نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
آيا شيعه معتقد به تحريف قرآن است؟
کد مطلب: 1599 تاریخ انتشار: 06 آبان 1391 تعداد بازدید: 3904
اخبار » عمومي
آيا شيعه معتقد به تحريف قرآن است؟

قرآن، معيار تشخيص حق و باطل و مايه جدايي درست از نادرست است؛ به اين معنا كه هر سخني حتي آنچه به اسم روايات به ما مي رسد، بايد به قرآن بازگردانده شود، اگر با آيات آن سازگار است، حق و در غير اين صورت، باطل است.
به گزارش «شيعه نيوز»، مشهور دانشمندان شيعه برآنند كه هيچ گونه تحريفي در ساحت مقدس قرآن راه نيافته و قرآني كه امروز در دست ما است، همان كتاب آسماني است كه بر پيامبر گرامي نازل شد و هيچ زياده و نقصاني در آن صورت نگرفته است. براي روشن شدن اين سخن، به چند گواه روشن در اين زمينه، اشاره مي كنيم: نخست: پروردگار عالم صيانت و پاسداري از كتاب آسماني مسلمانان را تضمين نموده و مي فرمايد: « اِنّا نَحْنُ نَزَّلْناالذِّكْرَ وَانّا لَهُ لَحافِظُوْنَ » ما قرآن را فرو فرستاديم و يقيناً از آن نگهباني مي كنيم. روشن است كه شيعيان جهان، از آنجا كه قرآن را به عنوان سرلوحه انديشه و رفتارخود قرار مي دهند، به اين آيه شريفه ارج نهاده و به پيام آن در حفظ و صيانت كتاب خدا، ايمان دارند. دوم: پيشواي بزرگ شيعيان علي ( عليه السلام ) كه خود همواره همراه پيامبرگرامي و از كاتبان وحي بود، در مناسبتهاي گوناگون ، مردم را به سوي همين قرآن، دعوت فرموده است كه برخي از سخنان آن حضرت را يادآور مي شويم: «واعلموا أنّ هذا القرآن هو النّاصح الّذي لايغشّ و الهادي الّذي لايضلّ » بدانيد كه اين قرآن، موعظه گري است كه هرگز غش و خيانت نمي كند و راهنمايي است كه هرگز گمراه نمي سازد. « اِنَّ اللهَ سُبْحانَهُ لَمْ يَعِظْ أحَداً بِمِثْلِ هذَا الْقُرآنِ فَإنَّهُ حَبْلُ اللهِ الْمَتِيْنُ وَسَبَبُهُ الْمُبِيْنُ».

خداوند سبحان، هرگز كسي را به مانند اين قرآن نصيحت نفرموده است، قرآن ريسمان ستبر الهي و وسيله استوار خداست « ثم أنزل عليه الكتاب نوراً لا تطفأ مصابيحه، و سراجاً لايخبوا توقّده و منهاجاً لايضلّ نهجه و فرقاناً لايخمد برهانه» سپس خداوند كتابي را فرو فرستاد كه نوري است خاموش نشدني و چراغي است كه هرگز بي فروغ نمي شود و راهي است كه هرگز رهروانش را گمراه نمي سازد و مايه جدايي حق و باطل است كه هيچگاه دچار خمودي برهان نمي گردد. از سخنان والاي پيشواي بزرگ شيعيان، به خوبي روشن مي گردد كه قرآن كريم بسان چراغ فروزاني است كه تا ابد، روشنگر راه انسانهاي پيرو آن،باقي خواهد ماند و هيچگونه دگرگوني كه موجب خاموشي فروغ آن و يا باعث گمراهي انسانها گردد، در آن راه نخواهد يافت.

اگر تحريف در قرآن راه يابد، تمسك به آن موجب هدايت نمي شود

سوم: دانشمندان شيعه، اتفاق نظر دارند كه پيامبر گرامي فرمود: من در ميان شما دو يادگار سنگين و گرانبها به جاي مي گذارم ؛ يكي كتاب خدا ( قرآن ) و ديگر اهل بيت و عترتم، مادام كه به آن دو تمسك جوييد، هرگز گمراه نمي شويد. اين حديث، از احاديث متواتر اسلامي است كه هر دو گروه شيعه و سني آن را نقل كرده اند. از اين بيان نيز به روشني معلوم مي گردد كه از نظر شيعه، كتاب خدا ( قرآن ) هرگز دچار دگرگوني نخواهد شد؛ زيرا اگر تحريف در قرآن راه يابد، تمسك به آن موجب هدايت و رفع گمراهي نمي شود و اين نتيجه، با نص اين روايت متواتر، ناسازگار است. چهارم: در روايات پيشوايان شيعه، كه همه دانشمندان و فقيهان ما آنها را نقل كرده اند، به اين حقيقت تصريح شده است كه قرآن، معيار تشخيص حق و باطل و مايه جدايي درست از نادرست است؛ به اين معنا كه هر سخني حتي آنچه به اسم روايات به ما مي رسد، بايد به قرآن بازگردانده شود، اگر با آيات آن سازگار است، حق و درست و در غير اين صورت، باطل و نادرست خواهد بود. روايات در اين زمينه، در كتابهاي فقهي و روايي شيعه بسيار است كه به يكي از آنها اشاره مي كنيم: امام صادق عليه السلام مي فرمايد:«ما لَمْ يُوافِقْ مِنَ الْحَدِيْثِ الْقُرآنَ فَهُوَ زُخْرُفٌ» هر سخني كه با قرآن سازگار نباشد، بيهوده و باطل است. از اين روايات نيز به خوبي روشن مي گردد كه دگرگوني، در قرآن راه ندارد و لذا اين كتاب مقدس، تا ابد مي تواند به عنوان ميزان شناخت حق و باطل، قلمداد شود. پنجم: دانشمندان بزرگ شيعه كه همواره پيشتازان فرهنگ اسلام و تشيع بوده اند، به اين حقيقت اعتراف كرده اند كه قرآن كريم هرگز دچار دگرگوني نخواهد شد. گرچه شمارش همه اين بزرگان دشوار است، ليكن به عنوان نمونه به برخي از آنها اشاره مي كنيم :1- ابوجعفر محمد بن علي بن حسين بابويه قمي، معروف به «صدوق» (متوفاي 381 هـ) مي فرمايد: اعتقاد ما درباره قرآن اين است كه آن سخن خدا و وحي است و كتابي است كه باطل و نادرسي در آن راه ندارد و از جانب پروردگار حكيم و دانا نازل گرديده است و او فرو فرستنده و نگهبان آن مي باشد»

همه مسلمانان بر عدم فزوني قرآن، اتفاق نظر دارند

2 ـ سيد مرتضي علي بن حسين موسوي علوي، معروف به «علم الهدي»(متوفاي 436 هـ) مي فرمايد:گروهي از صحابه پيامبر؛ مانند عبدالله بن مسعود و اُبيّ بن كعب و غير آنها،بارها همه قرآن را از اول تا به آخر، بر پيامبر گرامي خواندند و همه اين ها به خوبي بر اين حقيقت گواهي مي دهند كه قرآن گردآوري شده و مرتب و بدون كاستي و پراكندگي بوده است. 3 ـ ابوجعفر محمد بن حسن طوسي معروف به «شيخ الطائفه»(متوفاي 460 هـ ) مي فرمايد «اما سخن در فزوني ياكاستي قرآن، از مطالبي است كه در خور اين كتاب نمي باشد؛ زيرا همه مسلمانان بر عدم فزوني قرآن، اتفاق نظر دارند و در مورد كاستي آن هم، ظاهر مذهب مسلمانان، برخلاف آنانست و اين گفتار(عدم زيادتي درقرآن)به مذهب ما سزاوارتر است. اين سخن را سيد مرتضي پذيرفته و تأييد نموده است و ظاهر روايات نيز همين حقيقت را به ثبوت مي رساند. اندكي از مردم، به رواياتي در مورد نقصان آيات و يا جابه جايي آنها اشاره كرده اند كه از طريق شيعه و اهل سنت رسيده است ولي اين روايات، از قبيل خبرهاي واحد هستند كه موجب علم و ياعمل بر طبق آن نمي شوند و بهتر آن است كه از آنها اعراض شود» 4 ـ ابوعلي طبرسي، صاحب تفسير«مجمع البيان» مي فرمايد: در مورد فزوني قرآن، همه امت اسلامي، بر بي پايگي آن، اتفاق نظر دارند، و اما در موردكاسته شدن آيات آن، اندكي از اصحاب ما و گروهي از فرقه «حشويه» از اهل سنت رواياتي آورده اند، ولي آنچه از مذهب ما پذيرفته شده و صحيح است، برخلاف آن مي باشد.

5 ـ علي بن طاووس حلي معروف به«سيد بن طاووس»(متوفاي 664 هـ) مي فرمايد: نظر شيعه آن است كه دگرگوني در قرآن راه ندارد.
6 ـ شيخ زين الدين عاملي(متوفاي 877 هـ) در تفسير آيه « اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكْرَ وَاِنّا لَهُ لَحافِظُوْنَ» مي فرمايد: يعني ما قرآن را از هر دگرگوني و تغيير و فزوني محافظت و پاسداري
مي نماييم.
7 ـ قاضي سيد نورالدين تستري، صاحب كتاب احقاق الحق،(متوفاي 1019 هـ) مي فرمايد: آنچه برخي به شيعه اماميه نسبت داده اند كه آنان به دگرگوني قرآن قائل هستند، مورد پذيرش همه شيعيان نيست. تنها اندكي از آنان، چنين عقيده اي دارند كه درميان شيعيان، به آنان اعتنا نمي شود.

8 ـ محمد بن حسين، معروف به «بهاءالدين عاملي»(متوفاي1030هـ) مي فرمايد: صحيح آن است كه قرآن عظيم، از هرگونه فزوني و كاستي مصون است و اين كه گفته مي شود نام اميرمؤمنان عليه السلام از قرآن حذف شده است ! نزد دانشمندان پذيرفته نيست و هر كس كه در تاريخ و روايات كاوش كند، مي داند كه قرآن به دليل تواتر روايات و نقل هزاران تن از صحابه ثابت و استوار است و همه آن در زمان پيامبر گرامي، گردآوري شده است.9 ـ فيض كاشاني، صاحب كتاب وافي(متوفاي 1091 هـ) پس از آن كه آياتي از قبيل «اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكْرَ وَاِنّا لَهُ لَحافِظُوْنَ» را كه بر عدم دگرگوني قرآن دلالت دارند، ذكر مي كند، مي فرمايد:در اين هنگام، چگونه ممكن است تحريف و دگرگوني در قرآن راه يابد؟ علاوه بر اين كه روايات تحريف، مخالف كتاب خدا است. پس بايد اين روايات را بي پايه دانست.

قرآن به دليل تواتر روايات و نقل هزاران تن از صحابه، ثابت و استوار است

10 ـ شيخ حر عاملي(متوفاي 1104 هـ) مي فرمايد:«انسان كاوشگر درتاريخ و اخبار؛ بدرستي مي داند كه قرآن به دليل تواتر روايات و نقل هزاران تن از صحابه، ثابت و استوار است و در زمان پيامبر، گردآوري شده و منظم بوده است.
11 ـ محقق بزرگوار «كاشف الغطاء» در كتاب معروف خود «كشف الغطاء» مي گويد: شكي نيست كه قرآن، در پرتو حفظ و صيانت الهي، از هر كمبود( و دگرگوني) محفوظ مانده است، چنانكه صريح قرآن و اتفاق نظر دانشمندان در همه عصرها بر آن گواهي مي دهد و مخالفت گروه اندكي، قابل اعتنا نمي باشد.

12 ـ رهبر انقلاب اسلامي، امام خميني(قدس سره) نيز در اين زمينه سخني دارند كه به عنوان گواه روشن ديگر، آن را يادآور مي شويم: هركس به عنايت مسلمانان در مورد گردآوري قرآن و نگهباني و ضبط وتلاوت و نوشتن آن، آگاه باشد، بر بي پايگي پندار « تحريف قرآن» گواهي مي دهد وآن را غيرقابل باور مي يابد و اخباري كه در اين زمينه وارد شده، يا ضعيف است كه نمي توان به آنها استدلال نمود و يامجهول است كه نشانه هاي ساختگي بودن آنها آشكار مي باشد و يا رواياتي است كه مضمون آنها، تأويل و تفسير قرآن است و يا اقسام ديگر كه بيان آنها به تأليف كتابي جامع در اين مورد نياز دارد و اگر بيم خارج شدن از موضوع بحث نمي رفت، تاريخ قرآن و آنچه در طول قرنها برآن گذشته را شرح مي داديم و روشن مي ساختيم كه قرآن مجيد، درست همين كتاب آسماني است كه در دست ما است و اختلاف نظري كه در ميان قاريان قرآن وجود دارد ، امري جديد است كه هيچ ارتباطي با آنچه كه جبرئيل امين بر قلب پاك پيامبر گرامي نازل نمود ، ندارد»

نتيجه : جمهور مسلمانان ، اعم از شيعه و سني برآنند كه اين كتاب آسماني ، درست همان قرآني است كه بر پيامبر گرامي، فرو فرستاده شده است و از هرگونه تحريف و دگرگوني و فزوني و كاستي در امان است. با اين بيان، بي پايگيِ نسبت ناروايي كه به شيعيان داده اند، به ثبوت مي رسد و اگر نقل روايات ضعيفي در اين مورد موجب اين اتهام گرديده است ، مي گوييم نقل اين روايات به فرقه اندكي از شيعه اختصاص ندارد ؛ زيرا جمعي از مفسران اهل سنت نيز اينگونه روايات ضعيف را نقل كرده اند كه به چند نمونه از آنها اشاره مي كنيم: الف) ابوعبدالله محمد بن احمد انصاري قرطبي در تفسير خود از ابوبكر انبازي و او نيز از اُبيّ بن كعب روايت مي كند كه سوره احزاب ( با هفتاد و سه آيه ) در زمان پيامبر به اندازه سوره بقره ( كه دويست و هشتاد و شش آيه دارد ) بوده است و آيه « رجم » نيز در اين سوره قرار داشته هم اكنون اثري از چنين آيه اي در سوره احزاب به چشم نمي خورد! نيز در همين كتاب، از عايشه نقل مي كند كه گفته است: سوره احزاب در زمان پيامبر دويست آيه داشته، پس چون مصحف نوشته شد، به بيش از آنچه كه الآن موجود است دست نيافتند ! ب) صاحب كتاب «الاتقان» نقل مي كند كه عدد سوره هاي مصحب «اُبيّ» يكصد و شانزده سوره بوده است؛ زيرا دو سوره ديگر به نامهاي «حفد» و «خلع» در آن وجود داشته است در حالي كه همه مي دانيم قرآن كريم يكصد و چهارده سوره دارد و از آن دو سوره (حفد و خلع) در قرآن، اثري نيست.
ج) هبة الله بن سلامه، در كتاب «الناسخ و المنسوخ» از انس بن مالك نقل مي كند كه گفته است:در زمان پيامبر سوره اي را مي خوانديم كه به اندازه سوره توبه بود و من تنها يك آيه از آن را حفظ كرده ام و آن اين است: لَوْ اَنّ لاِبْنِ آدَمَ وادِيانِ مِنَ الذَّهَبِ لاَبْتَغي اِلَيْهِما ثالِثاً وَلَوْ اَنَّ لَهُ ثالِثاً لاَبْتَغي اِلَيْها رابِعاً وَلاَيَملأ جَوفَ اِبْنِ آدَمَ اِلاّ التُرابُ وَيَتُوبُ اللهُ عَلي مَنْ تابَ ! در حالي كه مي دانيم چنين آيه اي در قرآن يافت نمي شود و اصولاً با بلاغت قرآن نيز سازگار نمي باشد. د) جلال الدين سيوطي در تفسير«در المنثور» از عمربن خطاب روايت مي كند كه سوره احزاب به اندازه سوره بقره بوده و در آن نيز آيه «رجم» وجود داشته است.بنابراين ، گروه اندكي از دو فرقه شيعه و سني ، روايات ضعيف و سست بنياني را در مورد « وقوع دگرگوني در قرآن»نقل كرده اند. اين روايات ضعيف، از ديدگاه اكثريت قريب به اتفاق مسلمانان؛ اعم از تشيع و تسنن پذيرفته نشده است، بلكه نص آيات قرآن و روايات صحيح ومتواتر اسلامي واجماع واتفاق هزاران تن از اصحاب پيامبر و اتفاق مسلمانان جهان بر آن است كه هيچگونه تحريف ، تغيير ، فزوني و كاستي در قرآن مجيد ، راه نداشته و ندارد.


Share
1 | مدير وبلاگ وهابيت خاري در چشم اسلام | Iran - Qom | 22:34 - 09 آبان 1391 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
اين وهابيان براي اين که بتوانند ادعاي تحريف را به شييعه نسبت دهند حاضر شده اند کتب خود را تحريف کنند علاقمندان مي توانند گوشه از تحريف حقايق را در کتب اين فرقه ضاله در آدرس زير ببينند: http://www.alvahhabi.blogfa.com/post/57
2 | محسن فرجي خواه | United States - Franklin | 24:14 - 13 مرداد 1393 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
از اطلاعات بسيار مفيد شما بسيار سپاسگذارم. در مباحثي که با برادران اهل سنت و يا دوستاني که مطالعه کمي دارند از آنها بوفور استفاده ميکنم. اميدوارم در تمامي مراحل موفق و پيروز باشيد.
3 | مجتبی | Iran - Yazd | 16:55 - 26 تير 1394 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام
ایا شیعه هیچ روایتی دارد که بگه قران تحریف شده ؟(اصول کافی)

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
لزومي ندارد دها نظر به صورت تمسخر در اين خصوص بفرستي و روايت را نقل نکني و فقط اصول کافي را اسم ببري اگر در اين خصوص بحثي و يا روايتي داري نقل بکن تا پاسخ شما را بدهيم؟!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
4 | سلام | Poland - Warsaw | 07:54 - 04 آذر 1395 |
0
 
 
0
پاسخ نظر
سلام در حدیث زیر محمد بن عمرو و المثنی چه کسانی هستند؟ و ایا این حدیث اعتقاد مجاهد را به تحریف قران می رساند؟
7323 - حدثني محمد بن عمرو قال : حدثنا أبو عاصم ، عن عيسى ، عن ابن أبي نجيح ، عن مجاهد في قوله : " وإذ أخذ الله ميثاق النبيين لما آتيتكم من كتاب وحكمة " قال : هي خطأ من الكاتب ، وهي في قراءة ابن مسعود : " وإذ أخذ الله ميثاق الذين أوتوا الكتاب " . [ ص: 554 ]
7324 - حدثني المثنى قال : حدثنا أبو حذيفة قال : حدثنا شبل ، عن ابن أبي نجيح ، عن مجاهد مثله .
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
مراد از محمد بن عمرو، محمد بن عمرو بن عباد بن جبلة بن أبي رواد است که ثقه و از روایت مسلم است مقصود از مثنی نیز محمد بن المثنى بن عبيد بن قيس بن دينار می باشد که ثقه و از روایت صحیحین است
متن مورد نظر نیز که نقل کردید و تحریف را دارد در قرآن ثابت می کند، حتی در تفاسیر اهل سنت نیز نقل شده است که مجاهد نیز نظرشان این است که آیه «وإذ أخذ الله ميثاق النبيين لما آتيتكم من كتاب وحكمة ».. خطا می باشد همچنانکه ابن جوزی می نویسد:
قال مجاهد والربيع بن أنس هذه الآية خطأ من الكتاب وهي في قراءة ابن مسعود ) وإذ أخذ الله ميثاق الذين أوتوا الكتاب
زاد المسير في علم التفسير ، عبد الرحمن بن علي بن محمد الجوزي الوفاة: 597 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1404 ، الطبعة : الثالثة ج 1 ص 415
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :