبکه المستقله داشتیم من این مطلب را گفتم آن ها هیچ جوابی نداشند بگویند چون خوارزمی از افراد موثق اهل سنت است.
در روایت نبی مکرم می فرماید:
«يا علي لو أن عبدا عبد الله مثل ما قام نوح في قومه وكان له مثل أحد ذهبا فأنفقه في سبيل الله وحج ألف مرة على قدميه ثم قتل بين الصفاة والمروة مظلوما ثم لم يوالك لم يشم رائحة الجنة ولم يدخلها»
ای علی اگر کسی به اندازه عمر حضرت نوح _حد اقل _ نهصد و پنجاه سال عبادت کند، مثل «کوه احد» طلا در راه خدا انفاق کند و خدا عمر طولانی بدهد هزار بار پیاده به زیارت خانه خدا برود و بین صفا و مروه مظلومانه کشته شود ولایت تو را نداشته باشد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد!
المناقب؛ نوسنده: الموفق الخوارزمي وفات: 568، تحقيق: الشيخ مالك المحمودي، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، ص67
امثال این روایت در کتب اهل سنت زیاد است و یک مورد دو مورد نیست. روایت دیگر از ابو سعید خدری است كه اين روايت را در کتاب «کافی» نیز داریم:
«بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَايَةِ وَ لَمْ يُنَادَ بِشَيْءٍ مَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ يَوْمَ الْغَدِيرِ»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج2، ص21، بَابُ دَعَائِمِ الْإِسْلَام، ح8
از ابو سعید خدری هم نقل شده:
«ومثل: أبي سعید الخدري الذي یقول: أمر الناس بخمس فعلموا بأربع وتركوا واحدة. ولما سئل عن الأربع قال: الصلاة والزكاة وصوم شهر رمضان والحج قيل: فما الواحد التي ترکوها؟ قال: ولاية علي بن أبي طالب قيل له: وإنها لمفروضة معهن؟ قال: نعم هي مفروضة معهن»
خطط الشام؛ المؤلف: محمد بن عبد الرزاق بن محمَّد، كُرْد عَلي (المتوفى: 1372هـ)، الناشر: مكتبة النوري، دمشق، الطبعة: الثالثة، 1403 هـ - 1983 م، ج6، ص245
«وعن أبي هارون العبدي قال: كنت أرى رأي الخوارج لا رأي لي غيره حتى جلست إلى أبي سعيد الخدري فسمعته يقول: ما هذه الأربع التي عملوا بها؟ قال: الصلاة والزكاة والحج والصوم [ أعني ] صوم شهر رمضان. قال: فما الواحدة التي تركوها؟ قال: ولاية علي بن أبي طالب . قال: وإنها مفترضة معهن؟ قال: نعم. قال: فقد كفر الناس. قال: فما ذنبي»
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل؛ تأليف: الحافظ الكبير عبيد الله بن أحمد المعروف بالحاكم الحسكاني؛ الحذاء الحنفي النيسابوري، تحقيق وتعليق: الشيخ محمد باقر المحمودي؛ مؤسسة الطبع والنشر التابعة لوزارة الثقافة والارشاد الاسلامي مجمع أحياء الثقافة الاسلامية، 1411 ه - 1990م، ج2، ص460
گفتند آن چهار تا چه است؟ آن ها را شمرد. بعد دارد «فما الواحد التي ترکوها؟ قال: ولاية علي بن أبي طالب» بعد راوی می گوید پس بنابراین «فقد كفر الناس» با انکار ولایت حضرت علی پس این ها کافر شدند؟ «قال: فما ذنبي!» گناه من چیست؟! پیامبر این طوری فرموده است.
«قَالَ أَخْبَرَنِي أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ بِلَالٍ الْمُهَلَّبِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ رَاشِدٍ الْأَصْفَهَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِيُّ قَالَ أَخْبَرَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ صَبِيحٍ قَالَ حَدَّثَنَا سَالِمُ بْنُ أَبِي سَالِمٍ الْمِصْرِيُّ عَنْ أَبِي هَارُونَ الْعَبْدِيِّ قَالَ كُنْتُ أَرَى رَأْيَ الْخَوَارِجِ لَا رَأْيَ لِي غَيْرُهُ حَتَّى جَلَسْتُ إِلَى أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ رَحِمَهُ اللَّهُ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ أُمِرَ النَّاسُ بِخَمْسٍ فَعَمِلُوا بِأَرْبَعٍ وَ تَرَكُوا وَاحِدَةً- فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ يَا أَبَا سَعِيدٍ مَا هَذِهِ الْأَرْبَعُ الَّتِي عَمِلُوا بِهَا قَالَ الصَّلَاةُ وَ الزَّكَاةُ وَ الْحَجُّ وَ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ قَالَ فَمَا الْوَاحِدَةُ الَّتِي تَرَكُوهَا قَالَ وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام) قَالَ الرَّجُلُ وَ إِنَّهَا الْمُفْتَرَضَةُ مَعَهُنَّ قَالَ أَبُو سَعِيدٍ نَعَمْ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ قَالَ الرَّجُلُ فَقَدْ كَفَرَ النَّاسُ إِذَنْ قَالَ أَبُو سَعِيدٍ فَمَا ذَنْبِي»
الأمالي (للمفيد)؛ مفيد، محمد بن محمد، محقق / مصحح: استاد ولى، حسين وغفارى على اكبر، ناشر: كنگره شيخ مفيد، ص139، المجلس السابع عشر
اهل سنت امثال این روایات را در منابع شان دارند، حالا در منابع دسته اول شان مثل صحاح شان هم نباشد در تفاسیرشان و کتاب های حدیثی شان این طور روایات را دارند.
روایتی که خیلی در شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی دست مایه وهابی شده است این عبارت مرحوم شیخ صدوق در کتاب اعتقادات، صفحه 105 است.
حتی در شبکه المستقلة مناظره ای که بین دکتر تیجانی با وهابی های عربستان سعودی از جمله عثمان الخمیس بود این عبارت را آوردند و خیلی هم رویش مانور دادند که شما شیعه ها، اهل سنت را کافر و نجس می دانید.
«وَ قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: مَنْ جَحَدَ عَلِيّاً إِمَامَتَهُ بَعْدِي فَقَدْ جَحَدَ نُبُوَّتِي، وَ مَنْ جَحَدَ نُبُوَّتِي فَقَدْ جَحَدَ اللَّهَ رُبُوبِيَّتَهُ»
خیلی واضح و روشن است
«و اعتقادنا فيمن جحد إمامة أمير المؤمنين علي بن أبي طالب و الأئمّة من بعده- عليهم السّلام- أنّه بمنزلة من جحد نبوّة جميع الأنبياء و اعتقادنا فيمن أقرّ بأمير المؤمنين و أنكر واحدا من بعده من الأئمّة أنّه بمنزلة من أقرّ بجميع الأنبياء و أنكر نبوّة نبيّنا محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم»
روایت بعدی:
«الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ، أَوَّلُهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ، طَاعَتُهُمْ طَاعَتِي، وَ مَعْصِيَتُهُمْ مَعْصِيَتِي، مَنْ أَنْكَرَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ أَنْكَرَنِي»
إعتقادات الإمامية (للصدوق)، ابن بابويه، محمد بن على، مصحح: ندارد، ناشر: كنگره شيخ مفيد، ص105
کتاب اعتقادات غیر از کتاب حدیثی است لذا اشکال سندی نمی توان کرد در کتب اعتقادات معمولاً روایاتی را مطرح می کنند که از قنطره های رجال رد شده باشد به عنوان معتقدات شیعه دارد مطرح می کند.
روایت زیاد است ولی ایشان چند روایت آورده است.
روایت در عیون اخبار الرضا، صفحه 265، صفحه 267 است مرحوم علامه مجلسی اول می گوید روایت صحیح است. در کمال الدین شیخ صدوق:
«مَنْ أَنْكَرَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ أَنْكَرَنِي وَ مَنْ أَنْكَرَنِي فَقَدْ أَنْكَرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل»
كمال الدين و تمام النعمة، ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج1، ص 262
عزیزان دقت کنند تمام این روایات واژه جَحَدَ آورده است «مَنْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهُمْ، مَنْ جَحَدَ أئمة» مَن جَحَدَ فلان تمام واژه جَحَدَ آمده است جَحَدَ عبارت از انکار مَع العلم است با این روایاتی که جلسه گذشته خواندیم هیچ منافاتی ندارد.
جوهری در الصحاح، جلد 2، صفحه 451 دارد:
«فصل الجيم [جحد] الجحود: الانكار مع العلم»
کسی مسئلهی را با علم به آن انکار کند.
الصحاح؛ الجوهري (وفات : 393)، تحقيق: أحمد عبد الغفور العطار، ناشر: دار العلم للملايين - بيروت – لبنان 1407 - 1987 م، ج 2، ص 451
لسان العرب ابن منظور:
«الجحود الإنكار مع العلم»
لسان العرب؛ اسم المؤلف: محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي المصري الوفاة: 711، دار النشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولى، ج3، ص106
کلمه «الإنکار مع العلم» اختصاص به سنی ندارد اگر یک شیعه هم به امامت این بزرگواران علم داشته باشد و بعد از علم، انکار کند همین حکم جاری است فرقی نمی کند در توحید باشد، در نبوت باشد، در امامت باشد حتی در دیگر احکام باشد.
بن باز در فتوایی می گوید اگر کسی یکی از احکام شرعیه را انکار کند «فهوَ کافرٌ» یا یک تعبیری دارد کسی حدیثی را انکار کند که از پیغمبر رسیده «فهوَ کافر» این اختصاص به شیعه ندارد.
اگر کسی علم برای او آمد بعد از علم، انکار آمد قطعاً از دایره ایمان و اسلام خارج است.
لذا در روایات دیگر مثلاً در زیارت جامعه کبیره داریم:
«وَ عَلَى مَنْ جَحَدَ وَلَايَتَكُمْ غَضَبُ الرَّحْمَن، وَ مَنْ جَحَدَكُمْ كَافِرٌ وَ مَنْ حَارَبَكُمْ مُشْرِكٌ»
من لا يحضره الفقيه؛ نویسنده: ابن بابويه، محمد بن على، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم مصحح: غفاری، علی اكبر، ج2، ص616
متن زیارت جامعه کبیره است که مرحوم علامه مجلسی می گوید:
«أصح الزیارات سنداً، اعمها مورداً، أفصحها لفظاً، أبلغها معناً وأعلاها شأنا»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج99، ص 145
یا از امام عسکری (سلام الله علیه) است:
«لَا يَنْفَعُ الْإِقْرَارُ بِالنُّبُوَّةِ مَعَ جَحْدِ إِمَامَةِ عَلِيٍّ (علیه السلام) كَمَا لَا يَنْفَعُ الْإِقْرَارُ بِالتَّوْحِيدِ مَعَ جَحْدِ النُّبُوَّة»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج36، ص 110
همه جا کلمه جحد آمده است
«وَ مَنْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ جَحَدَنِي وَ مَنْ جَحَدَنِي فَقَدْ جَحَدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل»
هر کس جهد کند یکی از ائمه را «انکار عن علمٍ» کند گویا منِ پیغمبر را انکار کرده، هر کس من را انکار کند خدا را انکار کرده است!
كمال الدين و تمام النعمة، ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج1، ص 262
روایات در این زمینه داریم حتی در لجنه دائمة إفتا که به ریاست بن باز بود در جلد 2 می گوید:
«من أنكر وجحد شيئاً من أركان الإسلام أو من واجبات الدين المعلومة بالضرورة فهو كافر ومارق من دين الإسلام»
فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء - ج 2، ص281
مثل نماز، زکات و حج «فهو كافر ومارق من دين الإسلام» خارج از دین اسلام است این اختصاص به شیعه ندارد آن ها هم همین تعبیر را آوردند برای این که اگر کسی انکار کند. انکار هم انکار «عن علمٍ» باشد نه انکار «عن جهلٍ» کسی که حتی توحید به او نرسیده است و خودش هم در اثر تربیت خانوادگی و جامعه لائیک بار آمده، به قول امروزی ها آتئیست بار آمد فردای قیامت قطعاً خدای عالم او را وارد آتش جهنم نمی کند.
(إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يهْتَدُونَ سَبِيلًا)
مگر آن دسته از مردان و زنان و کودکانی که به راستی تحت فشار قرار گرفته اند (و حقيقتا مستضعفند)؛ نه چاره ای دارند، و نه راهی (برای نجات از آن محيط آلوده) می يابند.
سوره نساء (4): آیه 98
شاملش می شود.
در این بحث روایاتی که در رابطه با انکار امامت ائمه (سلام الله علیهم أجمعین) داریم در بعضی از روایات اگر به صورت مطلق آمده است
«مَنْ أَنْكَرَ وَاحِداً مِنْهُمْ فَقَدْ أَنْكَرَنِي وَ مَنْ أَنْكَرَنِي فَقَدْ أَنْكَرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل»
كمال الدين و تمام النعمة، ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ج1، ص 262
ده، دوازده روایتی که مقید کرده «مَنْ جَحَدَ» تمام روایات مطلق را مقید می کند. تمام آن جایی که «مَنْ أنکرَ» آمده است قید می زند «مَنْ أنِکرَ عن جَحدٍ، مَنْ أنکرَ عن علمٍ».
نکته دیگر، مسئله ای است که مرحوم امام و همچنین مرحوم آیت الله خویی مطرح کرده اند. مرحوم امام در کتاب الطهارة -که قبل از تبعیدشان این را در قم تألیف کردند- جلد 3، صفحه 427 می گوید کفر مقابل اسلام مثل تقابل عدم و ملکه است
وأنّ ما أُخذ في ماهية الإسلام ليس إلَّا الشهادة بالوحدانية، والرسالة، والاعتقاد بالمعاد، بلا إشكال في الأوّلين، وعلى احتمال اعتبار الأخير أيضاً ولو بنحو الإجمال، ولا يعتبر فيها سوى ذلك؛ سواء فيه الاعتقاد بالولاية وغيرها، فالإمامة من أُصول المذهب، لا الدين.»
كتاب الطهارة ( ط.ج )؛ السيد الخميني (وفات : 1410)، تحقيق: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، قم 1427، ج 3 ص 437
آن چه که در اسلام شرط است و مسلمان بودن با آن محقق می شود شهادت به وحدانیت خدا و رسالت و اعتقاد به معاد است در این دو شهادت اول (شهادتین) شکی نیست. بعد ایشان می فرماید: «فالإمامة من أُصول المذهب، لا الدين.» امامت از اصول مذهب است جزء اصول دین نیست که اگر کسی منکر امامت شد خارج از دایره اسلام باشد.
كتاب الطهارة، جلد 3، صفحه 437 بحث کفار را می آورد در ذیلش روایاتی می آورد البته ایشان در این زمینه مطالب خیلی زیاد دارد.
بعد ایشان تعریضی به صاحب حدایق (رضوان الله تعالی علیه) دارد تعریضش هم خیلی خوب است در جلد 3، صفحه 441 از ایشان نقل می کند
«أنّ الإمامة بالمعنى الذي عند الإمامية، ليست من ضروريات الدين، فإنّها عبارة عن أُمور واضحة بديهية عند جميع طبقات المسلمين، ولعلّ الضرورة عند كثير على خلافها، فضلًا عن كونها ضرورة. نعم هي من أُصول المذهب، ومنكرها خارج عنه، لا عن الإسلام»
كتاب الطهارة ( ط.ج )؛ السيد الخميني (وفات : 1410)، تحقيق: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، قم 1427، ج 3 ص 441
دوباره در صفحه 378 روایاتی را از ائمه (علیهم السلام) می آورد می گوید آن چه که باعث می شود خون افراد محترم شود و ارث و نکاح بر آن مترتب شود، شهادتین است لا غیر. نظر خود ایشان این است.
«فإنّ المنساق من الروايات أنّ الشهادتين تمام حقيقة الإسلام»
یعنی کل حقیقت اسلام شهادت به وحدانیت خدا و رسالت نبی مکرم است
«وتمام الموضوع لترتّب الآثار الظاهرة على مظهرها»
كتاب الطهارة ( ط.ج )؛ السيد الخميني (وفات : 1410)، تحقيق: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، قم 1427، ج 3 ص 378 و 379
همین که شهادتین را گفت مسلمان است ازدواج با او دختر دادن، دختر گرفتن اشکالی ندارد ارث می برد خونش هم محترم است در ذیل حکومت اسلامی هم باشد دفاع از او لازم است. ایشان در همین جلد، صفحه 427
«إن المسلم بحسب ارتكاز المتشرعة هو المعتقد بالله تعالى ، ووحدانيته، ورسالة رسول الله صلى الله عليه وآله، أو الشهادة بالثلاثة على احتمالين يأتي الكلام فيهما وهذه الثلاثة مما لا شبهة ولا خلاف في اعتبارها في معنى الاسلام ويحتمل أن يكون الاعتقاد بالمعاد إجمالا أيضا مأخوذا فيه لدى المتشرعة على تأمل بأي وجهه»
كتاب الطهارة ( ط.ج )؛ السيد الخميني (وفات : 1410)، تحقيق: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، قم 1427، ج 3 ص 315
ایشان چندین جا این مباحث را مطرح می کند یک جمله زیبایی دارد:
«فالعامّة العمياء من المسلمين؛ بشهادة جميع الملل مسلمة وغيرها، وإنكاره إنكار لأمر واضح عند جميع طبقات الناس. فما وردت في أنّهم كفّار لإيراد به الحقيقة بلا إشكال، ولا التنزيل في الأحكام الظاهرة؛ لأنّه مع مخالفته للأخبار المستفيضة، بل المتواترة التي مرّت جملة منها واضح البطلان؛ ضرورة معاشرة أهل الحقّ معهم أنواع العشرة من لدن عصر الأئمّة ( عليهم السّلام ) إلى الحال من غير نكير، ومن غير شائبة تقيّة . فلا بدّ من حملها إمّا على التنزيل في الأحكام الباطنة، كالثواب في الآخرة ، كما صرّحت به رواية الصيرفي ، أو على بعض المراتب التي هي غير مربوطة بالأحكام الظاهرة . وأمّا الحمل على أنّهم كفّار حقيقة ، لكن يجري عليهم أحكام الإسلام ظاهراً ولو من باب المصالح العالية ؛ وعدم التفرقة بين جماعات المسلمين " فغير وجيه بعد ما تقدّم من أنّه لا يعتبر في الإسلام إلَّا ما مرّ ذكره. تمسّك صاحب " الحدائق " بدعوى كونهم نصّاباً وردّها وممّا ذكرناه يتضح الجواب عن دعوى صاحب " الحدائق " بأنّهم نصّاب ، وكلّ ناصب نجس »
كتاب الطهارة ( ط.ج )؛ السيد الخميني (وفات : 1410)، تحقيق: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، قم 1427، ج 3 ص 438 و 439
یک دسته از اهل سنتی که تعبیر به عمیاء می کنند یعنی چشم شان نسبت به امامت باز نشده است.«فما وردت في أنّهم كفّار» روایت داریم کسانی که منکر اهل بیت هستند کافر هستند «لإيراد به الحقيقة بلا إشكال» مراد کافر حقیقی نیست که به طور کلی از اسلام بیرون و نجس و امثال این باشد.
«ولا التنزيل في الأحكام الظاهرة» این تعریض صاحب حدایق و بعضی از فقهاء است شارع مقدس برای رفاه حال شیعه ها نجاست را از اهل سنت برداشته است، اگر آن ها طبق عقیده ما منکر امامت باشند نجس هستند و این باعث درد سر برای شیعه می شود. می خواهند با آن ها رفت و آمدی داشته باشند طرف مغازه دارد و ... اگر نجس باشد زندگی شیعه به هم می ریزد البته نظر بعضی از فقهای معاصر هم این است. اسم بردن اسم شان معذور هستم.
ظاهراً آقای اراکی هم نظرشان این بود اگر اشتباه نکنم این ها کفار واقعی هستند ولی برای رفاه حال شیعه ها خدا احکام کفار را بر این ها بار نکرده است.
ایشان می فرماید این مخالف با اخبار مستفیض بلکه متواتر است اگر ما بگوییم این ها در باطن کافر هستند ولی در ظاهر خدا به خاطر معاشرت اهل حق با این ها این طور کرده است می گوید اصلاً همچنین چیزی نیست «و واضح البطلان» معاشرت اهل حق قطعی است.
«ضرورة معاشرة أهل الحقّ معهم أنواع العشرة من لدن عصر الأئمّة ( عليهم السّلام ) إلى الحال من غير نكير، ومن غير شائبة تقيّة» ائمه (علیهم السلام) با این ها رفت و آمد داشتند ذبیحه این ها را می گرفتند شیر، ماست و بقیه محصولاتی که با دست آن ها درست می شد را مصرف می کردند و و لذا : «إمّا على التنزيل في الأحكام الباطنة، كالثواب في الآخرة ... وأمّا الحمل على أنّهم كفّار حقيقة ، لكن يجري عليهم أحكام الإسلام ظاهراً ولو من باب المصالح العالية وعدم التفرقة بين جماعات المسلمين " فغير وجيه» این توجیهات، توجیهات نا درستی است.
بعد ایشان فرمایشات صاحب حدایق را می آورد فرمایشات شان خیلی تند است.
ما یک مورد هم نداریم که ائمه (علیهم السلام) بگویند ما که معاشرت داریم از باب تقیه یا مصالح است ما چیزی نداریم جز همین اطلاقاتی که از روایات داریم می گیریم. در اطلاقات روایت همین کلمه جَحدَ که آمده است همه را مقید می کند در میان متشرعین هم یک مورد نداریم اصحاب به ائمه گفته باشند ما با این ها مرتبط هستیم شارع مقدس بگوید این ها کافر باطنی هستند و ظاهراً احکام اسلام بر این ها وارد است. اگر این چنین بود یک روایت یا بحث تقیه و ... باید باشد حال آنکه یک مورد هم نداریم.
در بحث مفصلی که با آقای سید کمال حیدری داشتیم این ها را آوردم گفتم سید بزرگوار! این احادیثی است که در حد متواتر است هم امام (رضوان الله تعالی علیه) هم آیت الله خویی آوردند این دو فقیه امروز گل سر سبد فقهای معاصر ما هستند. وقتی این طور قاطعانه مطرح می کنند دیگر حرفی باقی نمی ماند.
بعد ایشان (مرحوم امام) همان فرمایش صاحب حدایق را می آورد:
«ويمكن أن يقال : إنّ أصلَ الإمامة كان في الصدر الأوّل من ضروريات الإسلام، والطبقةَ الأولى المنكرين لإمامة المولى أمير المؤمنين صلوات الله وسلامه عليه ولنصّ رسول الله ( صلَّى الله عليه وآله وسلَّم ) على خلافته ووزارته، كانوا منكرين للضروري من غير شبهة مقبولة من نوعهم، سيّما أصحاب الحلّ والعقد، وسيأتي الكلام فيهم" (يأتي في الصفحة 455)»
كتاب الطهارة ( ط.ج )؛ السيد الخميني (وفات : 1410)، تحقيق: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، قم 1427، ج 3 ص 447
ایشان تمام این ها را مطرح می کند ولی مشکلی که وجود دارد امام (رضوان الله تعالی علیه) مقداری سیادت شان گل کرده ! مطالبی را می فرمایند:
«وأما سائر الطوائف من النصاب بل الخوارج فلا دليل على نجاستهم وإن كانوا أشد عذابا من الكفار ، فلو خرج سلطان على أمير المؤمنين عليه السلام لا بعنوان التدين بل للمعارضة في الملك أو غرض آخر كعائشة وزبير وطلحة ومعاوية وأشباههم أو نصب أحد عداوة له أو لأحد من الأئمة عليهم السلام لا بعنوان التدين بل لعداوة قريش أو بني هاشم أو العرب أو لأجل كونه قاتل ولده أو أبيه أو غير ذلك لا يوجب ظاهرا شئ منها نجاسة ظاهرية . وإن كانوا أخبث من الكلاب والخنازير لعدم دليل من إجماع أو أخبار عليه»
كتاب الطهارة ( ط.ج )؛ السيد الخميني (وفات : 1410)، تحقيق: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، ناشر: مؤسسة تنظيم ونشر آثار الامام الخميني (س)، قم 1427، ج 3 ص 327 همچنین در صفحه 457
در مناظرات مان در عربستان این عبارت را این ها زیاد می آوردند حتی بحثی در شبکه ولایت داشتیم یک آقایی سنّی از نقده (آذربایجان غربی) زنگ زد. گفت در هشت سال دفاع مقدس بودم پسرم و برادرم شهید شده است ولی شنیدیم امام (رضوان الله تعالی علیه) در کتابش می گوید طلحه، عایشه و ... «أخبث من الكلاب والخنازير» هستند این را شنیدیم مقداری دل مان چرکین شده است قضیه اش چه است؟
البته من جوابی که دادم جواب اقناعی بود گفتم در جنگ جمل چقدر کشته شدند؟ گفت نمی دانم گفتم یعقوبی می گوید سی هزار نفر کشته شدند. در جنگ صفین صد و ده هزار نفر کشته شدند شما می گویید طلحه، زبیر، عایشه و معاویه مجتهد بودند اجتهاد کردند خطا کردند خدا یک پاداش هم به این ها می دهد! یعنی خدا به خاطر سی هزار کشته نه تنها عذاب نمی کند بلکه پاداش می دهد!
امام خمینی هم این جا نهایتاً اجتهاد کرده (اشتباه کرده) خدا یک پاداش هم به او می دهد حرفی دارید بگویید با مبنای شما هیچ مشکلی ندارد.
عزیزان خواستند مطلب را ببینند این مطلب در کتاب الطهارة، جلد 3، صفحه 457 است.
انشاء الله بقیه بحث در جلسه آینده.
والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته



ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين