پيدا كردن مطالب ضدقرآني در كتب محمدبن عبدالوهاب،كار زياد مشكلي نيست،شما كافي ست براي نمونه به صفحه 8 و 9 كتاب توحيد اين شخص،مراجعه كنيد، روايتي از معاذبن جبل آورده كه:
كنت رديف النبي -صلي الله عليه وسلم- علي حمارٍ فقال لي: <<يا معاذ، اَتدري ما حقّ الله علي العِباد، و حق العِباد علي الله؟» قلت: الله ورسوله أعلم، قال «حقُّ الله علي العباد اَن يَعبُدوه و لايُشرِكوا به شيئاً و حقّ العبادِ علي الله اَن لايُعَذِّبَ من لايُشرك به شيئاً» قلتُ: يا رسول الله أَفلا اُبَشّر النّاس؟ قال: لاتُبشِّرهُم فَيَتّكلوا>>.
معاذ مي گويد: من پشت سر رسول خدا، سوار بر مركب ايشان بودم كه فرمود: اي معاذ! مي داني حق خدا بر بندگان و حق بندگان بر خدا چيست؟ گفتم: الله و رسولش بهتر مي دانند. فرمود: حق خدا بر بندگان اينست كه او را بپرستند و با او چيزي را شريك نسازند و حق بندگان، بر خدا اينست كه عذاب ندهد كسي را كه با او چيزي را شريك نگرفته است.
گفتم: اي رسول خدا، آيا مردم را به اين، بشارت ندهم؟ فرمود: خير. زيرا بر همين اكتفا مي كنند(و ديگر كار خير و عمل صالحي انجام نمي دهند)



تضاد اين مطلب محمدبن عبدالوهاب با قرآن:
1- ميگويد:حق بندگان، بر خدا اينست كه عذاب ندهد كسي را كه با او چيزي را شريك نگرفته است.اين خلاف صريح قرآن هست.زيرا قران در سوره بقره25 مي فرمايد:بعد از اينكه مردم ايمان آوردند،بايد عمل صالح داشته باشند،تا وارد بهشت بشوند.
وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِ ي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ...به كساني كه ايمان آورده، و كارهاي شايسته انجام داده اند، بشارت ده كه باغهايي از بهشت براي آنهاست كه نهرها از زير درختانش جاريست....بقره25
2- معاذ ميگويد:به رسول خداص گفتم: اي رسول خدا، آيا مردم را به اين، بشارت ندهم؟ فرمود: خير.اين بشارت را به مردم ندهيد! اين نيز خلاف قرآن هست...آنجا كه مي فرمايد:
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا..و ما تو را جز بشارت دهنده و هشداردهنده براي تمام مردم، نفرستاديم سبا 28
3- معاذ ميگويد:گفتم: اي رسول خدا، آيا اين را به مردم بگويم: فرمود: خير،نگو..اين نيز خلاف قرآن است.چون قران مي فرمايد:يَا أَيُّهَا الرَّ سُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّ بِّكَ...اي پيامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوي تو نازل شده، ابلاغ كن و به مردم بگو.
4- پيامبرص (در اين چيزي كه محمدبن عبدالوهاب گفته) مي فرمايد:اين پيام و اين خبر را به مردم نرسان و به آنان نگو،يعني پيامبرص خواسته كتمان كند آنچه را كه خدا به او وحي كرده كه به مردم برساند! اين هم خلاف قرآن هست.زيرا قرآن مي فرمايد:إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَي مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَـئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ..كساني كه دلايل روشن، و وسيله هدايتي را كه نازل كرده ايم، بعد از آنكه در كتاب براي مردم بيان نموديم، كتمان كنند، خدا آنها را لعنت مي كند؛بقره159
5- در اينجا،پيامبرص به معاذ فرموده: اي معاذ،به مردم نگو..اما معاذ آمده و گفته:آهاي مردم،پيامبر اين رو به من گفته و حتي گفته به مردم نگو! اما من ميگم!! اين نيز مخالف قرآن هست.چون قرآن مي فرمايد:مَا آتَاكُمُ الرَّ سُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا...آنچه را رسول خدا براي شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهي كرده خودداري نماييد؛حشر7
6- معاذ بن جبل گفته:پيغمبر به من گفته به مردم نگم،اما ميگم،حالا ما فرض مي كنيم كه معاذ اشتباه كرده و آمده اين را گفته!آقاي محمدبن عبدالوهاب،شما چرا آمدي و اين را گفتي و اين رو در اول كتاب توحيد آورده ايي؟پس خود محمدبن عبدالوهاب هم خلاف دستور پيغمبرص عمل كرده كه اين را آورده است.
7-محمد بن عبدالوهاب ميگويد:پيغمبر(ص)فرموده::قال: لاتُبشِّرهُم فَيَتّكلوا>>.گفتم: اي رسول خدا، آيا مردم را به اين، بشارت ندهم؟ فرمود: خير. زيرا بر همين اكتفا مي كنند(و ديگر كار خير و عمل صالحي انجام نمي دهند) در حقيقت پيغمبر نمي خواسته كه مردم به رحمت خدا اميدوار باشند تا مبادا سراغ اعمال صالح بروند! پيغمبر ترسيده و نگفته،اما محمدبن عبدالوهاب نترسيده و آمده و گفته!! اين نيز از جهاتي مخالف قرآن هست.چون قران مي فرمايد:قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَ فُوا عَلَي أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّ حْمَةِ اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا...بگو: «اي بندگان من كه بر خود ستم كرده و گناه كرده اييد، از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مي آمرزد..زمر53
حال اي سينه چاكان محمدبن عبدالوهاب،چه پاسخي براي اينها داريد؟



ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين
خيلي عالي بود